Tag Archives: ترجمه داستان انگلیسی به فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های کوتاه انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت دوم)

توسط | خرداد ۱۲, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت دوم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Hester Prynne – Chapter 1

In the 1600s, Boston, Massachusetts, was only a small town. Outside the town there was a small, dark building. This was the prison.

در دهه ۱۶۰۰ بوستون، ماساچوست، تنها شهر کوچکی بود. بیرون شهر ساختمان سیاه کوچکی بود. اینجا زندان بود.

One morning in June a large crowd of people waited outside the prison door. They wore dark clothes.

یک روز صبح در ماه ژوئن جمعیت زیادی بیرون در زندان منتظر بودند. آنها لباس های تیره به تن داشتند.

"Hester Prynne is a child of the Devil," said an ugly woman in the crowd.

در میان جمعیت یک زن زشت رو گفت: "هستر پرین فرزند شیطان است."

 

"That is right," said a man in a tall, gray hat. "Why don't they punish her with fire?"

مردی با کلاه بلند خاکستری گفت: "درست است. چرا او را با آتش مجازات نمی کنند؟"

"Why don't they kill her?" a third person wanted to know.

شخص سوم می خواست بداند "چرا او را نمی کشند؟"

"Be quiet!" somebody called from the front of the crowd. "They are opening the prison door."

کسی در جلوی جماعت فریاد زد: "آرام! در زندان را باز می کنند."

The crowd was quiet. The door opened and a small man in black clothes came out. A woman in a colorful dress followed him.

جمعیت آرام شد. در باز شد و مرد کوچک اندامی با لباس های سیاه بیرون آمد. زنی با پیراهن رنگی در پی اش آمد.

She was a tall woman with a strong, beautiful face and large, dark eyes. Her long, black hair shone in the sunlight.

او زنی بلند قد با چهره ای استوار و زیبا و چشمانی بزرگ و سیاه بود. موی بلند سیاهش در نور خورشید می درخشید.

There was a baby in her arms and a big, red letter "A" on the front of her dress.

بچه ای در آغوشش و حرف بزرگ قرمز A روی سینه پیراهنش بود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جالب و خواندنی انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت بیست و دوم)

توسط | اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و دوم از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

The girls went to their father and kissed him. They were very, very happy.

دختران به سوی پدرشان رفتند و او را بوسیدند. آنان بسیار بسیار خوشحال بودند.

"Quietly,girls," Mrs. March said. "Beth is sleeping!"

خانم مارچ گفت: "آرام، دخترها. بت خوابیده!"

But Beth came down from her bedroom.

اما بت از اتاق خوابش پایین آمد.

"Oh, Father, it's you!" she said.

او گفت: "اوه، پدر، تویی!"

 

In the morning, Mr, Brooke talked to Meg.

بامدادان، آقای بروک با مگ صحبت کرد.

"I love you," he said. "Do you love me?"

او گفت: "من تورا دوست دارم. تو هم مرا دوست داری؟"

"I'm only seventeen," Meg said. "I don't know …"

مگ گفت: "من فقط هفده سال دارم. نمی دانم …"

Then Aunt March came into the room. Mr. Brook went out quickly.

سپس عمه مارچ به درون اتاق آمد. آقای بروک شتابان بیرون رفت.

"Where are your mother and father?" Aunt March said. "And what's that man saying to you?"

عمع مارچ گفت: "مادر و پدرت کجا هستند؟ و آن مرد دارد به تو چه می گوید؟"

"He's father's friend, Aunt March!" Meg said.

مگ گفت: "او دوست پدر است، عمه مارچ!"

"Then why is your face is red?" Aunt March said. "You can't marry him. He doesn't have any money! I'm not going to give you my money."

عمه مارچ گفت: "پس چرا صورتت سرخ شده؟ تو نمی توانی با او ازدواج کنی. او هیچ پولی ندارد! من پول خودم را به تو نخواهم داد."

Meg was very angry.

مگ بسیار خشمگین شد.

"I don't want your money, Aunt March! John loves me, and he's a good man. We can work for our money. I am going to marry him."

"من پولتان را نمی خواهم، عمه مارچ! جان دوستم دارد، و مرد خوبی هم هست. ما می توانیم برای پولمان کار کنیم. من با او ازدواج خواهم کرد."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت پانزدهم)

توسط | فروردین ۱۸, ۱۳۹۷

اکنون قسمت پانزدهم از فصل هفتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

That summer was a happy time, but winter came.

تابستان آن سال اوقات خوشی بود، ولی زمستان آمد.

In October the days were cold and short.

در اکتبر روزها سرد و کوتاه بودند.

Jo was in the house one day. She looked at the little book in front of her.

یک روز جو در خانه بود. او به کتاب کوچک جلویش نگاه کرد.

"There!" she said. "I can take it now."

او گفت: " خوب، حالا می توانم ببرمش."

She went quietly out of the window. Her mother and sisters didn't see her.

او به آرامی از پنجره به بیرون رفت. مادر و خواهرانش او را ندیدند.

Jo went to an office in town. Laurie was in town too, and he waited for her. She came out into the street, and her face was red.

جو به دفتری در شهر رفت. لاری نیز در شهر بود، و انتظار او را می کشید. جو بیرون به خیابان آمد، (در حالی که) چهره اش سرخ شده بود.

"What's wrong?" Laurie asked.

لاری پرسید: "چی شده؟"

" I went to the newspaper office with two stories," Jo said. "The man said," 'Come again in a week.' He's going to read them."

جو گفت: "من با دوتا داستان رفتم به دفتر روزنامه. آن مرد گفت: 'یک هفته دیگر برگرد.' می خواهد آنها را بخواند."

" That's very good!" Laurie said. "Josephine March, the famous American writer! But Jo, I want to talk to you about Meg's glove – I know about it."

لاری گفت: " این خیلی خوب است! جوزفین مارچ، نویسنده ی مشهور آمریکایی! ولی جو، می خواهم راجع به دستکش مگ با تو صحبت کنم – من در موردش می دانم."

"Where's the glove?" Jo asked.

جو پرسید: "دستکش کجاست؟"

"It's in Mr. Brooke's coat," Laurie said.

لاری گفت: " در کت آقای بروک است."

"Oh no!" Jo thought, "Mr. Brooke loves Meg! He's going to take her away from us!"

جو اندیشید: "اوه نه! آقای بروک مگ را دوست دارد. او می خواهد مگ را از ما بگیرد."

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *