Tag Archives: کتاب های داستان انگلیسی سطح بندی شده

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

بهترین داستان انگلیسی به زبان فارسی – زنان کوچک (قسمت دوازدهم)

توسط | اسفند ۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت دوازدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 6 – Amy is angry again  (امی باز هم خشمگین می شود)

"Meg, Jo, where are you going?" Amy asked one saturday afternoon.

بعدازظهر یک روز شنبه امی پرسید: "مگ، جو کجا می روید؟"

"You can't come, Amy!" Jo said.

جو گفت: "تو نمی توانی بیایی، امی."

"I know!" Amy said. "You're going to the theatre with Laurie. I'm coming, too! I have a little money."

امی گفت: "من می دانم! شما با لاری می روید به تئاتر. من هم می آیم! کمی پول دارم."

 

"It's isn't for little girls," Jo said. "And Laurie asked us."

جو گفت: "برای دخترهای کوچولو نیست. تازه لاری هم از ما درخواست کرد."

Amy was very angry.

امی بسیار خشمگین شد.

"You're going to be sorry, Jo March," she said.

او گفت: "پشیمان می شوی، جو مارچ."

Then Laurie arrived, and Meg and Jo went to the theatre with him.

سپس لاری رسید، و مگ و جو با او به تئاتر رفتند.

In the morning, Jo asked, "Where's my book?"

در بامداد، جو پرسید: "کتاب من کجاست؟"

Jo liked writing stories, and she was a good writer, There was many years' work in that book.

جو دوست داشت داستان بنویسد، و نویسنده ی خوبی بود. (نتیجه ی) سال ها کوشش در آن کتاب بود.

Meg and Beth said, "We don't know."

مگ و بت گفتند: "نمی دانیم."

Amy was quiet.

امی ساکت بود.

"Do you have it, Amy?" Jo asked.

جو پرسید: "دست توست، امی؟"

"No, I don't," Amy said.

امی گفت: "نه، نیست."

"Amy…!" Jo said. "Where is it?"

جو گفت: "امی…! کجاست؟"

"I burned it!" Amy answered.

امی پاسخ داد: "سوزاندمش!"

"You burned my book!" said Jo, "My stories were in it! You bad girl!"

جو گفت: "کتابم را سوزاندی! داستان هایم در آن بود! دختر بد!

She hid Amy and walked away.

او امی را زد و دور شد.

Later, Jo came down again.

بعدا دوباره جو به پایین آمد.

"I'm very, very sorry, Jo!" Amy said.

امی گفت: "من خیلی خیلی متاسفم، جو."

But Jo didn't look at her.

ولی جو به او نگاه نکرد.

In the evening, Mrs. March talked to Jo.

در شامگاه، خانم مارچ با جو صحبت کرد.

"Amy did a very bad thing," she said. She kissed her daughter."But please be friends with her. Don't be angry now."

"امی کار خیلی بدی کرد." این را گفت و دخترش را بوسید. "ولی لطفا با او آشتی کن. حالا دیگر عصبانی نباش."

"I don't like her, and I don't want to be friends," Jo answered, and she went to bed.

جو پاسخ داد." دوستش ندارم، و نمی خواهم آشتی کنم." و به رختخواب رفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه و جذاب انگلیسی – زنان کوچک (قسمت یازدهم)

توسط | اسفند ۵, ۱۳۹۶

اکنون قسمت یازدهم از فصل پنجم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Amy walked to Mr. Davis’s table at the front of the room.

امی به سوی میز آقای دیویس در جلوی اتاق رفت.

He said, “Never bring candy to school again! Do you hear me?”

(آموزگار) گفت: " دیگر هیچوقت شیرینی به مدرسه نیاور! می شنوی؟"

“Yes, Mr. Davis,” Amy said.

امی گفت: " بله آقای دیویس."

Then he said, “Your hand, Miss March.”

سپس (آموزگار) گفت: " دستت، دوشیزه مارچ."

Amy closed her eyes, and Mr. Davis hit her hand.

امی چشمانش را بست، و آقای دیویس روی دستش زد.

“Now stand here at my table,” he said. “Don’t move.”

او گفت: "حالا همینجا کنار میز من بایست. تکان نخور."

Amy’s face was red and she was very unhappy.

چهره ی امی سرخ شده بود و او بسیار غمزده بود.

Later, the teacher said, “You can sit down now, Miss March.”

بعدا، آموزگار گفت: "حالا می توانی بنشینی، دوشیزه مارچ."

But Amy didn’t sit down. She didn’t talk to Mr. Davis or the girls. She was angry and unhappy. She went home.

ولی امی ننشست. او با آقای دیویس یا دختران حرف نزد. او خشمگین و غمزده بود. او به خانه رفت.

“Amy, what’s wrong?” Mrs. March asked. “Why are you home from school early?”

خانم مارچ پرسید: "امی چی شده؟ چرا زود از مدرسه آمدی؟"

Amy said, “Mr. Davis hit me because I had candy at school.”

امی گفت: "  آقای دیویس مرا زد چون شیرینی به مدرسه برده بودم."

Mrs. March was angry now.

اکنون خانم مارچ خشمگین بود.

“Mr. Davis hit you!” she said. “That’s not right, and I’m going to write a letter to the school. You can stay at home. Beth’s teacher can teach you too.”

او گفت: " آقای دیویس تو را زد! این درست نیست، و من نامه ای به مدرسه می نویسم. تو می توانی در خانه بمانی . معلم بت به تو هم می تواند درس بدهد."

“Good,” Amy said.

امی گفت: " خوب است."

“But Amy,” Mrs. March said, “You were bad. Mr. Davis doesn’t like candy at school, and you know that.”

خانم مارچ گفت: " ولی امی، تو بد بودی. آقای دیویس از شیرینی در مدرسه خوشش نمی آید و تو این را می دانی."

Amy thought about that. Then she said, “Yes, I wasn’t very good. I wanted to be important, and that was wrong. I’m sorry.”

امی در این مورد اندیشید.  سپس او گفت: "بله، من خیلی خوب نبودم. من می خواستم مهم باشم، و این اشتباه است. متاسفم."

Amy’s mother and her sisters looked at her and smiled.

مادر امی و خواهرانش به او نگریستند و لبخند زدند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *