Tag Archives: کتاب داستان نوجوانان

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل)
امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف.
با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.
 پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد
همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر
نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه
و امکانات بی شمار دیگر…
برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید :
هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel
pack-film
آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts
telegram-german telegram-story

داستان های جذاب و ساده زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت هشتم)

توسط | بهمن ۱۸, ۱۳۹۶

اکنون قسمت هشتم از فصل چهارم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Jo went into Laurie's house and they talked.

جو به درون خانه ی لاری رفت و صحبت کردند.

Jo thought, "Laurie doesn't see many people – only old Mr. Laurence and his teacher, Mr. Brooke."

جو اندیشید: "لاری آدم های زیادی را نمی بیند – فقط آقای لارنس پیر و معلمش آقای بروک."

"What are you thinking, Miss Jo?" Laurie said.

لاری گفت: "به چه فکر می کنید، خانم جو؟"

She answered,"Come and visit us. You can meet Mother and my sisters. Beth can play the piano and Amy can dance for you. Meg and I can talk to you."

جو پاسخ داد: "به دیدن ما بیایید. می توانید مادر و خواهرانم را ملاقات کنید. بت می تواند برایتان پیانو بزند و امی هم بریتان برقصد. مگ ومن هم می توانیم با شما حرف بزنیم."

Laurie smiled. "I'd like that," he said.

لاری لبخند زد و گفت: "خوشحال می شوم."

There was a noise at the door. Then Laurie said, "Excuse me, the doctor's here. Can you wait?"

صدایی از سمت در آمد. سپس لاری گفت: "ببخشید، دکتر آمده. می توانید منتظر باشید."

"Yes, of course," Jo said.

جو گفت: "بله، البته."

In the room there was a picture of Mr. Laurence.

در اتاق تصویری از آقای لارنس بود.

Jo looked at it and said, "His face isn't friendly, but I like him."

جو به آن نگریست و گفت: "قیافه اش دوستانه نیست، ولی من ازش خوشم می آید."

"Thank you," said a man behind her.

"متشکرم." این را مردی از پشت سر او گفت.

It was Old Mr. Laurence! Jo's face was very red, but the old man smiled.

آقای لارنس پیر بود! چهره ی جو بسیار سرخ بود، ولی پیرمرد لبخند زد.

"How do you do?" he said. "Come and sit with me."

او گفت: "حالتان چطور است؟ بیایید و با من بنشینید."

Laurie came back, and Jo talked about her family with him and Mr. Laurence.

لاری برگشت، و جو با او و آقای لارنس درباره ی خانواده اش صحبت کرد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت ششم)

توسط | بهمن ۲, ۱۳۹۶

اکنون قسمت ششم از فصل سوم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

At the party, the music played and Meg danced.

در مهمانی، موسیقی نواخته شد و مگ رقصید.

A tall boy with red hair walked across the room to Jo. "Can we dance?" he asked her.

پسر بلند بالای مو سرخی از سوی دیگر اتاق به سوی جو رفت. او از جو درخواست کرد: "می توانیم برقصیم؟"

 

Jo wanted to dance, but she thought about the burn on her dress. She smiled and said "no".

جو دلش می خواست برقصد، ولی به محل سوختگی روی لباسش فکر کرد. او لبخندی زد و "نه" گفت.

Then she went quickly into a small, quiet room. But the Laurence boy was there.

سپس او شتابان به درون یک اتاق کوچک و ساکت رفت. ولی پسر لارنس آنجا بود.

"Oh! I am sorry, I didn't see you." Jo said. She looked at him. "You live in the big house near our house. My name's Josephine March, but people call me Jo."

جو گفت: " اوه! (واقعا) متاسفم، شما را ندیدم." او به پسرک نگاه کرد (و ادامه داد) "شما در خانه ی بزرگ نزدیک خانه ما زندگی می کنید. اسم من جوزفین مارچ است ولی همه مرا جو صدا می زنند."

The boy smiled. "Hello. I'm Laurie," he said.

پسر لبخند زد و گفت: " سلام، من لاری هستم."

"Laurie Laurence?" Jo asked.

جو پرسید: " لاری لارنس؟"

My name's Theodore, but I don't like it because boys call me "Dora". Now I'm Laurie." he said.

لاری گفت: "اسم من "تئودور" است. ولی من ازش خوشم نمی آید چون پسرها مرا "دورا" صدا می زنند. حالا من لاری هستم."

"We loved your Christmas present, do you like parties?" Jo said.

جو گفت: "ما هدیه کریسمس شما را خیلی دوست داشتیم. شما از مهمانی ها خوشتان می آید؟"

"sometimes. I was in France for years, and I don't know people there."

"گاهی. من سال ها در فرانسه بودم و مردم آنجا را نمی شناسم."

"France! Can you talk French?" Jo said.

جو گفت: "فرانسه! می توانید فرانسوی حرف بزنید؟

Jo and Laurie talked and talked. Laurie liked music. "Listen to the Piano! Let's go and dance." Jo said.

جو و لاری حرف زدند و حرف زدند. لاری به موسیقی علاقه داشت. جو گفت: "پیانو را گوش کنید! بیایید برویم و برقصیم."

"Yes, let's do that," Laurie said.

لاری گفت: " بله، بیایید همین کار را بکنیم."

"Oh! I can't…." Jo said suddenly.

ناگاه جو گفت:"نه! نمی توانم…"

"Why?" Laurie asked.

لاری پرسید: "چرا؟"

"I have a burn in the back of my dress. I can't dance."

"پشت لباسم یک جای سوختگی هست. نمی توانم برقصم."

Laurie smiled. "People aren't going to look, please come." he said.

لاری لبخند زد. "مردم نگاه نمی کنند. خواهش میکنم بیایید."

The party finished and Jo and Meg went home. They went up to their bedroom.

مهمانی به پایان رسید و جو و مگ به خانه رفتند. آنان به اتاق خوابشان در (طبقه) بالا رفتند.

Amy and Beth were in bed, but they quickly opened their eyes.

امی و بت در رختخواب بودند، ولی فورا چشمانشان را گشودند.

Amy said, "Did you have a good time?"

امی گفت: "خوش گذشت؟"

"Oh yes" Meg said.

مگ گفت: " اوه بله."

"And you, Jo?" Beth asked.

بت پرسید: "تو چی، جو؟"

"Yes, I had a good time too, Here's some candy from the party." Jo said.

جو گفت: "آره، به من هم خوش گذشت. این هم مقداری شیرینی مهمانی."

They talked for a long time about the party and about Laurie.

آنان مدت طولانی را صحبت کردند، درباره مهمانی و درباره لاری.

پایان فصل سوم

 

 

One thought on “داستان های کوتاه زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت ششم)

  1. kaveh

    خیلی خوب بود ،، من اینجارو اتفاقی از گوگل پیدا کردم . با اجازتون من اینجارو به ۲ تا از دوستام تو تلگرام فرستادم  ممنون

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *