Tag Archives: کتاب داستان انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های کوتاه زبان انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت دهم)

توسط | مرداد ۸, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت دهم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Little pearl – Chapter 3

Hester's daughter's name was Pearl. She was a wild and happy child. She often did not listen to her mother, but Hester never punished her.

اسم دختر هستر، پرل بود. او بچه ای وحشی و شاد بود. اغلب به حرف مادرش گوش نمی داد؛ ولی هستر هرگز او را مجازات نمی کرد.

"I want her to be free," Hester thought. "As free as a bird in the sky."

هستر فکر می کرد "می خواهم او آزاد باشد، مثل پرنده ای در آسمان."

 

Hester was sad because Pearl had no friends. But Pearl was strong. She held her mother's finger when she walked with her through town.

هستر غمگین بود، زیرا پرل دوستی نداشت. ولی پرل قوی بود. وقتی همراه مادرش به شهر می رفت انگشت مادرش را می گرفت.

She did not like other children. They were boring. They only played games about churches. Sometimes they shouted bad things at her mother.

بچه های دیگر را دوست نداشت. کسل کننده بودند. آنها فقط بازی های کلیسایی می کردند. گاهی چیزهای بدی به مادرش می گفتند.

Pearl ran after them angrily and threw things at them. Then she came back happily and quietly to her mother.

پرل با خشم دنبال آنها می دوید و چیزهایی به طرف شان پرت می کرد. سپس شادمانه و آرام به طرف مادرش برمی گشت.

One day, Pearl took some flowers. She threw one flower, then another flower, at the scarlet letter on her mother's breast.

روزی، پرل مقداری گل چید. سپس یکی یکی آنها را به طرف حرف قرمز روی سینه مادر پرت کرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جذاب و ساده زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت هشتم)

توسط | بهمن ۱۸, ۱۳۹۶

اکنون قسمت هشتم از فصل چهارم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Jo went into Laurie's house and they talked.

جو به درون خانه ی لاری رفت و صحبت کردند.

Jo thought, "Laurie doesn't see many people – only old Mr. Laurence and his teacher, Mr. Brooke."

جو اندیشید: "لاری آدم های زیادی را نمی بیند – فقط آقای لارنس پیر و معلمش آقای بروک."

"What are you thinking, Miss Jo?" Laurie said.

لاری گفت: "به چه فکر می کنید، خانم جو؟"

She answered,"Come and visit us. You can meet Mother and my sisters. Beth can play the piano and Amy can dance for you. Meg and I can talk to you."

جو پاسخ داد: "به دیدن ما بیایید. می توانید مادر و خواهرانم را ملاقات کنید. بت می تواند برایتان پیانو بزند و امی هم بریتان برقصد. مگ ومن هم می توانیم با شما حرف بزنیم."

Laurie smiled. "I'd like that," he said.

لاری لبخند زد و گفت: "خوشحال می شوم."

There was a noise at the door. Then Laurie said, "Excuse me, the doctor's here. Can you wait?"

صدایی از سمت در آمد. سپس لاری گفت: "ببخشید، دکتر آمده. می توانید منتظر باشید."

"Yes, of course," Jo said.

جو گفت: "بله، البته."

In the room there was a picture of Mr. Laurence.

در اتاق تصویری از آقای لارنس بود.

Jo looked at it and said, "His face isn't friendly, but I like him."

جو به آن نگریست و گفت: "قیافه اش دوستانه نیست، ولی من ازش خوشم می آید."

"Thank you," said a man behind her.

"متشکرم." این را مردی از پشت سر او گفت.

It was Old Mr. Laurence! Jo's face was very red, but the old man smiled.

آقای لارنس پیر بود! چهره ی جو بسیار سرخ بود، ولی پیرمرد لبخند زد.

"How do you do?" he said. "Come and sit with me."

او گفت: "حالتان چطور است؟ بیایید و با من بنشینید."

Laurie came back, and Jo talked about her family with him and Mr. Laurence.

لاری برگشت، و جو با او و آقای لارنس درباره ی خانواده اش صحبت کرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت هفتم)

توسط | بهمن ۱۴, ۱۳۹۶

اکنون قسمت هفتم از فصل چهارم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 4 – The Laurences      (فصل ۴ – لارنس ها)

 

one cold morning Meg and Jo didn't want to get up.

در یک بامداد سرد، مگ و جو نمی خواستند برخیزند.

"I  dont want to work today," Meg said.

مگ گفت: " امروز دلم نمی خواهد کار کنم."

" I want to stay at home too, but we can't do that." Jo said.

جو گفت: " من هم دلم می خواهد در خانه بمانم، ولی ما نمی توانیم این کار را بکنیم."

Meg was the teacher for four children in the King family. The job was difficult, because the children only wanted to play.

مگ آموزگار چهار بچه ی خانواده ی "کینگ" بود. کار سختی بود، چون بچه ها فقط می خواستند بازیگوشی کنند.

Jo worked at Aunt March's house. Aunt March was Father's sister, but she had a lot of money.

جو در خانه ی عمه مارچ کار می کرد. عمه مارچ خواهر پدر بود، ولی پول فراوانی داشت. 

Jo liked her house because she had a lot of books. but Aunt March was an angry woman, and Jo didn't always like her.

جو از خانه ی او خوشش می آمد چون کتاب های زیادی داشت. ولی عمه مارچ زنی خشم آلود بود، و جو گاهی از او خوشش نمی آمد.

Amy want to school every day.

امی هر روز به مدرسه می رفت.

Beth was a very quiet girl and she didn't want to go to school. She helped Hannah in the house and she had a teacher at home.

بت دختر بسیتر ساکتی بود و نمی خواست به مدرسه برود. او در خانه به هانا کمک می کرد و یک معلم سر خانه داشت.

In the afternoon, Jo camehome from Aunt March's house. She lookrd up at the Laurences' big house.

بعد از ظهر، جو از خانه ی عمه مارچ به خانه آمد. او به خانه ی بزرگ لارنس ها نگاهی افکند.

Laurie was at the window.

لاری پشت یک پنجره بود.

Jo called, " Hello. How are you? Are you sick?"

جو صدا کرد: " سلام، حالتان چطور است؟ مریضید؟"

Laurie answerd, " No, I was sick, but now I'm well again. Come and talk to me."

لاری پاسخ داد: "نه، مریض بودم ولی حالا دوباره حالم خوب است. بیایید با من حرف بزنید."

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *