Tag Archives: عبارت های کاربردی در انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی همراه با معنی و مثال – درس سی و سوم

توسط | مرداد ۱۰, ۱۳۹۷

اکنون درس سی و سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

– جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس سی وسوم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۳۳        رفتارهای نامطلوب  (Unpleasant behavior)

۳۱٫ a couch potato          آدم تنبل و بی تحرک

couch به معنای کاناپه (sofa) می باشد و این اصطلاح در مورد کسی بکار می رود که در خانه ساعت ها روی کاناپه نشسته و تلویزیون تماشا می کند.

A: Do you play any sports in your free time?

B: No, I don't. I just watch TV. I think I'm a real couch potato.

در وقت فراغتت ورزش می کنی؟

نه، فقط تلویزیون تماشا می کنم. فکر می کنم یک تنبل واقعی هستم.

 

 

۳۲٫ eat like a horse           مثل خر خوردن

A: Bob is too fat for his age.

B: No wonder he's so fat. He eats like a horse.

باب نسبت به سنش زیادی چاق است.

عجیب نیست که آنقدر چاق است. مثل خر می خورد.

 

 

۳۳٫ not sleep a wink              نیامدن خواب به چشم (نخوابیدن – کاملا بیدار ماندن)

A: What's the matter? Your eyes are red.

B: I didn't sleep a wink last night.

چی شده؟ چشم هایت قرمز است.

دیشب خواب به چشمم نیامد.

 

 

۳۴٫ a night owl            شب زنده دار (کسی که معمولا شب ها تا دیروقت بیدار است.)

A: Let's go climbing on sunday morning.

B: I'm sorry I can't. I never go to bed before 2 A.M. and I sleep until noon. I'm a night owl, you know.

بیا یکشنبه صبح برویم کوهنوردی.

متاسفانه نمی توانم. من هیچوقت زودتر از دو بعد از نیمه شب نمی خوابم و صبح ها تا ظهر خوابم. میدانی، من شب زنده دارم.

 

 

۳۵٫ drive sb up the wall            اعصاب کسی را خرد کردن – دیوانه کردن

A: My son's crazy about music.

B: Mine is, too. He turns up the volume on his stereo and drives us up the wall.

پسر من عاشق موسیقی است.

پسر من هم همینطور. صدای ضبط را بلند می کند و اعصابمان را خرد می کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *