Tag Archives: شعر سپهری زندگی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

یکی از اشعار سهراب سپهری به نام ورق روشن وقت همراه با معنی

توسط | مرداد ۷, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سی و دوم از شعر سهراب سپهری، به نام " ورق روشن وقت " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Bright Leaf Of Time

The rushing light shook the windows.

Morning fell, the Sun rose.

We drank tea on the Meadow of the Table.

 

At nine, the sky clouded over, the fences became wet.

My little moments lay hidden beneath the nasturtiums.

Raindrops gave birth to a doll.

 

The clouds vanished.

A clear sky, a sparrow, a flight.

"Where are my foes?"

I thought:

"Cranesbills will thaw cruelty."

 

I opened the door, a piece of sky fell into my glass.

I drank water with the sky.

My little moments saw silver dreams.

I opened my book under the Invisible Ceiling of Time.

 

It was midday.

The scent of bread journeyed from the sunshine of the sofreh to the perception!

 

My hands floated in the Innate Colours of Being.

I was peeling an orange.

The town was reflected in the mirror.

 

Where are my friends?

May they have orange days!

 

Beyond the window, there is plenty of night.

In my room was an echo of my finger's touch with heights.

From my room came the sound of decreasing measures.

My little moments thought of distant stars.

Sleep built things in my eyes.

An open space, dewy sands, footprints of Friend…

 

"ترجمه فارسی"

 

ورق روشن وقت

از هجوم روشنایی شیشه های در تکان می خورد.

صبح شد، آفتاب آمد.

چای را خوردیم روی سبزه زار میز.

 

ساعت نه ابر آمد، نرده ها تر شد.

لحظه های کوچک من زیر لادن ها نهان بودند.

یک عروسک پشت باران بود.

 

ابرها رفتند.

یک هوای صاف، یک گنجشک، یک پرواز.

دشمنان من کجا هستند؟

فکر می کردم:

"در حضور شمعدانی ها شقاوت آب خواهد شد."

 

در گشودم: قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من.

آب را با آسمان خوردم.

لحظه های کوچک من خواب های نقره می دیدند.

من کتابم را گشودم زیر سقف ناپدید وقت.

 

نیمروز آمد.

بوی نان از آفتاب سفره تا ادارکات جسم گل سفر می کرد.

مرتع ادراک خرم بود.

 

دست من در رنگ های فطری بودن شناور شد:

پرتقالی پوست می کندم.

شهر در آیینه پیدا بود.

 

دوستان من کجا هستند؟

روزهاشان پرتقالی باد!

 

پشت شیشه تا بخواهی شب.

در اتاق من طنینی بود از برخورد انگشتان من با اوج،

در اتاق من صدای کاهش مقیاس می آمد.

لحظه های کوچک من تا ستاره ها فکر می کردند.

خواب روی چشم هایم چیزهایی را بنا می کرد:

یک فضای باز، شن های ترنم، جای پای دوست…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری (انگلیسی به فارسی)

توسط | دی ۳۰, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پرفروش ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی، اینجا را کلیک کنید.

– بهترین نرم افزار آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

قسمت دوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Like a breeze, my Ka'ba wafts from orchard to orchard from town to town.

My black stone is the light reflected on flowerbeds.

 

I'm a native of Kashan:

An artist by profession.

Sometimes, I build a cage of colours and offer it for sale

to rase your lonely heart

With the song of the peony confined therein.

 

It's a fancy! Only a gancy! … I know.

My canvas is lifeless.

I well know my painted pound is fishless.

 

I'm a native of Kashan,

Descending perhaps

From a plant in India, an earthenware from Sialk

Or perhaps from a prostitute in the streets of Bukhara.

 

Father died after twice migrating of swallows, twice falling of snow,

Twice sleeping on the terraced-roof,

Father died beyond Time.

When my father died, the sky shone blue.

My mother jumped up from sleep. My sister turned pretty.

When my father died the police were all poets.

"How many kilos of melon?" the greengrocer asked.

"How much is a gram of consolation?" I reciprocated.

 

Father painted

Made tars, played the tar as well

 

"ترجمه فارسی"

کعبه ام مثل نسیم، می رود باغ به باغ، می رود شهر به شهر.

"حجرالاسود" من روشنی باغچه است.

 

اهل کاشانم:

پیشه ام نقاشی است.

گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است

دل تنهایی تان تازه شود.

 

چه خیالی! چه خیالی! می دانم.

پرده ام بی جان است.

خوب می دانم، حوض نقاشی من بی ماهی است.

 

اهل کاشانم.

نسبم شاید برسد

به گیاهی در هند، به سفالینه ای از خاک "سیلک".

نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد.

 

پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها، پشت دو برف،

پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی

پدرم پشت زمان ها مرده است.

پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود.

مادرم بی خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد.

پدرم وقتی مرد، پاسبان ها همه شاعر بودند.

مرد بقال از من پرسید: "چند من خربزه می خواهی؟"

من از او پرسیدم: "دل خوش سیری چند؟"

 

پدرم نقاشی می کرد

تار هم می ساخت، تار هم می زد.

 

 

2 thoughts on “گزیده ای از اشعار سهراب سپهری (انگلیسی به فارسی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *