Tag Archives: شعر انگلیسی به همراه ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

شعری از سهراب سپهری به نام و پیامی در راه – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۵, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هجدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " و پیامی در راه " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

And A Message On the Way

some day

I will come and bring a message.

Into veins I will cast light,

And call out, "O you whose baskets are full of dreams!"

I have brought you an apple, the red apple of the Sun.

 

I will come to offer the beggar a lilac flower.

I will give the lovely leprous woman a pair of earrings.

To a blind man I will say, "How enchanting the garden is!"

I will become a peddler, roam the alleyways

And cry out, "Dews, dews, dews."

A passer-by will say, "It is indeed a dark night."

To him I will give a galaxy.

On the bridge there is a little legless girl.

Round her neck I will hang the Great Bear.

 

All lips I will purge of obscenities.

All walls I will tear down.

I will inform the bandits,

"A caravan is arriving with a load of smile."

I will tear up the clouds

Great the eyes onto the sun, the hearts onto love

The shadows onto water, and the branches onto wind.

I will graft infantile dreams to the murmuring crickets.

 

I will fly kites

Water flowerpots,

Go to horses and cows, And put the green grass of love before them.

 

For a thirsty mare, I will bring a bucket of dews.

There is a decrepit donkey on the way, I will scare the flies off its body.

 

I will come to plant a carnation on each wall.

I will sing a verse to every window.

I will give each crow a pine tree.

I will tell the snake: "The frog is so glorious!"

I will reconcile.

I will familiarise.

I will walk on.

I will eat light.

I will love.

 

" ترجمه فارسی "

 

و پیامی در راه

روزی

خواهد آمد، و پیامی خواهم آورد.

در رگ ها نور خواهم ریخت.

و صدا خواهم در داد: "ای سبدهاتان پر خواب!

سیب آوردم، سیب سرخ خورشید."

 

خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد.

زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید.

کور را خواهم گفت: "چه تماشا دارد باغ!"

دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت،

جار خواهم زد: "آی شبنم، شبنم، شبنم."

رهگذاری خواهد گفت: "راستی را شب تاریکی است."

کهکشانی خواهم دادش.

روی پل دخترکی بی پاست،

دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت.

 

هر چه دشنام، از لب ها خواهم برچید.

هرچه دیوار، از جا خواهم برکند.

رهزنان را خواهم گفت: "کاروانی آمد، بارش لبخند!"

ابر را پاره خواهم کرد.

من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با عشق،

سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.

و به هم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه ی زنجره ها.

 

بادبادک ها به هوا خواهم برد.

گلدان ها، آب خواهم داد.

خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهم ریخت.

 

مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهم آورد.

خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد.

 

خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.

پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.

هر کلاغی را، کاجی خواهم داد.

مار را خواهم گفت: "چه شکوهی دارد غوک!"

آشتی خواهم داد.

آشنا خواهم کرد.

راه خواهم رفت.

نور خواهم خورد.

دوست خواهم داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام صدای پای آب (همراه با متن انگلیسی)

توسط | بهمن ۳۰, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار آموزش مکالمه های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هفتم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

The seed travelled into flower

The creepers from one house to another

The moon into the pond.

The meadow rue gushed from the earth.

The young vines climbed down the wall.

The dewdrops poured over the Bridge of Sleep.

Joy leaped over the Ditch of Death.

Accidents passed from beyond Words.

 

A chink resisted the pleading light.

Stairs struggled to soar over the Sun's long leg.

Solitude combated a song.

Pears tried to fill the empty basket.

A pomegranate defied the teeth.

The Nazis battled against a sensitive plant.

A parrot outfaced eloquence.

A brow fought the cold prayer-stone.

 

The mosque tiles attacked the worshippers.

The wind resisted the soaring soap bubbles.

An army of butterflies tried to thwart the Pest Control Program

A swarm of dragonflies attacked Water Main Workers.

A regiment of reeds assaulted the lead letters.

Words clogged a poet's jaw.

 

A century conquered by a poem

An orchard conquered by a starling

An alleyway conquered by an exchange of salutations

A town conquered by three or four wooden horsemen

A New Year's Eve conquered by two dolls and a ball.

 

" ترجمه فارسی "

سفر دانه به گل

سفر پیچک این خانه به آن خانه

سفر ماه به حوض

فوران گل حسرت از خاک

ریزش تاک جوان از دیوار

بارش شبنم روی پل خواب

پرش شادی از خندق مرگ

گذر حادثه از پشت کلام.

 

جنگ یک روزنه با خواهش نور

جنگ یک پله با پای بلند خورشید

جنگ تنهایی با یک آواز

جنگ زیبای گلابی ها با خالی یک زنبیل

جنگ خونین انار و دندان

جنگ "نازی" ها با ساقه ی ناز

جنگ طوطی و فصاحت با هم

جنگ پیشانی با سردی مهر.

 

حمله ی کاشی مسجد به سجود

حمله ی باد به معراج حباب صابون

حمله ی لشگر پروانه به برنامه ی "دفع آفات".

حمله ی دسته ی سنجاقک، به صف کارگر "لوله کشی"

حمله ی هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی

حمله ی واژه به فک شاعر.

 

فتح یک قرن به دست یک شعر

فتح یک باغ به دست یک سار

فتح یک کوچه به دست دو سلام

فتح یک شهر به دست سه چهار اسب سوار چوبی

فتح یک عید به دست دو عروسک، یک توپ.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری به انگلیسی (با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۴, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

He wrote a fine hand too.

 

Our garden stood on the shadowy side of wisdom.

One the interweaving point of emotion and plant.

On the intermingling point of vision, cage, and mirror.

Our garden was perhaps an arc from the Green Circle of Bliss.

Asleep, I then chewed on God's Green Fruits

Drank water unphilosophically.

Plucked mulberries unscientifically.

As soon as a pomegranate burst, my hands became a Fountain of Desire.

As soon as a lark sang a merry note, my heart craved to listen.

Sometimes, Solitude pressed its face to the window glass.

Longing turned up, putting its arms round Sense's neck.

Fancy frolicked.

Life was something like a vernal rainfall, a plane tree inhabited by starlings.

Life, then, was a row of light and dolls

An armful of freedom.

Life, then, was a Pond of Music.

 

Gradually, the child tiptoed away in the alleyway of dragonflies.

I packed my things, leaving the town of light fantasies.

My heart heavy with the nostalgia for dragonflies.

 

I went to the Banquet of World

To the Plain of Sorrow

To the Garden of Mysticism

To the Illuminated Hall of Science.

I climbed up the Stairs of Religion.

"ترجمه فارسی"

خط خوبی هم داشت.

 

باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود.

باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه

باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آینه بود.

باغ ما شاید، قوسی از دایره ی سبز سعادت بود.

میوه ی کال خدا را آن روز، می جویدم در خواب.

آب بی فلسفه می خوردم.

توت بی دانش می چیدم.

تا اناری ترکی برمی داشت، دست فواره ی خواهش می شد.

تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت.

گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.

شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.

فکر، بازی می کرد.

زندگی چیزی بود، مثل یک بارش عید، یک چنار پُر سار.

زندگی در آن وقت، صفی از نور و عروسک بود.

یک بغل آزادی بود.

زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود.

 

طفل، پاورچین پاورچین، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقک ها.

باز خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون.

دلم از غربت سنجاقک پُر.

 

من به مهمان دنیا رفتم:

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری (انگلیسی به فارسی)

توسط | دی ۳۰, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پرفروش ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی، اینجا را کلیک کنید.

– بهترین نرم افزار آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

قسمت دوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Like a breeze, my Ka'ba wafts from orchard to orchard from town to town.

My black stone is the light reflected on flowerbeds.

 

I'm a native of Kashan:

An artist by profession.

Sometimes, I build a cage of colours and offer it for sale

to rase your lonely heart

With the song of the peony confined therein.

 

It's a fancy! Only a gancy! … I know.

My canvas is lifeless.

I well know my painted pound is fishless.

 

I'm a native of Kashan,

Descending perhaps

From a plant in India, an earthenware from Sialk

Or perhaps from a prostitute in the streets of Bukhara.

 

Father died after twice migrating of swallows, twice falling of snow,

Twice sleeping on the terraced-roof,

Father died beyond Time.

When my father died, the sky shone blue.

My mother jumped up from sleep. My sister turned pretty.

When my father died the police were all poets.

"How many kilos of melon?" the greengrocer asked.

"How much is a gram of consolation?" I reciprocated.

 

Father painted

Made tars, played the tar as well

 

"ترجمه فارسی"

کعبه ام مثل نسیم، می رود باغ به باغ، می رود شهر به شهر.

"حجرالاسود" من روشنی باغچه است.

 

اهل کاشانم:

پیشه ام نقاشی است.

گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است

دل تنهایی تان تازه شود.

 

چه خیالی! چه خیالی! می دانم.

پرده ام بی جان است.

خوب می دانم، حوض نقاشی من بی ماهی است.

 

اهل کاشانم.

نسبم شاید برسد

به گیاهی در هند، به سفالینه ای از خاک "سیلک".

نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد.

 

پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها، پشت دو برف،

پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی

پدرم پشت زمان ها مرده است.

پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود.

مادرم بی خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد.

پدرم وقتی مرد، پاسبان ها همه شاعر بودند.

مرد بقال از من پرسید: "چند من خربزه می خواهی؟"

من از او پرسیدم: "دل خوش سیری چند؟"

 

پدرم نقاشی می کرد

تار هم می ساخت، تار هم می زد.

 

 

2 thoughts on “گزیده ای از اشعار سهراب سپهری (انگلیسی به فارسی)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری (انگلیسی به فارسی)

توسط | دی ۲۶, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پرفروش ترین پکیج آموزش ویدیویی زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– بهترین نرم افزار آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

قسمت اول از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Water's Footfall

I'm a native of Kashan.

Life is no so bad.

I have a bit of bread, an iota of intelligence and a bit of wit.

I've a mother, better than a leaf,

And friends, better than running water.

 

And a God who lives nearby:

Admist these gillyflowers, near that tall pine tree

Over water's cognition, over the ontogeny of plant.

 

I'm a Muslim:

A rose is my qibla.

A spring, my prayer-rug, the light, my prayer-stone.

The plains, my  mosque.

I perform ablutions with the heartbeats of windows.

Through my prayer flows the moon, flows the spectrum.

 

Rocks are visible through my prayers.

All particles of my prayer are translucent.

I say my prayers

When the wind proclaims adhan from the minaret of the cypress tree.

I say my prayers after the takbirat al-Ihram of grass

After the qad qamat of waves.

 

My Ka'ba lies by the water

Beneath the acacias.

 

صدای پای آب

اهل کاشانم.

روزگارم بد نیست.

تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.

مادری دارم بهتر از برگ درخت.

دوستانی، بهتر از آب روان.

 

و خدایی که در این نزدیکی است:

لای این شب بوها، پای آن کاج بلند.

روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

 

من مسلمانم:

قبله ام یک گل سرخ،

جانمازم چشمه، مُهرم نور.

دشت سجاده ی من.

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف.

 

سنگ از پشت نمازم پیداست:

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد، گفته باشد سر گلدسته ی سرو.

من نمازم را، پی "تکبیره الاحرام" علف می خوانم،

پی "قد قامت" موج.

 

کعبه ام بر لب آب،

کعبه ام زیر اقاقی هاست.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *