Tag Archives: شعر انگلیسی به فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل)
امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف.
با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.
 پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد
همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر
نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه
و امکانات بی شمار دیگر…
برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید :
هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel
pack-film
آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts
telegram-german telegram-story

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری به انگلیسی (با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۴, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

He wrote a fine hand too.

 

Our garden stood on the shadowy side of wisdom.

One the interweaving point of emotion and plant.

On the intermingling point of vision, cage, and mirror.

Our garden was perhaps an arc from the Green Circle of Bliss.

Asleep, I then chewed on God's Green Fruits

Drank water unphilosophically.

Plucked mulberries unscientifically.

As soon as a pomegranate burst, my hands became a Fountain of Desire.

As soon as a lark sang a merry note, my heart craved to listen.

Sometimes, Solitude pressed its face to the window glass.

Longing turned up, putting its arms round Sense's neck.

Fancy frolicked.

Life was something like a vernal rainfall, a plane tree inhabited by starlings.

Life, then, was a row of light and dolls

An armful of freedom.

Life, then, was a Pond of Music.

 

Gradually, the child tiptoed away in the alleyway of dragonflies.

I packed my things, leaving the town of light fantasies.

My heart heavy with the nostalgia for dragonflies.

 

I went to the Banquet of World

To the Plain of Sorrow

To the Garden of Mysticism

To the Illuminated Hall of Science.

I climbed up the Stairs of Religion.

"ترجمه فارسی"

خط خوبی هم داشت.

 

باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود.

باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه

باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آینه بود.

باغ ما شاید، قوسی از دایره ی سبز سعادت بود.

میوه ی کال خدا را آن روز، می جویدم در خواب.

آب بی فلسفه می خوردم.

توت بی دانش می چیدم.

تا اناری ترکی برمی داشت، دست فواره ی خواهش می شد.

تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت.

گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.

شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.

فکر، بازی می کرد.

زندگی چیزی بود، مثل یک بارش عید، یک چنار پُر سار.

زندگی در آن وقت، صفی از نور و عروسک بود.

یک بغل آزادی بود.

زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود.

 

طفل، پاورچین پاورچین، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقک ها.

باز خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون.

دلم از غربت سنجاقک پُر.

 

من به مهمان دنیا رفتم:

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری (انگلیسی به فارسی)

توسط | دی ۳۰, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پرفروش ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی، اینجا را کلیک کنید.

– بهترین نرم افزار آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

قسمت دوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Like a breeze, my Ka'ba wafts from orchard to orchard from town to town.

My black stone is the light reflected on flowerbeds.

 

I'm a native of Kashan:

An artist by profession.

Sometimes, I build a cage of colours and offer it for sale

to rase your lonely heart

With the song of the peony confined therein.

 

It's a fancy! Only a gancy! … I know.

My canvas is lifeless.

I well know my painted pound is fishless.

 

I'm a native of Kashan,

Descending perhaps

From a plant in India, an earthenware from Sialk

Or perhaps from a prostitute in the streets of Bukhara.

 

Father died after twice migrating of swallows, twice falling of snow,

Twice sleeping on the terraced-roof,

Father died beyond Time.

When my father died, the sky shone blue.

My mother jumped up from sleep. My sister turned pretty.

When my father died the police were all poets.

"How many kilos of melon?" the greengrocer asked.

"How much is a gram of consolation?" I reciprocated.

 

Father painted

Made tars, played the tar as well

 

"ترجمه فارسی"

کعبه ام مثل نسیم، می رود باغ به باغ، می رود شهر به شهر.

"حجرالاسود" من روشنی باغچه است.

 

اهل کاشانم:

پیشه ام نقاشی است.

گاه گاهی قفسی میسازم با رنگ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است

دل تنهایی تان تازه شود.

 

چه خیالی! چه خیالی! می دانم.

پرده ام بی جان است.

خوب می دانم، حوض نقاشی من بی ماهی است.

 

اهل کاشانم.

نسبم شاید برسد

به گیاهی در هند، به سفالینه ای از خاک "سیلک".

نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد.

 

پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها، پشت دو برف،

پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی

پدرم پشت زمان ها مرده است.

پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود.

مادرم بی خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد.

پدرم وقتی مرد، پاسبان ها همه شاعر بودند.

مرد بقال از من پرسید: "چند من خربزه می خواهی؟"

من از او پرسیدم: "دل خوش سیری چند؟"

 

پدرم نقاشی می کرد

تار هم می ساخت، تار هم می زد.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *