Tag Archives: شعر انگلیسی با زیرنویس فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای دیدار – با ترجمه انگلیسی

توسط | تیر ۱۳, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و هشتم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای دیدار " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Sound Of Visit

Basket in hand I made for the fruit market. It was morning.

Fruits were singing. Fruits were singing in the sun.

On the trays, life was dreaming of eternal surfaces on the Perfection of Skins.

 

Anxiety of orchards glittered in the shadow of each fruit.

Some unknown thing floated in the shining of quinces.

Each pomegranate extended its colour to the land of the pious.

Alas, the vision of fellow citizens

Was a tangent on the flourishing surface of oranges.

 

I went back home.

"Have you bought any fruits?" Mother asked.

How can this basket hold fruits of infinity?

I asked you to buy a kilo of fine pomegranates.

I tried a pomegranate,

It brimmed over this basket.

What about the quinces? And lunch…?

 

At noon the image of the quince reflected in mirrors stretched to the far edge of life.

 

"ترجمه فارسی"

 

صدای دیدار

با سبد رفتم به میدان، صبحگاهی بود.

میوه ها آواز می خواندند. میوه ها در آفتاب آواز می خواندند.

در طبق ها، زندگی روی کمال پوست ها خواب سطوح جاودان می دید.

 

اضطراب باغ ها در سایه ی هر میوه روشن بود.

گاه مجهولی میان تابش بِه ها شنا می کرد.

هر اناری رنگ خود را تا زمین پارسایان گسترش می داد.

بینش همشهریان، افسوس،

بر محیط رونق نارنج ها خط مماسی بود.

 

من به خانه بازگشتم. مادرم پرسید:

میوه از میدان خریدی هیچ؟

میوه های بی نهایت را کجا می شد میان این سبد جا داد؟

گفتم از میدان بخر یک من انار خوب.

امتحان کردم اناری را

انبساطش از کنار این سبد سر رفت.

بِه چه شد؟ آخر خوراک ظهر…؟

 

ظهر از آینه ها تصویر بِه تا دوردست زندگی می رفت.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری به نام ساده رنگ – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت نوزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " ساده رنگ " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Plain Colour

The sky, bluer

The water, bluer

I am on the veranda. Ra'na is by the pool.

 

She is washing clothes.

Leaves are falling.

"It's a sad season," said Mother this morning.

"Life is an apple," said I, "One should bite it unpeeled."

 

The next-door woman is weaving nets at her window, Humming to herself.

I am reading the Vedas,

Making sketches of rocks, fowls, and clouds.

 

A full sunshine.

Starlings are coming.

Nasturtiums are blossoming.

I crack a pomegranate, thinking to myself:

"If only the seeds of people's hearts could be seen!"

The pomegranate juice spurts into my eye: my tears flow.

Mother bursts into laughter.

So does Ra'na.

 

" ترجمه فارسی "

 

ساده رنگ

آسمان، آبی تر.

آب، آبی تر.

من در ایوانم، رعنا سر حوض.

 

رخت می  شوید رعنا.

برگ ها می ریزد.

مادرم صبحی می گفت: "موسم دلگیری است!"

من به او گفتم: "زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست."

 

زن همسایه در پنجره اش، تور می بافد، می خواند.

من "ودا" می خوانم، گاهی نیز

طرح می ریزم سنگی، مرغی، ابری.

 

آفتابی یکدست.

سارها آمده اند.

تازه لادن ها پیدا شده اند.

من اناری را، می کنم دانه،به دل می گویم:

"خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود!"

می پرد در چشمم آب انار: اشک می ریزم.

مادرم می خندد.

رعنا هم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری – انگلیسی به فارسی

توسط | اسفند ۱۷, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج آموزش زبان انگلیسی برای کودکان، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار خودآموز زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت دوازدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

What matter

If the fungi of Nostalgia

Sometimes bloom?

 

I wonder

Why a horse is a noble animal, and a dove is lovely

And why no one pets a vulture.

I wonder why a clover is inferior to a red tulip.

We need to rinse our eyes, and view things differently.

We should wash our words

To be both wind and rain.

 

We should close our umbrellas

Walk in the rain

Take Mind and Memory in the rain

Walk in the rain with all the townsfolk

Meet friends in the rain

Seek Love in the rain

Make love to a woman in the rain

Play in the rain

Write, speak, and plant lotus flowers in the rain.

Life is a perpetual soaking.

Life is bathing in the Pond of Now.

 

Let's take off our clothes

water is one step off.

 

Let's taste light

Weigh the night of a village, the sleep of a gazelle.

Let's fathom the warmth of a stork's nest.

Let's not tread on the Law of Grass.

 

" ترجمه فارسی "

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

 

من نمی دانم

که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

واژه ها را باید شست.

واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.

 

چترها را باید بست،

زیر باران باید رفت.

فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.

دوست را، زیر باران باید دید.

عشق را، زیر باران باید جست.

زیر باران با زن باید خوابید.

زیر باران باید بازی کرد.

زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت.

زندگی تر شدن پی در پی،

زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی "اکنون" است.

 

رخت ها را بکنیم.

آب در یک قدمی است.

 

روشنی را بچشیم

شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را

گرمی لانه ی لک لک را ادراک کنیم.

روی قانون چمن پا نگذاریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری به انگلیسی (با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۴, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

He wrote a fine hand too.

 

Our garden stood on the shadowy side of wisdom.

One the interweaving point of emotion and plant.

On the intermingling point of vision, cage, and mirror.

Our garden was perhaps an arc from the Green Circle of Bliss.

Asleep, I then chewed on God's Green Fruits

Drank water unphilosophically.

Plucked mulberries unscientifically.

As soon as a pomegranate burst, my hands became a Fountain of Desire.

As soon as a lark sang a merry note, my heart craved to listen.

Sometimes, Solitude pressed its face to the window glass.

Longing turned up, putting its arms round Sense's neck.

Fancy frolicked.

Life was something like a vernal rainfall, a plane tree inhabited by starlings.

Life, then, was a row of light and dolls

An armful of freedom.

Life, then, was a Pond of Music.

 

Gradually, the child tiptoed away in the alleyway of dragonflies.

I packed my things, leaving the town of light fantasies.

My heart heavy with the nostalgia for dragonflies.

 

I went to the Banquet of World

To the Plain of Sorrow

To the Garden of Mysticism

To the Illuminated Hall of Science.

I climbed up the Stairs of Religion.

"ترجمه فارسی"

خط خوبی هم داشت.

 

باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود.

باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه

باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آینه بود.

باغ ما شاید، قوسی از دایره ی سبز سعادت بود.

میوه ی کال خدا را آن روز، می جویدم در خواب.

آب بی فلسفه می خوردم.

توت بی دانش می چیدم.

تا اناری ترکی برمی داشت، دست فواره ی خواهش می شد.

تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت.

گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.

شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.

فکر، بازی می کرد.

زندگی چیزی بود، مثل یک بارش عید، یک چنار پُر سار.

زندگی در آن وقت، صفی از نور و عروسک بود.

یک بغل آزادی بود.

زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود.

 

طفل، پاورچین پاورچین، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقک ها.

باز خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون.

دلم از غربت سنجاقک پُر.

 

من به مهمان دنیا رفتم:

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *