Tag Archives: داستان کوتاه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های کوتاه زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت پنجم)

توسط | دی ۲۷, ۱۳۹۶

اکنون قسمت پنجم از فصل سوم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 3 – The Party      (فصل ۳ – میهمانی)

 

Five days later, Meg came quickly into the house. "Jo! Jo!" she called. "Where are you?"

پنج روز بعد، مگ شتابان به درون خانه آمد. او صدا زد: " جو! جو! کجایی؟"

"Here, I'm reading" Jo called.

جو ندا داد: " اینجام، مشغول کتاب خواندن."

Meg had a letter in her hand.

مگ نامه ای در دستش داشت.

 

"Listen. This letter's from Mrs. Gardiner. It's for you and me, and it says, "Please come to a small party tomorrow evening." I talked to Mother, and we can go."

"گوش کن. این نامه از خانم "گاردینر " است. برای تو و من است و می گوید: لطفا فردا عصر به یک مهمانی گوچک بیایید."

"Oh! A New Year's party!" Jo said."

جو گفت: " اوه! یک مهمانی سال نو! "

"Yes, but we don't have the right dresses." Meg said.

مگ گفت: " بله. ولی لباس مناسب نداریم."

"And I have a burn on my good dress." Jo said.

جو گفت: " روی لباس خوب من هم یک جای سوختگی هست."

'You can sit on a chair all evening, Then people can't see the burn. Don't dance!" Meg said.

مگ گفت: " تو می توانی تمام شب را روی یک صندلی بنشینی. آنوقت مردم جای سوختگی را نمی بینند. نمی خواهد برقصی!"

Before the party, Beth and Amy helped Meg and Jo with their dresses and their hair.

پیش از میهمانی، بت و امی به مگ و جو در (درست کردن) لباس ها و موهایشان کمک کردند.

" I can curl your hair with some hot curlers, Meg." Jo said to her sister.

جو به خواهرش گفت: "من می توانم با چند بیگودی گرم موهایت را فر بدهم، مگ."

Suddenly, Beth said, "Oh, look – Meg's hair! It's burning!"

ناگهان، بت گفت: "اوه، نگاه کنید – موی مگ را! دارد می سوزد!"

" Oh! Oh! Oh! My hair! My hair! I can't go to the party now!" Meg said.

مگ گفت: " اوه! اوه! اوه! موهایم! موهایم! حالا دیگر نمی توانم به مهمانی بروم!"

But Amy said, " Put a ribbon in your hair. There – you can't see the burn now."

ولی امی گفت: "یک روبان به موهایت ببند. اینطوری – حالا نمی توانی سوختگی را ببینی."

Beth kissed Meg and said, "You're beautiful !"

بت مگ را بوسید و گفت: "تو خوشگلی!"

"Do you have your gloves, girls?" Mrs. March asked. "Good. have a good time, and come home at eleven."

خانم مارچ پرسی: " دستکش هایتان همراهتان است، دخترها؟ خوب. خوش بگذرد، و ساعت یازده بیایید خانه."

 

ادامه دارد….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت اول)

توسط | دی ۱۳, ۱۳۹۶

سایت languagedownload.ir که کامل ترین سایت آموزش زبان انگلیسی می باشد؛ تا کنون بسیاری از مجموعه ها و محصولات متنوعی را در اختیار علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و بسیاری از زبان های دیگر قرار داده است. همچنین آموزش های بسیاری را به صورت رایگان در خدمت شما عزیزان قرار داده است. این سایت تصمیم دارد تا در پیشرفت شما عزیزان، تمام تلاش خود را بکار گیرد تا بهترین و بیشترین موفقیت ها، نصیب شما کاربران عزیز گردد.

اکنون سایت لنگوئیج دانلود قصد دارد، روزانه داستان های کوتاه زبان انگلیسی را در اختیار شما عزیزان قرار دهد. این داستان ها همراه با ترجمه فارسی می باشند. این داستان های کوتاه به زبان آموزان کمک می کنند تا مهارت Reading خود را تقویت کرده و بتوانند با کلمات و اصطلاحات جدید و متنوع آشنا شوند. همچنین زبان آموزان می توانند از این کلمات و اصطلاحات در ساخت جمله برای برقراری مکالمه و یا نوشتن متن یا مطلبی استفاده کنند. در واقع خواندن کتاب داستان، به تنهایی می تواند بسیاری از مهارت های شما را حدودی تقویت کرده و در برقراری مکالمه، شما را یاری دهد. یادگیری کلمات و اصطلاحات در متن و داستان ها بسیار سریع و آسان می باشد، زیرا با نحوه استفاده آنها به راحتی آشنا می شوید و می دانید که از آنها کجا و چه موقع استفاده کنید.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

 

اکنون داستان کوتاهی را برای شما آماده کرده ایم که هر روز بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. نام این داستان کوتاه "زنان کوچک" می باشد که همراه با ترجمه فارسی است. قسمت اول این داستان را، با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید مشاهده کنید:

 

Chapter 1 – A letter from father      (فصل ۱ – نامه ای از پدر)

It was two days before Christmas. Meg, Jo, Beth and Amy March were sisters.

دو روز پیش از کریسمس بود. "مِگ" ، "جو" ، "بت" و "اِمی مارچ" خواهر بودند.

Meg was sixteen and she was very beautiful. She had big eyes and beautiful long brown hair.

مگ شانزده ساله و بسیار زیبا بود. او چشمانی درشت و موهای زیبای بلند خرمایی داشت.

Jo was fifteen. She was tall and thin. She had dark eyes and long brown hair.

جو پانزده سال داشت. او بلند و لاغر بود. چشمان تیره و موهای بلند خرمایی داشت.

Beth was thirteen. She was very quiet.

بت سیزده ساله بود. او بسیار ساکت بود.

Little Amy had blue eyes and yellow hair.

امی کوچولو چشمان آبی و موهای زرد داشت.

It was six in the evening and the girls at home. they talked about Christmas.

ساعت شش شامگاه بود و دختران در خانه بودند. آنان راجع به کریسمس گفتگو می کردند.

Jo wasn't happy. "It's Christmas and we aren't going to have any presents!" she said.

"جو" خوشحال نبود. او گفت: "کریسمس است ولی ما هدیه ای نخواهیم گرفت!"

Meg looked at her old dress. "I know, Jo," she said. "But we don't have much money."

مگ به لباس کهنه اش نگاه کرد. او گفت: "می دانم جو، ولی ما پول زیادی نداریم."

Amy said: "My friends are going to have presents. I want some presents too."

امی گفت: " دوستان من هدیه می گیرند. من هم هدیه می خواهم."

Beth smiled. "We don't have any money," she said. "But we have Mother and Father, and we're happy."

بت لبخند زد. او گفت: " ما هیچ پولی نداریم. ولی پدر و مادر را داریم، و خوشبختیم."

Jo didn't smile. She said, "we don't have Father. He's away in the war and he isn't coming back for Christmas."

جو لبخند نزد. او گفت: " ما پدر را نداریم. او دور دست ها در جنگ است و برای کریسمس برنمی گردد."

"Maybe he isn't going to come back," the girls thought. But they didn't say it.

دخترها اندیشیدند: "شاید او برنگردد." ولی آن را به زبان نیاوردند.

"We have a little money," Meg said. "What can we buy?"

مگ گفت: "یک کم پول داریم. چه می توانیم بخریم؟"

"I want a new book," Jo said. She loved reading. "And I'd like some pens," Amy said.

جو گفت: " من یک کتاب جدید می خواهم." او عاشق خواندن بود. امی گفت: "من هم چندتا قلم دوست دارم."

"I don't  want any presents," Beth said. "Let's buy presents for Mother. We can put them on the table for her on Christmas Day."

بت گفت: "من هیچ هدیه ای نمی خواهم. بیایید برای مادر کادو بخریم. می توانیم روز کریسمس آنها را روی میز بگذاریم."

be continued……                  ادامه دارد…

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *