Tag Archives: داستان های کوتاه و زیبای انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های کوتاه و جذاب انگلیسی – زنان کوچک (قسمت یازدهم)

توسط | اسفند ۵, ۱۳۹۶

اکنون قسمت یازدهم از فصل پنجم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Amy walked to Mr. Davis’s table at the front of the room.

امی به سوی میز آقای دیویس در جلوی اتاق رفت.

He said, “Never bring candy to school again! Do you hear me?”

(آموزگار) گفت: " دیگر هیچوقت شیرینی به مدرسه نیاور! می شنوی؟"

“Yes, Mr. Davis,” Amy said.

امی گفت: " بله آقای دیویس."

Then he said, “Your hand, Miss March.”

سپس (آموزگار) گفت: " دستت، دوشیزه مارچ."

Amy closed her eyes, and Mr. Davis hit her hand.

امی چشمانش را بست، و آقای دیویس روی دستش زد.

“Now stand here at my table,” he said. “Don’t move.”

او گفت: "حالا همینجا کنار میز من بایست. تکان نخور."

Amy’s face was red and she was very unhappy.

چهره ی امی سرخ شده بود و او بسیار غمزده بود.

Later, the teacher said, “You can sit down now, Miss March.”

بعدا، آموزگار گفت: "حالا می توانی بنشینی، دوشیزه مارچ."

But Amy didn’t sit down. She didn’t talk to Mr. Davis or the girls. She was angry and unhappy. She went home.

ولی امی ننشست. او با آقای دیویس یا دختران حرف نزد. او خشمگین و غمزده بود. او به خانه رفت.

“Amy, what’s wrong?” Mrs. March asked. “Why are you home from school early?”

خانم مارچ پرسید: "امی چی شده؟ چرا زود از مدرسه آمدی؟"

Amy said, “Mr. Davis hit me because I had candy at school.”

امی گفت: "  آقای دیویس مرا زد چون شیرینی به مدرسه برده بودم."

Mrs. March was angry now.

اکنون خانم مارچ خشمگین بود.

“Mr. Davis hit you!” she said. “That’s not right, and I’m going to write a letter to the school. You can stay at home. Beth’s teacher can teach you too.”

او گفت: " آقای دیویس تو را زد! این درست نیست، و من نامه ای به مدرسه می نویسم. تو می توانی در خانه بمانی . معلم بت به تو هم می تواند درس بدهد."

“Good,” Amy said.

امی گفت: " خوب است."

“But Amy,” Mrs. March said, “You were bad. Mr. Davis doesn’t like candy at school, and you know that.”

خانم مارچ گفت: " ولی امی، تو بد بودی. آقای دیویس از شیرینی در مدرسه خوشش نمی آید و تو این را می دانی."

Amy thought about that. Then she said, “Yes, I wasn’t very good. I wanted to be important, and that was wrong. I’m sorry.”

امی در این مورد اندیشید.  سپس او گفت: "بله، من خیلی خوب نبودم. من می خواستم مهم باشم، و این اشتباه است. متاسفم."

Amy’s mother and her sisters looked at her and smiled.

مادر امی و خواهرانش به او نگریستند و لبخند زدند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *