Tag Archives: داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت سیزدهم)

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت بیست و یکم)

توسط | اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و یکم از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 10 – What is Love?  (عشق چیست؟)

Mrs. March came into the room. Meg and Jo kissed her.

خانم مارچ به درون اتاق آمد. مگ و جو او را بوسیدند.

Then Beth slowly opened her eyes and smiled.

سپس بت آهسته چشم گشود و لبخند زد.

Mrs. March stayed with her all night.

خانم مارچ تمام شب را کنار او ماند.

In the morning, Jo went into Beth's room.

بامدادان، جو به درون اتاق بت رفت.

 

 

"Mother, I want to talk to you," she said. "Mr. Brooke loves Meg. Did you know that? I don't like it."

او گفت: "مادر، می خواهم با شما صحبت کنم. آقای بروک مگ را دوست دارد. می دانستید؟ من خوشم نمی آید."

"I know," Mrs. March said. "John Brooke talked to your father and me in Washington. Does Meg love him too?"

خانم مارچ گفت: "می دانم. جان بروک در واشنگتن با پدرت و من صحبت کرد. مگ هم او را دوست دارد؟"

"I don't know." Jo said. "I don't know about love. I liked Mr. Brooke's letters about Father, and I like his eyes. But I want Meg here, at home with us."

جو گفت: "نمی دانم. از عشق چیزی نمی دانم. از نامه های آقای بروک درباره ی پدر خوشم می آمد، از چشمانش هم خوشم می آید. ولی دلم می خواهد مگ اینجا باشد، در خانه کنار ما."

"John's a very good man," said Mrs. March. "He helped Father. But don't think about it now. Christmas is coming."

خانم مارچ گفت: "جان مرد بسیار خوبی است، او به پدر کمک کرد. ولی حالا به این (چیزها) فکر نکن. کریسمس در راه است."

On Christmas Day, Beth was in bed but Amy was home again.

در روز کریسمس، بت (هنوز) در بستر بود ولی امی دوباره در خانه بود.

It was a good day. There were beautiful presents from Laurie and Mr. Laurence.

روز خوبی بود. هدایای زیبایی از لاری و آقای لارنس رسیده بود.

Then Laurie arrived.

سپس لاری رسید.

"And here's a big Christmas present for the March family!" he said.

او گفت: "این هم یک هدیه ی بزرگ کریسمس برای خانواده ی مارچ!"

He opened the door again, and there was Mr. March.

او دوباره در را گشود، و آقای مارچ آنجا بود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت پانزدهم)

توسط | فروردین ۱۸, ۱۳۹۷

اکنون قسمت پانزدهم از فصل هفتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

That summer was a happy time, but winter came.

تابستان آن سال اوقات خوشی بود، ولی زمستان آمد.

In October the days were cold and short.

در اکتبر روزها سرد و کوتاه بودند.

Jo was in the house one day. She looked at the little book in front of her.

یک روز جو در خانه بود. او به کتاب کوچک جلویش نگاه کرد.

"There!" she said. "I can take it now."

او گفت: " خوب، حالا می توانم ببرمش."

She went quietly out of the window. Her mother and sisters didn't see her.

او به آرامی از پنجره به بیرون رفت. مادر و خواهرانش او را ندیدند.

Jo went to an office in town. Laurie was in town too, and he waited for her. She came out into the street, and her face was red.

جو به دفتری در شهر رفت. لاری نیز در شهر بود، و انتظار او را می کشید. جو بیرون به خیابان آمد، (در حالی که) چهره اش سرخ شده بود.

"What's wrong?" Laurie asked.

لاری پرسید: "چی شده؟"

" I went to the newspaper office with two stories," Jo said. "The man said," 'Come again in a week.' He's going to read them."

جو گفت: "من با دوتا داستان رفتم به دفتر روزنامه. آن مرد گفت: 'یک هفته دیگر برگرد.' می خواهد آنها را بخواند."

" That's very good!" Laurie said. "Josephine March, the famous American writer! But Jo, I want to talk to you about Meg's glove – I know about it."

لاری گفت: " این خیلی خوب است! جوزفین مارچ، نویسنده ی مشهور آمریکایی! ولی جو، می خواهم راجع به دستکش مگ با تو صحبت کنم – من در موردش می دانم."

"Where's the glove?" Jo asked.

جو پرسید: "دستکش کجاست؟"

"It's in Mr. Brooke's coat," Laurie said.

لاری گفت: " در کت آقای بروک است."

"Oh no!" Jo thought, "Mr. Brooke loves Meg! He's going to take her away from us!"

جو اندیشید: "اوه نه! آقای بروک مگ را دوست دارد. او می خواهد مگ را از ما بگیرد."

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت سیزدهم)

توسط | اسفند ۱۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت سیزدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

The morning after that, Jo thought, "I want to be happy today. I'm going to go ice skating with Laurie."

بامداد روز بعد از آن، جو اندیشید: "امروز می خواهم شاد باشم. با لاری می روم اسکیت روی یخ."

She and Laurie walked down the road with their skates.

او و لاری به اسکیت هایشان در خیابان راه افتادند.

Amy watched them. She wanted to go too.

امی آنها را تماشا کرد. دلش می خواست او نیز برود.

 

Meg said to her, "Go afterthem. Kiss Jo, and say ' sorry ' again."

مگ به او گفت: "دنبالشان برو. جو را ببوس و دوباره بگو 'متاسفم'."

Amy walked to the river behind Jo and Laurie.

امی پی جو و لاری به سوی رودخانه راه افتاد.

Then Jo and Laurie started to skate, and Amy askated too.

سپس جو و لاری شروع به اسکیت کردند، و امی نیز اسکیت کرد.

Jo didn't look at her and Laurie didn't see her.

جو به او نگاه نکرد و لاری نیز او را ندید.

Then Amy moved away from them. The ice was thin there and suddenly – CRACK! She went down into the cold water.

سپس امی از آنان دور شد. یخ در آنجا نازک بود و ناگهان – کراک! او به درون آب سرد سرازیر شد.

"Help! Help me!" Amy called.

امی ندا داد: "کمک! کمکم کنید!"

Jo looked now.

اینک جو نگاه کرد.

"Oh, no! Amy!" She said. "We're coming, Amy!"

او گفت: "اوه، نه! امی! ما داریم می آییم، امی!"

Jo and Laurie quickly helped Amy out of the water.

جو و لاری شتابان به امی کمک کردند، او را از آب بیرون آوردند.

She was very cold. Her face and hands were blue.

او خیلی یخ کرده بود. چهره و دستانش کبود شده بودند.

They went home quickly, and Hannah went to Amy's bedroom with her.

آنان سریع به خانه رفتند، و هانا با امی به اتاق خوابش رفت.

Later, Jo was in Amy's room with her mother . They talked quietly.

بعدا، جو با مادرش در اتاق امی بودند. آنان به آرامی گفتگو می کردند.

"Is Amy going to get well?" Jo asked.

جو پرسید: " امی خوب می شود؟"

"Yes," Mrs. March said. "You came home very quickly. You helped her."

خانم مارچ گفت: " بله، شما خیلی سریع آمدید خانه. به او کمک کردید."

Jo said, " I was very angry with Amy, but now I'm sorry. I'm often angry. What can I do?

جو گفت: " از دست امی خیلی عصبانی بودم، ولی حالا پشیمانم. من اغلب عصبانی می شوم. چکار می توانم بکنم؟

She looked at her sister. She was beautiful with her yellow hair.

او به خواهرش نگریست. امی با موهای زردش زیبا بود.

Amy opened her eyes and looked at Jo.

امی چشم گشود و جو را نگریست.

They kissed, and they were friends again.

آنان یکدیگر را بوسیدند و دوباره آشتی کردند.

"Jo," said Mother, "You are very angry sometimes. You can stop that. Please try! But you're a good girl, and I love you."

مادر گفت: " جو، تو گاهی خیلی عصبانی می شوی. می توانی تمامش کنی. لطفا سعی کن! ولی دختر خوبی هستی، و من دوستت دارم."

Jo kissed her mother.

جو مادرش را بوسید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *