Tag Archives: داستان های انگلیسی به همراه ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های جذاب انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت هشتم)

توسط | تیر ۳۰, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت هشتم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Roger Chillingworth – Chapter 2

"Will you never tell me?"

"هرگز به من نمی گویی؟"

Hester looked away.

هستر نگاهش را برگرفت.

"Maybe the town will never know your secret," the old doctor said. "But I will find this man. I will know him when I see him. And then he will be mine!"

پزشک پیر گفت: "شاید شهر هرگز راز تو را نفهمد. ولی من خواهم فهمید. وقتی ببینمش او را خواهم شناخت و آن موقع از آن من خواهد شد!"

Hester saw a strange, ugly light in the old mans eyes. She put her hands over her heart.

هستر در چشمان پیرمرد نور عجیب پلیدی دید. دستش را بر قلبش نهاد.

 

"Do not be afraid," the old man said. "I will read the secret in the man's heart, not yours. I will not hurt him. I will not tell other people. But there is one thing, Hester.

پیرمرد گفت: "نترس. راز را از قلب آن مرد خواهم خواند، نه از قلب تو. به تو آزاری نخواهم رساند. به دیگران نخواهم گفت. ولی یک موضوع هست، هستر.

Every body here thinks thet I am Roger Chillingworth, a doctor. Tell nobody that I am your husband. Do you promise?"

همه در اینجا فکر می کنند که من راجر جیلینگورث پزشک هستم. به هیچ کس نگو که من شوهرت هستم. قول می دهی؟"

"Why?" Hester asked. "Why not tell everybody? They will not punish you. I am the sinner, not you."

هستر پرسید: "چرا؟ چرا به کسی نگویم؟ آنها تو را مجازات نمی کنند. من گناهکار هستم نه تو."

The old man had no answer to this. He only said, "Tell nobody my secret, and I will tell nobody yours."

پیرمرد پاسخی برایش نداشت. تنها گفت: "رازم را به کسی نگو، و راز تو را به کسی نمی گویم."

"I promise," Hester said. "Good. Now, I will leave you with your child and the scarlet letter."

هستر گفت: "قول می دهم." "خب حالا تو را با بچه ات و حرف قرمز تنها می گذارم."

With a strange smile on his tired old face, the doctor left the room.

با لبخندی عجیب بر چهره ی پیر خسته اش، پزشک اتاق را ترک کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *