Tag Archives: داستان بلند انگلیسی با ترجمه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های جذاب و زیبای انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت نوزدهم)

توسط | اردیبهشت ۶, ۱۳۹۷

اکنون قسمت نوزدهم از فصل نهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 9 – Beth is Sick  (بت بیمار می شود)

The girls said goodbye to their mother.

دختران به مادرشان بدرود گفتند.

Every day they did their work, but they thought about her.

هر روز کارشان را انجام می دادند، ولی به او می اندیشیدند.

One day, Beth said to Jo and Meg, "Please go and see the Hummels."

یک روز،بت به جو و مگ گفت: "لطفا بروید و هامل ها را ببینید."

"I can't go. Can you go, Jo?" Meg asked.

مگ گفت: "من نمی توانم بروم. تو می توانی، جو؟"

 

"No, I have a cold," Jo answered.

جو پاسخ داد: "نه، من سرما خورده ام."

"Can you go, Beth?" Meg asked.

مگ پرسید: "تو می توانی بروی، بت؟"

"I go every day, because Mother isn't here. But one child is very sick and I can't help her. Please go."

"من هر روز می روم، چون مادر اینجا نیست. ولی یکی از بچه ها خیلی مریض است و من نمی توانم کمکش کنم. لطفا برو."

"I can go tomorrow," Meg said.

مگ گفت: " من فردا می توانم بروم."

Beth went to the Hummel's house. Later, she came home. She was very unhappy.

بت به خانه ی هامل رفت. بعدا، به خانه آمد. او بسیار غمزده بود.

"What's wrong, Beth?" Jo asked.

جو پرسید: چه شده، بت؟"

"Oh, Jo. The child's dead. I stayed with her and Mrs. Hummel went to the doctor's house. He came, but the child was dead. It was scarlet fever. And now I'm sick too."

"اوه، جو. دخترک مرده. من کنارش ماندم و خانم هامل به خانه ی دکتر رفت. او آمد، ولی بچه مرده بود. مخملک بود. حالا من هم مریض شدم."

"Oh no!" Jo said. "I'm going to get Hannah."

جو گفت: "اوه، نه! می روم هانا را بیاورم."

Hannah looked at Beth and called Dr. Bangs.

هانا به بت نگاه کرد و دکتر "بنگز" را خبر کرد.

"Amy," Jo said, "you're going to Aunt March's house."

جو گفت: "امی، تو می روی به خانه ی عمه مارچ."

"No!" Amy said.

امی گفت: "نه!"

"Yes," Hannah said. "Do you want scarlet fever?"

هانا گفت: "آره، دلت مخملک می خواهد؟"

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های خوب انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت هجدهم)

توسط | اردیبهشت ۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت هجدهم از فصل هشتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Later, Mr. Brooke came to the home.

بعدا، آقای بروک به خانه آمد.

He said to Meg, "Miss March, I want to go with your mother tomorrow. I can do some work for Mr. Laurence in Washington too."

او به مگ گفت: " دوشیزه مارچ، من می خواهم فردا با مادرتان بروم. می توانم کاری هم برای آقای لارنس در واشنگتن انجام دهم."

"Thank you," Meg said. "Mother would like that."

مگ گفت: " متشکرم. مادر خوشحال می شود."

 

Mrs. March came in.

خانم مارچ وارد شد.

"Yes, thank you, Mr. Brooke," she said. Then she asked, "Where's Jo?"

او گفت: " بله، متشکرم، آقای بروک." سپس پرسید: "جو کجاست؟"

The front door opened. It was Jo.

در جلویی باز شد. جو بود.

"Jo – your hair!" Mrs. March said. Jo's hair was very short. "What did you do?"

خانم مارچ گفت: " جو – موهایت!" موهای جو بسیار کوتاه بود. "تو چه کردی؟"

"Aunt March is reading your letter," she said. "But here's some money for Father from me. I went to a man in town. He buys hair."

او گفت: " عمه مارچ دارد نامه تان را می خواند. ولی این هم مقداری پول برای پدر از طرف من. رفتم نزد مردی در شهر. او مو می خرد."

"oh, Jo, thank you," Mrs. March said. "I love you for this."

خانم مارچ گفت: " اوه، جو، متشکرم. به خاطر همین دوستت دارم."

Jo smiled at her mother, but that night she didn't sleep.

جو به روی مادرش لبخند زد، ولی آن شب نخوابید.

"What's wrong, Jo?" Meg asked.

مگ پرسید: "چه شده، جو؟"

"My hair!" Jo said. Her eyes was red. "My hair!"

جو گفت: "موهایم!" چشمانش سرخ بودند. "موهایم!"

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین داستان انگلیسی به زبان فارسی – زنان کوچک (قسمت دوازدهم)

توسط | اسفند ۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت دوازدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 6 – Amy is angry again  (امی باز هم خشمگین می شود)

"Meg, Jo, where are you going?" Amy asked one saturday afternoon.

بعدازظهر یک روز شنبه امی پرسید: "مگ، جو کجا می روید؟"

"You can't come, Amy!" Jo said.

جو گفت: "تو نمی توانی بیایی، امی."

"I know!" Amy said. "You're going to the theatre with Laurie. I'm coming, too! I have a little money."

امی گفت: "من می دانم! شما با لاری می روید به تئاتر. من هم می آیم! کمی پول دارم."

 

"It's isn't for little girls," Jo said. "And Laurie asked us."

جو گفت: "برای دخترهای کوچولو نیست. تازه لاری هم از ما درخواست کرد."

Amy was very angry.

امی بسیار خشمگین شد.

"You're going to be sorry, Jo March," she said.

او گفت: "پشیمان می شوی، جو مارچ."

Then Laurie arrived, and Meg and Jo went to the theatre with him.

سپس لاری رسید، و مگ و جو با او به تئاتر رفتند.

In the morning, Jo asked, "Where's my book?"

در بامداد، جو پرسید: "کتاب من کجاست؟"

Jo liked writing stories, and she was a good writer, There was many years' work in that book.

جو دوست داشت داستان بنویسد، و نویسنده ی خوبی بود. (نتیجه ی) سال ها کوشش در آن کتاب بود.

Meg and Beth said, "We don't know."

مگ و بت گفتند: "نمی دانیم."

Amy was quiet.

امی ساکت بود.

"Do you have it, Amy?" Jo asked.

جو پرسید: "دست توست، امی؟"

"No, I don't," Amy said.

امی گفت: "نه، نیست."

"Amy…!" Jo said. "Where is it?"

جو گفت: "امی…! کجاست؟"

"I burned it!" Amy answered.

امی پاسخ داد: "سوزاندمش!"

"You burned my book!" said Jo, "My stories were in it! You bad girl!"

جو گفت: "کتابم را سوزاندی! داستان هایم در آن بود! دختر بد!

She hid Amy and walked away.

او امی را زد و دور شد.

Later, Jo came down again.

بعدا دوباره جو به پایین آمد.

"I'm very, very sorry, Jo!" Amy said.

امی گفت: "من خیلی خیلی متاسفم، جو."

But Jo didn't look at her.

ولی جو به او نگاه نکرد.

In the evening, Mrs. March talked to Jo.

در شامگاه، خانم مارچ با جو صحبت کرد.

"Amy did a very bad thing," she said. She kissed her daughter."But please be friends with her. Don't be angry now."

"امی کار خیلی بدی کرد." این را گفت و دخترش را بوسید. "ولی لطفا با او آشتی کن. حالا دیگر عصبانی نباش."

"I don't like her, and I don't want to be friends," Jo answered, and she went to bed.

جو پاسخ داد." دوستش ندارم، و نمی خواهم آشتی کنم." و به رختخواب رفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *