Tag Archives: داستان انگلیسی ساده

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

گزیده ای از داستان های مثنوی معنوی همراه با ترجمه انگلیسی – (قسمت پنجم)

توسط | خرداد ۳, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

 

اکنون قسمت پنجم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (شاه متعصب یهودی که عیسویان را می کشت) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

The fanatic Jewish king who killed the Christians

There was an unjust Jewish king who,

 

was hostile to Jesus and persecuted all Christians.

It was the time of Jesus and it was his turn,

 

to regard Moses as his soul, and his soul as that of Moses.

The cross-eyed king began in his own way of God,

to separate the two godly companions.

A master told a squint-eyed servant to go,

and fetch a bottle from a room.

 

The squint-eyed fellow asked: "Which of the two,

should I bring for you? Make it clear!"

The master said: "It is not two. Go and stop

being cross-eyed, and double-seeing!"

He said: "O, master, don't make fun of me!"

 

The master said: "Well, then, break one of them."

 

There was only one bottle, and he saw it as two,

 

"ترجمه فارسی"

 

شاه متعصب یهودی که عیسویان را می کشت

بود شاهی در جهودان ظلم ساز

 

دشمن عیسی و نصرانی گداز

عهد عیسی بود و نوبت آن او

 

جان موسی او و موسی جان او

شاه احول کرد در راه خدا

آن دو دمساز خدایی را جدا

گفت استاد احولی را کاندر آ

رو برون آر از وثاق آن شیشه را

 

گفت احول زان دو شیشه من کدام

پیش تو آرم بکن شرح تمام

گفت استاد آن دو شیشه نیست، رو

احولی بگذار و افزون بین مشو

گفت ای استا مرا طعنه مزن

 

گفت استا زان دو یک را درشکن

 

شیشه یک بود و به چشمش دو نمود

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت آخر)

توسط | خرداد ۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و سوم (قسمت آخر) از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

"Marry him, then! I don't want to see you again!"

"پس با او ازدواج کن! دیگر نمی خواهم ببینمت!"

Aunt March walked out of the house.

عمه مارچ از خانه بیرون رفت.

Meg didn't move. She looked out the window at her aunt's back.

مگ حرکت نکرد. او از پنجره به بیرون و به پشت سر عمه اش نگاه کرد.

Mr. Brooke came into the room again.

آقای بروک دوباره به درون اتاق آمد.

 

"My love – I listened. Thank you, thank you," he said. "Can I ask you again…?"

او گفت: "عشق من – من گوش می کردم. متشکرم، متشکرم.می توانم دوباره ازت بپرسم…؟"

Meg looked into her eyes.

مگ به چشمان او نگریست.

"Oh, John, the answer's yes. I'm going to marry you – and we're going to be very happy."

"اوه، جان، جواب بله است. من با تو عروسی می کنم – و ما خیلی خوشبخت خواهیم شد."

Later, Jo talked to Laurie.

بعدا، جو با لاری گفتگو کرد.

"I love Meg, and I want her with me," she said.

او گفت: "من مگ را دوست دارم، و می خواهم کنارم باشد.

But she's going to be happy, and that's good.

ولی او خوشبخت می شود، و این خوب است.

And I'm happy today. Mother and Father are here. Beth is well again. Meg loves John. Amy and I are friends – and you and I are friends too. I'm writing, and people like my stories.

و من (هم) امروز خوشحالم. مادر و پدر اینجا هستند. بت دوباره حالش خوب شده. مگ جان را دوست دارد. امی و من دوستیم – و تو و من هم دوستیم. من می نویسم و مردم از داستان هایم خوششان می آید.

But Laurie, are we going to be happy in a year, or in two years? Who knows?

اما لاری، ما در یک سال یا دو سال خوشبخت خواهیم شد؟ کی می داند؟"

پایان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی به انگلیسی – بقال و طوطی (قسمت چهارم)

توسط | اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

 

اکنون قسمت چهارم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

ادامه داستان:

This one eats, and thereby produces abomination from itself,

While the other eats, and turns its whole self into the Light of God.

This one eats, and then produces nothing but avarice and envy,

while the other eats, and produces only the love of Unique God.

This soil is fine, while the other is bad and saline,

This is a pure angel, while the other is a beast and monster.

If the two aspects seemed compatible it would be proper,

a sweet water and a bitter one might be tolerable.

The problem is to find a man of taste who can,

 

distinguish between sweet water and a saline one.

When someone compares magic with miracle,

then he supposes both to be based on deceit.

In the conflict between Moses and the magicians,

they had taken up staffs like Moses staff.

 

A profound difference is between this and that staff,

 

as a wide gap exists between his action and theirs.

This action is followed by the curse of God,

 

while that action is blessed by Him in good faith.

 

"ترجمه فارسی"

این خورد گردد پلیدی زو جدا

آن خورد گردد همه نور خدا

این خورد زاید همه بخل و حسد

آن خورد زاید همه عشق احد

این زمین پاک و آن شور است و بد

این فرشته ی پاک و آن دیو است و دد

هر دو صورت گر به هم ماند رواست

آب تلخ و آب شیرین را صفاست

جز که صاحب ذوق کی بشناسد بیاب

 

او شناسد آب خوش از شوره آب

سِحر را با معجزه کرده قیاس

هر دو را بر مکر پندارد اساس

ساحران موسی از استیزه را

برگرفته چون عصای او عصا

 

زین عصا تا آن عصا فرقی است ژرف

 

زین عمل تا آن عمل راهی شگرف

لعنت الله این عمل را در قفا

 

رحمت الله آن عمل را در وفا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جالب و خواندنی انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت بیست و دوم)

توسط | اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و دوم از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

The girls went to their father and kissed him. They were very, very happy.

دختران به سوی پدرشان رفتند و او را بوسیدند. آنان بسیار بسیار خوشحال بودند.

"Quietly,girls," Mrs. March said. "Beth is sleeping!"

خانم مارچ گفت: "آرام، دخترها. بت خوابیده!"

But Beth came down from her bedroom.

اما بت از اتاق خوابش پایین آمد.

"Oh, Father, it's you!" she said.

او گفت: "اوه، پدر، تویی!"

 

In the morning, Mr, Brooke talked to Meg.

بامدادان، آقای بروک با مگ صحبت کرد.

"I love you," he said. "Do you love me?"

او گفت: "من تورا دوست دارم. تو هم مرا دوست داری؟"

"I'm only seventeen," Meg said. "I don't know …"

مگ گفت: "من فقط هفده سال دارم. نمی دانم …"

Then Aunt March came into the room. Mr. Brook went out quickly.

سپس عمه مارچ به درون اتاق آمد. آقای بروک شتابان بیرون رفت.

"Where are your mother and father?" Aunt March said. "And what's that man saying to you?"

عمع مارچ گفت: "مادر و پدرت کجا هستند؟ و آن مرد دارد به تو چه می گوید؟"

"He's father's friend, Aunt March!" Meg said.

مگ گفت: "او دوست پدر است، عمه مارچ!"

"Then why is your face is red?" Aunt March said. "You can't marry him. He doesn't have any money! I'm not going to give you my money."

عمه مارچ گفت: "پس چرا صورتت سرخ شده؟ تو نمی توانی با او ازدواج کنی. او هیچ پولی ندارد! من پول خودم را به تو نخواهم داد."

Meg was very angry.

مگ بسیار خشمگین شد.

"I don't want your money, Aunt March! John loves me, and he's a good man. We can work for our money. I am going to marry him."

"من پولتان را نمی خواهم، عمه مارچ! جان دوستم دارد، و مرد خوبی هم هست. ما می توانیم برای پولمان کار کنیم. من با او ازدواج خواهم کرد."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت بیست و یکم)

توسط | اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و یکم از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 10 – What is Love?  (عشق چیست؟)

Mrs. March came into the room. Meg and Jo kissed her.

خانم مارچ به درون اتاق آمد. مگ و جو او را بوسیدند.

Then Beth slowly opened her eyes and smiled.

سپس بت آهسته چشم گشود و لبخند زد.

Mrs. March stayed with her all night.

خانم مارچ تمام شب را کنار او ماند.

In the morning, Jo went into Beth's room.

بامدادان، جو به درون اتاق بت رفت.

 

 

"Mother, I want to talk to you," she said. "Mr. Brooke loves Meg. Did you know that? I don't like it."

او گفت: "مادر، می خواهم با شما صحبت کنم. آقای بروک مگ را دوست دارد. می دانستید؟ من خوشم نمی آید."

"I know," Mrs. March said. "John Brooke talked to your father and me in Washington. Does Meg love him too?"

خانم مارچ گفت: "می دانم. جان بروک در واشنگتن با پدرت و من صحبت کرد. مگ هم او را دوست دارد؟"

"I don't know." Jo said. "I don't know about love. I liked Mr. Brooke's letters about Father, and I like his eyes. But I want Meg here, at home with us."

جو گفت: "نمی دانم. از عشق چیزی نمی دانم. از نامه های آقای بروک درباره ی پدر خوشم می آمد، از چشمانش هم خوشم می آید. ولی دلم می خواهد مگ اینجا باشد، در خانه کنار ما."

"John's a very good man," said Mrs. March. "He helped Father. But don't think about it now. Christmas is coming."

خانم مارچ گفت: "جان مرد بسیار خوبی است، او به پدر کمک کرد. ولی حالا به این (چیزها) فکر نکن. کریسمس در راه است."

On Christmas Day, Beth was in bed but Amy was home again.

در روز کریسمس، بت (هنوز) در بستر بود ولی امی دوباره در خانه بود.

It was a good day. There were beautiful presents from Laurie and Mr. Laurence.

روز خوبی بود. هدایای زیبایی از لاری و آقای لارنس رسیده بود.

Then Laurie arrived.

سپس لاری رسید.

"And here's a big Christmas present for the March family!" he said.

او گفت: "این هم یک هدیه ی بزرگ کریسمس برای خانواده ی مارچ!"

He opened the door again, and there was Mr. March.

او دوباره در را گشود، و آقای مارچ آنجا بود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جذاب و زیبای انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت نوزدهم)

توسط | اردیبهشت ۶, ۱۳۹۷

اکنون قسمت نوزدهم از فصل نهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 9 – Beth is Sick  (بت بیمار می شود)

The girls said goodbye to their mother.

دختران به مادرشان بدرود گفتند.

Every day they did their work, but they thought about her.

هر روز کارشان را انجام می دادند، ولی به او می اندیشیدند.

One day, Beth said to Jo and Meg, "Please go and see the Hummels."

یک روز،بت به جو و مگ گفت: "لطفا بروید و هامل ها را ببینید."

"I can't go. Can you go, Jo?" Meg asked.

مگ گفت: "من نمی توانم بروم. تو می توانی، جو؟"

 

"No, I have a cold," Jo answered.

جو پاسخ داد: "نه، من سرما خورده ام."

"Can you go, Beth?" Meg asked.

مگ پرسید: "تو می توانی بروی، بت؟"

"I go every day, because Mother isn't here. But one child is very sick and I can't help her. Please go."

"من هر روز می روم، چون مادر اینجا نیست. ولی یکی از بچه ها خیلی مریض است و من نمی توانم کمکش کنم. لطفا برو."

"I can go tomorrow," Meg said.

مگ گفت: " من فردا می توانم بروم."

Beth went to the Hummel's house. Later, she came home. She was very unhappy.

بت به خانه ی هامل رفت. بعدا، به خانه آمد. او بسیار غمزده بود.

"What's wrong, Beth?" Jo asked.

جو پرسید: چه شده، بت؟"

"Oh, Jo. The child's dead. I stayed with her and Mrs. Hummel went to the doctor's house. He came, but the child was dead. It was scarlet fever. And now I'm sick too."

"اوه، جو. دخترک مرده. من کنارش ماندم و خانم هامل به خانه ی دکتر رفت. او آمد، ولی بچه مرده بود. مخملک بود. حالا من هم مریض شدم."

"Oh no!" Jo said. "I'm going to get Hannah."

جو گفت: "اوه، نه! می روم هانا را بیاورم."

Hannah looked at Beth and called Dr. Bangs.

هانا به بت نگاه کرد و دکتر "بنگز" را خبر کرد.

"Amy," Jo said, "you're going to Aunt March's house."

جو گفت: "امی، تو می روی به خانه ی عمه مارچ."

"No!" Amy said.

امی گفت: "نه!"

"Yes," Hannah said. "Do you want scarlet fever?"

هانا گفت: "آره، دلت مخملک می خواهد؟"

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین داستان های انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت هفدهم)

توسط | فروردین ۲۸, ۱۳۹۷

اکنون قسمت هفدهم از فصل هشتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 8 – Jo's Hair  (موهای جو)

The letter arrived in early November. Laurie was at the March house with the girls and their mother.

نامه ای در اوایل نوامبر رسید. لاری در خانه ی مارچ بود، با دختران و مادرشان.

The letter said:

متن نامه این بود:

Mrs. March,

Mr. March is in Washington and he is very sick. Please come quickly.

From, S. Hale.

خانم مارچ،

آقای مارچ در واشنگتن است و بسیار بیمار است. لطفا سریعا بیایید.

از، "اس. هِیل"

 

The girls were very unhappy. Mrs. March's face was white.

دختران بسیار غمگین شدند. چهره ی خانم مارچ سفید شد.

"Children, listen to me!" she said. "Help me, please.

او گفت: "بچه ها گوش کنید. لطفا کمکم کنید.

Laurie, please write to Mr. Hale. I'm going to take the morning train."

لاری، خواهش م یکنم (نامه ای) به آقای هیل بنویس. من قطار صبح را می گیرم."

"Yes, Mrs. March," Laurie said.

لاری گفت: " بله، خانم مارچ."

"Jo, take a letter to Aunt March. I'm going to ask her for money.

"جو نامه ای برای عمه مارچ ببر. می خواهم ازش درخواست پول کنم."

Beth, ask Mr. Laurence for food and drink for Mr. March.

بت، از آقای لارنس برای آقای مارچ غذا و نوشیدنی بخواه.

Amy, get my black bag.

امی، کیف سیاهم را بیاور.

Meg, come and help me."

مگ، بیا و به من کمک کن."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جالب انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت شانزدهم)

توسط | فروردین ۲۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت شانزدهم از فصل هفتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Two weeks later, Jo came into the house with a newspaper.

دو هفته بعد، جو با یک روزنامه به خانه آمد.

"Are there any good stories in the newspaper?" Meg asked.

مگ پرسید: "هیچ داستان خوبی در روزنامه هست؟"

 

"Yes," Jo said. "There's one good story."

جو گفت: "بله، یک داستان خوب هست."

"Please read it to us," Amy said.

امی گفت: "لطفا برایمان بخوان."

The three sisters listened.

سه خواهر گوش کردند.

"It's very good! Who's the writer?" Beth asked.

بت پرسید: "خیلی خوب است! نویسنده اش کیست؟"

"Your sister," Jo smiled.

جو لبخند زد: "خواهرتان."

"You! Meg said.

مگ گفت: "تو!"

"Yes, me!"

"بله، من!"

"It's very good!" Amy said.

امی گفت: "خیلی خوب است."

"Oh, Jo! Hannah said.

هانا گفت: "اوه، جو!"

Mother smiled and kissed her daughter. "Father's going to be very happy."

مادر لبخند زد و دخترش را بوسید. "پدر خیلی خوشحال خواهد شد."

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت سیزدهم)

توسط | اسفند ۱۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت سیزدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

The morning after that, Jo thought, "I want to be happy today. I'm going to go ice skating with Laurie."

بامداد روز بعد از آن، جو اندیشید: "امروز می خواهم شاد باشم. با لاری می روم اسکیت روی یخ."

She and Laurie walked down the road with their skates.

او و لاری به اسکیت هایشان در خیابان راه افتادند.

Amy watched them. She wanted to go too.

امی آنها را تماشا کرد. دلش می خواست او نیز برود.

 

Meg said to her, "Go afterthem. Kiss Jo, and say ' sorry ' again."

مگ به او گفت: "دنبالشان برو. جو را ببوس و دوباره بگو 'متاسفم'."

Amy walked to the river behind Jo and Laurie.

امی پی جو و لاری به سوی رودخانه راه افتاد.

Then Jo and Laurie started to skate, and Amy askated too.

سپس جو و لاری شروع به اسکیت کردند، و امی نیز اسکیت کرد.

Jo didn't look at her and Laurie didn't see her.

جو به او نگاه نکرد و لاری نیز او را ندید.

Then Amy moved away from them. The ice was thin there and suddenly – CRACK! She went down into the cold water.

سپس امی از آنان دور شد. یخ در آنجا نازک بود و ناگهان – کراک! او به درون آب سرد سرازیر شد.

"Help! Help me!" Amy called.

امی ندا داد: "کمک! کمکم کنید!"

Jo looked now.

اینک جو نگاه کرد.

"Oh, no! Amy!" She said. "We're coming, Amy!"

او گفت: "اوه، نه! امی! ما داریم می آییم، امی!"

Jo and Laurie quickly helped Amy out of the water.

جو و لاری شتابان به امی کمک کردند، او را از آب بیرون آوردند.

She was very cold. Her face and hands were blue.

او خیلی یخ کرده بود. چهره و دستانش کبود شده بودند.

They went home quickly, and Hannah went to Amy's bedroom with her.

آنان سریع به خانه رفتند، و هانا با امی به اتاق خوابش رفت.

Later, Jo was in Amy's room with her mother . They talked quietly.

بعدا، جو با مادرش در اتاق امی بودند. آنان به آرامی گفتگو می کردند.

"Is Amy going to get well?" Jo asked.

جو پرسید: " امی خوب می شود؟"

"Yes," Mrs. March said. "You came home very quickly. You helped her."

خانم مارچ گفت: " بله، شما خیلی سریع آمدید خانه. به او کمک کردید."

Jo said, " I was very angry with Amy, but now I'm sorry. I'm often angry. What can I do?

جو گفت: " از دست امی خیلی عصبانی بودم، ولی حالا پشیمانم. من اغلب عصبانی می شوم. چکار می توانم بکنم؟

She looked at her sister. She was beautiful with her yellow hair.

او به خواهرش نگریست. امی با موهای زردش زیبا بود.

Amy opened her eyes and looked at Jo.

امی چشم گشود و جو را نگریست.

They kissed, and they were friends again.

آنان یکدیگر را بوسیدند و دوباره آشتی کردند.

"Jo," said Mother, "You are very angry sometimes. You can stop that. Please try! But you're a good girl, and I love you."

مادر گفت: " جو، تو گاهی خیلی عصبانی می شوی. می توانی تمامش کنی. لطفا سعی کن! ولی دختر خوبی هستی، و من دوستت دارم."

Jo kissed her mother.

جو مادرش را بوسید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین داستان انگلیسی به زبان فارسی – زنان کوچک (قسمت دوازدهم)

توسط | اسفند ۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت دوازدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 6 – Amy is angry again  (امی باز هم خشمگین می شود)

"Meg, Jo, where are you going?" Amy asked one saturday afternoon.

بعدازظهر یک روز شنبه امی پرسید: "مگ، جو کجا می روید؟"

"You can't come, Amy!" Jo said.

جو گفت: "تو نمی توانی بیایی، امی."

"I know!" Amy said. "You're going to the theatre with Laurie. I'm coming, too! I have a little money."

امی گفت: "من می دانم! شما با لاری می روید به تئاتر. من هم می آیم! کمی پول دارم."

 

"It's isn't for little girls," Jo said. "And Laurie asked us."

جو گفت: "برای دخترهای کوچولو نیست. تازه لاری هم از ما درخواست کرد."

Amy was very angry.

امی بسیار خشمگین شد.

"You're going to be sorry, Jo March," she said.

او گفت: "پشیمان می شوی، جو مارچ."

Then Laurie arrived, and Meg and Jo went to the theatre with him.

سپس لاری رسید، و مگ و جو با او به تئاتر رفتند.

In the morning, Jo asked, "Where's my book?"

در بامداد، جو پرسید: "کتاب من کجاست؟"

Jo liked writing stories, and she was a good writer, There was many years' work in that book.

جو دوست داشت داستان بنویسد، و نویسنده ی خوبی بود. (نتیجه ی) سال ها کوشش در آن کتاب بود.

Meg and Beth said, "We don't know."

مگ و بت گفتند: "نمی دانیم."

Amy was quiet.

امی ساکت بود.

"Do you have it, Amy?" Jo asked.

جو پرسید: "دست توست، امی؟"

"No, I don't," Amy said.

امی گفت: "نه، نیست."

"Amy…!" Jo said. "Where is it?"

جو گفت: "امی…! کجاست؟"

"I burned it!" Amy answered.

امی پاسخ داد: "سوزاندمش!"

"You burned my book!" said Jo, "My stories were in it! You bad girl!"

جو گفت: "کتابم را سوزاندی! داستان هایم در آن بود! دختر بد!

She hid Amy and walked away.

او امی را زد و دور شد.

Later, Jo came down again.

بعدا دوباره جو به پایین آمد.

"I'm very, very sorry, Jo!" Amy said.

امی گفت: "من خیلی خیلی متاسفم، جو."

But Jo didn't look at her.

ولی جو به او نگاه نکرد.

In the evening, Mrs. March talked to Jo.

در شامگاه، خانم مارچ با جو صحبت کرد.

"Amy did a very bad thing," she said. She kissed her daughter."But please be friends with her. Don't be angry now."

"امی کار خیلی بدی کرد." این را گفت و دخترش را بوسید. "ولی لطفا با او آشتی کن. حالا دیگر عصبانی نباش."

"I don't like her, and I don't want to be friends," Jo answered, and she went to bed.

جو پاسخ داد." دوستش ندارم، و نمی خواهم آشتی کنم." و به رختخواب رفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *