Tag Archives: داستان انگلیسی بلند با معنی فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های کوتاه زبان انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت دوازدهم)

توسط | مرداد ۱۸, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت دوازدهم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Governor's House – Chapter 4

Some people in the town wanted to take Hester's daughter away. "Her mother is not teaching her the right things," they said.

برخی مردم در شهر می خواستند دختر هستر را بگیرند. آنها می گفتند: "مادرش چیزهای درستی به او یاد نمی دهند."

Hester went with Pearl to a large house and met Governor Bellingham, the most important man in Boston. There were three other men with him: John Wilson, Arthur Dimmesdale, and Roger Chillingworth.

هستر همراه پرل به خانه بزرگی رفت و با فرماندار بلینگهام، مهمترین فرد بوستون ملاقات کرد. سه مرد دیگر همراه او بودند. جان ویلسون، آرتور دیمزدیل و راجر چیلینگورث.

"You cannot take my daughter away!" Hester said.

هستر گفت: "نمی توانید دخترم را از من بگیرید!"

 

"The girl has to live with another family." the Governor said. "She has to learn about God. You are a sinful woman. What can you do for the child?

فرماندار گفت: "این دختر باید با خانواده دیگری زندگی کند. باید درباره خدا یاد بگیرد. تو زن گناهکاری هستی. برای این بچه چکار می خواهی بکنی؟"

Hester put her hand on the scarlet letter. "I learn many things from this," she said "I can teach my little Pearl."

هستر دست بر حرف قرمز گذاشت. "من از این خیلی چیزها یاد می گیرم. می توانم به پرل کوچولویم یاد بدهم."

"We have to take your child away because of that scarlet letter." the Governor said. "Don't you understand?"

فرماندار گفت: "باید این بچه را بخاطر آن حرف قرمز از تو بگیریم. نمی فهمی؟"

"This letter teaches me important lessons every day." Hester said quietly. "The lessons will not help me because I am a sinner. But they will help my little child.

هستر آهسته گفت: "این نشان به من هر روز درس های مهمی می دهد. این درس ها به من کمک نمی کند، زیرا من گناهکار هستم. ولی به بچه کوچولویم کمک می کند."

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت سیزدهم)

توسط | اسفند ۱۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت سیزدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

The morning after that, Jo thought, "I want to be happy today. I'm going to go ice skating with Laurie."

بامداد روز بعد از آن، جو اندیشید: "امروز می خواهم شاد باشم. با لاری می روم اسکیت روی یخ."

She and Laurie walked down the road with their skates.

او و لاری به اسکیت هایشان در خیابان راه افتادند.

Amy watched them. She wanted to go too.

امی آنها را تماشا کرد. دلش می خواست او نیز برود.

 

Meg said to her, "Go afterthem. Kiss Jo, and say ' sorry ' again."

مگ به او گفت: "دنبالشان برو. جو را ببوس و دوباره بگو 'متاسفم'."

Amy walked to the river behind Jo and Laurie.

امی پی جو و لاری به سوی رودخانه راه افتاد.

Then Jo and Laurie started to skate, and Amy askated too.

سپس جو و لاری شروع به اسکیت کردند، و امی نیز اسکیت کرد.

Jo didn't look at her and Laurie didn't see her.

جو به او نگاه نکرد و لاری نیز او را ندید.

Then Amy moved away from them. The ice was thin there and suddenly – CRACK! She went down into the cold water.

سپس امی از آنان دور شد. یخ در آنجا نازک بود و ناگهان – کراک! او به درون آب سرد سرازیر شد.

"Help! Help me!" Amy called.

امی ندا داد: "کمک! کمکم کنید!"

Jo looked now.

اینک جو نگاه کرد.

"Oh, no! Amy!" She said. "We're coming, Amy!"

او گفت: "اوه، نه! امی! ما داریم می آییم، امی!"

Jo and Laurie quickly helped Amy out of the water.

جو و لاری شتابان به امی کمک کردند، او را از آب بیرون آوردند.

She was very cold. Her face and hands were blue.

او خیلی یخ کرده بود. چهره و دستانش کبود شده بودند.

They went home quickly, and Hannah went to Amy's bedroom with her.

آنان سریع به خانه رفتند، و هانا با امی به اتاق خوابش رفت.

Later, Jo was in Amy's room with her mother . They talked quietly.

بعدا، جو با مادرش در اتاق امی بودند. آنان به آرامی گفتگو می کردند.

"Is Amy going to get well?" Jo asked.

جو پرسید: " امی خوب می شود؟"

"Yes," Mrs. March said. "You came home very quickly. You helped her."

خانم مارچ گفت: " بله، شما خیلی سریع آمدید خانه. به او کمک کردید."

Jo said, " I was very angry with Amy, but now I'm sorry. I'm often angry. What can I do?

جو گفت: " از دست امی خیلی عصبانی بودم، ولی حالا پشیمانم. من اغلب عصبانی می شوم. چکار می توانم بکنم؟

She looked at her sister. She was beautiful with her yellow hair.

او به خواهرش نگریست. امی با موهای زردش زیبا بود.

Amy opened her eyes and looked at Jo.

امی چشم گشود و جو را نگریست.

They kissed, and they were friends again.

آنان یکدیگر را بوسیدند و دوباره آشتی کردند.

"Jo," said Mother, "You are very angry sometimes. You can stop that. Please try! But you're a good girl, and I love you."

مادر گفت: " جو، تو گاهی خیلی عصبانی می شوی. می توانی تمامش کنی. لطفا سعی کن! ولی دختر خوبی هستی، و من دوستت دارم."

Jo kissed her mother.

جو مادرش را بوسید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *