Tag Archives: داستان انگلیسی با ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان مثنوی مولوی همراه با معنی انگلیسی – (قسمت هجدهم)

توسط | مرداد ۲۷, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت هجدهم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (خالکوبی قزوینی) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه “ادامه مطلب” می توانید این بخش را مشاهده کنید:

The barber felt much helpless and perplexed,

and bit his finger for a long time.

He threw down the needle in anger and exclaimed:

“Has anyone ever seen such a thing?”

“Who has ever seen a lion without a tail, a head, and belly?

God Himself has never created such a lion!”

Show patience, O brother, to the pain of the needle,

so that you may be saved from the sting of your infidel self.

That group which were freed from existence,

will receive the prostration of the sun and moon.

He who killed in himself hat infidel aspect,

will obtain the service of the sun and clouds.

Once he learnt to kindle the candle,

the sun cannot burn him any more.

All thorn becomes as gentle as a flower,

but not for him who seeks only the flower.

In what lies showing homage to God?

In making oneself as abject as dust.

In what lies learning God’s Uniqueness?

In burning oneself before His Oneness.

If you wish to illuminate yourself like the day,

burn your existence which looks like the night.

Your existence lies in the existence of that life-giving One,

and you are the copper boiling in this alchemy.

“ترجمه فارسی”

خیره شد دلاک و بس حیران بماند

تا به دیر انگشت در دندان بماند

بر زمین زد سوزن از خشم اوستاد

گفت در عالم کسی را این فتاد؟

شیر بی دم و سر و اشکم که دید؟

این چنین شیری خدا خود نافرید

ای برادر صبر کن بر درد نیش

تا رهی از نیش نفس گبر خویش

کان گروهی که رهیدند از وجود

چرخ مهر و ماهشان آرد سجود

هر که مُرد اندر تن او نفس گبر

مر ورا فرمان برد خورشید و ابر

چون دلش آموخت شمع افروختن

آفتاب او را نیارد سوختن

خار جمله لطف چون گل می شود

پیش جزوی کاو سوی کُل می رود

چیست تعظیم خدا افراشتن؟

خویشتن را خوار و خاکی داشتن

چیست توحید خدا اموختن؟

گر همی خواهی که بفروزی چو روز

هستی همچون شب خود را بسوز

هستی ات در هستِ آن هستی نواز

همچو مس در کیمیا اندر گداز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه زبان انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت دوازدهم)

توسط | مرداد ۱۸, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت دوازدهم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Governor's House – Chapter 4

Some people in the town wanted to take Hester's daughter away. "Her mother is not teaching her the right things," they said.

برخی مردم در شهر می خواستند دختر هستر را بگیرند. آنها می گفتند: "مادرش چیزهای درستی به او یاد نمی دهند."

Hester went with Pearl to a large house and met Governor Bellingham, the most important man in Boston. There were three other men with him: John Wilson, Arthur Dimmesdale, and Roger Chillingworth.

هستر همراه پرل به خانه بزرگی رفت و با فرماندار بلینگهام، مهمترین فرد بوستون ملاقات کرد. سه مرد دیگر همراه او بودند. جان ویلسون، آرتور دیمزدیل و راجر چیلینگورث.

"You cannot take my daughter away!" Hester said.

هستر گفت: "نمی توانید دخترم را از من بگیرید!"

 

"The girl has to live with another family." the Governor said. "She has to learn about God. You are a sinful woman. What can you do for the child?

فرماندار گفت: "این دختر باید با خانواده دیگری زندگی کند. باید درباره خدا یاد بگیرد. تو زن گناهکاری هستی. برای این بچه چکار می خواهی بکنی؟"

Hester put her hand on the scarlet letter. "I learn many things from this," she said "I can teach my little Pearl."

هستر دست بر حرف قرمز گذاشت. "من از این خیلی چیزها یاد می گیرم. می توانم به پرل کوچولویم یاد بدهم."

"We have to take your child away because of that scarlet letter." the Governor said. "Don't you understand?"

فرماندار گفت: "باید این بچه را بخاطر آن حرف قرمز از تو بگیریم. نمی فهمی؟"

"This letter teaches me important lessons every day." Hester said quietly. "The lessons will not help me because I am a sinner. But they will help my little child.

هستر آهسته گفت: "این نشان به من هر روز درس های مهمی می دهد. این درس ها به من کمک نمی کند، زیرا من گناهکار هستم. ولی به بچه کوچولویم کمک می کند."

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جذاب انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت یازدهم)

توسط | مرداد ۱۴, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت یازدهم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Little pearl – Chapter 3

Hester looked sadly into little Pearl's wild eye, after the last flower hit her mother's breast, Pearl laughed.

هستر با ناراحتی به چشمان وحشی پرل کوچولو نگاه کرد. پس از اینکه آخرین گل به سینه مادرش خورد، پرل خندید.

"Child, what are you?" Hester said.

هستر گفت: "بچه، تو چه هستی؟"

"I am your little Pearl," the child answered.

بچه پاسخ داد: "پرل کوچولوی تو هستم."

"Are you really my child?"

"تو واقعا بچه ی من هستی؟"

The little girl laughed and danced up and down. "Yes. I am little Pearl."

دختر کوچولو خندید و پایکوبی کرد، "بله، من پرل کوچولو هستم."

"No" Hester said with a smile, "you are not really my little Pearl. Tell me, what are you? Who sent you to me?"

هستر با لبخند گفت: "نه، تو واقعا پرل کوچولوی من نیستی. به من بگو چه هستی؟ چه کسی تو را برای من فرستاده؟"

The child stopped dancing and looked up at her mother's face. "I do not know, Mother. you tell me." she said.

بچه دست از پایکوبی کشید و به چهره مادرش نگریست. او گفت: "نمی دانم، مادر. تو به من بگو."

"Your father in Heaven sent you," Hester said.

هستر گفت: "پدرت تو را از آسمان فرستاده."

Pearl put her finger on her mother's scarlet letter. "He did not send me," she said. "I have no Father in Heaven." Then she laughed and started to dance again.

پرل انگشتش را روی حرف قرمز گذاشت و گفت: "او مرا نفرستاده. من پدری در آسمان ندارم." سپس دوباره خندید و به پایکوبی پرداخت."

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یکی از داستان های مثنوی معنوی با ترجمه انگلیسی – (قسمت هفتم)

توسط | خرداد ۱۳, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت هفتم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (بازرگان و پیام طوطی او) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

The merchant and his parrot's message

A merchant had a beautiful parrot,

which he kept in a cage.

When he decided to travel abroad,

he began his journey first to India.

He said to his male and female servants:

"Tell me, what would you wish me to bring you?"

Each of them made a request to him, and

this good man promised them all something.

 

He then said to the parrot: "What do you wish me

to bring you as souvenir from India?"

 

The parrot said: "When you see the parrots there,

describe my condition for them."

"Tell them: The parrot who loves you all, is

now in our cage deprived of open air."

"It sent you greetings and begged for justice,

asking for remedy and the way of action,"

"Would it be just that burning with love,

I should die of being separated from you all?"

 

"ترجمه فارسی"

 

بازرگان و پیام طوطی او

بود بازرگان و او را طوطی ای

در قفس محبوس زیبا طوطی ای

چون که بازرگان سفر را ساز کرد

سوی هندستان شدن آغاز کرد

هر غلام و هر کنیزک را ز جود

گفت بهر تو چه آرم گوی زود

هر یکی از وی مرادی خواست کرد

جمله را وعده بداد آن نیک مرد

 

گفت طوطی را چه خواهی ارمغان

کارمت از خطه ی هندوستان

 

گفت آن طوطی که آنجا طوطیان

چون ببینی کن ز حال ما بیان

کان فلان طوطی که مشتاق شماست

از قضای آسمان در حبس ماست

بر شما کرد او سلام و داد خواست

وز شما چاره و ره ارشاد خواست

گفت می شاید که من در اشتیاق

جان دهم اینجا بمیرم در فراق؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جذاب انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت اول)

توسط | خرداد ۷, ۱۳۹۷

در این بخش داستان جدیدی از زبان انگلیسی قرار داده می شود. با توجه به اینکه اغلب مخاطبان در سطح پایه قرار دارند، ما از کتاب داستان های مبتدی و یا متوسط استفاده می کنیم تا به راحتی بتوانند از آنها استفاده کنند. خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و از جملات خود در مکالمه استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. فیلم و سریال یا دیدن اخبار هم این کمک را به زبان آموزان خواهد کرد؛ اما برای زبان آموزان مبتدی کمی مشکل است، زیرا باید مهارت شنیداری (Listening) خود را به خوبی تقویت کرده باشند و بعد شروع به دیدن فیلم و یا اخبار کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت.

سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی و سریع می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت اول که مقدمه ای از داستان "داغ ننگ" است را جهت آشنایی با مضمون داستان همراه با ترجمه فارسی را در این پست قرار می دهیم:

 

Introduction (مقدمه)

" I only want to know one thing," Chillingworth said. "Who is the father of this child?"

چیلینگورث گفت: "تنها می خواهم یک چیز را بفهمم. پدر این بچه کیست؟"

Hester looked him in the eye and said, "Do not ask. You will never know."

هستر به چشم او نگاه کرد و گفت: "از من نپرس. هرگز نخواهی فهمید."

"Maybe the town will never know your secret," the old doctor said. "But I will find this man. I will know him when I see him. And then he will be mine!"

پزشک پیر گفت: "شاید شهر راز تو را هرگز درنیابد. ولی من این مرد را پیدا خواهم کرد. وقتی او را ببینم خواهمش شناخت. و سپس از آن من خواهد شد!"

 

Boston, Massachusetts, is only twenty years old. It is a small town with one square, one church – and a small prison.

بوستون، ماساچوست تنها بیست سال از عمرش می گذرد. شهری کوچک با یک میدان، یک کلیسا و یک زندان کوچک است.

One morning in June, the prison door opens and a beautiful woman comes out. Her name is Hester Prynne. There is a baby in her arms and a scarlet letter "A" on her dress – "A" for adulteress.

یک روز صبح در ماه ژوئن، در زندان باز می شود و زن زیبایی بیرون می آید. نامش هسترپرین است. بچه ای در آغوش او و حرف قرمر "A" بر پیراهنش می باشد، "adulteress" به معنی زناکار.

Who is the father of her baby? Nobody knows, and Hester will not say. Then a strange old man comes into town, and Hester feels very afraid. Who is this man?

پدر بچه او کیست؟ هیچ کس نمی داند و هستر هم نمی گوید. سپس پیرمردی عجیب وارد شهر می شود و هستر خیلی می ترسد. این مرد کیست؟

What is he going to do, and why is Hester Prynne afraid of him?

او می خواهد چکار کند و چرا هستر پرین از او می ترسد؟

Nathaniel Hawthorne (1804_64) was born in Salem. Massachusetts. After college, he lived in Salem and started to write.

ناتانیل هاتورن (۶۴_۱۸۰۴) در سالم، ماساچوست به دنیا آمد. پس از دانشگاه در سالم زندگی کرد و شروع به نوشتن کرد.

People did not like his stories for a long time. Then he wrote his short stories, Twice Told Tales (1837), and Hawthorne was famous.

مردم مدت زیادی داستان های او را دوست نداشتند. سپس داستان های کوتاهش را نوشت، داستان های دوبار گفته شده (۱۸۳۷) و هارتون مشهور شد.

But he was not rich. He had to do other work for money. He worked in an office and on farm.

ولی ثروتمند نبود. ناچار بود برای کسب درآمد کارهای دیگری بکند. در یک اداره و در مزرعه کار می کرد.

In 1842 he married and lived in Concord, Massachusetts. He lost his office job in 1849, and suddenly had more time for writing.

در سال ۱۸۴۲ ازدواج کرد و در کنکورد ماساچوست زندگی آغاز کرد. کار اداری اش را در ۱۸۴۹ از دست داد و ناگهان دارای وقت بیشتری برای نوشتن شد.

He wrote The Scarlet Letter in 1850. People think that this is Hawthorne's greatest book.

در ۱۸۵۰ حرف قرمز را نوشت. مردم آن را بزرگترین کتاب هاتورن می دانند.

Hester Prynne is one of the most famous women in early American writing.

هستر پرین یکی از مشهورترین زنان در میان نخستین نوشته های آمریکایی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از داستان های مثنوی معنوی همراه با ترجمه انگلیسی – (قسمت پنجم)

توسط | خرداد ۳, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

 

اکنون قسمت پنجم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (شاه متعصب یهودی که عیسویان را می کشت) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

The fanatic Jewish king who killed the Christians

There was an unjust Jewish king who,

 

was hostile to Jesus and persecuted all Christians.

It was the time of Jesus and it was his turn,

 

to regard Moses as his soul, and his soul as that of Moses.

The cross-eyed king began in his own way of God,

to separate the two godly companions.

A master told a squint-eyed servant to go,

and fetch a bottle from a room.

 

The squint-eyed fellow asked: "Which of the two,

should I bring for you? Make it clear!"

The master said: "It is not two. Go and stop

being cross-eyed, and double-seeing!"

He said: "O, master, don't make fun of me!"

 

The master said: "Well, then, break one of them."

 

There was only one bottle, and he saw it as two,

 

"ترجمه فارسی"

 

شاه متعصب یهودی که عیسویان را می کشت

بود شاهی در جهودان ظلم ساز

 

دشمن عیسی و نصرانی گداز

عهد عیسی بود و نوبت آن او

 

جان موسی او و موسی جان او

شاه احول کرد در راه خدا

آن دو دمساز خدایی را جدا

گفت استاد احولی را کاندر آ

رو برون آر از وثاق آن شیشه را

 

گفت احول زان دو شیشه من کدام

پیش تو آرم بکن شرح تمام

گفت استاد آن دو شیشه نیست، رو

احولی بگذار و افزون بین مشو

گفت ای استا مرا طعنه مزن

 

گفت استا زان دو یک را درشکن

 

شیشه یک بود و به چشمش دو نمود

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت آخر)

توسط | خرداد ۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و سوم (قسمت آخر) از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

"Marry him, then! I don't want to see you again!"

"پس با او ازدواج کن! دیگر نمی خواهم ببینمت!"

Aunt March walked out of the house.

عمه مارچ از خانه بیرون رفت.

Meg didn't move. She looked out the window at her aunt's back.

مگ حرکت نکرد. او از پنجره به بیرون و به پشت سر عمه اش نگاه کرد.

Mr. Brooke came into the room again.

آقای بروک دوباره به درون اتاق آمد.

 

"My love – I listened. Thank you, thank you," he said. "Can I ask you again…?"

او گفت: "عشق من – من گوش می کردم. متشکرم، متشکرم.می توانم دوباره ازت بپرسم…؟"

Meg looked into her eyes.

مگ به چشمان او نگریست.

"Oh, John, the answer's yes. I'm going to marry you – and we're going to be very happy."

"اوه، جان، جواب بله است. من با تو عروسی می کنم – و ما خیلی خوشبخت خواهیم شد."

Later, Jo talked to Laurie.

بعدا، جو با لاری گفتگو کرد.

"I love Meg, and I want her with me," she said.

او گفت: "من مگ را دوست دارم، و می خواهم کنارم باشد.

But she's going to be happy, and that's good.

ولی او خوشبخت می شود، و این خوب است.

And I'm happy today. Mother and Father are here. Beth is well again. Meg loves John. Amy and I are friends – and you and I are friends too. I'm writing, and people like my stories.

و من (هم) امروز خوشحالم. مادر و پدر اینجا هستند. بت دوباره حالش خوب شده. مگ جان را دوست دارد. امی و من دوستیم – و تو و من هم دوستیم. من می نویسم و مردم از داستان هایم خوششان می آید.

But Laurie, are we going to be happy in a year, or in two years? Who knows?

اما لاری، ما در یک سال یا دو سال خوشبخت خواهیم شد؟ کی می داند؟"

پایان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی به انگلیسی – بقال و طوطی (قسمت چهارم)

توسط | اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

 

اکنون قسمت چهارم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

ادامه داستان:

This one eats, and thereby produces abomination from itself,

While the other eats, and turns its whole self into the Light of God.

This one eats, and then produces nothing but avarice and envy,

while the other eats, and produces only the love of Unique God.

This soil is fine, while the other is bad and saline,

This is a pure angel, while the other is a beast and monster.

If the two aspects seemed compatible it would be proper,

a sweet water and a bitter one might be tolerable.

The problem is to find a man of taste who can,

 

distinguish between sweet water and a saline one.

When someone compares magic with miracle,

then he supposes both to be based on deceit.

In the conflict between Moses and the magicians,

they had taken up staffs like Moses staff.

 

A profound difference is between this and that staff,

 

as a wide gap exists between his action and theirs.

This action is followed by the curse of God,

 

while that action is blessed by Him in good faith.

 

"ترجمه فارسی"

این خورد گردد پلیدی زو جدا

آن خورد گردد همه نور خدا

این خورد زاید همه بخل و حسد

آن خورد زاید همه عشق احد

این زمین پاک و آن شور است و بد

این فرشته ی پاک و آن دیو است و دد

هر دو صورت گر به هم ماند رواست

آب تلخ و آب شیرین را صفاست

جز که صاحب ذوق کی بشناسد بیاب

 

او شناسد آب خوش از شوره آب

سِحر را با معجزه کرده قیاس

هر دو را بر مکر پندارد اساس

ساحران موسی از استیزه را

برگرفته چون عصای او عصا

 

زین عصا تا آن عصا فرقی است ژرف

 

زین عمل تا آن عمل راهی شگرف

لعنت الله این عمل را در قفا

 

رحمت الله آن عمل را در وفا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت پانزدهم)

توسط | فروردین ۱۸, ۱۳۹۷

اکنون قسمت پانزدهم از فصل هفتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

That summer was a happy time, but winter came.

تابستان آن سال اوقات خوشی بود، ولی زمستان آمد.

In October the days were cold and short.

در اکتبر روزها سرد و کوتاه بودند.

Jo was in the house one day. She looked at the little book in front of her.

یک روز جو در خانه بود. او به کتاب کوچک جلویش نگاه کرد.

"There!" she said. "I can take it now."

او گفت: " خوب، حالا می توانم ببرمش."

She went quietly out of the window. Her mother and sisters didn't see her.

او به آرامی از پنجره به بیرون رفت. مادر و خواهرانش او را ندیدند.

Jo went to an office in town. Laurie was in town too, and he waited for her. She came out into the street, and her face was red.

جو به دفتری در شهر رفت. لاری نیز در شهر بود، و انتظار او را می کشید. جو بیرون به خیابان آمد، (در حالی که) چهره اش سرخ شده بود.

"What's wrong?" Laurie asked.

لاری پرسید: "چی شده؟"

" I went to the newspaper office with two stories," Jo said. "The man said," 'Come again in a week.' He's going to read them."

جو گفت: "من با دوتا داستان رفتم به دفتر روزنامه. آن مرد گفت: 'یک هفته دیگر برگرد.' می خواهد آنها را بخواند."

" That's very good!" Laurie said. "Josephine March, the famous American writer! But Jo, I want to talk to you about Meg's glove – I know about it."

لاری گفت: " این خیلی خوب است! جوزفین مارچ، نویسنده ی مشهور آمریکایی! ولی جو، می خواهم راجع به دستکش مگ با تو صحبت کنم – من در موردش می دانم."

"Where's the glove?" Jo asked.

جو پرسید: "دستکش کجاست؟"

"It's in Mr. Brooke's coat," Laurie said.

لاری گفت: " در کت آقای بروک است."

"Oh no!" Jo thought, "Mr. Brooke loves Meg! He's going to take her away from us!"

جو اندیشید: "اوه نه! آقای بروک مگ را دوست دارد. او می خواهد مگ را از ما بگیرد."

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بهترین داستان انگلیسی به زبان فارسی – زنان کوچک (قسمت دوازدهم)

توسط | اسفند ۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت دوازدهم از فصل ششم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 6 – Amy is angry again  (امی باز هم خشمگین می شود)

"Meg, Jo, where are you going?" Amy asked one saturday afternoon.

بعدازظهر یک روز شنبه امی پرسید: "مگ، جو کجا می روید؟"

"You can't come, Amy!" Jo said.

جو گفت: "تو نمی توانی بیایی، امی."

"I know!" Amy said. "You're going to the theatre with Laurie. I'm coming, too! I have a little money."

امی گفت: "من می دانم! شما با لاری می روید به تئاتر. من هم می آیم! کمی پول دارم."

 

"It's isn't for little girls," Jo said. "And Laurie asked us."

جو گفت: "برای دخترهای کوچولو نیست. تازه لاری هم از ما درخواست کرد."

Amy was very angry.

امی بسیار خشمگین شد.

"You're going to be sorry, Jo March," she said.

او گفت: "پشیمان می شوی، جو مارچ."

Then Laurie arrived, and Meg and Jo went to the theatre with him.

سپس لاری رسید، و مگ و جو با او به تئاتر رفتند.

In the morning, Jo asked, "Where's my book?"

در بامداد، جو پرسید: "کتاب من کجاست؟"

Jo liked writing stories, and she was a good writer, There was many years' work in that book.

جو دوست داشت داستان بنویسد، و نویسنده ی خوبی بود. (نتیجه ی) سال ها کوشش در آن کتاب بود.

Meg and Beth said, "We don't know."

مگ و بت گفتند: "نمی دانیم."

Amy was quiet.

امی ساکت بود.

"Do you have it, Amy?" Jo asked.

جو پرسید: "دست توست، امی؟"

"No, I don't," Amy said.

امی گفت: "نه، نیست."

"Amy…!" Jo said. "Where is it?"

جو گفت: "امی…! کجاست؟"

"I burned it!" Amy answered.

امی پاسخ داد: "سوزاندمش!"

"You burned my book!" said Jo, "My stories were in it! You bad girl!"

جو گفت: "کتابم را سوزاندی! داستان هایم در آن بود! دختر بد!

She hid Amy and walked away.

او امی را زد و دور شد.

Later, Jo came down again.

بعدا دوباره جو به پایین آمد.

"I'm very, very sorry, Jo!" Amy said.

امی گفت: "من خیلی خیلی متاسفم، جو."

But Jo didn't look at her.

ولی جو به او نگاه نکرد.

In the evening, Mrs. March talked to Jo.

در شامگاه، خانم مارچ با جو صحبت کرد.

"Amy did a very bad thing," she said. She kissed her daughter."But please be friends with her. Don't be angry now."

"امی کار خیلی بدی کرد." این را گفت و دخترش را بوسید. "ولی لطفا با او آشتی کن. حالا دیگر عصبانی نباش."

"I don't like her, and I don't want to be friends," Jo answered, and she went to bed.

جو پاسخ داد." دوستش ندارم، و نمی خواهم آشتی کنم." و به رختخواب رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *