Tag Archives: خرید داستان های انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل)
امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف.
با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.
 پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد
همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر
نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه
و امکانات بی شمار دیگر…
برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : 
هم اکنون رایگان نصب کنید


 

 

pack-kamel
pack-film
pack-farsi آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

text
sticky-head-resources sticky-head-kudakan
film-pack pack-kudakan
dastan tarh-sticky-magic-english
pack-grammar  
pack-loghat tejarat
pack-estelahat sticky-head-tests
pack-souti teofl
pack-talafoz ielts
telegram-oxford telegram-story
telegram-german telegram-french

داستان های ساده و کوتاه زبان انگلیسی – زنان کوچک (قسمت چهارم)

توسط | دی ۱۹, ۱۳۹۶

اکنون قسمت چهارم از فصل دوم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های معروف و پرطرفدار انگلیسی همراه با فایل صوتی

 

ادامه داستان:

In the evening, the girl’s friends came. And the girls acted for them.

شامگاهان، دوستان دخترها آمدند و دخترها برایشان نمایش اجرا کردند.

They loved acting and their friends had a good time.

آنان بازیگری را دوست داشتند و به دوستانشان خوش گذشت.

Then Hannah said, “Come and eat, children!”

سپس هانا گفت: " بیایید نوش جان کنید، بچه ها!"

 

On the table there was a lot of food and some fruit and candy.

روی میز غذای فراوان و مقداری میوه و شیرینی بود.

The girls looked at it with open eyes. Where did it come from?

دختران با چشمهای فراخ آنها را نگریستند. این ها از کجا آمدند؟

“It’s from Santa Claus!” Beth said.

بت گفت: " از طرف بابا نوئل است!" (Santa Claus = داستانی در مورد هدیه آوردن بابا نوئل برای بچه ها در شب کریسمس)

“No, Mother did it,” Meg said.

مگ گفت: " نه، کار مادر است."

Jo said, “It’s from Aunt March! May be she likes us on Christmas Day. She doesn’t usually like us.”

جو گفت: "از طرف عمه مارچ است! شاید روز کریسمس دوستمان دارد. او معمولا از ما خوشش نمی آید."

“You’re wrong,” Mrs. March said. “It’s from old Mr. Laurence. You see him sometimes – he lives near here.”

خانم مارچ گفت: "شما در اشتباهید. از طرف آقای لارنس پیر است. شما گاهی او را می بینید – نزدیک اینجا زندگی می کند."

“Yes, but we don’t know him!” Meg said.

مگ گفت: "بله، ولی ما او را نمی شناسیم!"

“He was a friend of my father.” Mrs. March said. “He knows about the food for the Hummels. This food is for you from him because you didn’t eat well this morning.”

خانم مارچ گفت: "او یکی از دوستان پدرم بود. موضوع غذا برای هامل ها را می داند. این غذا از طرف او برای شماست. چون امروز صبح خوب غذا نخوردید."

Jo’s friend said, “My mother knows old Mr. Laurence. He’s a good man, but he doesn’t see many people. His daughter’s dead and her son lives with him. The boy’s name is Laurie.”

دوست جو گفت: "مادر من آقای لارنس پیر را می شناسد. او مرد خوبی است، ولی آدم های زیادی را نمی بیند. دخترش مرده و پسر دخترش با او زندگی می کند. اسم آن پسر " لاری" است."

“I want to meet Laurie,” Jo said. “We don’t know many boys. Maybe he can act.”

جو گفت: "می خواهم لاری را ببینم. ما پسرهای زیادی را نمی شناسیم. شاید او بتواند نقش بازی کند."

“He can visit us,” Mrs. March said.

خانم مارچ گفت: "او می تواند به دیدنمان بیاید."

Jo smiled.

جو لبخند زد.

“Oh” Beth said to her mother, “Were very happy. But father isn’t happy.”

بت به مادرش گفت: " اوه، ما خیلی خوشحالیم. ولی پدر خوشحال نیست."

“No, Mrs. March said quietly. She kissed her daughter.

خانم مارچ آرام گفت: "نه." او دخترش را بوسید.

“I want to see him,” Beth said. “I want to give him a present.”

بت گفت: " می خواهم ببینمش. می خواهم به او یک هدیه بدهم."

“I know, Beth. I know.”

"می دانم بت. می دانم."

پایان فصل دوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *