Tag Archives: جملات کاربردی انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی همراه با ترجمه فارسی – درس بیست و سوم

توسط | خرداد ۵, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و سوم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۳        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۷٫ be about to (do sth)             در شرف (انجام کاری) بودن – در حین / آماده (انجام کاری) بودن

 

A: What were you doing when I called?

B: I was about to go to bed.

وقتی زنگ زدم داشتی چکار می کردی؟

داشتم می رفتم بخوابم.

 

 

۸٫ go through sth              تجربه کردن – تحمل کردن (سختی و دردسر)

(to experience sth)

 

A: I heard you had two operations.

B: Yes. I was in the hospital for 3 weeks. You don't know what I went through.

شنیدم دوتا عمل داشتی.

بله، سه هفته بستری بودم. نمی دانی چه کشیدم.

 

 

۹٫ take notice (of sb/sth)             متوجه شدن (= دیدن)

 

A: Be careful. You just went through a red light.

B: Did I? Well, I didn't take notice.

مواظب باش. از چراغ قرمز رد شدی.

واقعا. خوب متوجه شدم.

 

 

۱۰٫ take an interest in sb/sth              علاقه داشتن – علاقمند بودن – علاقه نشان دادن

 

A: Are you satisfied with John's progress?

B: Not really. I wish he took more interest in his studies.

از پیشرفت جان راضی هستید؟

راستش نه. ای کاش علاقه بیشتری به درس هایش نشان می داد.

 

 

۱۱٫ take one's time            کاری را سر فرصت انجام دادن – عجله نکردن

(to use as much time as you need without hurrying)

 

A: If you're in a hurry, I'll have my breakfast later so we can go now.

B: No. There's no hurry. Take your time.

اگر عجله داری صبحانه ام را بعد می خورم تا الان بتوانیم برویم.

نه عجله ندارم. عجله نکن.

 

 

۱۲٫ be on the right track            در مسیر درست بودن – در جهت صحیح قرار داشتن

(کنایه از حالتی است که شخص هنوز به هدف نرسیده و یا پاسخ صحیح را نیافته ولی فکر یا عمل وی در جهت صحیح است)

 

A: Was my answer correct?

B: Not exactly but you're on the right track. If you think a little more, you'll surely find the answer.

جواب من درست بود؟

دقیقا نه ولی در مسیر درست هستی. اگر کمی بیشتر فکر کنی، حتما جواب را پیدا می کنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی به فارسی – درس بیستم

توسط | اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۷

اکنون درس بیستم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیستم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۰        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱٫ be fed up with (sb/sth)           جان به لب رسیدن – خسته و بیزار بودن

(to be disgusted with sb/sth)

 

A: Why do you want to quit your job?

B:I'm fed up with my boss. He acts so bossy and I'm fed up with the way my colleagues treat me.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

جانم از دست رئیسم به لبم رسیده. خیلی امر و نهی می کند و از طرز برخورد همکارانم هم خسته و بیزارم.

 

 

۲٫ be sick and tired of (sb/sth)         بیزار بودن – (از کسی یا چیزی) حال بهم خوردن

 

A: Why do you want to change your job? You're getting a great salary as a tour guide.

B: It's not about the salary. To be honest with you, I'm sick and tired of traveling and staying in hotels.

چرا می خواهی کارت را عوض کنی؟ تو به عنوان راهنمای توریست ها حقوق خیلی خوبی می گیری.

موضوع حقوق نیست. راستش را بخواهی، دیگر از مسافرت و ماندن در هتل حالم به هم می خورد.

 

 

۳٫ have had it up to here (with sb/sth)             دیگر به اینجایم رسیده – جانم به لبم رسیده

(هنگام گفتن این عبارت گوینده دست خود را مقابل لب های خود نگه می دارد که نشان دهد جانش به لبش رسیده است)

 

A: Are you serious about getting divorced?

B: Of course I am. I can't stand my husband anymore. I've had it up to here with him.

جدا" قصد جدا شدن داری؟

البته، دیگر تحمل شوهرم را ندارم. جانم از دستش به لبم رسیده.

 

 

۴٫ be at the end of one's rope           طاقتم طاق شده – دیگر کشش ندارم – بیش از این نمی کشم

(to be at the limits of one's endurance)

 

A: Why do you want to give up teaching?

B: My students are driving me crazy. They're so rude and noisy. I'm at the end of my rope with them.

چرا می خواهی تدریس را رها کنی؟

شاگردانم دارند دیوانه ام می کنند. خیلی بی ادب و شلوغ هستند. دیگر کشش ندارم.

 

 

۵٫ to crack up         بریدن – از پا درآمدن (جسما یا روحا در اثر فشار)

(to go crazy, to collapse under strain)

 

A: I'm short of money so I'm working twelve hours a day.

B: Twelve hours a day! If you keep working like this, you're going to crack up.

پول کم دارم بنابراین روزی ۱۲ ساعت کار می کنم.

روزی ۱۲ ساعت! اگر همینطور به کار کردن ادامه بدهی از پا درمی آیی.

 

 

۶٫ be dead on one's feet               خسته و مرده بودن (کنایه از خستگی بیش از حد)

(to be exhausted / worn out)

 

A: Can you help me with the dinner?

B: I'm sorry I can't. I'm dead on my feet.

می توانی در تهیه شام کمکم کنی؟

متاسفم نمی توانم. خسته و مرده ام.

 

 

۷٫ get hurt / upset / offended             رنجیدن – دلخور شدن – برخوردن – ناراحت شدن

 

A: Mary's very upset with you.

B: I know. I just joked about her hairstyle but she got hurt. I was only joking. I didn't mean to upset her.

مری خیلی از تو دلخور است.

می دانم. راجع به مدل مویش شوخی کردم ولی به او برخورد. فقط قصد شوخی داشتم. نمی خواستم او را ناراحت کنم.

نکته مهم: اگر افعال بالا بدون be یا get به کار روند، معنی آنها برعکس خواهد شد.

 

 

۸٫ take it personally          برخوردن – به خود گرفتن

این اصطلاح اغلب به صورت Please don't take it personally به معنای (بهت برنخوره – به خودت نگیر) هنگامی بکار می رود که بخواهیم موضوعی را به کسی تذکر بدهیم و یا از او انتقاد کنیم ولی نمی خواهیم طرف صحبت ما، مسئله را شخصی تلقی کند و یا ایراد ما را به خودش بگیرد.

 

A: Do you want to tell me something?

B: Yes, Please don't take it personally but I think you need a haircut.

می خواهی چیزی به من بگویی؟

بله لطفا بهت برنخوره ولی فکر می کنم باید موهایت را کوتاه کنی.

 

 

۹٫ to feel guilty / to have a sense of guilt             احساس گناه کردن – احساس گناه داشتن

 

A: John failed his computer course. It was my fault. I should have helpedhim.

B: You shouldn't blame yourself. He didn't study hard enough.

A: I know but I still feel guilty about it.

جان در درس کامپیوتر رد شد. تقصیر من بود، باید کمکش می کردم.

تو نباید خودت را سرزنش کنی. او به قدر کافی درس نخواند.

می دانم ولی باز هم احساس گناه می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی (درس هشتم)

توسط | بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

اکنون درس هشتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هشتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۸         پیشنهاد کمک (Offering help)

۱٫ اگر بخواهیم به دوستی که در حال انجام کاری است کمک کنیم، عبارت های زیر را می گوییم:

(Do you) want any help?              کمک می خواهی؟

(Do you) need any help?              کمک لازم داری؟

Can I help?                     می توانم کمک کنم؟

Can I give you a hand?         می توانم کمکت کنم؟

 

اگر بخواهیم به عبارت های بالا پاسخ مثبت دهیم، می گوییم:

Yes, if it's no trouble.              بله، اگر زحمتی نیست.

Yes, if you don't mind.             بله، اگر برایت اشکالی ندارد.

اگر بخواهیم به پیشنهاد کمک، پاسخ منفی بدهیم می گوییم:

No, thanks. I can manage.            نه متشکرم. از عهده اش برمی آیم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         No, that's ok. I can do it myself.           نه خوبه. خودم می توانم انجامش بدهم.

 

۲٫ در موقعیت هایی که اندکی رسمی تر هستند، برای پیشنهاد کمک از عبارت های زیر استفاده می شود.

Would you like me to ….?

I'll …. if you'd like.

 

۳٫ اگر کسی به ما پیشنهاد کمک کند و بخواهیم کمی تعارف کنیم می توانیم جمله زیر را بگوییم:

I appreciate your offering but I don't want to trouble you.

از پیشنهادتان متشکرم ولی نمی خواهم به شما زحمت بدهم.

 

۴٫ اگر ما به کسی پیشنهاد کمک بدهیم و مخاطب ما پیشنهاد ما را رد کند یا تعارف کند و ما بخواهیم اصرار کنیم، می گوییم:

Oh, come on. Let me give you a hand.         تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

 

۵٫ در فروشگاه ها به هنگام خرید فروشنده ها اغلب با گفتن جمله زیر پیشنهاد کمک می کنند.

Can I help you? 

اگر قصد خرید نداشته باشیم و فقط بخواهیم نگاهی به اجناس بیاندازیم، می گوییم:

No, thanks. I'm just looking.

ولی اگر قصد خرید داشته باشیم، می گوییم:

Yes, please. I'm looking for a digital camera.

 

۶٫ اگر بخواهیم به شخصی که اتفاق ناگواری برایش روی داده (مثلا زمین خورده یا تصادف کرده است) پیشنهاد کمک کنیم، از عبارت های زیر استفاده می کنیم.

Can I do anything to help?              هیچ کمکی از من بر می آید.

Is there anything I can do to help?           می توانم کمکی بکنم؟

What can I do to help?            چه کمکی از من بر می آید؟

Should I call an ambulance?            می خواهید زنگ بزنم آمبولانس بیاید؟

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *