Tag Archives: ترجمه کتاب داستان انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

دانلود داستان های جالب انگلیسی – داغ ننگ (قسمت ششم)

توسط | تیر ۱۴, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت ششم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Roger Chillingworth – Chapter 2

At one o'clock they took Hester and her child back to the prison. Hester sat on the bed with her baby and cried.

در ساعت یک هستر و بچه اش را به زندان برگرداندند. هستر با بچه در بستر نشست و گریست.

After an hour, she and the baby started to feel weak. The workers in the prison brought in a doctor.

پس از یک ساعت، او و بچه احساس ضعف کردند. کارکنان زندان برایش پزشک آوردند.

 

Doctor His name was Roger Chillingworth. Hester looked at the doctor and felt afraid. He was the man from the back of the crowd.

اسم او راجر چیلینگورث بود. هستر به پزشک نگاه کرد و ترسید. همان مرد ایستاده در عقب جمعیت بود.

"Leave me with the young woman" the old doctor told the prison workers.

پزشک پیر به کارکنان زندان گفت: "مرا با زن جوان تنها بگذارید."

He gave the baby something on a spoon. Minutes later, the baby stopped crying and slept. The doctor then turned to Hester Prynne and said, "Drink this. You will feel better."

او با قاشق چیزی به بچه داد. دقایقی بعد گریه بچه متوقف و به خواب رفت. سپس پزشک به هستر پرین رو کرد و گفت: "این را بنوش، حالت را بهتر خواهد کرد."

Hester took a cup from his hand and drank slowly. Then she sat on the bed next to her baby. The doctor sat on the only chair in the room.

هستر فنجان را از دست او گرفت و آهسته نوشید. سپس در بستر کنار بچه نشست. پزشک روی تنها صندلی اتاق نشست.

"I waited two years for you," Hester said. "Where were you?"

هستر گفت: "دو سال منتظرت بودم. کجا بودی؟"

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جالب و خواندنی انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت پنجم)

توسط | تیر ۷, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت پنجم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Hester Prynne – Chapter 1

"Hester Prynne" he said. "You have to tell us the name of the child's father. It will help you in the eyes of God. Tell us, please."

او گفت: "هسترپرین، باید نام پدر بچه را به ما بگویی. در پیشگاه خدا، این به تو کمک خواهد کرد. لطفا بگو."

"I will not" Hester said.

هستر گفت: "نمی گویم."

"Woman!" John Wilson said loudly. "Listen to the good young man. Tell us the name of the father. Say that you are sorry. Then maybe we will take the scarlet letter from your breast."

جان ویلسون با صدای بلند گفت: "زن، به مرد جوان نیک گوش بده. نام این پدر را بگو. بگو که متاسف هستی. سپس شاید حرف قرمز را از روی سینه ات برداریم."

"Never!" Hester answered loudly. She turned to the young minister again and looked into his eyes. "The scarlet letter is not only on my breast:" she said. "It is inside my heart. You cannot take it from me."

هستر با صدای بلند پاسخ داد: "هرگز!" دوباره به طرف کشیش جوان برگشت و به چشمان او نگاه کرد. او گفت: "حرف قرمز نه تنها روی سینه ام، در قلبم هم هست. نمی توانید آن را از من بگیرید."

 

"Speak!" somebody in the crowd shouted. "Give your child a father!"

کسی از میان جمعیت فریاد زد: "حرف بزن! بچه را صاحب پدر کن!"

"I will not speak," said Hester. "My child has a Father in Heaven. She will never have a father in this world."

هستر گفت: "حرف نمی زنم. فرزند من پدری در آسمان دارد. در این دنیا هرگز پدری نخواهد داشت."

Hester stood for four long hours on the platform in the town square. The old minister shouted at her, but she did not listen. She watched the crowd.

همسر مدت چهار ساعت روی سکو در میدان شهر ایستاد. کشیش پیر سر او داد می زد، ولی او نمی شنید. جمعیت را تماشا می کرد.

She could not take her eyes off the angry faces. Then at the back, she saw an old man. He had a tired, intelligent face. He looked  at her with a strange smile.

نمی توانست چشمانش را از چهره های خشمگین برگیرد. سپس در پس جمعیت پیرمردی را دید. او چهره ای خسته و خردمند داشت. با لبخند عجیبی به او نگاه می کرد.

"No, this is not possible," she thought.

هستر اندیشید: "نه. ممکن نیست."

The baby in her arms started to cry.

بچه در آغوشش به گریه افتاد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *