Tag Archives: ترجمه شعر نو فارسی به انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

یکی از اشعار سهراب سپهری به نام از سبز به سبز با ترجمه انگلیسی

توسط | مرداد ۲۴, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سی و پنجم از شعر سهراب سپهری، به نام ” از سبز به سبز ” را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

From Green To Green

In this darkness

I am thinking of a bright lamb

To come and graze the grass of my weariness.

In this darkness

I perceive the wet extension of my arms

In the rain

Which wetted the Primal Prayers of Man.

In this darkness

I open the gate to ancient grass,

To the golden colours which we saw on the walls of myths.

In this darkness

I saw roots

And for the new-blown bush of death I defined water.

“ترجمه فارسی”

 

از سبز به سبز

من در این تاریکی

فکر یک بره ی روشن هستم

که بیاید علف خستگی ام را بچرد.

 

من در این تاریکی

امتداد تر بازوهایم را

زیر بارانی می بینم

که دعاهای نخستین بشر را تر کرد.

 

من در این تاریکی

در گشودم به چمن های قدیم.

به طلایی هایی، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم.

 

من در این تاریکی

ریشه ها را دیدم.

و برای بته ی نورس مرگ، آب را معنی کردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ترجمه انگلیسی شعر سهراب سپهری به نام شب تنهایی خوب

توسط | تیر ۱۹, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و نهم از شعر سهراب سپهری، به نام " شب تنهایی خوب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Fine Night Of Solitude

Listen! The remotest bird is warbling.

Night is fluent, pure and open.

The cranesbills

And the most sonorous bough listen to the moon.

 

The stairs in front of the building

The door holding a lantern

And the breeze galore.

 

Listen! The road is calling you from afar.

Your eyes are not the Decoration of Darkness.

Shake your eyelids, put on your shoes and come along.

And come where the plume of the moon warns your finger

Where Time sits with you on a cold

And the nocturnal psalters absorb your limbs like a ballad.

 

There lives a hermit who will say onto you:

"The best is to attain an eye wet with the incident of love."

 

"ترجمه فارسی"

 

شب تنهایی خوب

گوش کن! دورترین مرغ جهان می خواند.

شب سلیس است، و یکدست، و باز.

شمعدانی ها

و صدادارترین شاخه ی فصل، ماه را می شنوند.

 

پلکان، جلو ساختمان،

در فانوس به دست

و در اسراف نسیم.

 

گوش کن! جاده صدا می زند از دور قدم های تو را.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلک ها را بتکان! کفش به پا کن! و بیا!

و بیا تا جایی، که پَرِ ماه به انگشت تو هشدار دهد.

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو.

و مزامیر شب اندام تو را، مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند.

 

پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت:

"بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است."

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام تپش سایه ی دوست – با ترجمه انگلیسی

توسط | خرداد ۳۰, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و هفتم از شعر سهراب سپهری، به نام " تپش سایه ی دوست " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Friend's Beating Shadow

We were approaching the village.

Our eyes filled with the interpretation of the living native moon.

The night within our sleeves.

 

We were passing by a dry gully.

Ears filled with the words of meadows.

Bundles filled with the reflection of distant towns.

Rough Logic of the Earth flowing beneath our feet.

 

Taste of Repose kept shifting in between our teeth.

Our shoes made of prophecy would lift us from the ground like a breeze.

Our sticks would carry eternal spring on their shoulders.

Each one of us had a sky in every nook of mind.

Every movement of our hand would sing at the flutter of a wing enchanted by dawn.

Our pockets reflected the Chirpings of Childhood Mornings.

We were a party of lovers,

Walking past the poverty-stricken villages

Overwhelming with cordiality.

 

Our heads mechanically bent over a pond.

Night evaporated over our faces.

And the friend's ears caught the Friend's voice.

 

"ترجمه فارسی"

 

تپش سایه ی دوست

تا سواد قریه راهی بود.

چشم های ما پر از تفسیر ماه زنده ی بومی.

شب درون آستین هامان.

 

می گذشتیم از میان آبکندی خشک.

از کلام سبزه زاران گوش ها سرشار.

کوله بار از انعکاس شهرهای دور.

منطق زبر زمین در زیر پا جاری.

 

زیر دندان های ما طعم فراغت جابجا می شد.

پای پوش ما که از جنس نبوت بود، ما را با نسیمی از زمین می کند

چوبدست ما به دوش خود بهار جاودان می برد.

هر یک از ما آسمانی داشت در هر انحنای فکر.

هر تکان دست ما با جنبش یک بال مجذوب سحر می خواند.

جیب های ما صدای جیک جیک صبح های کودکی می داد.

ما گروه عاشقان بودیم و راه ما

از کنار قریه های آشنا با فقر

تا صفای بی کران می رفت.

 

بر فراز آبگیری خود بخود سرها همه خم شد:

روی صورت های ما تبخیر می شد شب.

و صدای دوست می آمد به گوش دوست.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام پشت دریاها – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | خرداد ۲۴, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و ششم از شعر سهراب سپهری، به نام " پشت دریاها " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Beyond the seas

I will build a boat

And cast it in water.

I will sail away from this strange land

Where there is no one to awaken the heroes

In the glade of love.

 

A boat void of nets

And a heart with no desire for pearls.

I will keep sailing.

Neither will I lose heart to the blues

Nor to the mermaids,

Emerging out of water to cast the charms of their locks

Upon the glowing solitude of the fishermen.

 

I will keep sailing.

I will keep chanting:

"One should sail away and away.

Men of that town had no myths.

Women of that town were not as full as a bunch of grapes.

No hall mirrors reflected joys.

No puddles reflected a torch.

One should sail away and away.

Night has chanted its song.

It is now the windows' turn."

 

I will keep chanting.

I will keep sailing.

 

Beyond the seas there is a town

Where windows are open to manifestation,

The rooftops are inhabited by pigeons, Gazing at the Jets of Human Intelligence.

Every ten-year-old child holds a Bough of knowledge.

The townsfolk gaze at a brick row

As if at a flame, or at a delicate dream.

The earth can hear the music of your feelings.

The fluttering wings of mythical birds are audible in the wind.

 

Beyond the seas there is a town

Where the Sun is as big as the eyes of early-risers.

 

Poets are the inheritors of water, wisdom, and light.

 

Beyond the seas there is a town!

One should build a boat.

 

"ترجمه فارسی"

 

پشت دریاها

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار کند.

 

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید.

همچنان خواهم راند.

نه به آبی ها دل خواهم بست.

نه به دریا – پریانی که سر از آب بدر می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

 

همچنان خواهم راند.

همچنان خواهم خواند:

"دور باید شد، دور.

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود.

هیچ آیینه ی تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور باید شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره هاست."

 

همچنان خواهم خواند.

همچنان خواهم راند.

 

پشت دریاها شهری است

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

بام ها جای کبوترهایی است، که به فواره ی هوش بشری می نگرند.

دست هر کودک ده ساله ی شهر، شاخه ی معرفتی است.

مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند

که به یک شعله، به یک خواب لطیف.

خاک، موسیقی احساس تو را می شنود.

و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد.

 

پشت دریاها شهری است

که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است.

 

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

 

پشت دریاها شهری است!

قایقی باید ساخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *