Tag Archives: ترجمه شعر فارسی به انگلیسی آنلاین

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

گزیده ای از شعر سهراب سپهری – انگلیسی به فارسی

توسط | فروردین ۱۶, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت چهاردهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Behind us the Green Window of the Poplar is closed.

Behind us the children's windmills gather dust.

Behind us lie the Wounds of History.

Behind us the Memory of Waves pours the cold motionless shells unto the shore.

 

Let's go to the seashore

Cast our nets into the sea

And catch freshness of water.

 

Let's pick a pebble

And weigh the gravity of Being.

 

Let's not curse the moonlight when we have a temperature.

(Once in a fever, I noticed the moon descend

The arms stretch for the heaven.

I heard the goldfinch warbling better.)

Sometimes, the wounds in my feet

Have taught me the ups and downs of the earth.

Sometimes, in my sickbed, the flowers multiplied

And the orange and the lantern increased in size.)

Let's not stand in dread of death.

Death is not the end of a pigeon.

Death is not the inversion of a cricket.

Death flows in the minds of acacias.

Death dwells in the Pleasant Climate of Mind.

Death speaks of dawn in the Nature of Village Night.

Death goes into the mouth with a bunch of grapes.

Death sings in the larynx of the robbin.

Death is responsible for the beauty of butterfly's wings.

 

" ترجمه فارسی "

پشت سر پنجره ی سبز صنوبر بسته است.

پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است.

پشت سر خستگی تاریخ است.

پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد.

 

لب دریا برویم،

تور در آب بیندازیم.

و بگیریم طراوت را از آب.

 

ریگی از روی زمین برداریم

وزن بودن را احساس کنیم.

 

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.

(دیده ام گاهی در تب، ماه می آید پایین.

می رسد دست به سقف ملکوت.

دیده ام، سهره بهتر می خواند.

گاه زخمی که به پا داشته ام

زیر و بم های زمین را به من آموخته است.

گاه در بستر بیماری من، حجم گل چند برابر شده است.

و فزون تر شده است، قطر نارنج، شعاع فانوس.)

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست.

مرگ وارونه ی یک زنجیره نیست.

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید.

مرگ با خوشه ی انگور می آید به دهان.

مرگ در حنجره ی سرخ – گلو می خواند.

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب – انگلیسی به فارسی

توسط | اسفند ۲۲, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سیزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Let's delight our palate in the vineyard

And open our mouths when the moon rises.

Let's not say the night is a foul thing

Or the glow-worm is ignorant of the garden's insight.

 

Let's fetch baskets

And fill them with all these reds and greens.

 

Let's eat bread and mellow for breakfast.

Let's plant a sapling in every pitch of each sentence.

And sow Seeds of Silence between two syllables.

Let's not read a wind-free book

And the book in which the skin of dew is not wet

And the book in which the cells are dimension-free.

Let's not wish the fly scared off the Fingertips of Nature.

Let's not wish the panther wiped away from Creation.

Life would lack something with no worms.

The laws of tree would suffer without caterpillars.

Our hands would seek something if there was no death.

The Living Logic of Flight would alter if there was no light.

There was a void in the mind of the seas before seaweed emerged.

 

Let's not ask where we are.

Let's smell the fresh hospital petunias.

 

Let's not ask where the Fountain of Fortune is

Why the Heart of Truth is blue

What a night, what a breeze our forefathers experienced.

Behind us is no living space.

Behind us is no singing bird.

Behind us is no blowing wind.

 

" ترجمه فارسی "

در موستان گره ی ذایقه را باز کنیم.

و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد.

و نگوییم که شب چیز بدی است.

و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.

 

و بیاریم سبد

ببریم این همه سرخ، این همه سبز.

 

صبح ها نان و پنیرک بخوریم.

و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.

و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت.

و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی آید.

و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست.

و کتابی که در آن یاخته ها بی بُعدند.

نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد.

و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون.

و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت.

و اگر خنج نبود، لطمه میخورد به قانون درخت.

و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی می گشت.

و بدانیم اگر نور نبود، منطق زنده ی پرواز دگرگون می شد.

و بدانیم که پیش از مرجان، خلا ای بود در اندیشه ی دریاها.

 

و نپرسیم کجاییم،

بو کنیم اطلسی تازه ی بیمارستان را.

 

و نپرسیم که فواره ی اقبال کجاست

و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است

و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی، چه شبی داشته اند.

پشت سر نیست فضایی زنده.

پشت سر مرغ نمی خواند

پشت سر باد نمی آید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری – انگلیسی به فارسی

توسط | اسفند ۱۷, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج آموزش زبان انگلیسی برای کودکان، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار خودآموز زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت دوازدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

What matter

If the fungi of Nostalgia

Sometimes bloom?

 

I wonder

Why a horse is a noble animal, and a dove is lovely

And why no one pets a vulture.

I wonder why a clover is inferior to a red tulip.

We need to rinse our eyes, and view things differently.

We should wash our words

To be both wind and rain.

 

We should close our umbrellas

Walk in the rain

Take Mind and Memory in the rain

Walk in the rain with all the townsfolk

Meet friends in the rain

Seek Love in the rain

Make love to a woman in the rain

Play in the rain

Write, speak, and plant lotus flowers in the rain.

Life is a perpetual soaking.

Life is bathing in the Pond of Now.

 

Let's take off our clothes

water is one step off.

 

Let's taste light

Weigh the night of a village, the sleep of a gazelle.

Let's fathom the warmth of a stork's nest.

Let's not tread on the Law of Grass.

 

" ترجمه فارسی "

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

 

من نمی دانم

که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

واژه ها را باید شست.

واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.

 

چترها را باید بست،

زیر باران باید رفت.

فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.

دوست را، زیر باران باید دید.

عشق را، زیر باران باید جست.

زیر باران با زن باید خوابید.

زیر باران باید بازی کرد.

زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت.

زندگی تر شدن پی در پی،

زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی "اکنون" است.

 

رخت ها را بکنیم.

آب در یک قدمی است.

 

روشنی را بچشیم

شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را

گرمی لانه ی لک لک را ادراک کنیم.

روی قانون چمن پا نگذاریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب

توسط | اسفند ۱۰, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار خودآموز زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت نهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

I hear the garden breathing

Darkness falling down a leaf

And Light coughing from behind the tree.

I hear Water sneezing through the cracks of the rock.

Swallows dripping down through the ceiling of spring

Clear sounds: Window of Solitude opening and closing

Pure sounds: Love vaguely sloughig off its skin

The passion for flight gathering in the wings,

And the soul resisting to crack.

I hear the Footfall of Desire

And the lawful tread of blood in veins.

The Pulse of the Dawn of the Pigeons' well

The Heartbeats of Thursday Nights

The flow of carnation in the mind

The Pure Neighing of Truth from afar.

I hear Matter blowing

Faith walking in the Alleyway of Longing

The rain pattering on the wet eyelids of love

Over the Mournful Music of Maturity

Over the song of pomegranate orchards

The Glass of Gladness crashing at night

The paper of Beauty tearing into pieces

And the Bowl of Nostalgia filling and emptying with wind.

 

I am close to the beginning of the earth.

I take the pulse of flowers

I know the Wet Fate of Water, the Green Habit of Trees.

 

My soul flows in the new direction of objects.

My soul is young.

 

" ترجمه فارسی "

من صدای نفس باغچه را می شنوم

و صدای ظلمت را، وقتی از برگی می ریزد

و صدای، سرفه ی روشنی از پشت درخت،

عطسه ی آب از هر رخنه ی سنگ،

چکچک چلچله از سقف بهار

و صدای صاف، باز و بسته شدن پنجره تنهایی

و صدای پاک، پوست انداختن مبهم عشق

متراکم شدن ذوق پریدن در بال

و ترک خوردن خودداری روح

من صدای قدم خواهش را می شنوم

و صدای پای قانونی خون را در رگ،

ضربان سحر چاه کبوترها،

تپش قلب شب آدینه،

جریان گل میخک در فکر

شیهه ی پاک حقیقت از دور

من صدای وزش ماده را می شنوم

و صدای کفش ایمان را در کوچه ی شوق.

صدای باران را، روی پلک تر عشق،

صدای موسیقی غمناک بلوغ،

روی آواز انارستان ها

و صدای متلاشی شدن شیشه ی شادی در شب،

پاره پاره شدن کاغذ زیبایی،

پر و خالی شدن کاسه ی غربت از باد.

 

من به آغاز زمین نزدیکم.

نبض گل ها را می گیرم.

آشنا هستم با، سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت.

 

روح من در جهت تازه ی اشیا جاری ست.

روح من کم سال است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | بهمن ۲۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار داستان های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت ششم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Far below me

My mother was washing cups in the Memory of River.

 

The town was visible:

The growing geometry of cement, iron and stone

The pigeon-free rooftops of hundreds of buses.

 

A flower lady slashed her prices.

A poet suspended a swing of rope between two lilac trees.

Aboy pelted stones at the school wall.

A child spat apricot seeds on his father's faded prayer-rug.

on a map, a goat drank water from the Caspian Sea.

 

A clothes-line was visible, a frantic bra.

 

A cart wheel pined for the horse to halt

The horse for the driver to fall asleep

The driver on the cart longed for death.

 

Love was visible, waves were visible,

Snow was visible, friendship was visible,

Word was visible.

Water was visible, the reflection of objects in water

The Cool Shade of Cells in the Heat of Blood

The Moist Side of Life

The Eastern Sorrow of Human Soul

Season of roaming in the Alleyway of Woman

Scent of Solitude in the Alleyway of Seasons.

 

Summer held a fan in hand.

 

" ترجمه فارسی "

مادرم آن پایین

استکان ها را در خاطره ی شط می شست.

 

شهر پیدا بود:

رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ

سقف بی کفتر صدها اتوبوس

 

گل فروشی گل هایش را می کرد حراج

در میان دو درخت گل یاس، شاعری تابی می بست.

پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.

کودکی هسته ی زردآلو را، روی سجاده ی بی رنگ پدر تف می کرد.

و بزی از "خزر" نقشه ی جغرافی، آب می خورد.

 

بند رختی پیدا بود: سینه بندی بی تاب.

 

چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابیدن گاری چی

مرد گاری چی در حسرت مرگ.

 

عشق پیدا بود، موج پیدا بود.

برف پیدا بود، دوستی پیدا بود.

کلمه پیدا بود.

آب پیدا بود، عکس اشیا در آب.

سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون.

سمت مرطوب حیات.

شرق اندوه نهاد بشری.

فصل ول گردی در کوچه ی زن.

بوی تنهایی در کوچه ی فصل.

 

دست تابستان یک بادبزن پیدا بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری به انگلیسی (با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۴, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سوم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

He wrote a fine hand too.

 

Our garden stood on the shadowy side of wisdom.

One the interweaving point of emotion and plant.

On the intermingling point of vision, cage, and mirror.

Our garden was perhaps an arc from the Green Circle of Bliss.

Asleep, I then chewed on God's Green Fruits

Drank water unphilosophically.

Plucked mulberries unscientifically.

As soon as a pomegranate burst, my hands became a Fountain of Desire.

As soon as a lark sang a merry note, my heart craved to listen.

Sometimes, Solitude pressed its face to the window glass.

Longing turned up, putting its arms round Sense's neck.

Fancy frolicked.

Life was something like a vernal rainfall, a plane tree inhabited by starlings.

Life, then, was a row of light and dolls

An armful of freedom.

Life, then, was a Pond of Music.

 

Gradually, the child tiptoed away in the alleyway of dragonflies.

I packed my things, leaving the town of light fantasies.

My heart heavy with the nostalgia for dragonflies.

 

I went to the Banquet of World

To the Plain of Sorrow

To the Garden of Mysticism

To the Illuminated Hall of Science.

I climbed up the Stairs of Religion.

"ترجمه فارسی"

خط خوبی هم داشت.

 

باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود.

باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه

باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آینه بود.

باغ ما شاید، قوسی از دایره ی سبز سعادت بود.

میوه ی کال خدا را آن روز، می جویدم در خواب.

آب بی فلسفه می خوردم.

توت بی دانش می چیدم.

تا اناری ترکی برمی داشت، دست فواره ی خواهش می شد.

تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت.

گاه تنهایی، صورتش را به پس پنجره می چسبانید.

شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.

فکر، بازی می کرد.

زندگی چیزی بود، مثل یک بارش عید، یک چنار پُر سار.

زندگی در آن وقت، صفی از نور و عروسک بود.

یک بغل آزادی بود.

زندگی در آن وقت، حوض موسیقی بود.

 

طفل، پاورچین پاورچین، دور شد کم کم در کوچه ی سنجاقک ها.

باز خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون.

دلم از غربت سنجاقک پُر.

 

من به مهمان دنیا رفتم:

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ایوان چراغانی دانش رفتم.

رفتم از پله ی مذهب بالا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *