Tag Archives: تبدیل شعر فارسی به انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

ترجمه انگلیسی شعر سهراب سپهری به نام شب تنهایی خوب

توسط | تیر ۱۹, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و نهم از شعر سهراب سپهری، به نام " شب تنهایی خوب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Fine Night Of Solitude

Listen! The remotest bird is warbling.

Night is fluent, pure and open.

The cranesbills

And the most sonorous bough listen to the moon.

 

The stairs in front of the building

The door holding a lantern

And the breeze galore.

 

Listen! The road is calling you from afar.

Your eyes are not the Decoration of Darkness.

Shake your eyelids, put on your shoes and come along.

And come where the plume of the moon warns your finger

Where Time sits with you on a cold

And the nocturnal psalters absorb your limbs like a ballad.

 

There lives a hermit who will say onto you:

"The best is to attain an eye wet with the incident of love."

 

"ترجمه فارسی"

 

شب تنهایی خوب

گوش کن! دورترین مرغ جهان می خواند.

شب سلیس است، و یکدست، و باز.

شمعدانی ها

و صدادارترین شاخه ی فصل، ماه را می شنوند.

 

پلکان، جلو ساختمان،

در فانوس به دست

و در اسراف نسیم.

 

گوش کن! جاده صدا می زند از دور قدم های تو را.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلک ها را بتکان! کفش به پا کن! و بیا!

و بیا تا جایی، که پَرِ ماه به انگشت تو هشدار دهد.

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو.

و مزامیر شب اندام تو را، مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند.

 

پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت:

"بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است."

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام تپش سایه ی دوست – با ترجمه انگلیسی

توسط | خرداد ۳۰, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و هفتم از شعر سهراب سپهری، به نام " تپش سایه ی دوست " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Friend's Beating Shadow

We were approaching the village.

Our eyes filled with the interpretation of the living native moon.

The night within our sleeves.

 

We were passing by a dry gully.

Ears filled with the words of meadows.

Bundles filled with the reflection of distant towns.

Rough Logic of the Earth flowing beneath our feet.

 

Taste of Repose kept shifting in between our teeth.

Our shoes made of prophecy would lift us from the ground like a breeze.

Our sticks would carry eternal spring on their shoulders.

Each one of us had a sky in every nook of mind.

Every movement of our hand would sing at the flutter of a wing enchanted by dawn.

Our pockets reflected the Chirpings of Childhood Mornings.

We were a party of lovers,

Walking past the poverty-stricken villages

Overwhelming with cordiality.

 

Our heads mechanically bent over a pond.

Night evaporated over our faces.

And the friend's ears caught the Friend's voice.

 

"ترجمه فارسی"

 

تپش سایه ی دوست

تا سواد قریه راهی بود.

چشم های ما پر از تفسیر ماه زنده ی بومی.

شب درون آستین هامان.

 

می گذشتیم از میان آبکندی خشک.

از کلام سبزه زاران گوش ها سرشار.

کوله بار از انعکاس شهرهای دور.

منطق زبر زمین در زیر پا جاری.

 

زیر دندان های ما طعم فراغت جابجا می شد.

پای پوش ما که از جنس نبوت بود، ما را با نسیمی از زمین می کند

چوبدست ما به دوش خود بهار جاودان می برد.

هر یک از ما آسمانی داشت در هر انحنای فکر.

هر تکان دست ما با جنبش یک بال مجذوب سحر می خواند.

جیب های ما صدای جیک جیک صبح های کودکی می داد.

ما گروه عاشقان بودیم و راه ما

از کنار قریه های آشنا با فقر

تا صفای بی کران می رفت.

 

بر فراز آبگیری خود بخود سرها همه خم شد:

روی صورت های ما تبخیر می شد شب.

و صدای دوست می آمد به گوش دوست.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام پشت دریاها – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | خرداد ۲۴, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و ششم از شعر سهراب سپهری، به نام " پشت دریاها " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Beyond the seas

I will build a boat

And cast it in water.

I will sail away from this strange land

Where there is no one to awaken the heroes

In the glade of love.

 

A boat void of nets

And a heart with no desire for pearls.

I will keep sailing.

Neither will I lose heart to the blues

Nor to the mermaids,

Emerging out of water to cast the charms of their locks

Upon the glowing solitude of the fishermen.

 

I will keep sailing.

I will keep chanting:

"One should sail away and away.

Men of that town had no myths.

Women of that town were not as full as a bunch of grapes.

No hall mirrors reflected joys.

No puddles reflected a torch.

One should sail away and away.

Night has chanted its song.

It is now the windows' turn."

 

I will keep chanting.

I will keep sailing.

 

Beyond the seas there is a town

Where windows are open to manifestation,

The rooftops are inhabited by pigeons, Gazing at the Jets of Human Intelligence.

Every ten-year-old child holds a Bough of knowledge.

The townsfolk gaze at a brick row

As if at a flame, or at a delicate dream.

The earth can hear the music of your feelings.

The fluttering wings of mythical birds are audible in the wind.

 

Beyond the seas there is a town

Where the Sun is as big as the eyes of early-risers.

 

Poets are the inheritors of water, wisdom, and light.

 

Beyond the seas there is a town!

One should build a boat.

 

"ترجمه فارسی"

 

پشت دریاها

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار کند.

 

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید.

همچنان خواهم راند.

نه به آبی ها دل خواهم بست.

نه به دریا – پریانی که سر از آب بدر می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

 

همچنان خواهم راند.

همچنان خواهم خواند:

"دور باید شد، دور.

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود.

هیچ آیینه ی تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور باید شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره هاست."

 

همچنان خواهم خواند.

همچنان خواهم راند.

 

پشت دریاها شهری است

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

بام ها جای کبوترهایی است، که به فواره ی هوش بشری می نگرند.

دست هر کودک ده ساله ی شهر، شاخه ی معرفتی است.

مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند

که به یک شعله، به یک خواب لطیف.

خاک، موسیقی احساس تو را می شنود.

و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد.

 

پشت دریاها شهری است

که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است.

 

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

 

پشت دریاها شهری است!

قایقی باید ساخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از اشعار سهراب سپهری به نام نشانی – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | خرداد ۱۰, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و چهارم از شعر سهراب سپهری، به نام " نشانی " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Address

"Where's the friend's house?" asked a horseman at dawn.

The sky paused.

To the dark sands, the passer-by gave the twig of light between his lips.

Pointing to a white poplar, he said:

 

"Before you reach the tree

There is an orchard aisle greener than God's dream

Where love is as blue as the Wings of Honesty.

Walk to the end of the alley, emerging from beyond Maturity.

Turn towards the Flower of Solitude.

Two steps to the flower

Stay by the eternal fountain of the earth's myths.

Then a lucid fear will encompass you.

In the fluid sincerity of space, you will hear a rustle:

You will see a child

On a tall plane tree, picking a young bird from the Nest of Light.

Ask him

Where the friend's house is."

 

" ترجمه فارسی "

 

نشانی

"خانه ی دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

 

"نرسیده به درخت،

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است.

و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است.

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر بدر می آرد،

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه ی نور.

و از او می پرسی

خانه ی دوست کجاست."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری ازسهراب سپهری به نام در گلستانه – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و یکم از شعر سهراب سپهری، به نام " در گلستانه " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

At Gulestaneh

Plains so vast!

Mountains so high!

What a scent of grass lay over Gulestaneh!

In that village I was searching for something:

Perhaps for some sleep,

Light, pebble, smile.

 

Behind the poplar trees

Innocent negligence keeps calling me.

 

At a rush bed I stopped. The wind was blowing: I listened:

Who was talking to me?

A lizard plopped.

I walked on.

A hayfield on the way

Then contours of cucumbers, rosy bushes And the oblivion of earth.

 

At a stream

I took off my cotton slippers, and sat down with my feet in water.

"How green I am today!

And how alert my body!

What id sorrow creeps down the mountain?!

Who is behind the trees?

Nothing. Only a cow is grazing.

It is summer noon.

The shades know what a summer it is.

 

Pure shades.

A pure bright spot.

Babes of feeling! This is the corner for playing.

Life is not empty:

Kindness, apples, faith.

Aye,

While there are peonies one can live on.

 

In my heart there is something like a blaze of light, like a morning dream.

And so restless am I that I feel like running

To the far end of the plains, up to the mountaintop.

A voice keeps calling me from afar."

 

" ترجمه فارسی "

 

در گلستانه

دشت هایی چه فراخ!

کوه هایی چه بلند!

در گلستانه چه بوی علفی می آمد!

من در این آبادی، پی چیزی می گشتم:

پی خوابی شاید

پی نوری، ریگی، لبخندی.

 

پشت تبریزی ها

غفلت پاکی بود، که صدایم می زد.

 

پای نی زاری ماندم، باد می آمد، گوش دادم:

چه کسی با من حرف می زد؟

سوسماری لغزید.

راه افتادم.

یونجه زاری سر راه

بعد جالیز خیار، بوته های گل رنگ و فراموشی خاک.

 

لب آبی

گیوه ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:

"من چه سبزم امروز!

و چه اندازه تنم هوشیار است!

نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه؟!

چه کسی پشت درختان است؟

هیچ، می چرد گاوی در کرد.

ظهر تابستان است.

سایه ها می دانند، که چه تابستانی است.

 

سایه هایی بی لک.

گوشه ای روشن و پاک.

کودکان احساس! جای بازی اینجاست.

زندگی خالی نیست:

مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.

آری

تا شقایق هست، زندگی باید کرد.

 

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح.

و چنان بی تابم، که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است، که مرا می خواند."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری به نام ساده رنگ – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت نوزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " ساده رنگ " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Plain Colour

The sky, bluer

The water, bluer

I am on the veranda. Ra'na is by the pool.

 

She is washing clothes.

Leaves are falling.

"It's a sad season," said Mother this morning.

"Life is an apple," said I, "One should bite it unpeeled."

 

The next-door woman is weaving nets at her window, Humming to herself.

I am reading the Vedas,

Making sketches of rocks, fowls, and clouds.

 

A full sunshine.

Starlings are coming.

Nasturtiums are blossoming.

I crack a pomegranate, thinking to myself:

"If only the seeds of people's hearts could be seen!"

The pomegranate juice spurts into my eye: my tears flow.

Mother bursts into laughter.

So does Ra'na.

 

" ترجمه فارسی "

 

ساده رنگ

آسمان، آبی تر.

آب، آبی تر.

من در ایوانم، رعنا سر حوض.

 

رخت می  شوید رعنا.

برگ ها می ریزد.

مادرم صبحی می گفت: "موسم دلگیری است!"

من به او گفتم: "زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست."

 

زن همسایه در پنجره اش، تور می بافد، می خواند.

من "ودا" می خوانم، گاهی نیز

طرح می ریزم سنگی، مرغی، ابری.

 

آفتابی یکدست.

سارها آمده اند.

تازه لادن ها پیدا شده اند.

من اناری را، می کنم دانه،به دل می گویم:

"خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود!"

می پرد در چشمم آب انار: اشک می ریزم.

مادرم می خندد.

رعنا هم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام روشنی، من، گل، آب – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هفدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " روشنی، من، گل، آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Light, I, Flower, Water

There is no cloud.

There is no wind.

I perch by the pond.

The fish swimming about, light, I, flower, and water.

The pure grapes of life.

 

Mother is picking basils.

Bread, basils and cheese, a cloudless sky some wet petunias.

Salvation is nearby, amidst the courtyard flowers.

 

Such caresses light pours into the copper bowl!

From up the high wall, the ladder brings Dawn down to earth.

Everything is hidden behind a smile.

There is a crevice in the wall of Time through which my visage is visible.

There is a lot that I don't know.

I know if I pick a plant I will die.

I fly up to the peak, I am full of wings.

I can find my way out in the dark, I am full of lanterns.

I am full of light, of sands

And of shrubs and trees.

I am full of paths, of bridges, of rivers, and of waves.

I am full of a leaf's reflection in water.

How infinite my loneliness is!

 

" ترجمه فارسی "

 

روشنی، من، گل، آب

ابری نیست.

بادی نیست.

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آب.

پاکی خوشه ی زیست.

 

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر، آسمان بی ابر، اطلسی هایی تر.

رستگاری نزدیک: لای گل های حیاط.

 

نور در کاسه مس، چه نوازش ها می ریزد!

نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد.

پشت لبخندی پنهان هر چیز.

روزنی دارد دیوار زمان، که از آن، چهره ی من پیداست.

چیزهایی هست، که نمی دانم.

می دانم، سبزه ای را بکنم خواهم مرد.

می روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم.

راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم.

من پر از نورم و شن.

و پر از دار و درخت.

پرم از راه، از پل، از رود، از موج.

پرم از سایه ی برگی در آب:

چه درونم تنهاست!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب – فارسی به انگلیسی

توسط | فروردین ۲۱, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت پانزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Death sometimes picks basils

Drinks vodka

Sits in the shade, and watches us.

We all know

The Lungs of pleasure are filled with the oxygen of death.

 

Let's not shut the door to the Living Words of Fate which we hear from behind the Hedges of Sound.

 

Let's pull the curtains

And allow Feeling to have fresh air.

Let's allow Maturity to dwell under any bush whatsoever.

Let's allow Instinct to go and cavort

Take off its shoes and leap over the flowers after the seasons.

Let's allow Solitude to sing a song.

To write something

to go out in the street.

 

Let's be simple.

Let's be simple whether at the bank till or under a tree.

 

Our mission is not to fathom the secret of the Rose.

Our mission is perhaps

To float in the beauty of the rose.

Let's pitch our tents beyond Wisdom

Wash our hands in the ecstasy of a leaf and sit to eat

And be born again when the sun rises at dawn.

Let's unleash our joys

Sprinkle over the perception of space, colour, sound, window and flower.

 

Set heaven between the two syllables of Being

Fill and refill our lungs with eternity

And unburden Knowledge from the swallow's shoulders.

Let's remove the names from the cloud

The plane tree, the mosquito, and the summer.

Let's climb as high as Love on the Wet Feet of Rain.

Let's open doors to man, to light, to plants and to insects.

 

Our mission is perhaps

To run between the Lotus flower and the Century

After the Echo of Truth.

 

Kashan, Chenar Village, Summer 1964

 

" ترجمه فارسی "

مرگ گاهی ریحان می چیند.

مرگ گاهی ودکا می نوشد.

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد.

و همه می دانیم

ریه های لذت، پر اکسیژن مرگ است.

 

در نبندیم به روی سخن زنده ی تقدیر که از پشت چپرهای صدا می شنویم.

 

پرده را برداریم:

بگذاریم که احساس هوایی بخورد.

بگذاریم بلوغ، زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند.

بگذاریم غریزه پی بازی برود.

کفش ها را بکند، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد.

بگذاریم که تنهایی آواز بخواند

چیز بنویسد

به خیابان برود.

 

ساده باشیم.

ساده باشیم چه در باجه ی یک بانک، چه در زیر درخت.

 

کار ما نیست شناسایی "راز" گل سرخ

کار ما شاید این است

که در "افسون" گل سرخ شناور باشیم.

پشت دانایی اردو بزنیم

دست در جذبه ی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم

صبح ها وقتی خورشید، در می آید متولد بشویم.

هیجان ها را پرواز دهیم

روی ادراک فضا، رنگ، صدا، پنجره گل نم بزنیم.

 

آسمان را بنشانیم میان دو هجای "هستی".

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.

نام را باز ستانیم از ابر

از چنار، از پشه، از تابستان.

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.

در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.

 

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم.

 

کاشان، قریه ی چنار، تابستان ۱۳۴۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از شعر سهراب سپهری – انگلیسی به فارسی

توسط | فروردین ۱۶, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت چهاردهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Behind us the Green Window of the Poplar is closed.

Behind us the children's windmills gather dust.

Behind us lie the Wounds of History.

Behind us the Memory of Waves pours the cold motionless shells unto the shore.

 

Let's go to the seashore

Cast our nets into the sea

And catch freshness of water.

 

Let's pick a pebble

And weigh the gravity of Being.

 

Let's not curse the moonlight when we have a temperature.

(Once in a fever, I noticed the moon descend

The arms stretch for the heaven.

I heard the goldfinch warbling better.)

Sometimes, the wounds in my feet

Have taught me the ups and downs of the earth.

Sometimes, in my sickbed, the flowers multiplied

And the orange and the lantern increased in size.)

Let's not stand in dread of death.

Death is not the end of a pigeon.

Death is not the inversion of a cricket.

Death flows in the minds of acacias.

Death dwells in the Pleasant Climate of Mind.

Death speaks of dawn in the Nature of Village Night.

Death goes into the mouth with a bunch of grapes.

Death sings in the larynx of the robbin.

Death is responsible for the beauty of butterfly's wings.

 

" ترجمه فارسی "

پشت سر پنجره ی سبز صنوبر بسته است.

پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است.

پشت سر خستگی تاریخ است.

پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد.

 

لب دریا برویم،

تور در آب بیندازیم.

و بگیریم طراوت را از آب.

 

ریگی از روی زمین برداریم

وزن بودن را احساس کنیم.

 

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.

(دیده ام گاهی در تب، ماه می آید پایین.

می رسد دست به سقف ملکوت.

دیده ام، سهره بهتر می خواند.

گاه زخمی که به پا داشته ام

زیر و بم های زمین را به من آموخته است.

گاه در بستر بیماری من، حجم گل چند برابر شده است.

و فزون تر شده است، قطر نارنج، شعاع فانوس.)

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست.

مرگ وارونه ی یک زنجیره نیست.

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید.

مرگ با خوشه ی انگور می آید به دهان.

مرگ در حنجره ی سرخ – گلو می خواند.

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از شعر سهراب سپهری – فارسی به انگلیسی

توسط | اسفند ۱۳, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار خودآموز زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت دهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

My soul sometimes coughs from longing.

My soul idles:

It counts raindrops, the chinks of bricks.

My soul is sometimes true as a rock on the road.

 

Never have I seen two poplar trees at war.

Never have I seen a willow selling its shade to the ground

The elm tree offers its branches to the crows gratis.

Wherever there is a leaf, my passion blossoms.

A poppy bathes me in the Flow of Being.

 

Like an insect's wings I feel the weight of the dawn.

Like a vase I listen to the Music of Growing.

Like a basketful of fruit I pine for ripening.

Like a tavern I stand on the Borderline of Languor.

Like a cottage by the sea, I fear eternal long waves.

 

Sun, union, reproduction in abundance.

 

I am contented with an apple

And with the smell of a camomile.

I am satisfied with a mirror, with a pure relationship.

I won't laugh at a child if his balloon bursts.

I won't sneer when a philosophy halves the moon.

I know the fluttering of quail's wings

The colour of bustard's belly, the footprints of chamois.

I know where rhubarbs grow.

When starlings migrate, when partridges sing,

When falcons die.

I know what the moon means in the Sleep of Desert

Death in the Stalks of Desire.

 

 

" ترجمه فارسی "

روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد.

روح من بیکار است.

قطره های باران را، درز آجرها را، می شمارد.

روح من گاهی، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

 

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

من ندیدم بیدی، سایه اش را بفروشد به زمین.

رایگان می بخشد، نارون شاخه ی خود را به کلاغ.

هرکجا برگی هست، شور من می شکفد.

بوته ی خشخاشی، شست و شو داده مرا در سیلان بودن.

 

مثل بال حشره، وزن سحر را می دانم.

مثل یک گلدان، می دهم گوش به موسیقی روییدن.

مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.

مثل یک میکده در مرز کسالت هستم.

مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی

 

تا بخواهی خورشید، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.

 

من به سیبی خوشنودم

و به بوییدن یک بوته ی بابونه.

من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.

من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد.

و نمی خندم اگر فلسفه ای، ماه را نصف کند.

من صدای پر بلدرچین را می شناسم.

رنگ های شکم هوبره را، اثر پای بز کوهی را.

خوب می دانم ریواس کجا می روید

سار کی می آید، کبک کی می خواند، باز کی می رود،

ماه در خواب بیایبان چیست

مرگ در ساقه ی خواهش.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *