Tag Archives: بهترین داستان انگلیسی با ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان مثنوی معنوی همراه با ترجمه انگلیسی – (قسمت دهم)

توسط | تیر ۹, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت دهم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (بازرگان و پیام طوطی او) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

What has caused this rage and sorrow?"

He said: "I related those complaints of yours

to a number of parrots like yourself."

"One of them felt the pain and sorrow so deeply,

 

that its gall was torn asunder, it trembled and fell down dead."

"I regretted delivering such a message,

but as I did so, of what use was regret?"

A word which leaps suddenly  from the tongue,

is like an arrow leapt from a bow.

That arrow will not return, my son, and

a torrent should be blocked at its source.

But when the torrent rushes above the head,

 

it would not be surprising if it destroys a world.

 

The moment the parrot heard what the other parrot had done,

 

it began to tremble, fell down and went deadly cold.

When the master saw the bird fallen thus,

he leapt up and threw down his hat in sorrow.

 

Seeing the bird pale and in that deadly condition,

he was shaken and tore his collar.

 

"ترجمه فارسی"

چیست آن کاین خشم و غم را مقتضی است؟

گفت، گفتم آن شکایت های تو

با گروهی طوطیان همتای تو

آن یکی طوطی ز دردت بوی برد،

 

زهره اش بدرید و لرزید و بمرد

من پشیمان گشتم این گفتن چه بود؟

لیک چون گفتم پشیمانی چه سود؟

نکته ای کان جَست ناگه از زبان

همچو تیری دان که جست آن از کمان

وانگردد از ره آن تیر ای پسر

بند باید کرد سیلی را ز سر

چون گذشت از سر جهانی را گرفت

 

گر جهان ویران کند نبود شگفت

 

چون شنید آن مرغ کان طوطی چه کرد

 

پس بلرزید اوفتاد و گشت سرد

خواجه چون دیدش فتاده همچنین

برجهید و زد کله را بر زمین

 

چون بدین رنگ و بدین حالش بدید

خواجه  در جست و گریبان را درید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های جالب و خواندنی انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت پنجم)

توسط | تیر ۷, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت پنجم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Hester Prynne – Chapter 1

"Hester Prynne" he said. "You have to tell us the name of the child's father. It will help you in the eyes of God. Tell us, please."

او گفت: "هسترپرین، باید نام پدر بچه را به ما بگویی. در پیشگاه خدا، این به تو کمک خواهد کرد. لطفا بگو."

"I will not" Hester said.

هستر گفت: "نمی گویم."

"Woman!" John Wilson said loudly. "Listen to the good young man. Tell us the name of the father. Say that you are sorry. Then maybe we will take the scarlet letter from your breast."

جان ویلسون با صدای بلند گفت: "زن، به مرد جوان نیک گوش بده. نام این پدر را بگو. بگو که متاسف هستی. سپس شاید حرف قرمز را از روی سینه ات برداریم."

"Never!" Hester answered loudly. She turned to the young minister again and looked into his eyes. "The scarlet letter is not only on my breast:" she said. "It is inside my heart. You cannot take it from me."

هستر با صدای بلند پاسخ داد: "هرگز!" دوباره به طرف کشیش جوان برگشت و به چشمان او نگاه کرد. او گفت: "حرف قرمز نه تنها روی سینه ام، در قلبم هم هست. نمی توانید آن را از من بگیرید."

 

"Speak!" somebody in the crowd shouted. "Give your child a father!"

کسی از میان جمعیت فریاد زد: "حرف بزن! بچه را صاحب پدر کن!"

"I will not speak," said Hester. "My child has a Father in Heaven. She will never have a father in this world."

هستر گفت: "حرف نمی زنم. فرزند من پدری در آسمان دارد. در این دنیا هرگز پدری نخواهد داشت."

Hester stood for four long hours on the platform in the town square. The old minister shouted at her, but she did not listen. She watched the crowd.

همسر مدت چهار ساعت روی سکو در میدان شهر ایستاد. کشیش پیر سر او داد می زد، ولی او نمی شنید. جمعیت را تماشا می کرد.

She could not take her eyes off the angry faces. Then at the back, she saw an old man. He had a tired, intelligent face. He looked  at her with a strange smile.

نمی توانست چشمانش را از چهره های خشمگین برگیرد. سپس در پس جمعیت پیرمردی را دید. او چهره ای خسته و خردمند داشت. با لبخند عجیبی به او نگاه می کرد.

"No, this is not possible," she thought.

هستر اندیشید: "نه. ممکن نیست."

The baby in her arms started to cry.

بچه در آغوشش به گریه افتاد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های زیبای انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت سوم)

توسط | خرداد ۲۱, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت سوم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Hester Prynne – Chapter 1

"Look at her!" one woman in the crowd said angrily. "Those are not the clothes of an adulteress!"

زنی در میان جمعیت با خشم گفت: "نگاهش کنید. آن لباس یک زناکار نیست!"

"This is not punishment," the man in the tall, gray hat said. "The Covernor is too kind."

مردی که کلاه بلند خاکستری داشت، گفت: "این مجازات نیست. فرماندار خیلی مهربان است."

"The Woman will have her punishment!" the small man in black clothes said loudly to the crowd. "She will stand in the town square for four hour.

مرد کوچک اندامی که لباس سیاه به تن داشت، با صدای بلند خطاب به جمعیت گفت: "این زن مجازاتش را خواهد کشید. او مدت چهار ساعت در میدان شهر خواهد ایستاد.

 

Everybody will look at her and see her sin." He then turned to the woman with the baby and said, "Come, Hester Prynne, show your scarlet letter in the town square. Follow me."

همه به او نگاه خواهند کرد و گناهش را می بینند." سپس به طرف زن بچه به بغل برگشت و گفت: "بیا، هستر، حرف قرمزت را در میدان شهر نشان بده. دنبالم بیا."

Hester Prynne followed the small man through the crowd, down the road to the town center.

هستر پرین در میان جمعیت دنبال مرد کوچک به میان خیابان مرکزی شهر رفت.

she walked slowly and held her head high. In the town square, in front of Boston's earliest church, she stood on a high platform with the baby in her arms.

او آهسته می رفت و سرش را بالا گرفته بود. در میدان شهر، در برابر نخستین کلیسای شهر، در حالی که بچه اش در آغوشش بود، بر سکوی ایستاد.

The townspeople followed her into the square. They wanted to see this sinful woman with a baby but no husband. Some people looked at her quietly.

مردم شهر در پی او وارد میدان شدند. می خواستند این زن گناه آلود بچه دار ولی بدون شوهر را ببینند. برخی مردم ساکت ایستاده به او نگاه می کردند.

other people shouted at her angrily. Hester held the baby to her breast and thought about her home in Old England.

دیگران با خشم سرش فریاد می زدند. هستر بچه را به سینه چسباند و به انگلیس قدیم، وطنش فکر کرد.

She remembered her mother and father, and then she remembered another man – a thin man with a tired, old face. This man was her husband.

مادر و پدرش را به خاطر آورد و سپس مرد دیگری، مرد لاغری با چهره ای خسته و پیر. این مرد شوهرش بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یکی از داستان های مثنوی معنوی با ترجمه انگلیسی – (قسمت هفتم)

توسط | خرداد ۱۳, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت هفتم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (بازرگان و پیام طوطی او) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

The merchant and his parrot's message

A merchant had a beautiful parrot,

which he kept in a cage.

When he decided to travel abroad,

he began his journey first to India.

He said to his male and female servants:

"Tell me, what would you wish me to bring you?"

Each of them made a request to him, and

this good man promised them all something.

 

He then said to the parrot: "What do you wish me

to bring you as souvenir from India?"

 

The parrot said: "When you see the parrots there,

describe my condition for them."

"Tell them: The parrot who loves you all, is

now in our cage deprived of open air."

"It sent you greetings and begged for justice,

asking for remedy and the way of action,"

"Would it be just that burning with love,

I should die of being separated from you all?"

 

"ترجمه فارسی"

 

بازرگان و پیام طوطی او

بود بازرگان و او را طوطی ای

در قفس محبوس زیبا طوطی ای

چون که بازرگان سفر را ساز کرد

سوی هندستان شدن آغاز کرد

هر غلام و هر کنیزک را ز جود

گفت بهر تو چه آرم گوی زود

هر یکی از وی مرادی خواست کرد

جمله را وعده بداد آن نیک مرد

 

گفت طوطی را چه خواهی ارمغان

کارمت از خطه ی هندوستان

 

گفت آن طوطی که آنجا طوطیان

چون ببینی کن ز حال ما بیان

کان فلان طوطی که مشتاق شماست

از قضای آسمان در حبس ماست

بر شما کرد او سلام و داد خواست

وز شما چاره و ره ارشاد خواست

گفت می شاید که من در اشتیاق

جان دهم اینجا بمیرم در فراق؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های معروف انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت بیست و یکم)

توسط | اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم و یکم از فصل دهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Chapter 10 – What is Love?  (عشق چیست؟)

Mrs. March came into the room. Meg and Jo kissed her.

خانم مارچ به درون اتاق آمد. مگ و جو او را بوسیدند.

Then Beth slowly opened her eyes and smiled.

سپس بت آهسته چشم گشود و لبخند زد.

Mrs. March stayed with her all night.

خانم مارچ تمام شب را کنار او ماند.

In the morning, Jo went into Beth's room.

بامدادان، جو به درون اتاق بت رفت.

 

 

"Mother, I want to talk to you," she said. "Mr. Brooke loves Meg. Did you know that? I don't like it."

او گفت: "مادر، می خواهم با شما صحبت کنم. آقای بروک مگ را دوست دارد. می دانستید؟ من خوشم نمی آید."

"I know," Mrs. March said. "John Brooke talked to your father and me in Washington. Does Meg love him too?"

خانم مارچ گفت: "می دانم. جان بروک در واشنگتن با پدرت و من صحبت کرد. مگ هم او را دوست دارد؟"

"I don't know." Jo said. "I don't know about love. I liked Mr. Brooke's letters about Father, and I like his eyes. But I want Meg here, at home with us."

جو گفت: "نمی دانم. از عشق چیزی نمی دانم. از نامه های آقای بروک درباره ی پدر خوشم می آمد، از چشمانش هم خوشم می آید. ولی دلم می خواهد مگ اینجا باشد، در خانه کنار ما."

"John's a very good man," said Mrs. March. "He helped Father. But don't think about it now. Christmas is coming."

خانم مارچ گفت: "جان مرد بسیار خوبی است، او به پدر کمک کرد. ولی حالا به این (چیزها) فکر نکن. کریسمس در راه است."

On Christmas Day, Beth was in bed but Amy was home again.

در روز کریسمس، بت (هنوز) در بستر بود ولی امی دوباره در خانه بود.

It was a good day. There were beautiful presents from Laurie and Mr. Laurence.

روز خوبی بود. هدایای زیبایی از لاری و آقای لارنس رسیده بود.

Then Laurie arrived.

سپس لاری رسید.

"And here's a big Christmas present for the March family!" he said.

او گفت: "این هم یک هدیه ی بزرگ کریسمس برای خانواده ی مارچ!"

He opened the door again, and there was Mr. March.

او دوباره در را گشود، و آقای مارچ آنجا بود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های زیبا و خواندنی انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت بیستم)

توسط | اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۷

اکنون قسمت بیستم از فصل نهم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Later in the week, Beth was very sick. Jo stayed with her. She washed her sister's face and talked to her.

بعدا در طول هفته، بت خیلی بیمار شد. جو کنارش ماند. او صورتش را می شست و با او حرف می زد.

But Beth didn't know Jo, Meg, or Hannah.

ولی بت جو، مگ یا هانا را نمی شناخت.

Jo wanted her mother, but her father was sick too. They didn't write to Mrs. March about Beth.

جو مادرش را می خواست، ولی پدرش نیز بیمار بود. آنان در مورد بت به خانم مارچ (چیزی) ننوشتند.

 

Dr. Bangs came every day.

دکتر بنگز هر روز می آمد.

One day, he looked at Beth and said, "Please write to Mrs. March now."

یک روز او بت را نگاه کرد و گفت: "لطفا حالا به خانم مارچ بنویسید."

The Laurie came to the house.

سپس لاری به خانه آمد.

"Your mother knows about Beth," he said. "Your father isn't very sick now, and she's coming home this evening. I didn't wait …"

او گفت: "مادرت در مورد بت می داند. پدرت حالا خیلی مریض نیست، و مادرت امروز عصر می آید خانه . من صبر نکردم …"

"Oh, Laurie!" Jo said. "Thank you!"

جو گفت: "اوه، لاری! متشکرم!"

In Beth's bedroom, Meg and Jo looked at Beth's face. It was white.

در اتاق خواب بت، مگ و جو به چهره ی بت نگریستند. سفید بود.

Jo thought, "Oh no, my sister's dead!"

جو اندیشید: "اوه نه، خواهرم مرده!"

She kissed her and said, "Goodbye Beth, goodbye."

او بت را بوسید و گفت: "خداحافظ بت، خداحافظ."

But Hannah looked at the child and smiled.

ولی هانا بت را نگاه کرد و لبخند زد.

"Beth isn't dead," she said. "She's sleeping! She's going to be well again!"

او گفت: "بت نمرده، خوابیده! او دوباره حالش خوب می شود!"

There was a noise at the door.

از سمت در صدایی آمد.

"Listen, girls!" Hannah said.

هانا گفت: "گوش کنید، دخترها!"

Laurie called, "She's here! Mrs. March is home!"

لاری ندا داد: "او آمده! خانم مارچ در خانه است!"

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های خوب انگلیسی به فارسی – زنان کوچک (قسمت هجدهم)

توسط | اردیبهشت ۲, ۱۳۹۷

اکنون قسمت هجدهم از فصل هشتم زنان کوچک را در اختیار شما قرار می دهیم. متن داستان همراه با ترجمه فارسی می باشد که زبان آموزانی که در سطح مبتدی هستند، بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. فراموش نکنید که یادگیری زبان انگلیسی همراه با خواندن داستان بسیار کاربردی و موثر است.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار کتاب های داستان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی برای گوشی های اندروید

 

ادامه داستان:

Later, Mr. Brooke came to the home.

بعدا، آقای بروک به خانه آمد.

He said to Meg, "Miss March, I want to go with your mother tomorrow. I can do some work for Mr. Laurence in Washington too."

او به مگ گفت: " دوشیزه مارچ، من می خواهم فردا با مادرتان بروم. می توانم کاری هم برای آقای لارنس در واشنگتن انجام دهم."

"Thank you," Meg said. "Mother would like that."

مگ گفت: " متشکرم. مادر خوشحال می شود."

 

Mrs. March came in.

خانم مارچ وارد شد.

"Yes, thank you, Mr. Brooke," she said. Then she asked, "Where's Jo?"

او گفت: " بله، متشکرم، آقای بروک." سپس پرسید: "جو کجاست؟"

The front door opened. It was Jo.

در جلویی باز شد. جو بود.

"Jo – your hair!" Mrs. March said. Jo's hair was very short. "What did you do?"

خانم مارچ گفت: " جو – موهایت!" موهای جو بسیار کوتاه بود. "تو چه کردی؟"

"Aunt March is reading your letter," she said. "But here's some money for Father from me. I went to a man in town. He buys hair."

او گفت: " عمه مارچ دارد نامه تان را می خواند. ولی این هم مقداری پول برای پدر از طرف من. رفتم نزد مردی در شهر. او مو می خرد."

"oh, Jo, thank you," Mrs. March said. "I love you for this."

خانم مارچ گفت: " اوه، جو، متشکرم. به خاطر همین دوستت دارم."

Jo smiled at her mother, but that night she didn't sleep.

جو به روی مادرش لبخند زد، ولی آن شب نخوابید.

"What's wrong, Jo?" Meg asked.

مگ پرسید: "چه شده، جو؟"

"My hair!" Jo said. Her eyes was red. "My hair!"

جو گفت: "موهایم!" چشمانش سرخ بودند. "موهایم!"

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *