Tag Archives: اصطلاحات پرکاربرد روزانه انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

ضروری ترین اصطلاحات انگلیسی به زبان فارسی – درس هجدهم

توسط | اردیبهشت ۴, ۱۳۹۷

اکنون درس هجدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس هجدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۸        احساسات مطلوب  (Pleasant feelings)

۱٫ feel like a million (dollars)           سرحال بودن – سر کیف بودن – تن سالم و دل خوش داشتن

(to feel wonderful)

 

A: Hi, Joe. You look wonderful today.

B: I had a swim in the morning and now I feel like a million dollars.

A: How's your sister doing?

B: She finally married her ideal man. These days she feels like a million.

سلام جو. خیلی سرحال به نظر می رسی.

امروز صبح رفتم شنا و الان خیلی سرحالم.

حال خواهرت چطور است؟

بالاخره با مرد ایده آلش ازدواج کرد. این روزها خیلی کیفش کوک است.

 

 

۲٫ feel on top of the world           ذوق کردن – انگار دنیا را به من / او … داده اند

(to feel very good)

 

A: What's the matter? You look thrilled.

B: I am thrilled. I've finally passed all my exams and graduated. I feel on top of the world today.

چه خبره؟ ذوق زده به نظر می رسی.

ذوق زده ام. بالاخره امتحاناتم را قبول شدم و فارغ التحصیل شدم. امروز انگار دنیا را به من داده اند.

 

 

۳٫ be on cloud nine           از خوشحالی پر درآوردن

(be very happy)

 

A: Did Nicole accept your marriage proposal?

B: Yes, she did. When she said she would marry me, I was on cloud nine.

آیا نیکول پیشنهاد ازدواج تو را قبول کرد؟

بله قبول کرد. وقتی که گفت با من ازدواج خواهد کرد از خوشحالی پر درآوردم.

 

 

۴٫ walk on air           از خوشحالی پر درآوردن

(be very happy)

 

A: Did you get the job?

B: I did. When they said they wanted to hire me, I was walking on air.

استخدام شدی؟

بله شدم. وقتی گفتند می خواهند مرا استخدام کنند از خوشحالی پر درآوردم.

 

 

۵٫ get a kick out of something            حال کردن – کیف کردن – لذت فراوان بردن

(to receive special pleasure from sth)

 

A: Bob looks like a nice chap to me.

B: Yes, and he's very funny, too. I always get a kick out of his jokes.

به نظر من باب آدم خوبی است.

بله و خیلی هم شوخ است. من از جوک هایش واقعا کیف می کنم.

 

 

۶٫ have the time of one's life           خیلی خوش گذشتن – کیف دنیا را کردن

(to have a very good time, to have the most exciting time in one's life)

 

A: Did you have a good vacation?

B: We did. It was the best vacation I've ever had. I had the time of my life.

تعطیلات خوب بود؟

بله. بهترین تعطیلاتی بود که تا حالا داشته ام. خیلی خوش گذشت.

 

 

۷٫ You made my day!          خیلی خوشحالم کردی

(you made me very happy)

 

A: Congratulations! You got a promotion.

B: Really? Thanks for the good news. You made my day.

تبریک می گویم. ترفیع گرفتی.

راست می گویی؟ از خبر خوبت ممنونم. خیلی خوشحالم کردی.

 

 

۸٫ I feel like a new person.              انگار آدم دیگری شده ام

 

A: You look great in that new suit.

B: Thanks. I feel like a new person.

این کت و شلوار / کت و دامن خیلی بهت میاد.

مرسی. انگار آدم دیگری شده ام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی (درس نهم)

توسط | بهمن ۲۸, ۱۳۹۶

اکنون درس نهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس نهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۹         نامزدی، ازدواج، طلاق (Engagement, Marriage, Divorce)

الف) نامزدی

در زبان انگلیسی برای (نامزد شدن) یا (نامزد کردن) از فعل get engaged (to) و برای (نامزد بودن) از فعل be engaged (to) استفاده می شود.

– Alice and Tom got engaged two weeks  ago.        آلیس و تام دو هفته پیش نامزد شدند.

– Alice got engaged to Tom.         آلیس نامزد تام شد.

 

– Alice and Tom are engaged.        آلیس و تام نامزد هستند.

– Alice is engaged to Tom.         آلیس نامزد تام است.

– When did you get engaged?          کی نامزد کردید / شدید؟

– How long have you been engaged?         چه مدتی است که نامزد هستید؟

برای کلمه (نامزد) اگر مذکر باشد از fiance و اگر مونث باشد از fiancee استفاده می شود. تلفظ هر دو کلمه یکی است.

 

ب) ازدواج

۱٫ برای (ازدواج کردن) از افعال marry (بدون حرف اضافه) و get married (to) استفاده می شود.

– فعل marry اغلب با مفعول به کار می رود.

– Alice married Tom.        آلیس با تام ازدواج کرد.

– Will you marry me?        با من ازدواج می کنی؟

 

۲٫ فعل get married (to) هم با مفعول و هم بدون مفعول بکار می رود. لذا تفاوت عمده بین get married و marry در آن است که اگر جمله مفعول نداشته باشد استفاده از get married رایج تر است.

– Alice got married last year.       آلیس پارسال ازدواج کرد. (بدون مفعول)

– Alice got married to Tom.        آلیس با تام ازدواج کرد. (با مفعول)

 

۳٫ فعل be married (to) به معنای (زن و شوهر بودن – متاهل بودن) می باشد و معنای (ازدواج کردن) نمی دهد.

– Alice is married to Tom.        آلیس همسر (زن) تام است.

– My sister is married to a Frenchman.         خواهرم زن یک فرانسوی است. (= شوهر فرانسوی دارد.)

– Both of my brothers are married.       هردو برادر من متاهل اند.

Are you married?         متاهلید؟

نکته مهم: همانطور که متوجه شده اید هیچ یک از افعال مربوط به نامزد شدن یا ازدواج کردن با حرف اضافه with بکار نمی روند.

 

پ) طلاق

۱٫ برای طلاق گرفتن یا طلاق دادن اگر جمله مفعول داشته باشد باید حتما از فعل divorce (بدون حرف اضافه) استفاده کرد.

– John divorced his wife.        جان زنش را طلاق داد.

– Alice divorced her husband.        آلیس از همسرش طلاق گرفت.

 

۲٫ اگر جمله مفعول نداشته باشد از افعال get divorced و یا get a divorce استفاده می شود.

– Mary and Bob got divorced.         مری و باب از هم جدا شدند (= طلاق گرفتند).

–  My sister has decided to get a divorce.        خواهرم تصمیم گرفته طلاق بگیرد.

 

۳٫ برای طلاق خواستن یا تقاضای طلاق کردن از فعل want a divorce و یا ask for a divorce استفاده می شود.

– I can't live with you anymore. I want a divorce.        دیگر نمی توانم با تو زندگی کنم. من طلاق می خواهم.

– My sister has asked for a divorce.        خواهرم تقاضای طلاق کرده است.

 

۴٫ برای صحبت درباره ی زن یا مردی که طلاق گرفته و اکنون متاهل نیست از فعل be divorced استفاده می شود.

I used to be married but I'm divorced now.          قبلا متاهل بودم ولی الان مطلقه هستم.

البته کلمه مطلقه فقط برای خانم ها بکار می رود و ظاهرا معادل آن برای آقایان وجود ندارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج زبان انگلیسی (درس ششم)

توسط | بهمن ۱۲, ۱۳۹۶

اکنون درس ششم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس ششم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۶         اجازه گرفتن و اجازه دادن

Asking for & giving permission

 

۱٫ رایج ترین عبارت برای اجازه گرفتن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی Can I …? می باشد.

A: Can I use your telephone for a moment?

B: Yes, sure.

توضیح مهم: به خاطر داشته باشید که عبارت Can you…? برای خواهش کردن بکار می رود. در حالی که Can I …? برای اجازه گرفتن است. هنگام استفاده از Can you…? گوینده جمله از طرف مقابل خواهش می کند که کاری را انجام دهد. در حالی که به هنگام استفاده از Can I…? گوینده اجازه می گیرد که خودش کاری را انجام دهد.

 

۲٫ برای پاسخ مثبت در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود.

Ok.             Yes, ok.              Sure.                 Yes. sure.

برای دادن پاسخ منفی در موقعیت های دوستانه معمولا عبارت I'm sorry گفته شده و پس از آن یک دلیل ذکر می شود.

A: Can I sit here?

B: I'm sorry it's taken.

 

۳٫ برای اجازه گرفتن مودبانه در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت Could I … (please)? استفاده می شود.

A: Could I park my car here?

B: Sure. Go ahead.

– عبارت May I …? نیز یک عبارت مودبانه و تقریبا رسمی است که از لحاظ کاربرد معادل Could I…? می باشد.

A: May I use your computer for a moment?

B: Of course. Go ahead.

– برای اجازه دادن اغلب از عبارت های Go ahead و  Be my guest هر دو به معنای (بفرمایید) استفاده می شود و در موقعیت های رسمی تر عبارت های Yes, of course (بله، البته) و Certainly (حتما) بکار می روند. برای پاسخ منفی اغلب ابتدا عبارت های I'm sorry  و یا Actually گفته شده و سپس یک دلیل ذکر می شود.

 

۴٫ عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های غیر رسمی و رسمی استفاده کرد، عبارت Do you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …. ؟) می باشد.

برای دادن اجازه از عبارت های No, I don't و یا not at all استفاده می شود.

A: Do you mind if I smoke?

B: No, not at all.

– در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …؟) استفاده می کنیم که در آن فعل، بعد از کلمه I باید  به صورت گذشته باشد. باید توجه داشت که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفتن مودبانه در زمان حال بکار می رود.

A: Would you mind if I left an hour early today?

B: No, not at all.

 

۵٫ هرگاه کسی از ما اجازه بگیرد که کاری را انجام دهد و ما بخواهیم به او پاسخ منفی مودبانه بدهیم معمولا ابتدا عبارت های زیر را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

I wish you wouldn't.

I'd rather you didn't.

این جملات معنی خاصی ندارند و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه بکار می روند. ولی نزدیک ترین معادل فارسی انها شاید این عبارت باشد: "ممنون می شوم اگر این کار را نکنید."

 

۶٫ عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی بکار می رود.

Is it ok / all right (with you) if I …?

توضیح مهم: باید توجه داشت که عبارت  Shall I…? برای اجازه گرفتن بکار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک بکار می رود.

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *