Tag Archives: اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی به فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

آموزش اصطلاحات ضروری در زبان انگلیسی (درس دهم)

توسط | اسفند ۳, ۱۳۹۶

اکنون درس دهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس دهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۰         آدم ها با ویژگی های مثبت (People with positive qualities)

 

۱٫ a live wire        آدم پرتحرک

(an active, energetic person)

 

A: Our boss surprises me. He's in his fifties but he's full of pep.

He's always on the go.

B: Yeah. He's a real live wire.

الف: رئیس مان مایه تعجب من است. پنجاه و چند سال دارد ولی پرانرژی است.

همیشه در حال حرکت و فعالیت است.

ب: آره، واقعا آدم پرتحرکی است.

 

۲٫ a big shot          آدم کله گنده

(an important person)

 

A: David has a lot of influence.

He has quite a few influential friends everywhere.

B: Yes, he really is a big shot in politics.

الف: دیوید آدم بانفوذی است.

همه جا چندین دوست بانفوذ دارد.

ب: بله، واقعا در سیاست آدم کله گنده ایست.

 

۳٫ a go – getter          آدم بلند پرواز و فعال

(an ambitious, energetic person)

 

A: I like Sally. She's ambitious and energetic.

B: Yes, she is. she knows what she wants out of life

and she's willing to work hard to get her wish. she's a real go – getter.

الف: از سالی خوشم می آید. بلند پرواز و فعال است.

ب: بله، همین طور است. او می داند که از زندگی چه می خواهد و

آماده است که برای رسیدن به آرزویش سخت کار کند. واقعا آدم بلند پرواز و فعالی است.

 

۴٫ self – made         خود ساخته

(someone who achieved success without other people's help)     کسی که بدون کمک دیگران موفقیت بدست آورده است.

 

A: I've heard your uncle is a man of means.

B: Yes. He started working when he was 15. He never got help from anyone.

Now he's a successful businessman. He sure is a self – made person.

الف: شنیدم عمویت آدم مایه داری است.

ب: بله، او از پانزده سالگی شروع به کار کرد. هیچ وقت از کسی کمک نگرفت.

حالا بازرگان موفقی است. واقعا آدم خود ساخته ای است.

 

۵٫ level – headed           آدم متین و معقول – آدم منطقی

(self-composed and sensible)

 

A: What I like about our teacher is that

he keeps calm in difficult situations.

B: Yes, He hardly ever loses his temper.

He's the most level – headed person I know.

الف: خوشم می آید که معلم مان در موقعیت های حساس متانت خودش را حفظ می کند.

ب: بله، او به ندرت از کوره در می رود. او معقول ترین ادمی است که می شناسم.

 

۶٫ open – minded         آزاد اندیش – روشنفکر – بی تعصب

(having an open outlook)

 

A: Your mother never gets upset when people disagree with her.

B: Yes. She tries to understand everyone. She's pretty open – minded.

الف: مادرت از اینکه دیگران با او مخالفت می کنند ناراحت نمی شود.

ب: بله. او سعی می کند همه را درک کند. خیلی روشنفکر است.

 

۷٫ soft – hearted           دل رحم – مهربان – رئوف

(kind, merciful, generous)

 

A: I think our teacher is not as serious as he looks.

B: I agree. In my opinion, He's pretty soft – hearted underneath that serious appearance.

الف: به نظر من معلم مان آنقدرها هم که به نظر می رسد جدی نیست.

ب: موافقم. به نظر من زیر آن ظاهر جدی، او آدم دل رحمی است.

 

۸٫ a good mixer           آدم زود جوش و اجتماعی

(a person who easily mixes with people)

 

A: Your brother's very friendly.

B: Yes. He enjoys people's company. He's such a good mixer.

الف: برادرت خیلی خودمانی است.

ب: بله. از مصاحبت دیگران لذت می برد. آدم زودجوشی است.

 

۹٫ good company           آدم جالب و خوش صحبت – آدم خوش مشرب

 

A: Your grandmother is such an amusing person.

B: Yes. You never get bored when you talk to her. She's good company.

الف: مادربزرگت خیلی خوش صحبت است.

ب: بله. آدم از صحبت کردن با او خسته نمی شود. آدم خوش مشربی است.

 

۱۰٫ a high – flier          آدم بلند پرواز

(a person who wants to and is able to become very successful)

 

A: Mary's a bright girl.

B: You're right. She has the ability and the ambition to be successful. She's a high – flier.

الف: مری دختر باهوشی است.

ب: حق با توست. او هم توانایی و هم آرزوی موفق بودن را دارد. دختر بلند پروازی است.

 

۱۱٫ an early bird          آدم سحرخیز یا کسی که همیشه قبل از همه مهمانان می آید.

(a person who arrives, gets up, etc … early)

 

A: Your friend is always the first person to come to class.

B: And whenever we get together with friends, she's the first person to arrive. She's an early bird.

الف: دوستت همیشه اولین کسی است که وارد کلاس می شود.

ب: هر وقت هم که با دوستان دور هم جمع می شویم، او قبل از همه می آید. همیشه زودتر از همه می آید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی (درس هشتم)

توسط | بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

اکنون درس هشتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هشتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۸         پیشنهاد کمک (Offering help)

۱٫ اگر بخواهیم به دوستی که در حال انجام کاری است کمک کنیم، عبارت های زیر را می گوییم:

(Do you) want any help?              کمک می خواهی؟

(Do you) need any help?              کمک لازم داری؟

Can I help?                     می توانم کمک کنم؟

Can I give you a hand?         می توانم کمکت کنم؟

 

اگر بخواهیم به عبارت های بالا پاسخ مثبت دهیم، می گوییم:

Yes, if it's no trouble.              بله، اگر زحمتی نیست.

Yes, if you don't mind.             بله، اگر برایت اشکالی ندارد.

اگر بخواهیم به پیشنهاد کمک، پاسخ منفی بدهیم می گوییم:

No, thanks. I can manage.            نه متشکرم. از عهده اش برمی آیم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         No, that's ok. I can do it myself.           نه خوبه. خودم می توانم انجامش بدهم.

 

۲٫ در موقعیت هایی که اندکی رسمی تر هستند، برای پیشنهاد کمک از عبارت های زیر استفاده می شود.

Would you like me to ….?

I'll …. if you'd like.

 

۳٫ اگر کسی به ما پیشنهاد کمک کند و بخواهیم کمی تعارف کنیم می توانیم جمله زیر را بگوییم:

I appreciate your offering but I don't want to trouble you.

از پیشنهادتان متشکرم ولی نمی خواهم به شما زحمت بدهم.

 

۴٫ اگر ما به کسی پیشنهاد کمک بدهیم و مخاطب ما پیشنهاد ما را رد کند یا تعارف کند و ما بخواهیم اصرار کنیم، می گوییم:

Oh, come on. Let me give you a hand.         تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

 

۵٫ در فروشگاه ها به هنگام خرید فروشنده ها اغلب با گفتن جمله زیر پیشنهاد کمک می کنند.

Can I help you? 

اگر قصد خرید نداشته باشیم و فقط بخواهیم نگاهی به اجناس بیاندازیم، می گوییم:

No, thanks. I'm just looking.

ولی اگر قصد خرید داشته باشیم، می گوییم:

Yes, please. I'm looking for a digital camera.

 

۶٫ اگر بخواهیم به شخصی که اتفاق ناگواری برایش روی داده (مثلا زمین خورده یا تصادف کرده است) پیشنهاد کمک کنیم، از عبارت های زیر استفاده می کنیم.

Can I do anything to help?              هیچ کمکی از من بر می آید.

Is there anything I can do to help?           می توانم کمکی بکنم؟

What can I do to help?            چه کمکی از من بر می آید؟

Should I call an ambulance?            می خواهید زنگ بزنم آمبولانس بیاید؟

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری زبان انگلیسی (درس هفتم)

توسط | بهمن ۱۷, ۱۳۹۶

اکنون درس هفتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هفتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۷         دعوت کردن (Inviting)

۱٫ برای دعوت کردن دوستان و نزدیکان اغلب از عبارت های زیر استفاده می شود:

Do you want to…?            می خواهی…؟   

Would you like to…?             میل داری….؟

Do you want to go to the movies tonight?           می خواهی امشب برویم سینما؟

Would you like to have lunch with me tomorrow?        میل داری فردا با من ناهار بخوری؟  

 

– گاهی اوقات ابتدا مناسبت و دلیل مهمانی یا دعوت ذکر شده و سپس عبارت هایی مانند Can you come? و یا Do you think you can come? گفته می شود.

 

– برای قبول دعوت عبارت های I'd like to . (میل دارم) و شکل قوی تر آن I'd love to (خیلی مایلم) بکار می رود. دیگر عبارت های رایج عبارتند از:

That sounds great/terrific.       عالی است.

That sounds like fun.         خوب است. / فکر خوبی است.

I'd be happy to.          خوشحال می شوم.

I'd be delighted to.         خیلی خوشحال می شوم.

 

۲٫ همواره پس از قبول دعوت سوالاتی در مورد زمان و مکان ملاقات رد و بدل می شود. مهم ترین این سوالات عبارتند از:

Where shall we meet?           کجا همدیگر را ببینیم؟

What time/ When shall we meet?          چه ساعتی / کی همدیگر را ببینیم؟

Let's meet at the new Chinese restaurant.          قرار ما در رستوران جدید چینی.

Is 7:30 ok with you?/ How about 7:30?          ساعت ۷:۳۰ برای تو خوب است؟

 

۳٫ برای رد کردن دعوت دوستانه معمولا ابتدا می گوییم:

I'd like/ love to, but I can't.            خیلی دوست دارم ولی نمی توانم.

 

۴٫ در موقعیت های رسمی تر برای دعوت کردن اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

Would you be interested in…?            میل داری / دارید…؟

Would you be interested in coming on a picnic?          مایلی بیایی پیک نیک؟

 

۵٫ برای دعوت کردن رسمی در انگلیسی آمریکایی اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

We'd like you / you and your wife to be our guests….  

میل داریم شما / شما و همسرتان … مهمان ما باشید.

 

۶٫ عبارت هایی که برای دعوت کردن در موقعیت های دوستانه بکار می روند بسیارند. توصیه می شود که شما همواره یک یا دو عبارت را انتخاب کرده و بیشتر از آنها استفاده کنید تا در موقعیت های واقعی دچار تردید نشوید. لیکن لازم است که با همه عبارت های رایج آشنا باشید تا اگر طرف در صحبت با شما آنها را بکار برد بتوانید منظور وی را درک کنید ولی خود شما نیازی ندارید که از همه آن عبارت ها استفاده کنید.

 

۷٫ اگر به هنگام دعوت شدن مطمئن نباشیم که می توانیم دعوت را قبول کنیم یا خیر ابتدا می گوییم:

I'd like to / love to but I'm not sure that I can.           خیلی دوست دارم بیایم ولی مطمئن نیستم که بتوانم.

اگر دعوت کننده اصرار کند می توانیم عبارت زیر را بکار ببریم:

I'll check and let you know.          می پرسم و به شما خبر می دهم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی (درس اول)

توسط | دی ۱۶, ۱۳۹۶

سایت languagedownload.ir که کامل ترین سایت آموزش زبان انگلیسی می باشد؛ تا کنون بسیاری از مجموعه ها و محصولات متنوعی را در اختیار علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و بسیاری از زبان های دیگر قرار داده است. همچنین آموزش های بسیاری را به صورت رایگان در خدمت شما عزیزان قرار داده است. این سایت تصمیم دارد تا در پیشرفت شما عزیزان، تمام تلاش خود را بکار گیرد تا بهترین و بیشترین موفقیت ها، نصیب شما کاربران عزیز گردد. سایت لنگوئیج دانلود قصد دارد، اصطلاحات رایج و پرکاربرد زبان انگلیسی را به شما عزیزان آموزش دهد. یادگیری اصطلاحات به شما کمک می کند که مکالمه زیبا و سطح بالایی را برقرار کنید. اکنون می خواهیم راجع به اصطلاحات انگلیسی و اینکه چرا باید اصطلاحات را یاد بگیریم، صحبت کنیم تا شما دلیل یادگیری آن را به خوبی درک کنید.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس اول از آموزش اصطلاحات رایج انگلیسی را در زیر مشاهده می کنید:

 

چرا اصطلاح یاد بگیریم؟

اصطلاح عبارتی است که معنای کلی آن با معنای تک تک واژه های آن تفاوت دارد. وقتی می گویید: "Your name rings a bell" منظورتان آن است که "اسم تان به گوشم آشناست." در حالیکه ترجمه واژه به واژه عبارت اینست: "اسم تان زنگی را به صدا در می آورد." بنابراین حتی اگر معنای تک تک واژه های اصطلاحی را بدانید، شاید نتوانید معنای آن را درک کنید. پس باید هر اصطلاح را با معنای اصطلاحی آن یاد گرفت. هر کسی که می خواهد زبان انگلیسی و بخصوص شکل گفتاری و محاوره ای آن را یاد بگیرد، آموختن اصطلاحات رایج انگلیسی ضروری است. کسی که انگلیسی را بداند اما از اصطلاح استفاده نکند ممکن است خشک و جدی و رسمی و تا اندازه ای غیر صمیمی به نظر برسد. به همین دلیل اصطلاحات در ایجاد جوی دوستانه و خوشایند اهمیت دارند. بر روی دکمه "ادامه مطلب" کلیک کنید.

 

درس۱       (بفرمایید)

۱- هنگامی که چیزی را به کسی می دهیم، می گوییم Here you are و یا There you are این دو عبارت معادل یکدیگرند و هر دو به معنای "بفرمایید" می باشند. این دو عبارت معمولا در موقعیت های رسمی بکار می روند. در موقعیت های غیر رسمی و دوستانه فقط از کلمه Here به معنای "بگیر – بیا بگیر" استفاده می شود.

Here. Take this money.       بیا. این پول را بگیر.

 

۲- هنگامی که می خواهیم کسی را به صرف غذا، شیرینی، آشامیدنی و غیره دعوت کنیم، می گوییم:

Help yourself.     بفرمایید (یک نفر)

Help yourselves.     بفرمایید (چند نفر)

– Ok, everybody. Dinner is ready. Help yourselves.        خوب، شام حاضر است. بفرمایید.

– Help yourself to the cake.        بفرمایید کیک بخورید. / از کیک میل کنید.

برای تعارف خوردنی ها و آشامیدنی ها می توان از عبارت های زیر نیز استفاده کرد.

Have some dessert.      دسر میل کنید.

Have a banana.      موز بخورید.

 اگر گوینده در حال خوردن چیزی باشد و بخواهد آن را به شخصی تعارف کند، می گوید:

Have some! / Have one!         بفرمایید

Have some برای اسامی غیر قابل شمارش و Have one برای اسامی قابل شمارش به کار می روند. مثلا اگر گوینده مقداری کیک در بشقاب خود دارد و می خواهد مقداری از آن را به دیگری تعارف کند می گوید: Have some، اما اگر گوینده چند شکلات در دست داشته باشد و بخواهد یکی را به دوست خود تعارف کند می گوید: Have one.

 

۳- به هنگام ورود به محلی و یا خروج از آن اگر بخواهیم دوست یا همراه ما قبل از ما وارد یا خارج شود، می گوییم:

After you!    بفرمایید. (اول شما)

عبارت های دیگری نیز در این موقعیت به کار می روند:

اگر آقایی بخواهد حق تقدم را به خانمی بدهد می گوید:

Ladies first!          خانم ها مقدم اند.

ولی اگر خانمی بخواهد حق تقدم را به آقایی بدهد، می گوید:

After you!      بفرمایید.

اگر بخواهیم حق تقدم را به فرد مسن تری بدهیم با حالت احترام آمیزی می گوییم:  Age first!

در موقعیت های دوستانه و بیشتر به حالت شوخی بین دوستان عبارت های زیر نیز بکار می رود.

Beauty first! یعنی مثلا کسی که خوش قیافه تر است حق تقدم دارد.

یا اگر به فرد سالخورده تری بگوییم Age first! او در پاسخ می گوید:      Beauty before age!

اگر دو مرد که دوست صمیمی هستند بخواهند از درب وارد یا خارج شوند، یکی از آنها کنار می رود و به شوخی به دیگری می گوید Ladies first! آنگاه دوست او حرکت کرده و در پاسخ می گوید Donkies next!. توجه داشته باشید که این شوخی فقط یک شوخی مردانه است که بین دوستان صمیمی رایج می باشد.

 

۴- عبارت Sit down به معنای "بنشین" غیر رسمی و خودمانی است. اگر بخواهیم کسی را مودبانه دعوت به نشستن کنیم، می گوییم:

Take / Have a seat, please.         بفرمایید(بنشینید).

و اگر وارد مکانی شویم و عده ای به احترام ما از جای برخیزند، می گوییم:

Be seated, please.      بفرمایید(بنشینید).

 

۵- اگر کسی از ما اجازه بگیرد که مثلا از تلفن ما استفاده کند، برای دادن اجازه از عبارت های Be my guest و یا Go ahead (بفرمایید) استفاده می کنیم.

A: Can I use your telephone?

B: Sure. Be my guest. / Go ahead.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *