Tag Archives: اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی با ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

بهترین اصطلاحات زبان انگلیسی همراه با مثال و معنی – درس سی و چهارم

توسط | مرداد ۱۶, ۱۳۹۷

اکنون درس سی و چهارم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

– جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس سی وچهارم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۳۴        رفتارهای نامطلوب  (Unpleasant behavior)

۳۶٫ have / hold a grudge against            از کسی کینه به دل داشتن – دلخوری و دق دلی داشتن

A: I have a grudge against you because you hurt my feelings.

B: How long can a person bear a grudge? Let's be friends again.

من از تو دق دلی دارم چون که احساسات مرا جریحه دار کردی.

آدم چقدر می تواند کینه به دل داشته باشد؟ بیا دوباره دوست باشیم.

 

 

۳۷٫ have sticky fingers           دستش کج است (کنایه از شخصی که عادت به دزدیدن پول و اشیاء دارد.)

A: Why did you fire your cashier?

B: He had sticky fingers.

چرا صندوقدارت را اخراج کردی؟

دستش کج بود.

 

 

۳۸٫ have one's head in the clouds         در عالم هپروت بودن (کنایه از حالتی است که شخص به آنچه که در اطراف وی می گذرد توجهی ندارد.)

A: What's the matter with Tom? He's not doing his job properly.

B: Yeah. He has his head in the clouds all the time. I think he's in love.

تام چه شکلی است؟ کارش را درست انجام نمی دهد.

آره. همه اش تو عالم هپروت است. فکر می کنم عاشق شده.

 

 

۳۹٫ go to pieces           خرد شدن – داغون شدن

(کنایه از حالتی است که شخص کاری را شروع می کند یا تعهدی را قبول می کند که از عهده انجام آن برنمی آید.)

A: Why did Mrs Williams resign?

B: She couldn't work anymore. After her husband's death, she went to pieces.

چرا خانم ویلیامز استعفا داد؟

دیگر قادر نبود کار کند. او پس از مرگ شوهرش خرد شد.

 

 

۴۰٫ bite off more than one can chew          لقمه بزرگتر از دهان برداشتن

(کنایه از حالتی است که شخص کاری را شروع می کند یا تعهدی را قبول می کند که از عهده انجام آن برنمی آید.)

A: I got a big loan from the bank for my new house and now I have difficulty paying it off.

B: I told you not to do it. You always bite more than you can chew.

برای خانه جدیدم وام بانکی زیادی گرفتم و حالا در بازپرداخت وام مشکل دارم.

گفتم این کار را نکن. تو همیشه لقمه بزرگتر از دهانت برمی داری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضروری ترین اصطلاحات زبان انگلیسی به فارسی – درس سی و یک ام

توسط | مرداد ۱, ۱۳۹۷

اکنون درس سی و یک ام از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس سی و یک ام از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۳۱        رفتارهای نامطلوب  (Unpleasant behavior)

۲۱٫ spy on sb            جاسوسی کسی را کردن – کسی را پائیدن

(watch sb secretly)

 

A: What's your problem with your husband?

B: He's too jealous. He's spying on me all the time.

مشکلت با شوهرت چیست؟

بیش از حد حسود است. همه مدت جاسوسی مرا می کند.

 

 

۲۲٫ sell (sb) down the river            کسی را لو دادن

 

A: I heard Jason is in jail.

B: Yes. They say his partner sold him down the river.

شنیدم جیسون در زندان است.

بله. می گویند شریکش او را لو داده.

 

 

۲۳٫ cheat on sb             خیانت کردن به همسر

 

A: Why does Alice want a divorce?

B: She believes her husband is cheating on her.

چرا آلیس طلاق می خواهد؟

معتقد است که شوهرش به او خیانت می کند.

نکته: فعل cheat sb به معنای "کلاه سر کسی گذاشتن" است ولی cheat on sb به معنای "خیانت کردن به همسر" است.

 

 

۲۴٫ stand sb up           کسی را کاشتن (سر قرار نرفتن یا دیر رفتن)

 

A: I'm mad at you. You stood me up. I waited for on hour but you didn't show up.

B: I'm really awfully sorry. A problem came up and I couldn't do anything about it.

خیلی از دستت عصبانی هستم. تو مرا کاشتی. یک ساعت منتظر شدم ولی پیدایت نشد.

خیلی خیلی متاسفم. مشکلی پیش آمد و هیچ کارش نتوانستم بکنم.

 

 

۲۵٫ have an affair with sb             با کسی روی هم ریختن – با کسی رابطه نامشروع داشتن

 

A: Why did Mary leave her husband?

B: She says he had an affair with his secretary.

چرا مری شوهرش را ترک کرد؟

می گوید او با منشی اش رابطه داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی – درس یازدهم

توسط | اسفند ۸, ۱۳۹۶

اکنون درس یازدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس یازدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۱         آدم ها با ویژگی های منفی (People with negative qualities)

۱٫ a windbag          وراج – پرچانه

(a talkative, boring person)

 

A: Why don't you visit Alice anymore?

B: I can't stand her anymore. She's a windbag. She talks too much but says nothing important.

الف: چرا دیگر به دیدن آلیس نمی روی؟

ب: دیگر تحمل او را ندارم. پرچانه است. خیلی حرف می زند ولی هیچ چیز مهمی برای گفتن ندارد.

 

۲٫ a wet blanket            آدم حال گیر – دشمن شادی دیگران – آیینه دق

(a person who spoils other people's fun)

 

A: Don't you want to invite Lisa to your birthday party?

B: No. She spoils our fun. She's a wet blanket.

الف: نمی خواهی لیزا را به جشن تولدت دعوت کنی؟

ب: نه حالمان را می گیرد. آدم حال گیری است.

 

 

۳٫ a busybody (a nosy parker)           آدم فضول – کسی که در امور دیگران دخالت می کند.

(a person who interferes in other people's affairs)

 

A: Do you want to go to Jon's house on Saturday?

B: No, I don't. She's a busy-body. She keeps asking you questions about your private life.

الف: دلت می خواهد روز شنبه به خانه جان بروی؟

ب: نه، دلم نمی خواهد. او فضول است. مرتبا راجع به زندگی خصوصی آدم سوال می کند.

 

 

۴٫ a yes-person (a yes-man or a yes-woman)               آدم بله قربان گو

(a person who always agrees with their boss or superior)

 

A: I can't stand Joe. He always agrees with the boss.

B: He's a yes-person. He has no will of his own.

الف: تحمل جو را ندارم. همیشه با رئیس موافقت می کند.

ب: آدم بله قربان گویی است. هیچ  اراده ای از خودش ندارد.

 

۵٫ a pain in the neck           مایه دردسر – مایه ملال خاطر

(an annoying or boring person)

 

A: I'm sick and tired of Jason.

B: Me, too. Whenever he gets himself into trouble, he asks me for help. He's a pain in the neck.

الف: از جیسون بیزارم.

ب: من هم همینطور. هر وقت دچار مشکل می شود از من کمک می خواهد. او مایه ی دردسر است.

 

 

۶٫ a scatterbrain         آدم حواس پرت – گیج

(a person who forgets things or who cannot concentrate)

 

A: Did Sara pick you up at the airport?

B: No, she never showed up. She'd promised to meet me but she clean forgot. She's a scatterbrain.

الف: سارا در فرودگاه دنبالت آمد؟

ب: نه هرگز نیامد. قول داده بود می آید دنبالم ولی پاک یادش رفت. آدم گیجی است.

 

 

۷٫ a mama's boy         بچه ننه

 

A: I heard Tom has decided to join the army.

B: I doubt it. He can't adapt himself to life in the army. He's only a mama's boy.

الف: شنیدم تام تصمیم گرفته وارد ارتش شود.

ب: شک دارم. او نمی تواند خودش را با زندگی در ارتش وفق دهد. او فقط یک بچه ننه است.

 

 

۸٫ a pushover          آدم ضعیف و هالو – آدم دهن بین

(a person who is easily persuaded or influenced)

 

A: Do you think you can persuade Alice to join our company?

B: I don't think she'll agree. She's no pushover.

الف:  فکر می کنی بتوانی آلیس را راضی کنی که به شرکت ما ملحق شود؟

ب: گمان نمی کنم قبول کند. او آدم ضعیف و دهن بینی نیست.

 

 

۹٫ a troublemaker           دردسر درست کن – آدم مسئله ساز

(a person who often causes trouble)

 

A: Do you think Robert can be a good friend for me?

B: If I were you, I wouldn't make friends with him. He's a troublemaker.

الف: به نظرت رابرت می تواند دوست خوبی برای من باشد؟

ب: اگر به جای تو بودم، با او دوست نمی شدم. دردسر درست کن است.

 

 

۱۰٫ a social climber            آدم جویای نام – جویای جاه و مقام

(a person who tried to elevate their social status)

 

A: Martha comes from a middle class family.

B: But she tries to socialize with high class people. She's a social climber.

الف: خانواده مارتا از طبقه متوسط است.

ب: ولی او سعی می کند با آدم های کلاس بالا معاشرت کند. او جویای جاه و مقام است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج زبان انگلیسی (درس ششم)

توسط | بهمن ۱۲, ۱۳۹۶

اکنون درس ششم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس ششم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۶         اجازه گرفتن و اجازه دادن

Asking for & giving permission

 

۱٫ رایج ترین عبارت برای اجازه گرفتن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی Can I …? می باشد.

A: Can I use your telephone for a moment?

B: Yes, sure.

توضیح مهم: به خاطر داشته باشید که عبارت Can you…? برای خواهش کردن بکار می رود. در حالی که Can I …? برای اجازه گرفتن است. هنگام استفاده از Can you…? گوینده جمله از طرف مقابل خواهش می کند که کاری را انجام دهد. در حالی که به هنگام استفاده از Can I…? گوینده اجازه می گیرد که خودش کاری را انجام دهد.

 

۲٫ برای پاسخ مثبت در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود.

Ok.             Yes, ok.              Sure.                 Yes. sure.

برای دادن پاسخ منفی در موقعیت های دوستانه معمولا عبارت I'm sorry گفته شده و پس از آن یک دلیل ذکر می شود.

A: Can I sit here?

B: I'm sorry it's taken.

 

۳٫ برای اجازه گرفتن مودبانه در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت Could I … (please)? استفاده می شود.

A: Could I park my car here?

B: Sure. Go ahead.

– عبارت May I …? نیز یک عبارت مودبانه و تقریبا رسمی است که از لحاظ کاربرد معادل Could I…? می باشد.

A: May I use your computer for a moment?

B: Of course. Go ahead.

– برای اجازه دادن اغلب از عبارت های Go ahead و  Be my guest هر دو به معنای (بفرمایید) استفاده می شود و در موقعیت های رسمی تر عبارت های Yes, of course (بله، البته) و Certainly (حتما) بکار می روند. برای پاسخ منفی اغلب ابتدا عبارت های I'm sorry  و یا Actually گفته شده و سپس یک دلیل ذکر می شود.

 

۴٫ عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های غیر رسمی و رسمی استفاده کرد، عبارت Do you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …. ؟) می باشد.

برای دادن اجازه از عبارت های No, I don't و یا not at all استفاده می شود.

A: Do you mind if I smoke?

B: No, not at all.

– در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …؟) استفاده می کنیم که در آن فعل، بعد از کلمه I باید  به صورت گذشته باشد. باید توجه داشت که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفتن مودبانه در زمان حال بکار می رود.

A: Would you mind if I left an hour early today?

B: No, not at all.

 

۵٫ هرگاه کسی از ما اجازه بگیرد که کاری را انجام دهد و ما بخواهیم به او پاسخ منفی مودبانه بدهیم معمولا ابتدا عبارت های زیر را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

I wish you wouldn't.

I'd rather you didn't.

این جملات معنی خاصی ندارند و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه بکار می روند. ولی نزدیک ترین معادل فارسی انها شاید این عبارت باشد: "ممنون می شوم اگر این کار را نکنید."

 

۶٫ عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی بکار می رود.

Is it ok / all right (with you) if I …?

توضیح مهم: باید توجه داشت که عبارت  Shall I…? برای اجازه گرفتن بکار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک بکار می رود.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری در زبان انگلیسی (درس سوم)

توسط | دی ۲۰, ۱۳۹۶

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات مهم و ضروری را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۳         درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن

Studing, taking exams, passing or falling

 

I have a lot of studies.            خیلی درس (برای خواندن) دارم. / درس هایم سنگین است.

He's very studious.              او خیلی درس خوان است.

I'm going to continue my studies abroad.            قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم.

 

When is our exam?               چه روزی امتحان داریم؟

We have an exam tomorrow.               فردا امتحان داریم.

Our teacher gave us an exam / a test / a quiz yesterday.             دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

(واژه exam به معنای آزمون یا امتحان کتبی، شفاهی و یا عملی می باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای آن مدارک قبولی اعطا می شود. شکل رسمی تر این واژه examination می باشد. واژه test به معنای نوعی آزمون است که علاوه بر آزمون اصلی و یا گاهی به جای آن داده می شود تا مشخص شود که دانش آموزان یا دانشجویان چه مقدار یاد گرفته اند. واژه quiz به معنای نوعی آزمون غیر رسمی و کوتاه می باشد که ممکن است در طول یک ترم چندین بار داده شود.)

We took our final exam last week.          هفته گذشته امتحان پایان ترم (نهایی) دادیم.

در زبان انگلیسی برای امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an exam و یا معادل های آن do / sit an exam استفاده می شود.

We took / did / sat an exam yesterday.          دیروز امتحان دادیم.

برای امتحان گرفتن (توسط معلم) از give an exam استفاده می شود.

Our teacher gave us an exam yesterday.           دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

I passed / failed my exam.            در امتحان قبول / رد شدم.

( افعال pass و fail حرف اضافه نمی گیرند.)

I got my report card yesterday.             دیروز کارنامه ام را گرفتم.

I was the top student last term.               ترم قبل شاگرد اول (ممتاز) شدم.

How did your exam / interview … go?               امتحانت / مصاحبه ات… چطور بود؟

 I did well in my exam / interview.              امتحانم / مصاحبه ام خوب شد. / امتحانم را خوب دادم.

I did badly in my exam / interview.              امتحانم مصاحبه ام را خراب کردم / بد دادم.

I messed up my exam / interview.               امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم.

I finally managed to pass the exam.              بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.

I almost / nearly failed my exam.               چیزی نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم.)

I got a (very) low mark in my mid-term test.              در امتحان میان ترم نمره (خیلی) پایین گرفتم.

What's the passing mark?            نمره قبولی چند است؟

Will the exam be oral or written?             امتحان شفاهی است یا کتبی؟

Have you corrected our exam papers?             ورقه های امتحانی ما را تصحیح کرده اید؟

How much time do we have for this exam?              برای این امتحان چقدر وقت داریم؟

Excuse me! How much time is left, please?              ببخشید! چقدر وقت باقی مانده است؟

I'm making a lot of progress / I'm making good progress in my class.               در کلاسم پیشرفت زیادی / خوبی دارم.

I don't study / I'm not studying as hard as I should.             آنقدر که باید درس نمی خوانم.

I'm behind (the class) in my studies.             از کلاس عقب هستم.

I'm falling behind because I don't put in enough time for my studies.             دارم عقب می افتم زیرا به اندازه کافی برای درس هایم وقت نمی گذارم.

I'm not in the mood for studying today. = I don't feel like studying today.           امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.

If you want to get a high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)

اگر می خواهی در امتحان ورودی دانشگاه رتبه بالایی به دست بیاوری باید دود چراغ بخوری. (منظور بیدار ماندن در شب و درس خواندن است.)

Will you give me some extra time, please? I'm still on question 65.               امکان دارد به من وقت بیشتری بدهید؟ من هنوز سوال ۶۵ هستم.

I barely managed to pass the exam.              به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.

My mind went blank during the exam.             هنگام امتحان همه چیز یادم رفت.

I passed the exam by the skin of my teeth.            امتحان را ناپلئونی قبول شدم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *