Tag Archives: اصطلاحات مهم زبان انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

آموزش اصطلاحات ضروری و روزمره زبان انگلیسی – درس پانزدهم

توسط | فروردین ۲۰, ۱۳۹۷

اکنون درس پانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس پانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۵         توانایی ها و ضعف های آدم ها۳   (People's abilities & weaknesses3)

 

۱۳٫ be in good / great / perfect / poor / terrible … shape           در وضعیت خوب – خوش هیکل و قوی – سالم و محکم

(in good / perfect … condition)

 

A: I go to the gym and work out 3 days a week.

B: It really shows. You're in great shape.

من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.

کاملا معلوم است. هیکلت عالی است.

 

 

۱۴٫ be alive and kicking          سالم و سرحال

(still living, healthy and active)

 

A: I heard your father had an operation. How is he now?

B: Thank God he's alive and kicking.

شنیدم پدرت عمل داشت. حالا حالش چطور است؟

خداروشکر سالم و سرحال است.

 

 

۱۵٫ be safe and sound            صحیح و سالم

(be safe and healthy)

 

A: Your car's a wreck. What happened?

B: I had a terrible accident but I wasn't hurt.

A: Oh. I'm really glad to see you safe and sound.

ماشینت داغون شده. چه اتفاقی افتاد؟

تصادف خیلی بدی کردم ولی خودم صدمه ای ندیدم.

واقعا خوشحالم که تو را صحیح و سالم می بینم.

 

 

۱۶٫ be thick – skinned            پوست کلفت بودن – حساس و زود رنج نبودن

(not easily upset or hurt, insensitive)

 

A: Everybody says you get along well with people.

B: Yes, I think so. I don't get upset easily when people are rude to me. I can say I'm pretty thick – skinned.

همه می گویند تو با مردم خوب تا می کنی.

به گمانم همینطور است. وقتی مردم بی ادبی می کنند، زود دلخور نمی شوم. می توانم بگویم حسابی پوست کلفتم.

 

 

۱۷٫ be nobody's fool            عاقل – دانا

(a sensible or wise person who cannot be easily deceived.)      شخص معقول و دانا که به آسانی فریب نمی خورد

 

A: Joe doesn't look very bright to me.

B: Yes, he looks as if he's not very bright but he's nobody'd fool.

جو چندان باهوش به نظرم نمی رسد.

بله، ظاهرا خیلی باهوش به نظر نمی رسد ولی آدم عاقل و دانایی است.

 

 

۱۸٫ have a clear / clean conscience            وجدان راحت داشتن – عذاب وجدان نداشتن

(to be free of guilt about sb/sth)

 

A: People talk a lot behind your back. They say Alice got fired because of you.

B: It's not at all true. She was fired because she couldn't do her job properly. I have a clear conscience about her.

مردم خیلی پشت سرت حرف می زنند. می گویند آلیس به خاطر تو اخراج شد.

ابدا اینطور نیست. او اخراج شد چون نمی توانست کارش را درست انجام دهد. در مورد او وجدان من راحت است.

 

 

۱۹٫ have the right to do sth           حق (انجام کاری را) داشتن

 

A: You've been reading my letters again, Mom. What gives you the right to do so?

B: Well, I'm your mother and I believe I have the right to read your letters once in a while.

مادر باز هم نامه های مرا خوانده ای. به چه حقی این کار را می کنی؟

خوب من مادرت هستم و معتقدم این حق را دارم که گهگاهی نامه هایت را بخوانم.

 

 

۲۰٫ take after sb          شبیه کسی بودن – به کسی رفتن

(resemble sb, esp. one's mother or father in appearance or character)      به پدر یا مادر خود رفتن، از نظر قیافه و ظاهر و یا شخصیت

 

A: Did you get a chance to talk to my daughter?

B: Yes, I did. I didn't recognize her at first because she doesn't take after you at all.

فرصت کردی با دخترم حرف بزنی؟

بله، اول او را نشناختم. چون که اصلا به شما نرفته است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی (درس هشتم)

توسط | بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

اکنون درس هشتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هشتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۸         پیشنهاد کمک (Offering help)

۱٫ اگر بخواهیم به دوستی که در حال انجام کاری است کمک کنیم، عبارت های زیر را می گوییم:

(Do you) want any help?              کمک می خواهی؟

(Do you) need any help?              کمک لازم داری؟

Can I help?                     می توانم کمک کنم؟

Can I give you a hand?         می توانم کمکت کنم؟

 

اگر بخواهیم به عبارت های بالا پاسخ مثبت دهیم، می گوییم:

Yes, if it's no trouble.              بله، اگر زحمتی نیست.

Yes, if you don't mind.             بله، اگر برایت اشکالی ندارد.

اگر بخواهیم به پیشنهاد کمک، پاسخ منفی بدهیم می گوییم:

No, thanks. I can manage.            نه متشکرم. از عهده اش برمی آیم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         No, that's ok. I can do it myself.           نه خوبه. خودم می توانم انجامش بدهم.

 

۲٫ در موقعیت هایی که اندکی رسمی تر هستند، برای پیشنهاد کمک از عبارت های زیر استفاده می شود.

Would you like me to ….?

I'll …. if you'd like.

 

۳٫ اگر کسی به ما پیشنهاد کمک کند و بخواهیم کمی تعارف کنیم می توانیم جمله زیر را بگوییم:

I appreciate your offering but I don't want to trouble you.

از پیشنهادتان متشکرم ولی نمی خواهم به شما زحمت بدهم.

 

۴٫ اگر ما به کسی پیشنهاد کمک بدهیم و مخاطب ما پیشنهاد ما را رد کند یا تعارف کند و ما بخواهیم اصرار کنیم، می گوییم:

Oh, come on. Let me give you a hand.         تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

 

۵٫ در فروشگاه ها به هنگام خرید فروشنده ها اغلب با گفتن جمله زیر پیشنهاد کمک می کنند.

Can I help you? 

اگر قصد خرید نداشته باشیم و فقط بخواهیم نگاهی به اجناس بیاندازیم، می گوییم:

No, thanks. I'm just looking.

ولی اگر قصد خرید داشته باشیم، می گوییم:

Yes, please. I'm looking for a digital camera.

 

۶٫ اگر بخواهیم به شخصی که اتفاق ناگواری برایش روی داده (مثلا زمین خورده یا تصادف کرده است) پیشنهاد کمک کنیم، از عبارت های زیر استفاده می کنیم.

Can I do anything to help?              هیچ کمکی از من بر می آید.

Is there anything I can do to help?           می توانم کمکی بکنم؟

What can I do to help?            چه کمکی از من بر می آید؟

Should I call an ambulance?            می خواهید زنگ بزنم آمبولانس بیاید؟

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری در زبان انگلیسی (درس سوم)

توسط | دی ۲۰, ۱۳۹۶

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات مهم و ضروری را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۳         درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن

Studing, taking exams, passing or falling

 

I have a lot of studies.            خیلی درس (برای خواندن) دارم. / درس هایم سنگین است.

He's very studious.              او خیلی درس خوان است.

I'm going to continue my studies abroad.            قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم.

 

When is our exam?               چه روزی امتحان داریم؟

We have an exam tomorrow.               فردا امتحان داریم.

Our teacher gave us an exam / a test / a quiz yesterday.             دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

(واژه exam به معنای آزمون یا امتحان کتبی، شفاهی و یا عملی می باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای آن مدارک قبولی اعطا می شود. شکل رسمی تر این واژه examination می باشد. واژه test به معنای نوعی آزمون است که علاوه بر آزمون اصلی و یا گاهی به جای آن داده می شود تا مشخص شود که دانش آموزان یا دانشجویان چه مقدار یاد گرفته اند. واژه quiz به معنای نوعی آزمون غیر رسمی و کوتاه می باشد که ممکن است در طول یک ترم چندین بار داده شود.)

We took our final exam last week.          هفته گذشته امتحان پایان ترم (نهایی) دادیم.

در زبان انگلیسی برای امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an exam و یا معادل های آن do / sit an exam استفاده می شود.

We took / did / sat an exam yesterday.          دیروز امتحان دادیم.

برای امتحان گرفتن (توسط معلم) از give an exam استفاده می شود.

Our teacher gave us an exam yesterday.           دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

I passed / failed my exam.            در امتحان قبول / رد شدم.

( افعال pass و fail حرف اضافه نمی گیرند.)

I got my report card yesterday.             دیروز کارنامه ام را گرفتم.

I was the top student last term.               ترم قبل شاگرد اول (ممتاز) شدم.

How did your exam / interview … go?               امتحانت / مصاحبه ات… چطور بود؟

 I did well in my exam / interview.              امتحانم / مصاحبه ام خوب شد. / امتحانم را خوب دادم.

I did badly in my exam / interview.              امتحانم مصاحبه ام را خراب کردم / بد دادم.

I messed up my exam / interview.               امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم.

I finally managed to pass the exam.              بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.

I almost / nearly failed my exam.               چیزی نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم.)

I got a (very) low mark in my mid-term test.              در امتحان میان ترم نمره (خیلی) پایین گرفتم.

What's the passing mark?            نمره قبولی چند است؟

Will the exam be oral or written?             امتحان شفاهی است یا کتبی؟

Have you corrected our exam papers?             ورقه های امتحانی ما را تصحیح کرده اید؟

How much time do we have for this exam?              برای این امتحان چقدر وقت داریم؟

Excuse me! How much time is left, please?              ببخشید! چقدر وقت باقی مانده است؟

I'm making a lot of progress / I'm making good progress in my class.               در کلاسم پیشرفت زیادی / خوبی دارم.

I don't study / I'm not studying as hard as I should.             آنقدر که باید درس نمی خوانم.

I'm behind (the class) in my studies.             از کلاس عقب هستم.

I'm falling behind because I don't put in enough time for my studies.             دارم عقب می افتم زیرا به اندازه کافی برای درس هایم وقت نمی گذارم.

I'm not in the mood for studying today. = I don't feel like studying today.           امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.

If you want to get a high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)

اگر می خواهی در امتحان ورودی دانشگاه رتبه بالایی به دست بیاوری باید دود چراغ بخوری. (منظور بیدار ماندن در شب و درس خواندن است.)

Will you give me some extra time, please? I'm still on question 65.               امکان دارد به من وقت بیشتری بدهید؟ من هنوز سوال ۶۵ هستم.

I barely managed to pass the exam.              به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.

My mind went blank during the exam.             هنگام امتحان همه چیز یادم رفت.

I passed the exam by the skin of my teeth.            امتحان را ناپلئونی قبول شدم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *