Tag Archives: اصطلاحات ضروری در سفر

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

کاربردی ترین اصطلاحات انگلیسی به فارسی – درس بیست و یکم

توسط | اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و یکم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و یکم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۱        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱۰٫ like a fish out of water              ناراحت و معذب بودن – احساس غربت کردن

(awkward, in a foreign or unfamiliar environment)     

 

A: How do you like your new workplace?

B: To be frank with you, I feel out of place. I don't know anybody and everything is new to me. I feel like a fish out of water.

نظرت راجع به محل کار جدیدت چیست؟

راستش را بگویم احساس غربت می کنم. هیچکس را نمی شناسم. و همه چیز برایم جدید است. ناراحت و معذبم.

 

۱۱٫ to eat one's heart out          حسادت کردن – سوختن دل

(to be envious of sb/sth)

 

A: I like your new watch. It's really nice.

B: Well, eat your heart out. It was the last one in the store.

A: Look at your new computer. It's great. I envy you.

B: Don't eat your heart out about it. Go get one of your own.

از ساعت جدیدت خوشم می آید. خیلی قشنگ است.

خوب، دلت بسوزه. این آخرین ساعتی بود که در فروشگاه داشتند.

کامپیوتر جدیدش را ببین. حرف نداره. بهت حسودیم میشه.

لازم نیست حسادت کنی. برو یکی برای خودت بخر.

نکته: این اصطلاح همچنین به معنای (to be sad about sb/sth = غصه خوردن – غمگین بودن) نیز بکار می رود.

 

 

۱۲٫ be green with envy           از حسادت ترکیدن – حسودی کردن

(to be envious / to be jealous)

 

A: What do you think of Jim?

B: He's very jealous. Whenever he sees me in my new car, he turns green with envy.

نظرت راجع به جیم چیست؟

خیلی حسود است. هروقت مرا در اتومبیل جدیدم می بیند از حسادت می خواهد بترکد.

 

 

۱۳٫ get carried away           خیلی هیجان زده شدن – دیوانه شدن (قادر به کنترل احساسات خود نبودن)

(to get very excited or lose control of your feeling)

 

A: How was the football match last night?

B: Oh, it was terrific. When my favorite team scored the first goal, I got carried away and started shouting and jumping up and down.

مسابقه فوتبال دیشب چطور بود؟

فوق العاده بود. وقتی تیم مورد علاقه من اولین گل را زد خیلی هیجان زده شدم و شروع کردم داد زدن و بالا و پایین پریدن.

 

 

۱۴٫ to bottle up your emotions/feelings/problems…            در دل خود نگه داشتن – توی خود ریختن

(کنایه از هنگامی است که شخص احساسات، عواطف و مشکلاتش را بروز نمی دهد و در دل خود نگه می دارد.)

A: I feel terrible. My problems are getting on top of me.

B: Don't bottle up your problems. It's better to talk them out.

خیلی حالم بد است. مشکلاتم دارند مرا از پا در می آورند.

مشکلاتت را توی دلت نگه ندار. راجع به آنها حرف بزن و آنها را بیرون بریز.

 

 

۱۵٫ What's gotten into you/sb?            چِت شده – چِته (چرا اینطوری رفتار می کنی؟)

 

A: You're acting strangely today. What's gotten into you?

B: I don't know. I feel tense and nervous. I can't relax.

امروز رفتارت عجیب است. چته؟

نمی دانم. عصبی هستم. آرامش ندارم.

 

 

۱۶٫ I can't take it anymore                 دیگر تحملش را ندارم – دیگر طاقتم طاق شده

 

A: Why do you want to quit?

B: It's my boss. He keeps nagging me. I can't take it anymore.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

به خاطر رئیسم. مرتب به من نق می زند. دیگر تحملش را ندارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی (درس هشتم)

توسط | بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

اکنون درس هشتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هشتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۸         پیشنهاد کمک (Offering help)

۱٫ اگر بخواهیم به دوستی که در حال انجام کاری است کمک کنیم، عبارت های زیر را می گوییم:

(Do you) want any help?              کمک می خواهی؟

(Do you) need any help?              کمک لازم داری؟

Can I help?                     می توانم کمک کنم؟

Can I give you a hand?         می توانم کمکت کنم؟

 

اگر بخواهیم به عبارت های بالا پاسخ مثبت دهیم، می گوییم:

Yes, if it's no trouble.              بله، اگر زحمتی نیست.

Yes, if you don't mind.             بله، اگر برایت اشکالی ندارد.

اگر بخواهیم به پیشنهاد کمک، پاسخ منفی بدهیم می گوییم:

No, thanks. I can manage.            نه متشکرم. از عهده اش برمی آیم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         No, that's ok. I can do it myself.           نه خوبه. خودم می توانم انجامش بدهم.

 

۲٫ در موقعیت هایی که اندکی رسمی تر هستند، برای پیشنهاد کمک از عبارت های زیر استفاده می شود.

Would you like me to ….?

I'll …. if you'd like.

 

۳٫ اگر کسی به ما پیشنهاد کمک کند و بخواهیم کمی تعارف کنیم می توانیم جمله زیر را بگوییم:

I appreciate your offering but I don't want to trouble you.

از پیشنهادتان متشکرم ولی نمی خواهم به شما زحمت بدهم.

 

۴٫ اگر ما به کسی پیشنهاد کمک بدهیم و مخاطب ما پیشنهاد ما را رد کند یا تعارف کند و ما بخواهیم اصرار کنیم، می گوییم:

Oh, come on. Let me give you a hand.         تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

 

۵٫ در فروشگاه ها به هنگام خرید فروشنده ها اغلب با گفتن جمله زیر پیشنهاد کمک می کنند.

Can I help you? 

اگر قصد خرید نداشته باشیم و فقط بخواهیم نگاهی به اجناس بیاندازیم، می گوییم:

No, thanks. I'm just looking.

ولی اگر قصد خرید داشته باشیم، می گوییم:

Yes, please. I'm looking for a digital camera.

 

۶٫ اگر بخواهیم به شخصی که اتفاق ناگواری برایش روی داده (مثلا زمین خورده یا تصادف کرده است) پیشنهاد کمک کنیم، از عبارت های زیر استفاده می کنیم.

Can I do anything to help?              هیچ کمکی از من بر می آید.

Is there anything I can do to help?           می توانم کمکی بکنم؟

What can I do to help?            چه کمکی از من بر می آید؟

Should I call an ambulance?            می خواهید زنگ بزنم آمبولانس بیاید؟

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *