Tag Archives: اصطلاحات روزمره انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

کاربردی ترین اصطلاحات انگلیسی به فارسی – درس بیست و یکم

توسط | اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و یکم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و یکم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۱        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱۰٫ like a fish out of water              ناراحت و معذب بودن – احساس غربت کردن

(awkward, in a foreign or unfamiliar environment)     

 

A: How do you like your new workplace?

B: To be frank with you, I feel out of place. I don't know anybody and everything is new to me. I feel like a fish out of water.

نظرت راجع به محل کار جدیدت چیست؟

راستش را بگویم احساس غربت می کنم. هیچکس را نمی شناسم. و همه چیز برایم جدید است. ناراحت و معذبم.

 

۱۱٫ to eat one's heart out          حسادت کردن – سوختن دل

(to be envious of sb/sth)

 

A: I like your new watch. It's really nice.

B: Well, eat your heart out. It was the last one in the store.

A: Look at your new computer. It's great. I envy you.

B: Don't eat your heart out about it. Go get one of your own.

از ساعت جدیدت خوشم می آید. خیلی قشنگ است.

خوب، دلت بسوزه. این آخرین ساعتی بود که در فروشگاه داشتند.

کامپیوتر جدیدش را ببین. حرف نداره. بهت حسودیم میشه.

لازم نیست حسادت کنی. برو یکی برای خودت بخر.

نکته: این اصطلاح همچنین به معنای (to be sad about sb/sth = غصه خوردن – غمگین بودن) نیز بکار می رود.

 

 

۱۲٫ be green with envy           از حسادت ترکیدن – حسودی کردن

(to be envious / to be jealous)

 

A: What do you think of Jim?

B: He's very jealous. Whenever he sees me in my new car, he turns green with envy.

نظرت راجع به جیم چیست؟

خیلی حسود است. هروقت مرا در اتومبیل جدیدم می بیند از حسادت می خواهد بترکد.

 

 

۱۳٫ get carried away           خیلی هیجان زده شدن – دیوانه شدن (قادر به کنترل احساسات خود نبودن)

(to get very excited or lose control of your feeling)

 

A: How was the football match last night?

B: Oh, it was terrific. When my favorite team scored the first goal, I got carried away and started shouting and jumping up and down.

مسابقه فوتبال دیشب چطور بود؟

فوق العاده بود. وقتی تیم مورد علاقه من اولین گل را زد خیلی هیجان زده شدم و شروع کردم داد زدن و بالا و پایین پریدن.

 

 

۱۴٫ to bottle up your emotions/feelings/problems…            در دل خود نگه داشتن – توی خود ریختن

(کنایه از هنگامی است که شخص احساسات، عواطف و مشکلاتش را بروز نمی دهد و در دل خود نگه می دارد.)

A: I feel terrible. My problems are getting on top of me.

B: Don't bottle up your problems. It's better to talk them out.

خیلی حالم بد است. مشکلاتم دارند مرا از پا در می آورند.

مشکلاتت را توی دلت نگه ندار. راجع به آنها حرف بزن و آنها را بیرون بریز.

 

 

۱۵٫ What's gotten into you/sb?            چِت شده – چِته (چرا اینطوری رفتار می کنی؟)

 

A: You're acting strangely today. What's gotten into you?

B: I don't know. I feel tense and nervous. I can't relax.

امروز رفتارت عجیب است. چته؟

نمی دانم. عصبی هستم. آرامش ندارم.

 

 

۱۶٫ I can't take it anymore                 دیگر تحملش را ندارم – دیگر طاقتم طاق شده

 

A: Why do you want to quit?

B: It's my boss. He keeps nagging me. I can't take it anymore.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

به خاطر رئیسم. مرتب به من نق می زند. دیگر تحملش را ندارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی به فارسی – درس بیستم

توسط | اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۷

اکنون درس بیستم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیستم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۰        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱٫ be fed up with (sb/sth)           جان به لب رسیدن – خسته و بیزار بودن

(to be disgusted with sb/sth)

 

A: Why do you want to quit your job?

B:I'm fed up with my boss. He acts so bossy and I'm fed up with the way my colleagues treat me.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

جانم از دست رئیسم به لبم رسیده. خیلی امر و نهی می کند و از طرز برخورد همکارانم هم خسته و بیزارم.

 

 

۲٫ be sick and tired of (sb/sth)         بیزار بودن – (از کسی یا چیزی) حال بهم خوردن

 

A: Why do you want to change your job? You're getting a great salary as a tour guide.

B: It's not about the salary. To be honest with you, I'm sick and tired of traveling and staying in hotels.

چرا می خواهی کارت را عوض کنی؟ تو به عنوان راهنمای توریست ها حقوق خیلی خوبی می گیری.

موضوع حقوق نیست. راستش را بخواهی، دیگر از مسافرت و ماندن در هتل حالم به هم می خورد.

 

 

۳٫ have had it up to here (with sb/sth)             دیگر به اینجایم رسیده – جانم به لبم رسیده

(هنگام گفتن این عبارت گوینده دست خود را مقابل لب های خود نگه می دارد که نشان دهد جانش به لبش رسیده است)

 

A: Are you serious about getting divorced?

B: Of course I am. I can't stand my husband anymore. I've had it up to here with him.

جدا" قصد جدا شدن داری؟

البته، دیگر تحمل شوهرم را ندارم. جانم از دستش به لبم رسیده.

 

 

۴٫ be at the end of one's rope           طاقتم طاق شده – دیگر کشش ندارم – بیش از این نمی کشم

(to be at the limits of one's endurance)

 

A: Why do you want to give up teaching?

B: My students are driving me crazy. They're so rude and noisy. I'm at the end of my rope with them.

چرا می خواهی تدریس را رها کنی؟

شاگردانم دارند دیوانه ام می کنند. خیلی بی ادب و شلوغ هستند. دیگر کشش ندارم.

 

 

۵٫ to crack up         بریدن – از پا درآمدن (جسما یا روحا در اثر فشار)

(to go crazy, to collapse under strain)

 

A: I'm short of money so I'm working twelve hours a day.

B: Twelve hours a day! If you keep working like this, you're going to crack up.

پول کم دارم بنابراین روزی ۱۲ ساعت کار می کنم.

روزی ۱۲ ساعت! اگر همینطور به کار کردن ادامه بدهی از پا درمی آیی.

 

 

۶٫ be dead on one's feet               خسته و مرده بودن (کنایه از خستگی بیش از حد)

(to be exhausted / worn out)

 

A: Can you help me with the dinner?

B: I'm sorry I can't. I'm dead on my feet.

می توانی در تهیه شام کمکم کنی؟

متاسفم نمی توانم. خسته و مرده ام.

 

 

۷٫ get hurt / upset / offended             رنجیدن – دلخور شدن – برخوردن – ناراحت شدن

 

A: Mary's very upset with you.

B: I know. I just joked about her hairstyle but she got hurt. I was only joking. I didn't mean to upset her.

مری خیلی از تو دلخور است.

می دانم. راجع به مدل مویش شوخی کردم ولی به او برخورد. فقط قصد شوخی داشتم. نمی خواستم او را ناراحت کنم.

نکته مهم: اگر افعال بالا بدون be یا get به کار روند، معنی آنها برعکس خواهد شد.

 

 

۸٫ take it personally          برخوردن – به خود گرفتن

این اصطلاح اغلب به صورت Please don't take it personally به معنای (بهت برنخوره – به خودت نگیر) هنگامی بکار می رود که بخواهیم موضوعی را به کسی تذکر بدهیم و یا از او انتقاد کنیم ولی نمی خواهیم طرف صحبت ما، مسئله را شخصی تلقی کند و یا ایراد ما را به خودش بگیرد.

 

A: Do you want to tell me something?

B: Yes, Please don't take it personally but I think you need a haircut.

می خواهی چیزی به من بگویی؟

بله لطفا بهت برنخوره ولی فکر می کنم باید موهایت را کوتاه کنی.

 

 

۹٫ to feel guilty / to have a sense of guilt             احساس گناه کردن – احساس گناه داشتن

 

A: John failed his computer course. It was my fault. I should have helpedhim.

B: You shouldn't blame yourself. He didn't study hard enough.

A: I know but I still feel guilty about it.

جان در درس کامپیوتر رد شد. تقصیر من بود، باید کمکش می کردم.

تو نباید خودت را سرزنش کنی. او به قدر کافی درس نخواند.

می دانم ولی باز هم احساس گناه می کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری و روزمره زبان انگلیسی – درس پانزدهم

توسط | فروردین ۲۰, ۱۳۹۷

اکنون درس پانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس پانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۵         توانایی ها و ضعف های آدم ها۳   (People's abilities & weaknesses3)

 

۱۳٫ be in good / great / perfect / poor / terrible … shape           در وضعیت خوب – خوش هیکل و قوی – سالم و محکم

(in good / perfect … condition)

 

A: I go to the gym and work out 3 days a week.

B: It really shows. You're in great shape.

من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.

کاملا معلوم است. هیکلت عالی است.

 

 

۱۴٫ be alive and kicking          سالم و سرحال

(still living, healthy and active)

 

A: I heard your father had an operation. How is he now?

B: Thank God he's alive and kicking.

شنیدم پدرت عمل داشت. حالا حالش چطور است؟

خداروشکر سالم و سرحال است.

 

 

۱۵٫ be safe and sound            صحیح و سالم

(be safe and healthy)

 

A: Your car's a wreck. What happened?

B: I had a terrible accident but I wasn't hurt.

A: Oh. I'm really glad to see you safe and sound.

ماشینت داغون شده. چه اتفاقی افتاد؟

تصادف خیلی بدی کردم ولی خودم صدمه ای ندیدم.

واقعا خوشحالم که تو را صحیح و سالم می بینم.

 

 

۱۶٫ be thick – skinned            پوست کلفت بودن – حساس و زود رنج نبودن

(not easily upset or hurt, insensitive)

 

A: Everybody says you get along well with people.

B: Yes, I think so. I don't get upset easily when people are rude to me. I can say I'm pretty thick – skinned.

همه می گویند تو با مردم خوب تا می کنی.

به گمانم همینطور است. وقتی مردم بی ادبی می کنند، زود دلخور نمی شوم. می توانم بگویم حسابی پوست کلفتم.

 

 

۱۷٫ be nobody's fool            عاقل – دانا

(a sensible or wise person who cannot be easily deceived.)      شخص معقول و دانا که به آسانی فریب نمی خورد

 

A: Joe doesn't look very bright to me.

B: Yes, he looks as if he's not very bright but he's nobody'd fool.

جو چندان باهوش به نظرم نمی رسد.

بله، ظاهرا خیلی باهوش به نظر نمی رسد ولی آدم عاقل و دانایی است.

 

 

۱۸٫ have a clear / clean conscience            وجدان راحت داشتن – عذاب وجدان نداشتن

(to be free of guilt about sb/sth)

 

A: People talk a lot behind your back. They say Alice got fired because of you.

B: It's not at all true. She was fired because she couldn't do her job properly. I have a clear conscience about her.

مردم خیلی پشت سرت حرف می زنند. می گویند آلیس به خاطر تو اخراج شد.

ابدا اینطور نیست. او اخراج شد چون نمی توانست کارش را درست انجام دهد. در مورد او وجدان من راحت است.

 

 

۱۹٫ have the right to do sth           حق (انجام کاری را) داشتن

 

A: You've been reading my letters again, Mom. What gives you the right to do so?

B: Well, I'm your mother and I believe I have the right to read your letters once in a while.

مادر باز هم نامه های مرا خوانده ای. به چه حقی این کار را می کنی؟

خوب من مادرت هستم و معتقدم این حق را دارم که گهگاهی نامه هایت را بخوانم.

 

 

۲۰٫ take after sb          شبیه کسی بودن – به کسی رفتن

(resemble sb, esp. one's mother or father in appearance or character)      به پدر یا مادر خود رفتن، از نظر قیافه و ظاهر و یا شخصیت

 

A: Did you get a chance to talk to my daughter?

B: Yes, I did. I didn't recognize her at first because she doesn't take after you at all.

فرصت کردی با دخترم حرف بزنی؟

بله، اول او را نشناختم. چون که اصلا به شما نرفته است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی – درس دوازدهم

توسط | اسفند ۱۴, ۱۳۹۶

اکنون درس دوازدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس دوازدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۲         آدم ها با ویژگی های منفی ۲ (People with negative qualities )

۱٫ a slowcoach        آدم کند و تنبل – آدم شل و ول

 

A: I'm confused. I don't know what to do.

B: Just get a move on and do something about your problem. Don't be a slowcoach.

گیج شدم. نمی دانم چه کنم.

فقط تکان بخور و راجع به مشکلت کاری بکن. شل و تنبل نباش.

 

۲٫ a gossip         آدم خاله زنک – شایعه پخش کن

(a person who is interested in talking about other people and spreading rumors)

 

A: Why don't you want to make friends with pat? She's so helpful.

B: But she talks behind every body's back. She's a gossip.

چرا نمی خواهی با پت دوست شوی؟ او خیلی به همه کمک می کند.

اما پشت سر همه حرف می زند. خاله زنک است.

 

۳٫ a rolling stone         کسی که از این شاخه به آن شاخه می پرد

(a person who does not stay in one job or place)

 

A: I'm going to quit my job and move to Texas.

B: But why? You have a great salary and good benefits. Remember that a rolling stone gathers no moss.

قصد دارم کارها را رها کنم و به تکزاس بروم.

ولی چرا؟ تو حقوق عالی و مزایای خوبی داری. یادت باشه که از این شاخه به آن شاخه پریدن عاقبت ندارد.

 

۴٫ a lazybones       آدم تنبل

(a lazy person)

 

A: My daughter hardly ever helps me with the housework. She's so lazy.

B: My daughter's exactly the same. She's a lazybones, too.

دخترم خیلی به ندرت در کار منزل کمکم می کند. خیلی تنبل است.

دختر من هم عینا همین طور است. او هم تنبل است.

 

۵٫ a stuffed shirt         آدم عصا قورت داده

(a person with very formal or old-fashioned behavior or ideas)

 

A: I never enjoy being with Barbara. She's too formal.

B: Yeah, and she's too old fashioned. She's a real stuffed shirt.

هیچ وقت با باربارا به من خوش نمی گذرد. خیلی خشک و رسمی رفتار می کند.

و سلیقه اش هم قدیمی است. آدم عصا قورت داده ای است.

 

۶٫ a bore     آدم کسل کننده

(a boring person)

 

A: Did you enjoy chatting with Ted?

B: No, I didn't. He's such a bore. He Bored me to death.

از گپ زدن با تد لذت بردی؟

نه نبردم. آدم کسل کننده ای است. به حد مرگ حوصله ام را سر برد.

 

۷٫ a snob         آدم افاده ای (کسی که بیش از حد به موقعیت اجتماعی اهمیت می دهد و یا به طبقات پایین تر اجتماعی به دیده تحقیر می نگرد.)

 

A: I don't really like Sara. She always brags about her social status.

B: And she looks down on other people. She's a snob.

راستش از سارا خوشم نمی آید. همیشه راجع به موقعیت اجتماعی اش لاف می زند.

و به دیگران به دیده تحقیر نگاه می کند. آدم افاده ای است.

 

۸٫ a gatecrasher         مهمان ناخوانده – چترباز (مهمان بدون دعوت)

 

A: Why is Jane here? She wasn't invited.

B: She's in the habit of coming to gatherings without being invited. She's a gatecrasher.

جین چرا آمده؟ او که دعوت نداشت.

او عادت دارد که بدون دعوت در مهمانی ها شرکت کند. او چترباز است.

 

۹٫ narrow – minded         کوته فکر – متعصب

(having a limited outlook)

 

A: Does your boss give you a free hand?

B: No. He's narrow – minded. He doesn't give me much freedom.

رئیست دست تورا باز می گذارد؟

نه، آدم کوته فکری است. به من آزادی چندانی نمی دهد.

 

۱۰٫ hard – hearted          بی رحم – سنگدل

(merciless, without pity)

 

A: What's your new manager like?

B: He's really hard-hearted. He easily fires his employees.

رئیس جدیدت چطور آدمی است؟

واقعا بی رحم است. به راحتی کارمندانش را اخراج می کند.

 

۱۱٫ pig – headed          یک دنده – لجباز

(stubborn)

 

A: I tried to persuade Alex that he's mistaken but it was no use.

B: I know. He never admits his mistakes. He's so pig-headed.

سعی کردم الکس را قانع کنم که اشتباه می کند ولی فایده ای نداشت.

می دانم. او هیچ وقت اشتباهاتش را قبول نمی کند. خیلی یک دنده است.

 

۱۲٫ hare – brained         احمقانه – نسنجیده

(foolish, thoughtless)

 

A: David still believes men are superior to women.

B: I don't know where he gets those hare – brained ideas.

دیوید هنوز معتقد است که مردها برتر از زن ها هستند.

نمی دانم این افکار احمقانه را از کجا می آورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی (درس نهم)

توسط | بهمن ۲۸, ۱۳۹۶

اکنون درس نهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس نهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۹         نامزدی، ازدواج، طلاق (Engagement, Marriage, Divorce)

الف) نامزدی

در زبان انگلیسی برای (نامزد شدن) یا (نامزد کردن) از فعل get engaged (to) و برای (نامزد بودن) از فعل be engaged (to) استفاده می شود.

– Alice and Tom got engaged two weeks  ago.        آلیس و تام دو هفته پیش نامزد شدند.

– Alice got engaged to Tom.         آلیس نامزد تام شد.

 

– Alice and Tom are engaged.        آلیس و تام نامزد هستند.

– Alice is engaged to Tom.         آلیس نامزد تام است.

– When did you get engaged?          کی نامزد کردید / شدید؟

– How long have you been engaged?         چه مدتی است که نامزد هستید؟

برای کلمه (نامزد) اگر مذکر باشد از fiance و اگر مونث باشد از fiancee استفاده می شود. تلفظ هر دو کلمه یکی است.

 

ب) ازدواج

۱٫ برای (ازدواج کردن) از افعال marry (بدون حرف اضافه) و get married (to) استفاده می شود.

– فعل marry اغلب با مفعول به کار می رود.

– Alice married Tom.        آلیس با تام ازدواج کرد.

– Will you marry me?        با من ازدواج می کنی؟

 

۲٫ فعل get married (to) هم با مفعول و هم بدون مفعول بکار می رود. لذا تفاوت عمده بین get married و marry در آن است که اگر جمله مفعول نداشته باشد استفاده از get married رایج تر است.

– Alice got married last year.       آلیس پارسال ازدواج کرد. (بدون مفعول)

– Alice got married to Tom.        آلیس با تام ازدواج کرد. (با مفعول)

 

۳٫ فعل be married (to) به معنای (زن و شوهر بودن – متاهل بودن) می باشد و معنای (ازدواج کردن) نمی دهد.

– Alice is married to Tom.        آلیس همسر (زن) تام است.

– My sister is married to a Frenchman.         خواهرم زن یک فرانسوی است. (= شوهر فرانسوی دارد.)

– Both of my brothers are married.       هردو برادر من متاهل اند.

Are you married?         متاهلید؟

نکته مهم: همانطور که متوجه شده اید هیچ یک از افعال مربوط به نامزد شدن یا ازدواج کردن با حرف اضافه with بکار نمی روند.

 

پ) طلاق

۱٫ برای طلاق گرفتن یا طلاق دادن اگر جمله مفعول داشته باشد باید حتما از فعل divorce (بدون حرف اضافه) استفاده کرد.

– John divorced his wife.        جان زنش را طلاق داد.

– Alice divorced her husband.        آلیس از همسرش طلاق گرفت.

 

۲٫ اگر جمله مفعول نداشته باشد از افعال get divorced و یا get a divorce استفاده می شود.

– Mary and Bob got divorced.         مری و باب از هم جدا شدند (= طلاق گرفتند).

–  My sister has decided to get a divorce.        خواهرم تصمیم گرفته طلاق بگیرد.

 

۳٫ برای طلاق خواستن یا تقاضای طلاق کردن از فعل want a divorce و یا ask for a divorce استفاده می شود.

– I can't live with you anymore. I want a divorce.        دیگر نمی توانم با تو زندگی کنم. من طلاق می خواهم.

– My sister has asked for a divorce.        خواهرم تقاضای طلاق کرده است.

 

۴٫ برای صحبت درباره ی زن یا مردی که طلاق گرفته و اکنون متاهل نیست از فعل be divorced استفاده می شود.

I used to be married but I'm divorced now.          قبلا متاهل بودم ولی الان مطلقه هستم.

البته کلمه مطلقه فقط برای خانم ها بکار می رود و ظاهرا معادل آن برای آقایان وجود ندارد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی (درس هشتم)

توسط | بهمن ۲۳, ۱۳۹۶

اکنون درس هشتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هشتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۸         پیشنهاد کمک (Offering help)

۱٫ اگر بخواهیم به دوستی که در حال انجام کاری است کمک کنیم، عبارت های زیر را می گوییم:

(Do you) want any help?              کمک می خواهی؟

(Do you) need any help?              کمک لازم داری؟

Can I help?                     می توانم کمک کنم؟

Can I give you a hand?         می توانم کمکت کنم؟

 

اگر بخواهیم به عبارت های بالا پاسخ مثبت دهیم، می گوییم:

Yes, if it's no trouble.              بله، اگر زحمتی نیست.

Yes, if you don't mind.             بله، اگر برایت اشکالی ندارد.

اگر بخواهیم به پیشنهاد کمک، پاسخ منفی بدهیم می گوییم:

No, thanks. I can manage.            نه متشکرم. از عهده اش برمی آیم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         No, that's ok. I can do it myself.           نه خوبه. خودم می توانم انجامش بدهم.

 

۲٫ در موقعیت هایی که اندکی رسمی تر هستند، برای پیشنهاد کمک از عبارت های زیر استفاده می شود.

Would you like me to ….?

I'll …. if you'd like.

 

۳٫ اگر کسی به ما پیشنهاد کمک کند و بخواهیم کمی تعارف کنیم می توانیم جمله زیر را بگوییم:

I appreciate your offering but I don't want to trouble you.

از پیشنهادتان متشکرم ولی نمی خواهم به شما زحمت بدهم.

 

۴٫ اگر ما به کسی پیشنهاد کمک بدهیم و مخاطب ما پیشنهاد ما را رد کند یا تعارف کند و ما بخواهیم اصرار کنیم، می گوییم:

Oh, come on. Let me give you a hand.         تعارف نکن. بگذار کمکت کنم.

 

۵٫ در فروشگاه ها به هنگام خرید فروشنده ها اغلب با گفتن جمله زیر پیشنهاد کمک می کنند.

Can I help you? 

اگر قصد خرید نداشته باشیم و فقط بخواهیم نگاهی به اجناس بیاندازیم، می گوییم:

No, thanks. I'm just looking.

ولی اگر قصد خرید داشته باشیم، می گوییم:

Yes, please. I'm looking for a digital camera.

 

۶٫ اگر بخواهیم به شخصی که اتفاق ناگواری برایش روی داده (مثلا زمین خورده یا تصادف کرده است) پیشنهاد کمک کنیم، از عبارت های زیر استفاده می کنیم.

Can I do anything to help?              هیچ کمکی از من بر می آید.

Is there anything I can do to help?           می توانم کمکی بکنم؟

What can I do to help?            چه کمکی از من بر می آید؟

Should I call an ambulance?            می خواهید زنگ بزنم آمبولانس بیاید؟

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری زبان انگلیسی (درس هفتم)

توسط | بهمن ۱۷, ۱۳۹۶

اکنون درس هفتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هفتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۷         دعوت کردن (Inviting)

۱٫ برای دعوت کردن دوستان و نزدیکان اغلب از عبارت های زیر استفاده می شود:

Do you want to…?            می خواهی…؟   

Would you like to…?             میل داری….؟

Do you want to go to the movies tonight?           می خواهی امشب برویم سینما؟

Would you like to have lunch with me tomorrow?        میل داری فردا با من ناهار بخوری؟  

 

– گاهی اوقات ابتدا مناسبت و دلیل مهمانی یا دعوت ذکر شده و سپس عبارت هایی مانند Can you come? و یا Do you think you can come? گفته می شود.

 

– برای قبول دعوت عبارت های I'd like to . (میل دارم) و شکل قوی تر آن I'd love to (خیلی مایلم) بکار می رود. دیگر عبارت های رایج عبارتند از:

That sounds great/terrific.       عالی است.

That sounds like fun.         خوب است. / فکر خوبی است.

I'd be happy to.          خوشحال می شوم.

I'd be delighted to.         خیلی خوشحال می شوم.

 

۲٫ همواره پس از قبول دعوت سوالاتی در مورد زمان و مکان ملاقات رد و بدل می شود. مهم ترین این سوالات عبارتند از:

Where shall we meet?           کجا همدیگر را ببینیم؟

What time/ When shall we meet?          چه ساعتی / کی همدیگر را ببینیم؟

Let's meet at the new Chinese restaurant.          قرار ما در رستوران جدید چینی.

Is 7:30 ok with you?/ How about 7:30?          ساعت ۷:۳۰ برای تو خوب است؟

 

۳٫ برای رد کردن دعوت دوستانه معمولا ابتدا می گوییم:

I'd like/ love to, but I can't.            خیلی دوست دارم ولی نمی توانم.

 

۴٫ در موقعیت های رسمی تر برای دعوت کردن اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

Would you be interested in…?            میل داری / دارید…؟

Would you be interested in coming on a picnic?          مایلی بیایی پیک نیک؟

 

۵٫ برای دعوت کردن رسمی در انگلیسی آمریکایی اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

We'd like you / you and your wife to be our guests….  

میل داریم شما / شما و همسرتان … مهمان ما باشید.

 

۶٫ عبارت هایی که برای دعوت کردن در موقعیت های دوستانه بکار می روند بسیارند. توصیه می شود که شما همواره یک یا دو عبارت را انتخاب کرده و بیشتر از آنها استفاده کنید تا در موقعیت های واقعی دچار تردید نشوید. لیکن لازم است که با همه عبارت های رایج آشنا باشید تا اگر طرف در صحبت با شما آنها را بکار برد بتوانید منظور وی را درک کنید ولی خود شما نیازی ندارید که از همه آن عبارت ها استفاده کنید.

 

۷٫ اگر به هنگام دعوت شدن مطمئن نباشیم که می توانیم دعوت را قبول کنیم یا خیر ابتدا می گوییم:

I'd like to / love to but I'm not sure that I can.           خیلی دوست دارم بیایم ولی مطمئن نیستم که بتوانم.

اگر دعوت کننده اصرار کند می توانیم عبارت زیر را بکار ببریم:

I'll check and let you know.          می پرسم و به شما خبر می دهم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی (درس پنجم)

توسط | بهمن ۱, ۱۳۹۶

اکنون درس پنجم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس پنجم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۵         خواهش کردن / درخواست کردن

Requesting

– در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی برای خواهش کردن اغلب جمله به صورت امری گفته شده و در آخر جمله will you? اضافه می شود.

– Turn down the music, will you?          صدای موسیقی را کم کن، لطفا.

– Put your books away, will you?          کتاب هایت را سر جایشان بگذار، لطفا.

– Pick up your things, will you?            وسایلت را از روی میز جمع کن، لطفا.

در پاسخ، اغلب عبارت های زیر به کار می رود:

Ok.                 Sure.                   Yeah, ok.

 

– شاید بتوان گفت رایج ترین عبارتی که برای خواهش کردن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی به کار می رود عبارت can you ….? می باشد.

– Can you turn up the Tv (, please)?           لطفا صدای تلویزیون را زیاد کن.

– Can you give me a hand with the dishes?             می توانی در شستن ظرف ها کمکم کنی؟

پاسخ های رایج عبارتند از:

Sure.            Ok.                 Yes, sure.

 

– اگر بخواهیم خواهش کسی را در یک موقعیت دوستانه رد کنیم ابتدا عبارت I'm sorry I can't را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

A: Can you lend me 50 dollars until Monday?            می توانی تا دوشنبه پنجاه دلار به من قرض بدهی؟

B: I'd like to, but I can't. I'm broke these days.            می خواهم این کار را بکنم اما نمی توانم. این روزها خیلی بی پولم.

 

– برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت های Could you…? / Could you possibly…? استفاده می شود.

Could you ask  Mary to contact me?         لطفا از مری بخواهید با من تماس بگیرد.

Could you possibly give your opinion about my composition?         ممکن است لطفا در مورد انشا من نظر بدهید؟

در پاسخ از عبارت هایی مانند Sure, of course, yes و یا certainly استفاده می شود.

 

– بخاطر داشته باشید که همیشه می توانید از can you…? برای خواهش دوستانه و از could you…? برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی تر استفاده کنید. یاد گرفتن این دو عبارت می تواند در اغلب موارد، نیاز شما را برطرف کند. لیکن به خاطر آشنایی شما با عبارت های دیگر تعدادی از رایج ترین آنها در اینجا ذکر می شود.

 

– عبارت های will you…?  و would you…? تقریبا معادل Could you…?  می باشند و در موقعیت های رسمی بکار می روند.

will you / would you help me with this application form (, please)?

ممکن است لطفا در پر کردن این تقاضا نامه به من کمک کنید؟

برای پاسخ دادن منفی به خواهش های رسمی اغلب عبارت I'm afraid I can't. (متاسفانه نمی توانم) گفته شده و سپس دلیلی ذکر می شود.

 

– یکی از مهم ترین عبارت هایی که برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی رایج است عبارت Would you mind…? می باشد. باید توجه داشت که بعد از فعل mind شکل ing افعال بکار می رود. این عبارت به مفهوم (بی زحمت – لطفا) بکار می رود.

Would you mind putting out your cigarette?            بی زحمت / لطفا سیگارتان را خاموش کنید.

 

توضیح مهم: باید توجه داشت که به هنگام استفاده از Would you mind…? اگر بخواهیم خواهش را بپذیریم باید از عبارت های منفی مانند عبارت های زیر استفاده کنیم.

A: Would you mind typing this letter for me?           زحمتی نیست این نامه را برایم تایپ کنید؟

B: Not at all.         اصلا / ابدا.

بنابراین در پاسخ مثبت به خواهش Would you mind…? از عبارت هایی مانند Yes, I would و یا Yes, of course و نظایر آن استفاده نمی شود. زیرا این پاسخ ها منفی و غیر مودبانه می باشند. اما اگر بخواهیم پاسخ منفی بدهیم یعنی خواهش را رد کنیم می توانیم از عبارت هایی که قبلا ذکر شد، استفاده کنیم.

 

– دیگر عبارت هایی که در خواهش های رسمی بکار می روند:

– Do you think you could…?

– I wonder / was wondering if you could…?

– Would it be possible for you to…?

 

توضیح مهم: باید توجه داشت که کاربرد عبارت های رسمی فقط محدود به موقعیت های رسمی نمی باشد. گاهی ما از دوستان یا نزدیکان خود خواهشی می کنیم که انجام آن چندان آسان نیست و یا خواهش ما خواهش بزرگ و مهمی است. در این حالت معمولا گوینده از عبارت های رسمی تر استفاده می کند.

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش کاربردی ترین اصطلاحات زبان انگلیسی (درس دوم)

توسط | دی ۱۷, ۱۳۹۶

اکنون درس دوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس دوم از آموزش اصطلاحات کاربردی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۲        سلام و احوالپرسی و خداحافظی

 

۱- برای سلام کردن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از Hi یا Hello استفاده می شود. در کشورهایی مانند انگلستان و استرالیا Hello رایج تر است، اما در آمریکای شمالی و کانادا Hi بیشتر بکار می رود.

برای احوالپرسی رایج ترین عبارت How are you? می باشد. آمریکایی ها خیلی وقت ها از عبارت How are you doing? (چطوری؟ حالت چطوره؟) استفاده می کنند.

A: Hi, Jason.

B: Hi, Ben. How're you doing?

A: Fine, thanks.

 

 

۲- هنگامی که دو نفر به همدیگر معرفی می شوند در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از Hi یا Hello استفاده می کنند. اما در موقعیت های رسمی تر عبارت های زیر بکار می رود:

It's nice to meet you. / Nice to meet you.       از آشنایی تان خوشوقتم.

How do you do!        خوشوقتم.

باید توجه داشت که How do you do! به معنای (خوشوقتم) می باشد و فقط هنگامی گفته می شود که گوینده برای اولین بار با کسی آشنا شده است. این عبارت برای احوالپرسی بکار نمی رود و معادل How are you? نمی باشد. در پاسخ به ان می توان از خود آن و یا از Nice to meet you استفاده کرد.

 

۳- برای سلام کردن در موقعیت های رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود:

 Good morning / afternoon / evening          صبح / عصر / شب بخیر

 

۴- برای احوالپرسی و پرسیدن از زندگی، کار و امور دیگر عبارت های زیر رایج است:

How's your father / wife / husband / family …?      حال پدرت / همسرت / شوهرت / خانواده ات / … چطور است؟

How's work / business?        کار و بار چطور است؟

How's life (with you)? / How's life treating you?     حال و روزت چطور است؟

What's new?         چه خبر؟  

How are you getting along in your new job / with your boss / at school…?          با کار جدیدت / با رئیست / با مدرسه / …. چطوری؟

اگر با حالت شوخی بخواهیم از شخص راجع به همسرش سوال کنیم، می گوییم:

How's your better half? (= How's your wife / husband?)

در پاسخ به سوال How's life? می توان از پاسخ های متعددی استفاده کرد.

How's life?       حال و روزت چطوره؟

Great, thanks.      عالی، متشکرم.

Not bad, thanks.        بد نیست، متشکرم.

Could be better! (= It could be better.)       می توانست بهتر از این باشد. (= چندان خوب نیست.)

 

۵- برای پرسیدن حال کسی که مریض بوده است، عبارت های زیر بکار می رود:

How do you feel (today)? / How are you feeling (today)?       امروز چطوری؟

Are you feeling (any) better?        بهتری؟

How's your backache / stomachache…?         کمر دردت / دل دردت چطوره؟

 

۶- اگر از کسی بخواهیم سلام ما را به دیگری برساند از عبارت های زیر استفاده می کنیم.

Say hello to (your dad) for me.       سلام مرا به (پدرت) برسان. (دوستانه)

Remember me to (your mom).       سلام مرا به (مادرت) برسان. (دوستانه)

Give my (best regards) to (your husband).         سلام مرا به شوهرتان برسانید. (رسمی)

 

۷- برای خداحافظی از Goodbye یا bye-bye و یا فقط bye استفاده می شود. در موقعیت های رسمی بعد از غروب آفتاب برای خداحافظی از Good night (شب بخیر) استفاده می شود. باید توجه داشت که Good evening برای سلام و Good night برای خداحافظی بکار می رود.

سایر عبارت هایی که به هنگام خداحافظی بکار می روند، عبارتند از:

See you later / tomorrow / on Monday / soon / in two hours, etc.      بعدا / فردا / دوشنبه / بزودی / تا دو ساعت دیگر می بینمت.

Have a nice day / weekend / trip / flight …          روز / آخر هفته / سفر / پرواز … خوبی داشته باشی.

Take care. / Take it easy. (Don't work too hard.)       مواظب خودت باش.

So long.       خداحافظ / قربانت. (صمیمانه و غیر رسمی)

 

۸- هرگاه دوست یا آشنایی را پس از مدت ها ببینیم به او می گوییم. 

It's good / nice to see you.         از دیدنت خوشحالم.

هرگاه دوستی را ببینیم و با او مدتی صحبت کنیم در پایان صحبت و به هنگام خداحافظی می گوییم:

It was nice seeing you again.        از دیدنت خوشحال شدم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی (درس اول)

توسط | دی ۱۶, ۱۳۹۶

سایت languagedownload.ir که کامل ترین سایت آموزش زبان انگلیسی می باشد؛ تا کنون بسیاری از مجموعه ها و محصولات متنوعی را در اختیار علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و بسیاری از زبان های دیگر قرار داده است. همچنین آموزش های بسیاری را به صورت رایگان در خدمت شما عزیزان قرار داده است. این سایت تصمیم دارد تا در پیشرفت شما عزیزان، تمام تلاش خود را بکار گیرد تا بهترین و بیشترین موفقیت ها، نصیب شما کاربران عزیز گردد. سایت لنگوئیج دانلود قصد دارد، اصطلاحات رایج و پرکاربرد زبان انگلیسی را به شما عزیزان آموزش دهد. یادگیری اصطلاحات به شما کمک می کند که مکالمه زیبا و سطح بالایی را برقرار کنید. اکنون می خواهیم راجع به اصطلاحات انگلیسی و اینکه چرا باید اصطلاحات را یاد بگیریم، صحبت کنیم تا شما دلیل یادگیری آن را به خوبی درک کنید.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس اول از آموزش اصطلاحات رایج انگلیسی را در زیر مشاهده می کنید:

 

چرا اصطلاح یاد بگیریم؟

اصطلاح عبارتی است که معنای کلی آن با معنای تک تک واژه های آن تفاوت دارد. وقتی می گویید: "Your name rings a bell" منظورتان آن است که "اسم تان به گوشم آشناست." در حالیکه ترجمه واژه به واژه عبارت اینست: "اسم تان زنگی را به صدا در می آورد." بنابراین حتی اگر معنای تک تک واژه های اصطلاحی را بدانید، شاید نتوانید معنای آن را درک کنید. پس باید هر اصطلاح را با معنای اصطلاحی آن یاد گرفت. هر کسی که می خواهد زبان انگلیسی و بخصوص شکل گفتاری و محاوره ای آن را یاد بگیرد، آموختن اصطلاحات رایج انگلیسی ضروری است. کسی که انگلیسی را بداند اما از اصطلاح استفاده نکند ممکن است خشک و جدی و رسمی و تا اندازه ای غیر صمیمی به نظر برسد. به همین دلیل اصطلاحات در ایجاد جوی دوستانه و خوشایند اهمیت دارند. بر روی دکمه "ادامه مطلب" کلیک کنید.

 

درس۱       (بفرمایید)

۱- هنگامی که چیزی را به کسی می دهیم، می گوییم Here you are و یا There you are این دو عبارت معادل یکدیگرند و هر دو به معنای "بفرمایید" می باشند. این دو عبارت معمولا در موقعیت های رسمی بکار می روند. در موقعیت های غیر رسمی و دوستانه فقط از کلمه Here به معنای "بگیر – بیا بگیر" استفاده می شود.

Here. Take this money.       بیا. این پول را بگیر.

 

۲- هنگامی که می خواهیم کسی را به صرف غذا، شیرینی، آشامیدنی و غیره دعوت کنیم، می گوییم:

Help yourself.     بفرمایید (یک نفر)

Help yourselves.     بفرمایید (چند نفر)

– Ok, everybody. Dinner is ready. Help yourselves.        خوب، شام حاضر است. بفرمایید.

– Help yourself to the cake.        بفرمایید کیک بخورید. / از کیک میل کنید.

برای تعارف خوردنی ها و آشامیدنی ها می توان از عبارت های زیر نیز استفاده کرد.

Have some dessert.      دسر میل کنید.

Have a banana.      موز بخورید.

 اگر گوینده در حال خوردن چیزی باشد و بخواهد آن را به شخصی تعارف کند، می گوید:

Have some! / Have one!         بفرمایید

Have some برای اسامی غیر قابل شمارش و Have one برای اسامی قابل شمارش به کار می روند. مثلا اگر گوینده مقداری کیک در بشقاب خود دارد و می خواهد مقداری از آن را به دیگری تعارف کند می گوید: Have some، اما اگر گوینده چند شکلات در دست داشته باشد و بخواهد یکی را به دوست خود تعارف کند می گوید: Have one.

 

۳- به هنگام ورود به محلی و یا خروج از آن اگر بخواهیم دوست یا همراه ما قبل از ما وارد یا خارج شود، می گوییم:

After you!    بفرمایید. (اول شما)

عبارت های دیگری نیز در این موقعیت به کار می روند:

اگر آقایی بخواهد حق تقدم را به خانمی بدهد می گوید:

Ladies first!          خانم ها مقدم اند.

ولی اگر خانمی بخواهد حق تقدم را به آقایی بدهد، می گوید:

After you!      بفرمایید.

اگر بخواهیم حق تقدم را به فرد مسن تری بدهیم با حالت احترام آمیزی می گوییم:  Age first!

در موقعیت های دوستانه و بیشتر به حالت شوخی بین دوستان عبارت های زیر نیز بکار می رود.

Beauty first! یعنی مثلا کسی که خوش قیافه تر است حق تقدم دارد.

یا اگر به فرد سالخورده تری بگوییم Age first! او در پاسخ می گوید:      Beauty before age!

اگر دو مرد که دوست صمیمی هستند بخواهند از درب وارد یا خارج شوند، یکی از آنها کنار می رود و به شوخی به دیگری می گوید Ladies first! آنگاه دوست او حرکت کرده و در پاسخ می گوید Donkies next!. توجه داشته باشید که این شوخی فقط یک شوخی مردانه است که بین دوستان صمیمی رایج می باشد.

 

۴- عبارت Sit down به معنای "بنشین" غیر رسمی و خودمانی است. اگر بخواهیم کسی را مودبانه دعوت به نشستن کنیم، می گوییم:

Take / Have a seat, please.         بفرمایید(بنشینید).

و اگر وارد مکانی شویم و عده ای به احترام ما از جای برخیزند، می گوییم:

Be seated, please.      بفرمایید(بنشینید).

 

۵- اگر کسی از ما اجازه بگیرد که مثلا از تلفن ما استفاده کند، برای دادن اجازه از عبارت های Be my guest و یا Go ahead (بفرمایید) استفاده می کنیم.

A: Can I use your telephone?

B: Sure. Be my guest. / Go ahead.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *