Tag Archives: اصطلاحات روزمره انگلیسی با ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

آموزش پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی همراه با ترجمه – درس سیزدهم

توسط | اسفند ۲۱, ۱۳۹۶

اکنون درس سیزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس سیزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۳         توانایی ها و ضعف های آدم ها (People's abilities & weaknesses )

 

۱٫ be / stand head and shoul – ders above            یک سر و گردن بالاتر بودن 

(be much better than other people or things)

 

A: What do you think of our new teacher?

B: Well, we've had about seven teachers so far but she's really something else. She's head and should above others.

A: I agree. She'd quite a teacher.

نظرت راجع به معلم جدیدمان چیست؟

خوب، تا حالا حدود هفت تا معلم داشته ایم ولی این یکی چیز دیگری است. یک سر و گردن بالاتر از بقیه است.

موافقم. معلم درست و حسابی است.

 

 

۲٫ have what it takes           دارا بودن توانایی های لازم برای انجام کاری

(to have the necessary intelligence, abillity or courage)

 

A: Do you think I can make a good businessman?

B: I'm sure you can. You're bright, active and outgoing. You have what it takes to be a businessman.

به نظر تو من می توانم بازرگان خوبی بشوم؟

اطمینان دارم که می توانی. تو باهوش، فعال و اجتماعی هستی. تو همه صفات لازم را برای بازرگان شدن داری.

 

 

۳٫ have a good head on one's shoulders           منطقی و باهوش بودن، معقول بودن، عقل سلیم داشتن

(to have common sense, to be sensible and intelligent)

 

A: John recommended me to go to college and do a computer course but I'm in two minds about it. What do you think I should do?

B: If I were you, I'd take his advice. He has a good head on his shoulders.

جان به من توصیه کرد که وارد کالج شوم. و یک دوره کامپیوتر را بگذرانم اما در این مورد دو دلم. به نظر تو چکار باید بکنم؟

اگر به جای تو بودم، راهنمایی او را قبول می کردم. او شخص منطقی و باهوشی است.

 

 

۴٫ stand on one's own two feet

(to be independent)

 

A: I love Alice but my parents don't approve of her. They're opposed to our marriage.

B: Well, if I were you, I'd marry her and become independent. You're old enough to stand on your own two feet.

من آلیس را دوست دارم ولی پدر و مادرم او را تایید نمی کنند. آنها با ازدواج ما مخالفند.

خوب، اگر جای تو بودم، با او ازدواج می کردم و مستقل می شدم. تو آنقدر بزرگ شده ای که بتوانی روی پای خودت بایستی.

 

 

۵٫ be cut out for sth/to be sth            برای کاری ساخته شدن

(be suited for sth)

 

A: How are you getting along in your new job? Are you doing well?

B: Not really. I have difficulty teaching grammar and I can't answer my students questions. I think I'm not cut out for teaching.

A: But you always said you were cut out to be teacher.

B: Yes. I did, but now I doubt it.

با کار جدیدت چطوری؟ خوب پیش می روی؟

راستش نه. در تدریس گرامر اشکال دارم و نمی توانم سوالات شاگردانم را پاسخ دهم. فکر می کنم من برای تدریس ساخته نشده ام.

ولی همیشه میگفتی که برای معلم بودن ساخته شده ای.

بله ولی حالا در این مورد شک دارم.

 

 

۶٫ have a good command of something             تسلط داشتن، احاطه داشتن

(to know sth well)

 

A: Do you think Bob can make a good tour guide?

B: I'm sure he can. He has a good command of English and French, he has a lot of travel  experience and he's good with people.

فکر می کنی باب می تواند راهنمای توریست خوبی باشد؟

مطمئنم که می تواند. به زبان های انگلیسی و فرانسه تسلط دارد، تجربه سفر فراوان دارد و رفتارش با مردم خوب است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی (درس نهم)

توسط | بهمن ۲۸, ۱۳۹۶

اکنون درس نهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس نهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۹         نامزدی، ازدواج، طلاق (Engagement, Marriage, Divorce)

الف) نامزدی

در زبان انگلیسی برای (نامزد شدن) یا (نامزد کردن) از فعل get engaged (to) و برای (نامزد بودن) از فعل be engaged (to) استفاده می شود.

– Alice and Tom got engaged two weeks  ago.        آلیس و تام دو هفته پیش نامزد شدند.

– Alice got engaged to Tom.         آلیس نامزد تام شد.

 

– Alice and Tom are engaged.        آلیس و تام نامزد هستند.

– Alice is engaged to Tom.         آلیس نامزد تام است.

– When did you get engaged?          کی نامزد کردید / شدید؟

– How long have you been engaged?         چه مدتی است که نامزد هستید؟

برای کلمه (نامزد) اگر مذکر باشد از fiance و اگر مونث باشد از fiancee استفاده می شود. تلفظ هر دو کلمه یکی است.

 

ب) ازدواج

۱٫ برای (ازدواج کردن) از افعال marry (بدون حرف اضافه) و get married (to) استفاده می شود.

– فعل marry اغلب با مفعول به کار می رود.

– Alice married Tom.        آلیس با تام ازدواج کرد.

– Will you marry me?        با من ازدواج می کنی؟

 

۲٫ فعل get married (to) هم با مفعول و هم بدون مفعول بکار می رود. لذا تفاوت عمده بین get married و marry در آن است که اگر جمله مفعول نداشته باشد استفاده از get married رایج تر است.

– Alice got married last year.       آلیس پارسال ازدواج کرد. (بدون مفعول)

– Alice got married to Tom.        آلیس با تام ازدواج کرد. (با مفعول)

 

۳٫ فعل be married (to) به معنای (زن و شوهر بودن – متاهل بودن) می باشد و معنای (ازدواج کردن) نمی دهد.

– Alice is married to Tom.        آلیس همسر (زن) تام است.

– My sister is married to a Frenchman.         خواهرم زن یک فرانسوی است. (= شوهر فرانسوی دارد.)

– Both of my brothers are married.       هردو برادر من متاهل اند.

Are you married?         متاهلید؟

نکته مهم: همانطور که متوجه شده اید هیچ یک از افعال مربوط به نامزد شدن یا ازدواج کردن با حرف اضافه with بکار نمی روند.

 

پ) طلاق

۱٫ برای طلاق گرفتن یا طلاق دادن اگر جمله مفعول داشته باشد باید حتما از فعل divorce (بدون حرف اضافه) استفاده کرد.

– John divorced his wife.        جان زنش را طلاق داد.

– Alice divorced her husband.        آلیس از همسرش طلاق گرفت.

 

۲٫ اگر جمله مفعول نداشته باشد از افعال get divorced و یا get a divorce استفاده می شود.

– Mary and Bob got divorced.         مری و باب از هم جدا شدند (= طلاق گرفتند).

–  My sister has decided to get a divorce.        خواهرم تصمیم گرفته طلاق بگیرد.

 

۳٫ برای طلاق خواستن یا تقاضای طلاق کردن از فعل want a divorce و یا ask for a divorce استفاده می شود.

– I can't live with you anymore. I want a divorce.        دیگر نمی توانم با تو زندگی کنم. من طلاق می خواهم.

– My sister has asked for a divorce.        خواهرم تقاضای طلاق کرده است.

 

۴٫ برای صحبت درباره ی زن یا مردی که طلاق گرفته و اکنون متاهل نیست از فعل be divorced استفاده می شود.

I used to be married but I'm divorced now.          قبلا متاهل بودم ولی الان مطلقه هستم.

البته کلمه مطلقه فقط برای خانم ها بکار می رود و ظاهرا معادل آن برای آقایان وجود ندارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی (درس چهارم)

توسط | دی ۲۱, ۱۳۹۶

اکنون درس چهارم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس چهارم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۴         تشکر و عذرخواهی کردن

Thanking & Apologizing

الف. تشکر کردن      Thanking

برای تشکر کردن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از Thanks (مرسی – ممنون) و یا Thanks alot (خیلی ممنون) استفاده می شود. در پاسخ کلمات ساده ای مانند ok, sure و یا anytime بکار می رود.

رایج ترین عبارت برای تشکر کردن که در کلیه موقعیت ها (دوستانه – رسمی – عادی) می توان آن را بکار برد، Thank you می باشد. در پاسخ Thank you می توان با توجه به موقعیتی که در آن قرار داریم از sure / ok (دوستانه و غیر رسمی) و یا You're welcome (هم دوستانه، هم رسمی) استفاده کرد.

 

در موقعیت های رسمی تر از عبارت Thank you very much (بسیار متشکرم) استفاده می شود که در پاسخ آن عبارت هایی مانند You're welcome (خواهش می کنم) و یا Don't mention it (خواهش می کنم، مهم نیست) و یا It was my pleasure (خوشحال شدم) بکار می رود. در انگلیسی آمریکایی علاوه بر عبارت های بالا، بیشتر از عبارت های زیر برای تشکر کردن استفاده می شود:

I appreciate it.          متشکرم / ممنونم.

I'd appreciate it.          متشکرم / ممنونم.

I really appreciate it.           خیلی متشکرم.

شاید بتوان گفت، رایج ترین عبارت برای تشکر کردن در انگلیسی آمریکایی عبارت های زیر باشد:

Thanks. I appreciate it.             مرسی. ممنونم.

Thanks. I really appreciate it.          مرسی. خیلی ممنونم.

از عبارت های فوق می توان برای موقعیت های مختلف استفاده کرد.

I (really) appreciate your help.            از کمکتان (واقعا) متشکرم.

I (really) appreciate your concern.           از توجه تان (واقعا) متشکرم.

رایج ترین پاسخ به تشکر در انگلیسی آمریکایی عبارت You're welcome (خواهش می کنم) می باشد که در موقعیت های رسمی و غیر رسمی بکار می رود. عبارت های رایج دیگر عبارتند از:

No problem.           خواهش می کنم (دوستانه).

Oh, it was nothing.            چیزی نبود. / کاری نکردم/

I'm glad I could help.           خوشحالم که توانستم کاری کرده باشم.

It was my pleasure.           خوشحال شدم. (رسمی)

Don't mention it.             خواهش می کنم. (رسمی)

 

ب. عذرخواهی کردن           Apologizing

ساده ترین عبارت برای عذرخواهی کردن Sorry! یا I'm sorry! (ببخشید – عذر می خواهم) می باشد که در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی بکار می رود. در پاسخ می توان از عبارت های زیر استفاده کرد:

It's ok. / Never mind.             اشکالی ندارد. / عیبی ندارد. / مهم نیست.

عبارت های دیگری که در مکالمه برای عذرخواهی بکار می روند، عبارتند از:

I'm really sorry.           واقعا متاسفم. / شرمنده ام.

I'm awfully sorry.            خیلی متاسفم.

I'm really awfully sorry.           خیلی خیلی متاسفم. / واقعا شرمنده ام. (شکل قوی عذرخواهی)

جمله آخر یکی از رایج ترین اشکال عذرخواهی در موقعیت های غیر رسمی است.

 

در پاسخ عبارت های فوق می توان از عبارت های زیر استفاده کرد:

It's ok.         اشکالی ندارد. / عیبی ندارد.

It doesn't matter.           اشکالی / مانعی ندارد.

These things happen.            این چیزها پیش می آید.

در موقعیت های رسمی تر و یا در مکاتبات از عبارت های زیر استفاده می شود:

My apologies.            عذر می خواهم / پوزش می طلبم.

Please accept my apologies.           لطفا عذرخواهی مرا بپذیرید.

I owe you an apology.            من یک عذرخواهی به تو / شما بدهکارم.

Please accept my / our apologies for the delay.              لطفا عذرخواهی مرا / ما را به خاطر تاخیر بپذیرید.

رایج ترین پاسخ به عذرخواهی های بالا عبارت It doesn't matter. (مانعی ندارد  / اشکالی ندارد) می باشد. لیکن در موقعیت های رسمی و گاهی به حالت دوستانه یا به شوخی بین دوستان پاسخ زیر بکار می رود.

Ok. your apology is accepted.             خیلی خوب. عذرخواهیت / عذرخواهیتان را می پذیرم. / عذرخواهیتان پذیرفته می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *