Tag Archives: اصطلاحات روزمره آمریکایی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی به فارسی – درس بیستم

توسط | اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۷

اکنون درس بیستم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیستم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۰        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱٫ be fed up with (sb/sth)           جان به لب رسیدن – خسته و بیزار بودن

(to be disgusted with sb/sth)

 

A: Why do you want to quit your job?

B:I'm fed up with my boss. He acts so bossy and I'm fed up with the way my colleagues treat me.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

جانم از دست رئیسم به لبم رسیده. خیلی امر و نهی می کند و از طرز برخورد همکارانم هم خسته و بیزارم.

 

 

۲٫ be sick and tired of (sb/sth)         بیزار بودن – (از کسی یا چیزی) حال بهم خوردن

 

A: Why do you want to change your job? You're getting a great salary as a tour guide.

B: It's not about the salary. To be honest with you, I'm sick and tired of traveling and staying in hotels.

چرا می خواهی کارت را عوض کنی؟ تو به عنوان راهنمای توریست ها حقوق خیلی خوبی می گیری.

موضوع حقوق نیست. راستش را بخواهی، دیگر از مسافرت و ماندن در هتل حالم به هم می خورد.

 

 

۳٫ have had it up to here (with sb/sth)             دیگر به اینجایم رسیده – جانم به لبم رسیده

(هنگام گفتن این عبارت گوینده دست خود را مقابل لب های خود نگه می دارد که نشان دهد جانش به لبش رسیده است)

 

A: Are you serious about getting divorced?

B: Of course I am. I can't stand my husband anymore. I've had it up to here with him.

جدا" قصد جدا شدن داری؟

البته، دیگر تحمل شوهرم را ندارم. جانم از دستش به لبم رسیده.

 

 

۴٫ be at the end of one's rope           طاقتم طاق شده – دیگر کشش ندارم – بیش از این نمی کشم

(to be at the limits of one's endurance)

 

A: Why do you want to give up teaching?

B: My students are driving me crazy. They're so rude and noisy. I'm at the end of my rope with them.

چرا می خواهی تدریس را رها کنی؟

شاگردانم دارند دیوانه ام می کنند. خیلی بی ادب و شلوغ هستند. دیگر کشش ندارم.

 

 

۵٫ to crack up         بریدن – از پا درآمدن (جسما یا روحا در اثر فشار)

(to go crazy, to collapse under strain)

 

A: I'm short of money so I'm working twelve hours a day.

B: Twelve hours a day! If you keep working like this, you're going to crack up.

پول کم دارم بنابراین روزی ۱۲ ساعت کار می کنم.

روزی ۱۲ ساعت! اگر همینطور به کار کردن ادامه بدهی از پا درمی آیی.

 

 

۶٫ be dead on one's feet               خسته و مرده بودن (کنایه از خستگی بیش از حد)

(to be exhausted / worn out)

 

A: Can you help me with the dinner?

B: I'm sorry I can't. I'm dead on my feet.

می توانی در تهیه شام کمکم کنی؟

متاسفم نمی توانم. خسته و مرده ام.

 

 

۷٫ get hurt / upset / offended             رنجیدن – دلخور شدن – برخوردن – ناراحت شدن

 

A: Mary's very upset with you.

B: I know. I just joked about her hairstyle but she got hurt. I was only joking. I didn't mean to upset her.

مری خیلی از تو دلخور است.

می دانم. راجع به مدل مویش شوخی کردم ولی به او برخورد. فقط قصد شوخی داشتم. نمی خواستم او را ناراحت کنم.

نکته مهم: اگر افعال بالا بدون be یا get به کار روند، معنی آنها برعکس خواهد شد.

 

 

۸٫ take it personally          برخوردن – به خود گرفتن

این اصطلاح اغلب به صورت Please don't take it personally به معنای (بهت برنخوره – به خودت نگیر) هنگامی بکار می رود که بخواهیم موضوعی را به کسی تذکر بدهیم و یا از او انتقاد کنیم ولی نمی خواهیم طرف صحبت ما، مسئله را شخصی تلقی کند و یا ایراد ما را به خودش بگیرد.

 

A: Do you want to tell me something?

B: Yes, Please don't take it personally but I think you need a haircut.

می خواهی چیزی به من بگویی؟

بله لطفا بهت برنخوره ولی فکر می کنم باید موهایت را کوتاه کنی.

 

 

۹٫ to feel guilty / to have a sense of guilt             احساس گناه کردن – احساس گناه داشتن

 

A: John failed his computer course. It was my fault. I should have helpedhim.

B: You shouldn't blame yourself. He didn't study hard enough.

A: I know but I still feel guilty about it.

جان در درس کامپیوتر رد شد. تقصیر من بود، باید کمکش می کردم.

تو نباید خودت را سرزنش کنی. او به قدر کافی درس نخواند.

می دانم ولی باز هم احساس گناه می کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضروری ترین اصطلاحات انگلیسی به زبان فارسی – درس هجدهم

توسط | اردیبهشت ۴, ۱۳۹۷

اکنون درس هجدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس هجدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۸        احساسات مطلوب  (Pleasant feelings)

۱٫ feel like a million (dollars)           سرحال بودن – سر کیف بودن – تن سالم و دل خوش داشتن

(to feel wonderful)

 

A: Hi, Joe. You look wonderful today.

B: I had a swim in the morning and now I feel like a million dollars.

A: How's your sister doing?

B: She finally married her ideal man. These days she feels like a million.

سلام جو. خیلی سرحال به نظر می رسی.

امروز صبح رفتم شنا و الان خیلی سرحالم.

حال خواهرت چطور است؟

بالاخره با مرد ایده آلش ازدواج کرد. این روزها خیلی کیفش کوک است.

 

 

۲٫ feel on top of the world           ذوق کردن – انگار دنیا را به من / او … داده اند

(to feel very good)

 

A: What's the matter? You look thrilled.

B: I am thrilled. I've finally passed all my exams and graduated. I feel on top of the world today.

چه خبره؟ ذوق زده به نظر می رسی.

ذوق زده ام. بالاخره امتحاناتم را قبول شدم و فارغ التحصیل شدم. امروز انگار دنیا را به من داده اند.

 

 

۳٫ be on cloud nine           از خوشحالی پر درآوردن

(be very happy)

 

A: Did Nicole accept your marriage proposal?

B: Yes, she did. When she said she would marry me, I was on cloud nine.

آیا نیکول پیشنهاد ازدواج تو را قبول کرد؟

بله قبول کرد. وقتی که گفت با من ازدواج خواهد کرد از خوشحالی پر درآوردم.

 

 

۴٫ walk on air           از خوشحالی پر درآوردن

(be very happy)

 

A: Did you get the job?

B: I did. When they said they wanted to hire me, I was walking on air.

استخدام شدی؟

بله شدم. وقتی گفتند می خواهند مرا استخدام کنند از خوشحالی پر درآوردم.

 

 

۵٫ get a kick out of something            حال کردن – کیف کردن – لذت فراوان بردن

(to receive special pleasure from sth)

 

A: Bob looks like a nice chap to me.

B: Yes, and he's very funny, too. I always get a kick out of his jokes.

به نظر من باب آدم خوبی است.

بله و خیلی هم شوخ است. من از جوک هایش واقعا کیف می کنم.

 

 

۶٫ have the time of one's life           خیلی خوش گذشتن – کیف دنیا را کردن

(to have a very good time, to have the most exciting time in one's life)

 

A: Did you have a good vacation?

B: We did. It was the best vacation I've ever had. I had the time of my life.

تعطیلات خوب بود؟

بله. بهترین تعطیلاتی بود که تا حالا داشته ام. خیلی خوش گذشت.

 

 

۷٫ You made my day!          خیلی خوشحالم کردی

(you made me very happy)

 

A: Congratulations! You got a promotion.

B: Really? Thanks for the good news. You made my day.

تبریک می گویم. ترفیع گرفتی.

راست می گویی؟ از خبر خوبت ممنونم. خیلی خوشحالم کردی.

 

 

۸٫ I feel like a new person.              انگار آدم دیگری شده ام

 

A: You look great in that new suit.

B: Thanks. I feel like a new person.

این کت و شلوار / کت و دامن خیلی بهت میاد.

مرسی. انگار آدم دیگری شده ام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری و روزمره زبان انگلیسی – درس پانزدهم

توسط | فروردین ۲۰, ۱۳۹۷

اکنون درس پانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس پانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۵         توانایی ها و ضعف های آدم ها۳   (People's abilities & weaknesses3)

 

۱۳٫ be in good / great / perfect / poor / terrible … shape           در وضعیت خوب – خوش هیکل و قوی – سالم و محکم

(in good / perfect … condition)

 

A: I go to the gym and work out 3 days a week.

B: It really shows. You're in great shape.

من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.

کاملا معلوم است. هیکلت عالی است.

 

 

۱۴٫ be alive and kicking          سالم و سرحال

(still living, healthy and active)

 

A: I heard your father had an operation. How is he now?

B: Thank God he's alive and kicking.

شنیدم پدرت عمل داشت. حالا حالش چطور است؟

خداروشکر سالم و سرحال است.

 

 

۱۵٫ be safe and sound            صحیح و سالم

(be safe and healthy)

 

A: Your car's a wreck. What happened?

B: I had a terrible accident but I wasn't hurt.

A: Oh. I'm really glad to see you safe and sound.

ماشینت داغون شده. چه اتفاقی افتاد؟

تصادف خیلی بدی کردم ولی خودم صدمه ای ندیدم.

واقعا خوشحالم که تو را صحیح و سالم می بینم.

 

 

۱۶٫ be thick – skinned            پوست کلفت بودن – حساس و زود رنج نبودن

(not easily upset or hurt, insensitive)

 

A: Everybody says you get along well with people.

B: Yes, I think so. I don't get upset easily when people are rude to me. I can say I'm pretty thick – skinned.

همه می گویند تو با مردم خوب تا می کنی.

به گمانم همینطور است. وقتی مردم بی ادبی می کنند، زود دلخور نمی شوم. می توانم بگویم حسابی پوست کلفتم.

 

 

۱۷٫ be nobody's fool            عاقل – دانا

(a sensible or wise person who cannot be easily deceived.)      شخص معقول و دانا که به آسانی فریب نمی خورد

 

A: Joe doesn't look very bright to me.

B: Yes, he looks as if he's not very bright but he's nobody'd fool.

جو چندان باهوش به نظرم نمی رسد.

بله، ظاهرا خیلی باهوش به نظر نمی رسد ولی آدم عاقل و دانایی است.

 

 

۱۸٫ have a clear / clean conscience            وجدان راحت داشتن – عذاب وجدان نداشتن

(to be free of guilt about sb/sth)

 

A: People talk a lot behind your back. They say Alice got fired because of you.

B: It's not at all true. She was fired because she couldn't do her job properly. I have a clear conscience about her.

مردم خیلی پشت سرت حرف می زنند. می گویند آلیس به خاطر تو اخراج شد.

ابدا اینطور نیست. او اخراج شد چون نمی توانست کارش را درست انجام دهد. در مورد او وجدان من راحت است.

 

 

۱۹٫ have the right to do sth           حق (انجام کاری را) داشتن

 

A: You've been reading my letters again, Mom. What gives you the right to do so?

B: Well, I'm your mother and I believe I have the right to read your letters once in a while.

مادر باز هم نامه های مرا خوانده ای. به چه حقی این کار را می کنی؟

خوب من مادرت هستم و معتقدم این حق را دارم که گهگاهی نامه هایت را بخوانم.

 

 

۲۰٫ take after sb          شبیه کسی بودن – به کسی رفتن

(resemble sb, esp. one's mother or father in appearance or character)      به پدر یا مادر خود رفتن، از نظر قیافه و ظاهر و یا شخصیت

 

A: Did you get a chance to talk to my daughter?

B: Yes, I did. I didn't recognize her at first because she doesn't take after you at all.

فرصت کردی با دخترم حرف بزنی؟

بله، اول او را نشناختم. چون که اصلا به شما نرفته است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری زبان انگلیسی (درس هفتم)

توسط | بهمن ۱۷, ۱۳۹۶

اکنون درس هفتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هفتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۷         دعوت کردن (Inviting)

۱٫ برای دعوت کردن دوستان و نزدیکان اغلب از عبارت های زیر استفاده می شود:

Do you want to…?            می خواهی…؟   

Would you like to…?             میل داری….؟

Do you want to go to the movies tonight?           می خواهی امشب برویم سینما؟

Would you like to have lunch with me tomorrow?        میل داری فردا با من ناهار بخوری؟  

 

– گاهی اوقات ابتدا مناسبت و دلیل مهمانی یا دعوت ذکر شده و سپس عبارت هایی مانند Can you come? و یا Do you think you can come? گفته می شود.

 

– برای قبول دعوت عبارت های I'd like to . (میل دارم) و شکل قوی تر آن I'd love to (خیلی مایلم) بکار می رود. دیگر عبارت های رایج عبارتند از:

That sounds great/terrific.       عالی است.

That sounds like fun.         خوب است. / فکر خوبی است.

I'd be happy to.          خوشحال می شوم.

I'd be delighted to.         خیلی خوشحال می شوم.

 

۲٫ همواره پس از قبول دعوت سوالاتی در مورد زمان و مکان ملاقات رد و بدل می شود. مهم ترین این سوالات عبارتند از:

Where shall we meet?           کجا همدیگر را ببینیم؟

What time/ When shall we meet?          چه ساعتی / کی همدیگر را ببینیم؟

Let's meet at the new Chinese restaurant.          قرار ما در رستوران جدید چینی.

Is 7:30 ok with you?/ How about 7:30?          ساعت ۷:۳۰ برای تو خوب است؟

 

۳٫ برای رد کردن دعوت دوستانه معمولا ابتدا می گوییم:

I'd like/ love to, but I can't.            خیلی دوست دارم ولی نمی توانم.

 

۴٫ در موقعیت های رسمی تر برای دعوت کردن اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

Would you be interested in…?            میل داری / دارید…؟

Would you be interested in coming on a picnic?          مایلی بیایی پیک نیک؟

 

۵٫ برای دعوت کردن رسمی در انگلیسی آمریکایی اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

We'd like you / you and your wife to be our guests….  

میل داریم شما / شما و همسرتان … مهمان ما باشید.

 

۶٫ عبارت هایی که برای دعوت کردن در موقعیت های دوستانه بکار می روند بسیارند. توصیه می شود که شما همواره یک یا دو عبارت را انتخاب کرده و بیشتر از آنها استفاده کنید تا در موقعیت های واقعی دچار تردید نشوید. لیکن لازم است که با همه عبارت های رایج آشنا باشید تا اگر طرف در صحبت با شما آنها را بکار برد بتوانید منظور وی را درک کنید ولی خود شما نیازی ندارید که از همه آن عبارت ها استفاده کنید.

 

۷٫ اگر به هنگام دعوت شدن مطمئن نباشیم که می توانیم دعوت را قبول کنیم یا خیر ابتدا می گوییم:

I'd like to / love to but I'm not sure that I can.           خیلی دوست دارم بیایم ولی مطمئن نیستم که بتوانم.

اگر دعوت کننده اصرار کند می توانیم عبارت زیر را بکار ببریم:

I'll check and let you know.          می پرسم و به شما خبر می دهم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی (درس چهارم)

توسط | دی ۲۱, ۱۳۹۶

اکنون درس چهارم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس چهارم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۴         تشکر و عذرخواهی کردن

Thanking & Apologizing

الف. تشکر کردن      Thanking

برای تشکر کردن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از Thanks (مرسی – ممنون) و یا Thanks alot (خیلی ممنون) استفاده می شود. در پاسخ کلمات ساده ای مانند ok, sure و یا anytime بکار می رود.

رایج ترین عبارت برای تشکر کردن که در کلیه موقعیت ها (دوستانه – رسمی – عادی) می توان آن را بکار برد، Thank you می باشد. در پاسخ Thank you می توان با توجه به موقعیتی که در آن قرار داریم از sure / ok (دوستانه و غیر رسمی) و یا You're welcome (هم دوستانه، هم رسمی) استفاده کرد.

 

در موقعیت های رسمی تر از عبارت Thank you very much (بسیار متشکرم) استفاده می شود که در پاسخ آن عبارت هایی مانند You're welcome (خواهش می کنم) و یا Don't mention it (خواهش می کنم، مهم نیست) و یا It was my pleasure (خوشحال شدم) بکار می رود. در انگلیسی آمریکایی علاوه بر عبارت های بالا، بیشتر از عبارت های زیر برای تشکر کردن استفاده می شود:

I appreciate it.          متشکرم / ممنونم.

I'd appreciate it.          متشکرم / ممنونم.

I really appreciate it.           خیلی متشکرم.

شاید بتوان گفت، رایج ترین عبارت برای تشکر کردن در انگلیسی آمریکایی عبارت های زیر باشد:

Thanks. I appreciate it.             مرسی. ممنونم.

Thanks. I really appreciate it.          مرسی. خیلی ممنونم.

از عبارت های فوق می توان برای موقعیت های مختلف استفاده کرد.

I (really) appreciate your help.            از کمکتان (واقعا) متشکرم.

I (really) appreciate your concern.           از توجه تان (واقعا) متشکرم.

رایج ترین پاسخ به تشکر در انگلیسی آمریکایی عبارت You're welcome (خواهش می کنم) می باشد که در موقعیت های رسمی و غیر رسمی بکار می رود. عبارت های رایج دیگر عبارتند از:

No problem.           خواهش می کنم (دوستانه).

Oh, it was nothing.            چیزی نبود. / کاری نکردم/

I'm glad I could help.           خوشحالم که توانستم کاری کرده باشم.

It was my pleasure.           خوشحال شدم. (رسمی)

Don't mention it.             خواهش می کنم. (رسمی)

 

ب. عذرخواهی کردن           Apologizing

ساده ترین عبارت برای عذرخواهی کردن Sorry! یا I'm sorry! (ببخشید – عذر می خواهم) می باشد که در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی بکار می رود. در پاسخ می توان از عبارت های زیر استفاده کرد:

It's ok. / Never mind.             اشکالی ندارد. / عیبی ندارد. / مهم نیست.

عبارت های دیگری که در مکالمه برای عذرخواهی بکار می روند، عبارتند از:

I'm really sorry.           واقعا متاسفم. / شرمنده ام.

I'm awfully sorry.            خیلی متاسفم.

I'm really awfully sorry.           خیلی خیلی متاسفم. / واقعا شرمنده ام. (شکل قوی عذرخواهی)

جمله آخر یکی از رایج ترین اشکال عذرخواهی در موقعیت های غیر رسمی است.

 

در پاسخ عبارت های فوق می توان از عبارت های زیر استفاده کرد:

It's ok.         اشکالی ندارد. / عیبی ندارد.

It doesn't matter.           اشکالی / مانعی ندارد.

These things happen.            این چیزها پیش می آید.

در موقعیت های رسمی تر و یا در مکاتبات از عبارت های زیر استفاده می شود:

My apologies.            عذر می خواهم / پوزش می طلبم.

Please accept my apologies.           لطفا عذرخواهی مرا بپذیرید.

I owe you an apology.            من یک عذرخواهی به تو / شما بدهکارم.

Please accept my / our apologies for the delay.              لطفا عذرخواهی مرا / ما را به خاطر تاخیر بپذیرید.

رایج ترین پاسخ به عذرخواهی های بالا عبارت It doesn't matter. (مانعی ندارد  / اشکالی ندارد) می باشد. لیکن در موقعیت های رسمی و گاهی به حالت دوستانه یا به شوخی بین دوستان پاسخ زیر بکار می رود.

Ok. your apology is accepted.             خیلی خوب. عذرخواهیت / عذرخواهیتان را می پذیرم. / عذرخواهیتان پذیرفته می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی (درس اول)

توسط | دی ۱۶, ۱۳۹۶

سایت languagedownload.ir که کامل ترین سایت آموزش زبان انگلیسی می باشد؛ تا کنون بسیاری از مجموعه ها و محصولات متنوعی را در اختیار علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و بسیاری از زبان های دیگر قرار داده است. همچنین آموزش های بسیاری را به صورت رایگان در خدمت شما عزیزان قرار داده است. این سایت تصمیم دارد تا در پیشرفت شما عزیزان، تمام تلاش خود را بکار گیرد تا بهترین و بیشترین موفقیت ها، نصیب شما کاربران عزیز گردد. سایت لنگوئیج دانلود قصد دارد، اصطلاحات رایج و پرکاربرد زبان انگلیسی را به شما عزیزان آموزش دهد. یادگیری اصطلاحات به شما کمک می کند که مکالمه زیبا و سطح بالایی را برقرار کنید. اکنون می خواهیم راجع به اصطلاحات انگلیسی و اینکه چرا باید اصطلاحات را یاد بگیریم، صحبت کنیم تا شما دلیل یادگیری آن را به خوبی درک کنید.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس اول از آموزش اصطلاحات رایج انگلیسی را در زیر مشاهده می کنید:

 

چرا اصطلاح یاد بگیریم؟

اصطلاح عبارتی است که معنای کلی آن با معنای تک تک واژه های آن تفاوت دارد. وقتی می گویید: "Your name rings a bell" منظورتان آن است که "اسم تان به گوشم آشناست." در حالیکه ترجمه واژه به واژه عبارت اینست: "اسم تان زنگی را به صدا در می آورد." بنابراین حتی اگر معنای تک تک واژه های اصطلاحی را بدانید، شاید نتوانید معنای آن را درک کنید. پس باید هر اصطلاح را با معنای اصطلاحی آن یاد گرفت. هر کسی که می خواهد زبان انگلیسی و بخصوص شکل گفتاری و محاوره ای آن را یاد بگیرد، آموختن اصطلاحات رایج انگلیسی ضروری است. کسی که انگلیسی را بداند اما از اصطلاح استفاده نکند ممکن است خشک و جدی و رسمی و تا اندازه ای غیر صمیمی به نظر برسد. به همین دلیل اصطلاحات در ایجاد جوی دوستانه و خوشایند اهمیت دارند. بر روی دکمه "ادامه مطلب" کلیک کنید.

 

درس۱       (بفرمایید)

۱- هنگامی که چیزی را به کسی می دهیم، می گوییم Here you are و یا There you are این دو عبارت معادل یکدیگرند و هر دو به معنای "بفرمایید" می باشند. این دو عبارت معمولا در موقعیت های رسمی بکار می روند. در موقعیت های غیر رسمی و دوستانه فقط از کلمه Here به معنای "بگیر – بیا بگیر" استفاده می شود.

Here. Take this money.       بیا. این پول را بگیر.

 

۲- هنگامی که می خواهیم کسی را به صرف غذا، شیرینی، آشامیدنی و غیره دعوت کنیم، می گوییم:

Help yourself.     بفرمایید (یک نفر)

Help yourselves.     بفرمایید (چند نفر)

– Ok, everybody. Dinner is ready. Help yourselves.        خوب، شام حاضر است. بفرمایید.

– Help yourself to the cake.        بفرمایید کیک بخورید. / از کیک میل کنید.

برای تعارف خوردنی ها و آشامیدنی ها می توان از عبارت های زیر نیز استفاده کرد.

Have some dessert.      دسر میل کنید.

Have a banana.      موز بخورید.

 اگر گوینده در حال خوردن چیزی باشد و بخواهد آن را به شخصی تعارف کند، می گوید:

Have some! / Have one!         بفرمایید

Have some برای اسامی غیر قابل شمارش و Have one برای اسامی قابل شمارش به کار می روند. مثلا اگر گوینده مقداری کیک در بشقاب خود دارد و می خواهد مقداری از آن را به دیگری تعارف کند می گوید: Have some، اما اگر گوینده چند شکلات در دست داشته باشد و بخواهد یکی را به دوست خود تعارف کند می گوید: Have one.

 

۳- به هنگام ورود به محلی و یا خروج از آن اگر بخواهیم دوست یا همراه ما قبل از ما وارد یا خارج شود، می گوییم:

After you!    بفرمایید. (اول شما)

عبارت های دیگری نیز در این موقعیت به کار می روند:

اگر آقایی بخواهد حق تقدم را به خانمی بدهد می گوید:

Ladies first!          خانم ها مقدم اند.

ولی اگر خانمی بخواهد حق تقدم را به آقایی بدهد، می گوید:

After you!      بفرمایید.

اگر بخواهیم حق تقدم را به فرد مسن تری بدهیم با حالت احترام آمیزی می گوییم:  Age first!

در موقعیت های دوستانه و بیشتر به حالت شوخی بین دوستان عبارت های زیر نیز بکار می رود.

Beauty first! یعنی مثلا کسی که خوش قیافه تر است حق تقدم دارد.

یا اگر به فرد سالخورده تری بگوییم Age first! او در پاسخ می گوید:      Beauty before age!

اگر دو مرد که دوست صمیمی هستند بخواهند از درب وارد یا خارج شوند، یکی از آنها کنار می رود و به شوخی به دیگری می گوید Ladies first! آنگاه دوست او حرکت کرده و در پاسخ می گوید Donkies next!. توجه داشته باشید که این شوخی فقط یک شوخی مردانه است که بین دوستان صمیمی رایج می باشد.

 

۴- عبارت Sit down به معنای "بنشین" غیر رسمی و خودمانی است. اگر بخواهیم کسی را مودبانه دعوت به نشستن کنیم، می گوییم:

Take / Have a seat, please.         بفرمایید(بنشینید).

و اگر وارد مکانی شویم و عده ای به احترام ما از جای برخیزند، می گوییم:

Be seated, please.      بفرمایید(بنشینید).

 

۵- اگر کسی از ما اجازه بگیرد که مثلا از تلفن ما استفاده کند، برای دادن اجازه از عبارت های Be my guest و یا Go ahead (بفرمایید) استفاده می کنیم.

A: Can I use your telephone?

B: Sure. Be my guest. / Go ahead.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *