Tag Archives: اصطلاحات رایج در مکالمات روزمره انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

اصطلاحات رایج و عامیانه زبان انگلیسی به فارسی – درس سی ام

توسط | تیر ۲۷, ۱۳۹۷

اکنون درس سی ام از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس سی ام از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۳۰        رفتارهای نامطلوب  (Unpleasant behavior)

۱۶٫ get up on the wrong side of the bed            از دنده چپ بلند شدن

(to wake up in a bad mood)

 

A: What's wrong with the boss today? I just said good morning and he jumped all over me.

B: Yes, he's in a terrible mood. I think he got up on the wrong side of the bed today.

رئیس امروز چرا ناراحت است؟ من فقط گفتم صبح بخیر و او پرید به من.

بله. امروز خلقش تنگ است. فکر می کنم امروز از دنده چپ بلند شده.

 

 

۱۷٫ make a face / faces (at sb)           دهن کجی کردن

 

A: Why was our teacher so mad at Joe.

B: Well, he asked him to hand in his homework but he made a face at him.

چرا معلم مان آنقدر از دست جو عصبانی بود؟

خوب معلم مان از جو خواست که تکالیفش را تحویل بدهد ولی او به معلم دهن کجی کرد.

 

 

۱۸٫ be on the wrong track           از مرحله پرت بودن

(to be off track, going the wrong way)

 

A: I don't know how to find the right answer.

B: You'll never get the right answer because you're on the wrong track.

نمی دانم چطور جواب صحیح را پیدا کنم.

تو هرگز نخواهی توانست جواب صحیح را پیدا کنی زیرا از مرحله پرتی.

 

 

۱۹٫ blow it          از دست دادن فرصت

 

A: Will you give me a second chance, please?

B: I'm sorry. You had your chance and you blew it.

خواهش می کنم یک فرصت دیگر به من بده.

متاسفم. تو فرصت داشتی ولی آن را از دست دادی.

 

 

۲۰٫ be taken in            گول خوردن – فریب خوردن

(to be deceived)

 

A: Why did you give Tom all your money.

B: I was taken in by what he said.

چرا همه پولت را به تام دادی؟

گول حرف هایش را خوردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی به فارسی – درس بیست و نهم

توسط | تیر ۱۷, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و نهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و نهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۹        رفتارهای نامطلوب  (Unpleasant behavior)

۱۱٫ keep up with the Joneses          چشم و هم چشمی کردن

 

A: As soon as I bought a new car, Jason bought a bigger one.

B: I know. These days people do everything to keep up with the Joneses.

به محض اینکه من یک ماشین نو خریدم، جیسون یک ماشین بزرگتر خرید.

میدانم. این روزها آدم ها به خاطر چشم و هم چشمی هر کاری می کنند.

 

 

۱۲٫ to goof           خراب کردن – گند زدن – خیط کاشتن

 

A: How was your interview?

B: Awful. I couldn't answer a single question. I completely goofed.

مصاحبه ات چطور بود؟

افتضاح بود. حتی نتوانستم به یک سوال جواب بدهم. حسابی گند زدم.

 

 

۱۳٫ be all thumbs          دست و پا چلفتی بودن

(to be clumsy esp. with one's hands)

 

A: I'm awfully sorry. I dropped your beautiful plate and broke it. I'm all thumbs today.

B: It doesn't matter. These things happen.

خیلی متاسفم. بشقاب قشنگت را انداختم و شکستم. امروز دست و پا چلفتی شدم.

مهم نیست. این چیزها پیش می آید.

 

 

۱۴٫ smell a rat        بوی کلک می آید – کلکی در کار است – کاسه ای زیر نیم کاسه است

 

A: The factory caught fire and burned down. The police believe it was an accident.

B: I don't think it was an accident. I smell a rat.

کارخانه آتش گرفت و کاملا سوخت. پلیس اعتقاد دارد که ماجرا تصادفی بوده است.

من گمان نمی کنم تصادفی بوده. به نظرم کلکی در کار است.

 

 

۱۵٫ make a big deal about sth           بزرگ کردن (یک مسئله کوچک)

(to exaggerate the seriousness of sth)

 

A: I think she insulted all of us.

B: Come on! It was nothing important. Don't make a big deal about it.

فکر می کنم او به همه ما توهین کرد.

دست بردار. چیز مهمی نبود. بیخود بزرگش نکن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج و عامیانه در زبان انگلیسی – درس بیست و دوم

توسط | اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و دوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و دوم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۲        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۱٫ go out of one's way           مایه گذاشتن – به خود زحمت دادن

(to make an effort to do sth)

 

A: I'll try to help you as much as I can.

B: I appreciate anything you can do for me but don't go out of your way.

هر قدر بتوانم به تو کمک خواهم کرد.

هر کاری که بتوانی برایم انجام دهی ممنون می شوم ولی به خودت خیلی زحمت نده.

 

 

۲٫ go whole hog           سنگ تمام گذاشتن

(to do everything possible)

 

A: I love Lisa's parties.

B: So do I. When she throwa a party, she goes whole hog.

من عاشق مهمانی های لیزا هستم.

من هم همینطور، وقتی مهمانی می دهد سنگ تمام می گذارد.

 

 

۳٫ give it one's best shot             نهایت سعی خود را کردن

(to do your best)

 

A: Can you fix my car? It wouldn't start.

B: I'm not much of a mechanic but I'll give it my best shot.

می توانی ماشینم را تعمیر کنی؟ روشن نمی شود.

من مکانیک چندان خوبی نیستم ولی نهایت سعی خود را می کنم.

 

 

۴٫ bend over backwards (to do sth)             خود را به زحمت انداختن

(to do everything possible to please sb)

 

A: Why are you so upset with James?

B: I bent over backwards to help him but he didn't even thank me properly. He's so thankless.

چرا اینقدر از جیمز دلخوری؟

خیلی زحمت کشیدم تا کمکش کنم ولی او حتی یک تشکر درست و حسابی هم نکرد. خیلی ناسپاس است.

 

 

۵٫ work like a horse            مثل خر کار کردن

(to work very hard)

 

A: Did you enjoy your weekend?

B: Not at all. I worked like a horse all wekend.

تعطیلات آخر هفته خوش گذشت؟

اصلا. تمام آخر هفته را مثل خر کار کردم.

 

 

۶٫ take action            عمل کردن

 

A: Let's have another meeting and discuss the problem more.

B: We've talked too much about the problem. It's time to stop talking and take action.

یک جلسه دیگر بکذاریم و راجع به مشکل بیشتر بحث کنیم.

راجع به این مشکل خیلی حرف زده ایم. وقت آن رسیده که دست از حرف زدن برداریم و عمل کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات رایج زبان انگلیسی به فارسی – درس نوزدهم

توسط | اردیبهشت ۹, ۱۳۹۷

اکنون درس نوزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس نوزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۹        احساسات مطلوب  (Pleasant feelings)

۹٫ cheer sb up            خوشحال کردن – دلداری دادن – دلگرم کردن

(to make a sad person happy)

 

A: Sarah lost her job last month. She feels depressed these days.

B: I really pity her. Let's give a party to cheer her up.

سارا ماه گذشته کارش را از دست داد. این روزها خیلی غمگین است.

خیلی دلم برایش می سوزد. بیا یک مهمانی بدهیم تا او را خوشحال کنیم.

 

 

۱۰٫ burst out laughing            زیر خنده زدن (ناگهان با صدای بلند خندیدن)

 

A: Why was your teacher so angry?

B: One of the students told a joke and then the whole class burst out laughing.

چرا معلم تان آنقدر عصبانی بود؟

یکی از شاگردان جوک گفت و بعد همه کلاس زدند زیر خنده.

 

 

۱۱٫ get goose bumps             سیخ شدن مو بر تن آدم در اثر ترس، هیجان و …

 

A: Do you think Robert is a good singer?

B: I love his voice. When he sings, I get goose bumps.

به نظرت رابرت خواننده خوبی است؟

من عاشق صدای او هستم. هنگامی که آواز می خواند مو بر تنم سیخ می شود.

 

 

۱۲٫ be in the mood for sth/to do sth             حال (چیزی یا انجام کاری را) داشتن

 

A: Shall we go to the movies tonight?

B: Actually, I'm not in the mood for going out today. I'd rather stay home and watch TV.

امشب برویم سینما؟

راستش امروز حال بیرون رفتن را ندارم. ترجیح می دهم در خانه بمانم و تلویزیون تماشا کنم.

 

 

۱۳٫ have a feeling / hunch            احساس (خاصی) داشتن – گمان کردن – حدس زدن

 

A: How did you know she was lying?

B: I just had a hunch.

A: I saw Lisa in David's car yesterday. What do you think?

B: My hunch is that / I have a feeling that they're getting married.

از کجا فهمیدی او دروغ می گوید؟

فقط احساس خاصی داشتم.

دیروز لیزا را در اتومبیل دیوید دیدم. نظرت چیست؟

حدس می زنم / احساس خاصی دارم که آنها دارند با هم ازدواج می کنند.

 

 

۱۴٫ feel at home              احساس راحتی و آرامش کردن – راحت بودن – خودمانی بودن

(to feel comfortable and relaxed)

 

A: Are you having a good time?

B: Yes, I am. I always feel at home in your house.

A: Hi, Alice. Can I have a word with you?

B: Hi. Come in. Sit down and make yourself at home.

به تو خوش می گذرد؟

بله. من همیشه در خانه تو احساس راحتی می کنم.

سلام آلیس. می توانم چند کلمه با تو صحبت کنم؟

سلام. بیا تو. بنشین و راحت باش.

 

 

۱۵٫ have one's heart set on sth            وعده چیزی را به خود دادن – در آرزو و منتظر چیزی بودن

 

A: Ok, Jason. Let's go to the movies.

B: But Dad, you promised to take me to the amusement park. I had my heart set on it.

خوب، جیسون. برویم سینما.

ولی پدر، تو قول دادی مرا ببری شهربازی. من به خودم وعده شهربازی دادم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج و کاربردی زبان انگلیسی به فارسی – درس شانزدهم

توسط | فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

اکنون درس شانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس شانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۶        ضعف های آدم ها  (People's weaknesses)

۱٫ have a finger in every pie            نخود هر آش بودن

(be involved in everything)

 

A: Are you going to ask Barbara for help?

B: No, I'm not. She's very helpful but she's a busybody. She has a finger in every pie.

قصد داری از باربارا کمک بخواهی؟

نه. او به همه کمک می کند ولی فضول است. او نخود هر آش است.

 

 

۲٫ be full of hot air        چرند گفتن – چرت و پرت گفتن

(full of nonesense, talking none-sense)

 

A: Alice keeps talking behind your back.

B: Pay no attention. She's full of hot air.

آلیس تمام مدت پشت سرت حرف می زند.

اهمیت نده. زیاد چرت و پرت می گوید.

 

 

۳٫ can't take a joke          تحمل یا جنبه شوخی نداشتن

 

A: I was only joking about Sue's dress but she was badly hurt.

B: Don't worry. The trouble with Sue is she can't take a joke.

من فقط داشتم راجع به لباس سو شوخی می کردم، اما خیلی به او برخورد.

نگران نباش. مشکل سو این است که جنبه شوخی ندارد.

 

 

۴٫ can't see beyond the end of one's nose            جلوتر از نوک بینی خود را ندیدن

(not to be farsighted, to be self – centered)            آینده نگر نبودن – خود محور بودن

 

A: I don't approve of Mary. she lives from day to day.

B: You said it! She never plans ahead because she can't see beyond the end of her nose.

من مری را قبول ندارم. او از امروز به فردا زندگی می کند.

آی گفتی! او هیچ وقت برنامه ریزی نمی کند چون که جلوتر از بینی خود را نمی بیند.

 

 

۵٫ a babe in the woods             آدم خام – کسی که دهانش بوی شیر می دهد

(a innocent person, an inexperienced)          آدم هالو و ساده – آدم خام و بی تجربه

 

A: Do you think Joe Williams can run the company?

B: I doubt it. He might be a good engineer but he's a babe in the woods as a manager.

فکر می کنی جو ویلیامز بتواند شرکت را اداره کند؟

شک دارم. او شاید مهندس خوبی باشد ولی به عنوان مدیر یک شرکت آدم خام و بی تجربه ای است.

 

 

۶٫ a hard nut to crack         آدم سر سخت

(a difficult person or thing to deal with, a person who is difficult to persuade or influence)

(کنایه از کسی که قانع کردن یا تحت تاثیر قرار دادن او دشوار است.)

A: I'm trying to persuade George to stop smoking. It's really ruining his health.

B: You're wasting your time. He's a hard nut to crack.

دارم سعی می کنم جرج را قانع کنم که سیگار را ترک کند. سیگار دارد سلامتی اش را از بین می برد.

داری وقتت را تلف می کنی. او آدم سرسختی است.

 

 

۷٫ live in a fool's paradise            الکی خوش بودن – به چیز واهی دل خوش کردن

(feeling happy not knowing that your happiness is a false idea)

 

A: I'm planning to quit my job and start my own business.

B: How did you get this idea into your head. You have neither the money nor the expertise. You must stop living in a fool's paradise and get real.

قصد دارم کارها را رها کنم و برای خودم کار کنم.

این فکر از کجا به سرت افتاده؟ تو نه پولش را داری و نه تخصص اش را. تو باید دست از الکی خوش بودن برداری و با واقعیت روبرو شوی.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی همراه با ترجمه – درس سیزدهم

توسط | اسفند ۲۱, ۱۳۹۶

اکنون درس سیزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس سیزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۳         توانایی ها و ضعف های آدم ها (People's abilities & weaknesses )

 

۱٫ be / stand head and shoul – ders above            یک سر و گردن بالاتر بودن 

(be much better than other people or things)

 

A: What do you think of our new teacher?

B: Well, we've had about seven teachers so far but she's really something else. She's head and should above others.

A: I agree. She'd quite a teacher.

نظرت راجع به معلم جدیدمان چیست؟

خوب، تا حالا حدود هفت تا معلم داشته ایم ولی این یکی چیز دیگری است. یک سر و گردن بالاتر از بقیه است.

موافقم. معلم درست و حسابی است.

 

 

۲٫ have what it takes           دارا بودن توانایی های لازم برای انجام کاری

(to have the necessary intelligence, abillity or courage)

 

A: Do you think I can make a good businessman?

B: I'm sure you can. You're bright, active and outgoing. You have what it takes to be a businessman.

به نظر تو من می توانم بازرگان خوبی بشوم؟

اطمینان دارم که می توانی. تو باهوش، فعال و اجتماعی هستی. تو همه صفات لازم را برای بازرگان شدن داری.

 

 

۳٫ have a good head on one's shoulders           منطقی و باهوش بودن، معقول بودن، عقل سلیم داشتن

(to have common sense, to be sensible and intelligent)

 

A: John recommended me to go to college and do a computer course but I'm in two minds about it. What do you think I should do?

B: If I were you, I'd take his advice. He has a good head on his shoulders.

جان به من توصیه کرد که وارد کالج شوم. و یک دوره کامپیوتر را بگذرانم اما در این مورد دو دلم. به نظر تو چکار باید بکنم؟

اگر به جای تو بودم، راهنمایی او را قبول می کردم. او شخص منطقی و باهوشی است.

 

 

۴٫ stand on one's own two feet

(to be independent)

 

A: I love Alice but my parents don't approve of her. They're opposed to our marriage.

B: Well, if I were you, I'd marry her and become independent. You're old enough to stand on your own two feet.

من آلیس را دوست دارم ولی پدر و مادرم او را تایید نمی کنند. آنها با ازدواج ما مخالفند.

خوب، اگر جای تو بودم، با او ازدواج می کردم و مستقل می شدم. تو آنقدر بزرگ شده ای که بتوانی روی پای خودت بایستی.

 

 

۵٫ be cut out for sth/to be sth            برای کاری ساخته شدن

(be suited for sth)

 

A: How are you getting along in your new job? Are you doing well?

B: Not really. I have difficulty teaching grammar and I can't answer my students questions. I think I'm not cut out for teaching.

A: But you always said you were cut out to be teacher.

B: Yes. I did, but now I doubt it.

با کار جدیدت چطوری؟ خوب پیش می روی؟

راستش نه. در تدریس گرامر اشکال دارم و نمی توانم سوالات شاگردانم را پاسخ دهم. فکر می کنم من برای تدریس ساخته نشده ام.

ولی همیشه میگفتی که برای معلم بودن ساخته شده ای.

بله ولی حالا در این مورد شک دارم.

 

 

۶٫ have a good command of something             تسلط داشتن، احاطه داشتن

(to know sth well)

 

A: Do you think Bob can make a good tour guide?

B: I'm sure he can. He has a good command of English and French, he has a lot of travel  experience and he's good with people.

فکر می کنی باب می تواند راهنمای توریست خوبی باشد؟

مطمئنم که می تواند. به زبان های انگلیسی و فرانسه تسلط دارد، تجربه سفر فراوان دارد و رفتارش با مردم خوب است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی – درس دوازدهم

توسط | اسفند ۱۴, ۱۳۹۶

اکنون درس دوازدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس دوازدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۲         آدم ها با ویژگی های منفی ۲ (People with negative qualities )

۱٫ a slowcoach        آدم کند و تنبل – آدم شل و ول

 

A: I'm confused. I don't know what to do.

B: Just get a move on and do something about your problem. Don't be a slowcoach.

گیج شدم. نمی دانم چه کنم.

فقط تکان بخور و راجع به مشکلت کاری بکن. شل و تنبل نباش.

 

۲٫ a gossip         آدم خاله زنک – شایعه پخش کن

(a person who is interested in talking about other people and spreading rumors)

 

A: Why don't you want to make friends with pat? She's so helpful.

B: But she talks behind every body's back. She's a gossip.

چرا نمی خواهی با پت دوست شوی؟ او خیلی به همه کمک می کند.

اما پشت سر همه حرف می زند. خاله زنک است.

 

۳٫ a rolling stone         کسی که از این شاخه به آن شاخه می پرد

(a person who does not stay in one job or place)

 

A: I'm going to quit my job and move to Texas.

B: But why? You have a great salary and good benefits. Remember that a rolling stone gathers no moss.

قصد دارم کارها را رها کنم و به تکزاس بروم.

ولی چرا؟ تو حقوق عالی و مزایای خوبی داری. یادت باشه که از این شاخه به آن شاخه پریدن عاقبت ندارد.

 

۴٫ a lazybones       آدم تنبل

(a lazy person)

 

A: My daughter hardly ever helps me with the housework. She's so lazy.

B: My daughter's exactly the same. She's a lazybones, too.

دخترم خیلی به ندرت در کار منزل کمکم می کند. خیلی تنبل است.

دختر من هم عینا همین طور است. او هم تنبل است.

 

۵٫ a stuffed shirt         آدم عصا قورت داده

(a person with very formal or old-fashioned behavior or ideas)

 

A: I never enjoy being with Barbara. She's too formal.

B: Yeah, and she's too old fashioned. She's a real stuffed shirt.

هیچ وقت با باربارا به من خوش نمی گذرد. خیلی خشک و رسمی رفتار می کند.

و سلیقه اش هم قدیمی است. آدم عصا قورت داده ای است.

 

۶٫ a bore     آدم کسل کننده

(a boring person)

 

A: Did you enjoy chatting with Ted?

B: No, I didn't. He's such a bore. He Bored me to death.

از گپ زدن با تد لذت بردی؟

نه نبردم. آدم کسل کننده ای است. به حد مرگ حوصله ام را سر برد.

 

۷٫ a snob         آدم افاده ای (کسی که بیش از حد به موقعیت اجتماعی اهمیت می دهد و یا به طبقات پایین تر اجتماعی به دیده تحقیر می نگرد.)

 

A: I don't really like Sara. She always brags about her social status.

B: And she looks down on other people. She's a snob.

راستش از سارا خوشم نمی آید. همیشه راجع به موقعیت اجتماعی اش لاف می زند.

و به دیگران به دیده تحقیر نگاه می کند. آدم افاده ای است.

 

۸٫ a gatecrasher         مهمان ناخوانده – چترباز (مهمان بدون دعوت)

 

A: Why is Jane here? She wasn't invited.

B: She's in the habit of coming to gatherings without being invited. She's a gatecrasher.

جین چرا آمده؟ او که دعوت نداشت.

او عادت دارد که بدون دعوت در مهمانی ها شرکت کند. او چترباز است.

 

۹٫ narrow – minded         کوته فکر – متعصب

(having a limited outlook)

 

A: Does your boss give you a free hand?

B: No. He's narrow – minded. He doesn't give me much freedom.

رئیست دست تورا باز می گذارد؟

نه، آدم کوته فکری است. به من آزادی چندانی نمی دهد.

 

۱۰٫ hard – hearted          بی رحم – سنگدل

(merciless, without pity)

 

A: What's your new manager like?

B: He's really hard-hearted. He easily fires his employees.

رئیس جدیدت چطور آدمی است؟

واقعا بی رحم است. به راحتی کارمندانش را اخراج می کند.

 

۱۱٫ pig – headed          یک دنده – لجباز

(stubborn)

 

A: I tried to persuade Alex that he's mistaken but it was no use.

B: I know. He never admits his mistakes. He's so pig-headed.

سعی کردم الکس را قانع کنم که اشتباه می کند ولی فایده ای نداشت.

می دانم. او هیچ وقت اشتباهاتش را قبول نمی کند. خیلی یک دنده است.

 

۱۲٫ hare – brained         احمقانه – نسنجیده

(foolish, thoughtless)

 

A: David still believes men are superior to women.

B: I don't know where he gets those hare – brained ideas.

دیوید هنوز معتقد است که مردها برتر از زن ها هستند.

نمی دانم این افکار احمقانه را از کجا می آورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج زبان انگلیسی (درس ششم)

توسط | بهمن ۱۲, ۱۳۹۶

اکنون درس ششم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس ششم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۶         اجازه گرفتن و اجازه دادن

Asking for & giving permission

 

۱٫ رایج ترین عبارت برای اجازه گرفتن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی Can I …? می باشد.

A: Can I use your telephone for a moment?

B: Yes, sure.

توضیح مهم: به خاطر داشته باشید که عبارت Can you…? برای خواهش کردن بکار می رود. در حالی که Can I …? برای اجازه گرفتن است. هنگام استفاده از Can you…? گوینده جمله از طرف مقابل خواهش می کند که کاری را انجام دهد. در حالی که به هنگام استفاده از Can I…? گوینده اجازه می گیرد که خودش کاری را انجام دهد.

 

۲٫ برای پاسخ مثبت در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود.

Ok.             Yes, ok.              Sure.                 Yes. sure.

برای دادن پاسخ منفی در موقعیت های دوستانه معمولا عبارت I'm sorry گفته شده و پس از آن یک دلیل ذکر می شود.

A: Can I sit here?

B: I'm sorry it's taken.

 

۳٫ برای اجازه گرفتن مودبانه در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت Could I … (please)? استفاده می شود.

A: Could I park my car here?

B: Sure. Go ahead.

– عبارت May I …? نیز یک عبارت مودبانه و تقریبا رسمی است که از لحاظ کاربرد معادل Could I…? می باشد.

A: May I use your computer for a moment?

B: Of course. Go ahead.

– برای اجازه دادن اغلب از عبارت های Go ahead و  Be my guest هر دو به معنای (بفرمایید) استفاده می شود و در موقعیت های رسمی تر عبارت های Yes, of course (بله، البته) و Certainly (حتما) بکار می روند. برای پاسخ منفی اغلب ابتدا عبارت های I'm sorry  و یا Actually گفته شده و سپس یک دلیل ذکر می شود.

 

۴٫ عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های غیر رسمی و رسمی استفاده کرد، عبارت Do you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …. ؟) می باشد.

برای دادن اجازه از عبارت های No, I don't و یا not at all استفاده می شود.

A: Do you mind if I smoke?

B: No, not at all.

– در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …؟) استفاده می کنیم که در آن فعل، بعد از کلمه I باید  به صورت گذشته باشد. باید توجه داشت که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفتن مودبانه در زمان حال بکار می رود.

A: Would you mind if I left an hour early today?

B: No, not at all.

 

۵٫ هرگاه کسی از ما اجازه بگیرد که کاری را انجام دهد و ما بخواهیم به او پاسخ منفی مودبانه بدهیم معمولا ابتدا عبارت های زیر را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

I wish you wouldn't.

I'd rather you didn't.

این جملات معنی خاصی ندارند و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه بکار می روند. ولی نزدیک ترین معادل فارسی انها شاید این عبارت باشد: "ممنون می شوم اگر این کار را نکنید."

 

۶٫ عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی بکار می رود.

Is it ok / all right (with you) if I …?

توضیح مهم: باید توجه داشت که عبارت  Shall I…? برای اجازه گرفتن بکار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک بکار می رود.

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری در زبان انگلیسی (درس سوم)

توسط | دی ۲۰, ۱۳۹۶

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات مهم و ضروری را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۳         درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن

Studing, taking exams, passing or falling

 

I have a lot of studies.            خیلی درس (برای خواندن) دارم. / درس هایم سنگین است.

He's very studious.              او خیلی درس خوان است.

I'm going to continue my studies abroad.            قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم.

 

When is our exam?               چه روزی امتحان داریم؟

We have an exam tomorrow.               فردا امتحان داریم.

Our teacher gave us an exam / a test / a quiz yesterday.             دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

(واژه exam به معنای آزمون یا امتحان کتبی، شفاهی و یا عملی می باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای آن مدارک قبولی اعطا می شود. شکل رسمی تر این واژه examination می باشد. واژه test به معنای نوعی آزمون است که علاوه بر آزمون اصلی و یا گاهی به جای آن داده می شود تا مشخص شود که دانش آموزان یا دانشجویان چه مقدار یاد گرفته اند. واژه quiz به معنای نوعی آزمون غیر رسمی و کوتاه می باشد که ممکن است در طول یک ترم چندین بار داده شود.)

We took our final exam last week.          هفته گذشته امتحان پایان ترم (نهایی) دادیم.

در زبان انگلیسی برای امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an exam و یا معادل های آن do / sit an exam استفاده می شود.

We took / did / sat an exam yesterday.          دیروز امتحان دادیم.

برای امتحان گرفتن (توسط معلم) از give an exam استفاده می شود.

Our teacher gave us an exam yesterday.           دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

I passed / failed my exam.            در امتحان قبول / رد شدم.

( افعال pass و fail حرف اضافه نمی گیرند.)

I got my report card yesterday.             دیروز کارنامه ام را گرفتم.

I was the top student last term.               ترم قبل شاگرد اول (ممتاز) شدم.

How did your exam / interview … go?               امتحانت / مصاحبه ات… چطور بود؟

 I did well in my exam / interview.              امتحانم / مصاحبه ام خوب شد. / امتحانم را خوب دادم.

I did badly in my exam / interview.              امتحانم مصاحبه ام را خراب کردم / بد دادم.

I messed up my exam / interview.               امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم.

I finally managed to pass the exam.              بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.

I almost / nearly failed my exam.               چیزی نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم.)

I got a (very) low mark in my mid-term test.              در امتحان میان ترم نمره (خیلی) پایین گرفتم.

What's the passing mark?            نمره قبولی چند است؟

Will the exam be oral or written?             امتحان شفاهی است یا کتبی؟

Have you corrected our exam papers?             ورقه های امتحانی ما را تصحیح کرده اید؟

How much time do we have for this exam?              برای این امتحان چقدر وقت داریم؟

Excuse me! How much time is left, please?              ببخشید! چقدر وقت باقی مانده است؟

I'm making a lot of progress / I'm making good progress in my class.               در کلاسم پیشرفت زیادی / خوبی دارم.

I don't study / I'm not studying as hard as I should.             آنقدر که باید درس نمی خوانم.

I'm behind (the class) in my studies.             از کلاس عقب هستم.

I'm falling behind because I don't put in enough time for my studies.             دارم عقب می افتم زیرا به اندازه کافی برای درس هایم وقت نمی گذارم.

I'm not in the mood for studying today. = I don't feel like studying today.           امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.

If you want to get a high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)

اگر می خواهی در امتحان ورودی دانشگاه رتبه بالایی به دست بیاوری باید دود چراغ بخوری. (منظور بیدار ماندن در شب و درس خواندن است.)

Will you give me some extra time, please? I'm still on question 65.               امکان دارد به من وقت بیشتری بدهید؟ من هنوز سوال ۶۵ هستم.

I barely managed to pass the exam.              به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.

My mind went blank during the exam.             هنگام امتحان همه چیز یادم رفت.

I passed the exam by the skin of my teeth.            امتحان را ناپلئونی قبول شدم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *