Tag Archives: اصطلاحات انگلیسی به فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

آموزش اصطلاحات رایج و کاربردی زبان انگلیسی به فارسی – درس شانزدهم

توسط | فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

اکنون درس شانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس شانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۶        ضعف های آدم ها  (People's weaknesses)

۱٫ have a finger in every pie            نخود هر آش بودن

(be involved in everything)

 

A: Are you going to ask Barbara for help?

B: No, I'm not. She's very helpful but she's a busybody. She has a finger in every pie.

قصد داری از باربارا کمک بخواهی؟

نه. او به همه کمک می کند ولی فضول است. او نخود هر آش است.

 

 

۲٫ be full of hot air        چرند گفتن – چرت و پرت گفتن

(full of nonesense, talking none-sense)

 

A: Alice keeps talking behind your back.

B: Pay no attention. She's full of hot air.

آلیس تمام مدت پشت سرت حرف می زند.

اهمیت نده. زیاد چرت و پرت می گوید.

 

 

۳٫ can't take a joke          تحمل یا جنبه شوخی نداشتن

 

A: I was only joking about Sue's dress but she was badly hurt.

B: Don't worry. The trouble with Sue is she can't take a joke.

من فقط داشتم راجع به لباس سو شوخی می کردم، اما خیلی به او برخورد.

نگران نباش. مشکل سو این است که جنبه شوخی ندارد.

 

 

۴٫ can't see beyond the end of one's nose            جلوتر از نوک بینی خود را ندیدن

(not to be farsighted, to be self – centered)            آینده نگر نبودن – خود محور بودن

 

A: I don't approve of Mary. she lives from day to day.

B: You said it! She never plans ahead because she can't see beyond the end of her nose.

من مری را قبول ندارم. او از امروز به فردا زندگی می کند.

آی گفتی! او هیچ وقت برنامه ریزی نمی کند چون که جلوتر از بینی خود را نمی بیند.

 

 

۵٫ a babe in the woods             آدم خام – کسی که دهانش بوی شیر می دهد

(a innocent person, an inexperienced)          آدم هالو و ساده – آدم خام و بی تجربه

 

A: Do you think Joe Williams can run the company?

B: I doubt it. He might be a good engineer but he's a babe in the woods as a manager.

فکر می کنی جو ویلیامز بتواند شرکت را اداره کند؟

شک دارم. او شاید مهندس خوبی باشد ولی به عنوان مدیر یک شرکت آدم خام و بی تجربه ای است.

 

 

۶٫ a hard nut to crack         آدم سر سخت

(a difficult person or thing to deal with, a person who is difficult to persuade or influence)

(کنایه از کسی که قانع کردن یا تحت تاثیر قرار دادن او دشوار است.)

A: I'm trying to persuade George to stop smoking. It's really ruining his health.

B: You're wasting your time. He's a hard nut to crack.

دارم سعی می کنم جرج را قانع کنم که سیگار را ترک کند. سیگار دارد سلامتی اش را از بین می برد.

داری وقتت را تلف می کنی. او آدم سرسختی است.

 

 

۷٫ live in a fool's paradise            الکی خوش بودن – به چیز واهی دل خوش کردن

(feeling happy not knowing that your happiness is a false idea)

 

A: I'm planning to quit my job and start my own business.

B: How did you get this idea into your head. You have neither the money nor the expertise. You must stop living in a fool's paradise and get real.

قصد دارم کارها را رها کنم و برای خودم کار کنم.

این فکر از کجا به سرت افتاده؟ تو نه پولش را داری و نه تخصص اش را. تو باید دست از الکی خوش بودن برداری و با واقعیت روبرو شوی.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی – درس دوازدهم

توسط | اسفند ۱۴, ۱۳۹۶

اکنون درس دوازدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس دوازدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۲         آدم ها با ویژگی های منفی ۲ (People with negative qualities )

۱٫ a slowcoach        آدم کند و تنبل – آدم شل و ول

 

A: I'm confused. I don't know what to do.

B: Just get a move on and do something about your problem. Don't be a slowcoach.

گیج شدم. نمی دانم چه کنم.

فقط تکان بخور و راجع به مشکلت کاری بکن. شل و تنبل نباش.

 

۲٫ a gossip         آدم خاله زنک – شایعه پخش کن

(a person who is interested in talking about other people and spreading rumors)

 

A: Why don't you want to make friends with pat? She's so helpful.

B: But she talks behind every body's back. She's a gossip.

چرا نمی خواهی با پت دوست شوی؟ او خیلی به همه کمک می کند.

اما پشت سر همه حرف می زند. خاله زنک است.

 

۳٫ a rolling stone         کسی که از این شاخه به آن شاخه می پرد

(a person who does not stay in one job or place)

 

A: I'm going to quit my job and move to Texas.

B: But why? You have a great salary and good benefits. Remember that a rolling stone gathers no moss.

قصد دارم کارها را رها کنم و به تکزاس بروم.

ولی چرا؟ تو حقوق عالی و مزایای خوبی داری. یادت باشه که از این شاخه به آن شاخه پریدن عاقبت ندارد.

 

۴٫ a lazybones       آدم تنبل

(a lazy person)

 

A: My daughter hardly ever helps me with the housework. She's so lazy.

B: My daughter's exactly the same. She's a lazybones, too.

دخترم خیلی به ندرت در کار منزل کمکم می کند. خیلی تنبل است.

دختر من هم عینا همین طور است. او هم تنبل است.

 

۵٫ a stuffed shirt         آدم عصا قورت داده

(a person with very formal or old-fashioned behavior or ideas)

 

A: I never enjoy being with Barbara. She's too formal.

B: Yeah, and she's too old fashioned. She's a real stuffed shirt.

هیچ وقت با باربارا به من خوش نمی گذرد. خیلی خشک و رسمی رفتار می کند.

و سلیقه اش هم قدیمی است. آدم عصا قورت داده ای است.

 

۶٫ a bore     آدم کسل کننده

(a boring person)

 

A: Did you enjoy chatting with Ted?

B: No, I didn't. He's such a bore. He Bored me to death.

از گپ زدن با تد لذت بردی؟

نه نبردم. آدم کسل کننده ای است. به حد مرگ حوصله ام را سر برد.

 

۷٫ a snob         آدم افاده ای (کسی که بیش از حد به موقعیت اجتماعی اهمیت می دهد و یا به طبقات پایین تر اجتماعی به دیده تحقیر می نگرد.)

 

A: I don't really like Sara. She always brags about her social status.

B: And she looks down on other people. She's a snob.

راستش از سارا خوشم نمی آید. همیشه راجع به موقعیت اجتماعی اش لاف می زند.

و به دیگران به دیده تحقیر نگاه می کند. آدم افاده ای است.

 

۸٫ a gatecrasher         مهمان ناخوانده – چترباز (مهمان بدون دعوت)

 

A: Why is Jane here? She wasn't invited.

B: She's in the habit of coming to gatherings without being invited. She's a gatecrasher.

جین چرا آمده؟ او که دعوت نداشت.

او عادت دارد که بدون دعوت در مهمانی ها شرکت کند. او چترباز است.

 

۹٫ narrow – minded         کوته فکر – متعصب

(having a limited outlook)

 

A: Does your boss give you a free hand?

B: No. He's narrow – minded. He doesn't give me much freedom.

رئیست دست تورا باز می گذارد؟

نه، آدم کوته فکری است. به من آزادی چندانی نمی دهد.

 

۱۰٫ hard – hearted          بی رحم – سنگدل

(merciless, without pity)

 

A: What's your new manager like?

B: He's really hard-hearted. He easily fires his employees.

رئیس جدیدت چطور آدمی است؟

واقعا بی رحم است. به راحتی کارمندانش را اخراج می کند.

 

۱۱٫ pig – headed          یک دنده – لجباز

(stubborn)

 

A: I tried to persuade Alex that he's mistaken but it was no use.

B: I know. He never admits his mistakes. He's so pig-headed.

سعی کردم الکس را قانع کنم که اشتباه می کند ولی فایده ای نداشت.

می دانم. او هیچ وقت اشتباهاتش را قبول نمی کند. خیلی یک دنده است.

 

۱۲٫ hare – brained         احمقانه – نسنجیده

(foolish, thoughtless)

 

A: David still believes men are superior to women.

B: I don't know where he gets those hare – brained ideas.

دیوید هنوز معتقد است که مردها برتر از زن ها هستند.

نمی دانم این افکار احمقانه را از کجا می آورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری زبان انگلیسی (درس هفتم)

توسط | بهمن ۱۷, ۱۳۹۶

اکنون درس هفتم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس هفتم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۷         دعوت کردن (Inviting)

۱٫ برای دعوت کردن دوستان و نزدیکان اغلب از عبارت های زیر استفاده می شود:

Do you want to…?            می خواهی…؟   

Would you like to…?             میل داری….؟

Do you want to go to the movies tonight?           می خواهی امشب برویم سینما؟

Would you like to have lunch with me tomorrow?        میل داری فردا با من ناهار بخوری؟  

 

– گاهی اوقات ابتدا مناسبت و دلیل مهمانی یا دعوت ذکر شده و سپس عبارت هایی مانند Can you come? و یا Do you think you can come? گفته می شود.

 

– برای قبول دعوت عبارت های I'd like to . (میل دارم) و شکل قوی تر آن I'd love to (خیلی مایلم) بکار می رود. دیگر عبارت های رایج عبارتند از:

That sounds great/terrific.       عالی است.

That sounds like fun.         خوب است. / فکر خوبی است.

I'd be happy to.          خوشحال می شوم.

I'd be delighted to.         خیلی خوشحال می شوم.

 

۲٫ همواره پس از قبول دعوت سوالاتی در مورد زمان و مکان ملاقات رد و بدل می شود. مهم ترین این سوالات عبارتند از:

Where shall we meet?           کجا همدیگر را ببینیم؟

What time/ When shall we meet?          چه ساعتی / کی همدیگر را ببینیم؟

Let's meet at the new Chinese restaurant.          قرار ما در رستوران جدید چینی.

Is 7:30 ok with you?/ How about 7:30?          ساعت ۷:۳۰ برای تو خوب است؟

 

۳٫ برای رد کردن دعوت دوستانه معمولا ابتدا می گوییم:

I'd like/ love to, but I can't.            خیلی دوست دارم ولی نمی توانم.

 

۴٫ در موقعیت های رسمی تر برای دعوت کردن اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

Would you be interested in…?            میل داری / دارید…؟

Would you be interested in coming on a picnic?          مایلی بیایی پیک نیک؟

 

۵٫ برای دعوت کردن رسمی در انگلیسی آمریکایی اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

We'd like you / you and your wife to be our guests….  

میل داریم شما / شما و همسرتان … مهمان ما باشید.

 

۶٫ عبارت هایی که برای دعوت کردن در موقعیت های دوستانه بکار می روند بسیارند. توصیه می شود که شما همواره یک یا دو عبارت را انتخاب کرده و بیشتر از آنها استفاده کنید تا در موقعیت های واقعی دچار تردید نشوید. لیکن لازم است که با همه عبارت های رایج آشنا باشید تا اگر طرف در صحبت با شما آنها را بکار برد بتوانید منظور وی را درک کنید ولی خود شما نیازی ندارید که از همه آن عبارت ها استفاده کنید.

 

۷٫ اگر به هنگام دعوت شدن مطمئن نباشیم که می توانیم دعوت را قبول کنیم یا خیر ابتدا می گوییم:

I'd like to / love to but I'm not sure that I can.           خیلی دوست دارم بیایم ولی مطمئن نیستم که بتوانم.

اگر دعوت کننده اصرار کند می توانیم عبارت زیر را بکار ببریم:

I'll check and let you know.          می پرسم و به شما خبر می دهم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج زبان انگلیسی (درس ششم)

توسط | بهمن ۱۲, ۱۳۹۶

اکنون درس ششم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس ششم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۶         اجازه گرفتن و اجازه دادن

Asking for & giving permission

 

۱٫ رایج ترین عبارت برای اجازه گرفتن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی Can I …? می باشد.

A: Can I use your telephone for a moment?

B: Yes, sure.

توضیح مهم: به خاطر داشته باشید که عبارت Can you…? برای خواهش کردن بکار می رود. در حالی که Can I …? برای اجازه گرفتن است. هنگام استفاده از Can you…? گوینده جمله از طرف مقابل خواهش می کند که کاری را انجام دهد. در حالی که به هنگام استفاده از Can I…? گوینده اجازه می گیرد که خودش کاری را انجام دهد.

 

۲٫ برای پاسخ مثبت در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی از عبارت های زیر استفاده می شود.

Ok.             Yes, ok.              Sure.                 Yes. sure.

برای دادن پاسخ منفی در موقعیت های دوستانه معمولا عبارت I'm sorry گفته شده و پس از آن یک دلیل ذکر می شود.

A: Can I sit here?

B: I'm sorry it's taken.

 

۳٫ برای اجازه گرفتن مودبانه در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت Could I … (please)? استفاده می شود.

A: Could I park my car here?

B: Sure. Go ahead.

– عبارت May I …? نیز یک عبارت مودبانه و تقریبا رسمی است که از لحاظ کاربرد معادل Could I…? می باشد.

A: May I use your computer for a moment?

B: Of course. Go ahead.

– برای اجازه دادن اغلب از عبارت های Go ahead و  Be my guest هر دو به معنای (بفرمایید) استفاده می شود و در موقعیت های رسمی تر عبارت های Yes, of course (بله، البته) و Certainly (حتما) بکار می روند. برای پاسخ منفی اغلب ابتدا عبارت های I'm sorry  و یا Actually گفته شده و سپس یک دلیل ذکر می شود.

 

۴٫ عبارت دیگری که برای اجازه گرفتن رایج است و می توان از آن در موقعیت های غیر رسمی و رسمی استفاده کرد، عبارت Do you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …. ؟) می باشد.

برای دادن اجازه از عبارت های No, I don't و یا not at all استفاده می شود.

A: Do you mind if I smoke?

B: No, not at all.

– در موقعیت های رسمی تر و یا هنگامی که بخواهیم خیلی مودبانه اجازه بگیریم از عبارت Would you mind if I …? (اشکالی ندارد که من …؟) استفاده می کنیم که در آن فعل، بعد از کلمه I باید  به صورت گذشته باشد. باید توجه داشت که این عبارت ارتباطی به زمان گذشته ندارد و فقط برای اجازه گرفتن مودبانه در زمان حال بکار می رود.

A: Would you mind if I left an hour early today?

B: No, not at all.

 

۵٫ هرگاه کسی از ما اجازه بگیرد که کاری را انجام دهد و ما بخواهیم به او پاسخ منفی مودبانه بدهیم معمولا ابتدا عبارت های زیر را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

I wish you wouldn't.

I'd rather you didn't.

این جملات معنی خاصی ندارند و فقط برای شروع پاسخ منفی مودبانه بکار می روند. ولی نزدیک ترین معادل فارسی انها شاید این عبارت باشد: "ممنون می شوم اگر این کار را نکنید."

 

۶٫ عبارت زیر نیز یکی از عبارت های رایجی است که برای اجازه گرفتن در موقعیت های غیر رسمی بکار می رود.

Is it ok / all right (with you) if I …?

توضیح مهم: باید توجه داشت که عبارت  Shall I…? برای اجازه گرفتن بکار نمی رود. این عبارت عمدتا برای ارائه کمک بکار می رود.

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی (درس پنجم)

توسط | بهمن ۱, ۱۳۹۶

اکنون درس پنجم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس پنجم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۵         خواهش کردن / درخواست کردن

Requesting

– در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی برای خواهش کردن اغلب جمله به صورت امری گفته شده و در آخر جمله will you? اضافه می شود.

– Turn down the music, will you?          صدای موسیقی را کم کن، لطفا.

– Put your books away, will you?          کتاب هایت را سر جایشان بگذار، لطفا.

– Pick up your things, will you?            وسایلت را از روی میز جمع کن، لطفا.

در پاسخ، اغلب عبارت های زیر به کار می رود:

Ok.                 Sure.                   Yeah, ok.

 

– شاید بتوان گفت رایج ترین عبارتی که برای خواهش کردن در موقعیت های دوستانه و غیر رسمی به کار می رود عبارت can you ….? می باشد.

– Can you turn up the Tv (, please)?           لطفا صدای تلویزیون را زیاد کن.

– Can you give me a hand with the dishes?             می توانی در شستن ظرف ها کمکم کنی؟

پاسخ های رایج عبارتند از:

Sure.            Ok.                 Yes, sure.

 

– اگر بخواهیم خواهش کسی را در یک موقعیت دوستانه رد کنیم ابتدا عبارت I'm sorry I can't را گفته و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

A: Can you lend me 50 dollars until Monday?            می توانی تا دوشنبه پنجاه دلار به من قرض بدهی؟

B: I'd like to, but I can't. I'm broke these days.            می خواهم این کار را بکنم اما نمی توانم. این روزها خیلی بی پولم.

 

– برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی تر اغلب از عبارت های Could you…? / Could you possibly…? استفاده می شود.

Could you ask  Mary to contact me?         لطفا از مری بخواهید با من تماس بگیرد.

Could you possibly give your opinion about my composition?         ممکن است لطفا در مورد انشا من نظر بدهید؟

در پاسخ از عبارت هایی مانند Sure, of course, yes و یا certainly استفاده می شود.

 

– بخاطر داشته باشید که همیشه می توانید از can you…? برای خواهش دوستانه و از could you…? برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی تر استفاده کنید. یاد گرفتن این دو عبارت می تواند در اغلب موارد، نیاز شما را برطرف کند. لیکن به خاطر آشنایی شما با عبارت های دیگر تعدادی از رایج ترین آنها در اینجا ذکر می شود.

 

– عبارت های will you…?  و would you…? تقریبا معادل Could you…?  می باشند و در موقعیت های رسمی بکار می روند.

will you / would you help me with this application form (, please)?

ممکن است لطفا در پر کردن این تقاضا نامه به من کمک کنید؟

برای پاسخ دادن منفی به خواهش های رسمی اغلب عبارت I'm afraid I can't. (متاسفانه نمی توانم) گفته شده و سپس دلیلی ذکر می شود.

 

– یکی از مهم ترین عبارت هایی که برای خواهش کردن در موقعیت های رسمی رایج است عبارت Would you mind…? می باشد. باید توجه داشت که بعد از فعل mind شکل ing افعال بکار می رود. این عبارت به مفهوم (بی زحمت – لطفا) بکار می رود.

Would you mind putting out your cigarette?            بی زحمت / لطفا سیگارتان را خاموش کنید.

 

توضیح مهم: باید توجه داشت که به هنگام استفاده از Would you mind…? اگر بخواهیم خواهش را بپذیریم باید از عبارت های منفی مانند عبارت های زیر استفاده کنیم.

A: Would you mind typing this letter for me?           زحمتی نیست این نامه را برایم تایپ کنید؟

B: Not at all.         اصلا / ابدا.

بنابراین در پاسخ مثبت به خواهش Would you mind…? از عبارت هایی مانند Yes, I would و یا Yes, of course و نظایر آن استفاده نمی شود. زیرا این پاسخ ها منفی و غیر مودبانه می باشند. اما اگر بخواهیم پاسخ منفی بدهیم یعنی خواهش را رد کنیم می توانیم از عبارت هایی که قبلا ذکر شد، استفاده کنیم.

 

– دیگر عبارت هایی که در خواهش های رسمی بکار می روند:

– Do you think you could…?

– I wonder / was wondering if you could…?

– Would it be possible for you to…?

 

توضیح مهم: باید توجه داشت که کاربرد عبارت های رسمی فقط محدود به موقعیت های رسمی نمی باشد. گاهی ما از دوستان یا نزدیکان خود خواهشی می کنیم که انجام آن چندان آسان نیست و یا خواهش ما خواهش بزرگ و مهمی است. در این حالت معمولا گوینده از عبارت های رسمی تر استفاده می کند.

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *