Tag Archives: اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

رایج ترین اصطلاحات زبان انگلیسی به فارسی – درس بیست و ششم

توسط | خرداد ۲۳, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و ششم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و ششم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۶        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۲۵٫ jump at the chance            قاپیدن فرصت – معطل نکردن – از فرصت استفاده کردن

 

A: I've been offered a scholarship by a good university in Canada but I'm not sure that I want to go.

B: If I were you, I'd jump at the chance. I wouldn't hesitate a moment.

یکی از دانشگاه های خوب کانادا به من پیشنهاد بورس داده است اما مطمئن نیستم که می خواهم بروم یا نه.

اگر به جای تو بودم معطلش نمی کردم. لحظه ای تردید به خود راه نمی دادم.

 

 

۲۶٫ put sth down in black and white          مکتوب کردن – روی کاغذ آوردن

 

A: Are you going to sign a contract?

B: Yes. We've done all the negotiations and we're going to put it down in black and white next week.

می خواهید قرارداد امضا کنید؟

بله. مذاکراتمان تمام شده و قصد داریم هفته آینده آن را روی کاغذ بیاوریم.

 

 

۲۷٫ put an end to (sth) / put a stop to (sth)          خاتمه دادن – پایان دادن – تمام کردن

 

A: Do you still see Alice?

B: No. She was gossiping too much lately, so I decided to put an end to our friendship.

هنوز هم آلیس را می بینی؟

نه. این اواخر خیلی غیبت می کرد، بنابراین تصمیم گرفتم به دوستی مان خاتمه دهم.

 

 

۲۸٫ be used to (sth / doing sth)           عادت داشتن

 

A: I'm not used to driving in such heavy traffic. What about you?

B: I was like you at first but I'm used to it by now.

من به رانندگی در چنین ترافیک سنگینی عادت ندارم. تو چطور؟

من هم اول مثل تو بودم ولی دیگر عادت کرده ام.

 

 

۲۹٫ cut to the bone          خیلی کم کردن – به حداقل رساندن

 

A: Have you cut out smoking?

B: No. I still smoke but I've cut it to the bone.

سیگار را ترک کرده ای؟

نه هنوز هم می کشم ولی خیلی کم کرده ام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات رایج زبان انگلیسی به فارسی – درس نوزدهم

توسط | اردیبهشت ۹, ۱۳۹۷

اکنون درس نوزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس نوزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۹        احساسات مطلوب  (Pleasant feelings)

۹٫ cheer sb up            خوشحال کردن – دلداری دادن – دلگرم کردن

(to make a sad person happy)

 

A: Sarah lost her job last month. She feels depressed these days.

B: I really pity her. Let's give a party to cheer her up.

سارا ماه گذشته کارش را از دست داد. این روزها خیلی غمگین است.

خیلی دلم برایش می سوزد. بیا یک مهمانی بدهیم تا او را خوشحال کنیم.

 

 

۱۰٫ burst out laughing            زیر خنده زدن (ناگهان با صدای بلند خندیدن)

 

A: Why was your teacher so angry?

B: One of the students told a joke and then the whole class burst out laughing.

چرا معلم تان آنقدر عصبانی بود؟

یکی از شاگردان جوک گفت و بعد همه کلاس زدند زیر خنده.

 

 

۱۱٫ get goose bumps             سیخ شدن مو بر تن آدم در اثر ترس، هیجان و …

 

A: Do you think Robert is a good singer?

B: I love his voice. When he sings, I get goose bumps.

به نظرت رابرت خواننده خوبی است؟

من عاشق صدای او هستم. هنگامی که آواز می خواند مو بر تنم سیخ می شود.

 

 

۱۲٫ be in the mood for sth/to do sth             حال (چیزی یا انجام کاری را) داشتن

 

A: Shall we go to the movies tonight?

B: Actually, I'm not in the mood for going out today. I'd rather stay home and watch TV.

امشب برویم سینما؟

راستش امروز حال بیرون رفتن را ندارم. ترجیح می دهم در خانه بمانم و تلویزیون تماشا کنم.

 

 

۱۳٫ have a feeling / hunch            احساس (خاصی) داشتن – گمان کردن – حدس زدن

 

A: How did you know she was lying?

B: I just had a hunch.

A: I saw Lisa in David's car yesterday. What do you think?

B: My hunch is that / I have a feeling that they're getting married.

از کجا فهمیدی او دروغ می گوید؟

فقط احساس خاصی داشتم.

دیروز لیزا را در اتومبیل دیوید دیدم. نظرت چیست؟

حدس می زنم / احساس خاصی دارم که آنها دارند با هم ازدواج می کنند.

 

 

۱۴٫ feel at home              احساس راحتی و آرامش کردن – راحت بودن – خودمانی بودن

(to feel comfortable and relaxed)

 

A: Are you having a good time?

B: Yes, I am. I always feel at home in your house.

A: Hi, Alice. Can I have a word with you?

B: Hi. Come in. Sit down and make yourself at home.

به تو خوش می گذرد؟

بله. من همیشه در خانه تو احساس راحتی می کنم.

سلام آلیس. می توانم چند کلمه با تو صحبت کنم؟

سلام. بیا تو. بنشین و راحت باش.

 

 

۱۵٫ have one's heart set on sth            وعده چیزی را به خود دادن – در آرزو و منتظر چیزی بودن

 

A: Ok, Jason. Let's go to the movies.

B: But Dad, you promised to take me to the amusement park. I had my heart set on it.

خوب، جیسون. برویم سینما.

ولی پدر، تو قول دادی مرا ببری شهربازی. من به خودم وعده شهربازی دادم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *