Tag Archives: اصطلاحات انگلیسی امتحان

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی – درس یازدهم

توسط | اسفند ۸, ۱۳۹۶

اکنون درس یازدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس یازدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۱         آدم ها با ویژگی های منفی (People with negative qualities)

۱٫ a windbag          وراج – پرچانه

(a talkative, boring person)

 

A: Why don't you visit Alice anymore?

B: I can't stand her anymore. She's a windbag. She talks too much but says nothing important.

الف: چرا دیگر به دیدن آلیس نمی روی؟

ب: دیگر تحمل او را ندارم. پرچانه است. خیلی حرف می زند ولی هیچ چیز مهمی برای گفتن ندارد.

 

۲٫ a wet blanket            آدم حال گیر – دشمن شادی دیگران – آیینه دق

(a person who spoils other people's fun)

 

A: Don't you want to invite Lisa to your birthday party?

B: No. She spoils our fun. She's a wet blanket.

الف: نمی خواهی لیزا را به جشن تولدت دعوت کنی؟

ب: نه حالمان را می گیرد. آدم حال گیری است.

 

 

۳٫ a busybody (a nosy parker)           آدم فضول – کسی که در امور دیگران دخالت می کند.

(a person who interferes in other people's affairs)

 

A: Do you want to go to Jon's house on Saturday?

B: No, I don't. She's a busy-body. She keeps asking you questions about your private life.

الف: دلت می خواهد روز شنبه به خانه جان بروی؟

ب: نه، دلم نمی خواهد. او فضول است. مرتبا راجع به زندگی خصوصی آدم سوال می کند.

 

 

۴٫ a yes-person (a yes-man or a yes-woman)               آدم بله قربان گو

(a person who always agrees with their boss or superior)

 

A: I can't stand Joe. He always agrees with the boss.

B: He's a yes-person. He has no will of his own.

الف: تحمل جو را ندارم. همیشه با رئیس موافقت می کند.

ب: آدم بله قربان گویی است. هیچ  اراده ای از خودش ندارد.

 

۵٫ a pain in the neck           مایه دردسر – مایه ملال خاطر

(an annoying or boring person)

 

A: I'm sick and tired of Jason.

B: Me, too. Whenever he gets himself into trouble, he asks me for help. He's a pain in the neck.

الف: از جیسون بیزارم.

ب: من هم همینطور. هر وقت دچار مشکل می شود از من کمک می خواهد. او مایه ی دردسر است.

 

 

۶٫ a scatterbrain         آدم حواس پرت – گیج

(a person who forgets things or who cannot concentrate)

 

A: Did Sara pick you up at the airport?

B: No, she never showed up. She'd promised to meet me but she clean forgot. She's a scatterbrain.

الف: سارا در فرودگاه دنبالت آمد؟

ب: نه هرگز نیامد. قول داده بود می آید دنبالم ولی پاک یادش رفت. آدم گیجی است.

 

 

۷٫ a mama's boy         بچه ننه

 

A: I heard Tom has decided to join the army.

B: I doubt it. He can't adapt himself to life in the army. He's only a mama's boy.

الف: شنیدم تام تصمیم گرفته وارد ارتش شود.

ب: شک دارم. او نمی تواند خودش را با زندگی در ارتش وفق دهد. او فقط یک بچه ننه است.

 

 

۸٫ a pushover          آدم ضعیف و هالو – آدم دهن بین

(a person who is easily persuaded or influenced)

 

A: Do you think you can persuade Alice to join our company?

B: I don't think she'll agree. She's no pushover.

الف:  فکر می کنی بتوانی آلیس را راضی کنی که به شرکت ما ملحق شود؟

ب: گمان نمی کنم قبول کند. او آدم ضعیف و دهن بینی نیست.

 

 

۹٫ a troublemaker           دردسر درست کن – آدم مسئله ساز

(a person who often causes trouble)

 

A: Do you think Robert can be a good friend for me?

B: If I were you, I wouldn't make friends with him. He's a troublemaker.

الف: به نظرت رابرت می تواند دوست خوبی برای من باشد؟

ب: اگر به جای تو بودم، با او دوست نمی شدم. دردسر درست کن است.

 

 

۱۰٫ a social climber            آدم جویای نام – جویای جاه و مقام

(a person who tried to elevate their social status)

 

A: Martha comes from a middle class family.

B: But she tries to socialize with high class people. She's a social climber.

الف: خانواده مارتا از طبقه متوسط است.

ب: ولی او سعی می کند با آدم های کلاس بالا معاشرت کند. او جویای جاه و مقام است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات ضروری در زبان انگلیسی (درس سوم)

توسط | دی ۲۰, ۱۳۹۶

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس سوم از آموزش اصطلاحات مهم و ضروری را برای شما قرار می دهیم:

 

درس۳         درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن

Studing, taking exams, passing or falling

 

I have a lot of studies.            خیلی درس (برای خواندن) دارم. / درس هایم سنگین است.

He's very studious.              او خیلی درس خوان است.

I'm going to continue my studies abroad.            قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم.

 

When is our exam?               چه روزی امتحان داریم؟

We have an exam tomorrow.               فردا امتحان داریم.

Our teacher gave us an exam / a test / a quiz yesterday.             دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

(واژه exam به معنای آزمون یا امتحان کتبی، شفاهی و یا عملی می باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای آن مدارک قبولی اعطا می شود. شکل رسمی تر این واژه examination می باشد. واژه test به معنای نوعی آزمون است که علاوه بر آزمون اصلی و یا گاهی به جای آن داده می شود تا مشخص شود که دانش آموزان یا دانشجویان چه مقدار یاد گرفته اند. واژه quiz به معنای نوعی آزمون غیر رسمی و کوتاه می باشد که ممکن است در طول یک ترم چندین بار داده شود.)

We took our final exam last week.          هفته گذشته امتحان پایان ترم (نهایی) دادیم.

در زبان انگلیسی برای امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an exam و یا معادل های آن do / sit an exam استفاده می شود.

We took / did / sat an exam yesterday.          دیروز امتحان دادیم.

برای امتحان گرفتن (توسط معلم) از give an exam استفاده می شود.

Our teacher gave us an exam yesterday.           دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

I passed / failed my exam.            در امتحان قبول / رد شدم.

( افعال pass و fail حرف اضافه نمی گیرند.)

I got my report card yesterday.             دیروز کارنامه ام را گرفتم.

I was the top student last term.               ترم قبل شاگرد اول (ممتاز) شدم.

How did your exam / interview … go?               امتحانت / مصاحبه ات… چطور بود؟

 I did well in my exam / interview.              امتحانم / مصاحبه ام خوب شد. / امتحانم را خوب دادم.

I did badly in my exam / interview.              امتحانم مصاحبه ام را خراب کردم / بد دادم.

I messed up my exam / interview.               امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم.

I finally managed to pass the exam.              بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.

I almost / nearly failed my exam.               چیزی نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم.)

I got a (very) low mark in my mid-term test.              در امتحان میان ترم نمره (خیلی) پایین گرفتم.

What's the passing mark?            نمره قبولی چند است؟

Will the exam be oral or written?             امتحان شفاهی است یا کتبی؟

Have you corrected our exam papers?             ورقه های امتحانی ما را تصحیح کرده اید؟

How much time do we have for this exam?              برای این امتحان چقدر وقت داریم؟

Excuse me! How much time is left, please?              ببخشید! چقدر وقت باقی مانده است؟

I'm making a lot of progress / I'm making good progress in my class.               در کلاسم پیشرفت زیادی / خوبی دارم.

I don't study / I'm not studying as hard as I should.             آنقدر که باید درس نمی خوانم.

I'm behind (the class) in my studies.             از کلاس عقب هستم.

I'm falling behind because I don't put in enough time for my studies.             دارم عقب می افتم زیرا به اندازه کافی برای درس هایم وقت نمی گذارم.

I'm not in the mood for studying today. = I don't feel like studying today.           امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.

If you want to get a high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)

اگر می خواهی در امتحان ورودی دانشگاه رتبه بالایی به دست بیاوری باید دود چراغ بخوری. (منظور بیدار ماندن در شب و درس خواندن است.)

Will you give me some extra time, please? I'm still on question 65.               امکان دارد به من وقت بیشتری بدهید؟ من هنوز سوال ۶۵ هستم.

I barely managed to pass the exam.              به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.

My mind went blank during the exam.             هنگام امتحان همه چیز یادم رفت.

I passed the exam by the skin of my teeth.            امتحان را ناپلئونی قبول شدم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *