Tag Archives: اصطلاحات آمریکایی با ترجمه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

اصطلاحات ضروری انگلیسی با معنی فارسی – درس بیست و چهارم

توسط | خرداد ۹, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و چهارم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و چهارم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۴        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۱۳٫ live for the moment            دم را غنیمت دانستن – در لحظه زندگی کردن

(to live without planning for the future)

 

A: What's your new friend like?

B: He's a cool guy. He never worries about the future. He just lives for the moment.

دوست جدیدت چطور آدمی است؟

آدم باحالی است. هیچوقت نگران آینده نیست. فقط در لحظه زندگی می کند.

 

 

۱۴٫ take the bull by the horns         مستقیما با مشکل درگیر شدن

(to meet a challenge directly)

 

A: We still have a serious problem.

B: This problem won't go away by itself. We have to take the bull by the horns and settle this matter once and for all.

هنوز مشکل جدی داریم.

این مشکل به خودی خودبرطرف نمی شود. ما باید مستقیم با مشکل درگیر شویم و یکبار و برای همیشه قضیه را فیصله دهیم.

 

 

۱۵٫ to one's heart's content          یک دل سیر (کاری را انجام دادن) – دلی از عزای … درآوردن

 

A: Was the new restaurant good?

B: It was fantastic. I ate seafood to my heart's content.

رستوران جدید خوب بود؟

عالی بود. دلی از عزای غذاهای دریایی درآوردم.

 

 

۱۶٫ take pride in            افتخار کردن – بالیدن

 

A: All your family members are highly educated people. You must be proud of them.

B: I am. I take pride in my family.

همه اعضای خانواده ات افراد با تحصیلات بالا هستند. تو باید به آنها افتخار کنی.

بله، من به خانواده ام افتخار می کنم.

 

 

۱۷٫ lend an ear (to sb)          گوش دادن – گوش فرا دادن

 

A: How was the meeting?

B: Awful! I made some practical suggestions but nobody was willing to lend an ear.

جلسه چطور بود؟

افتضاح! من چند پیشنهاد عملی دادم ولی هیچکس نخواست به حرف هایم گوش بدهد.

 

 

۱۸٫ be all ears             سراپا گوش بودن

 

A: Do you want me to tell you about my trip to New York?

B: Yes, go ahead. I'm all ears.

می خواهی راجع به مسافرتم به نیویورک برایت بگویم؟

بله، بگو. سراپا گوشم.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی همراه با ترجمه فارسی – درس بیست و سوم

توسط | خرداد ۵, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و سوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و سوم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۳        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۷٫ be about to (do sth)             در شرف (انجام کاری) بودن – در حین / آماده (انجام کاری) بودن

 

A: What were you doing when I called?

B: I was about to go to bed.

وقتی زنگ زدم داشتی چکار می کردی؟

داشتم می رفتم بخوابم.

 

 

۸٫ go through sth              تجربه کردن – تحمل کردن (سختی و دردسر)

(to experience sth)

 

A: I heard you had two operations.

B: Yes. I was in the hospital for 3 weeks. You don't know what I went through.

شنیدم دوتا عمل داشتی.

بله، سه هفته بستری بودم. نمی دانی چه کشیدم.

 

 

۹٫ take notice (of sb/sth)             متوجه شدن (= دیدن)

 

A: Be careful. You just went through a red light.

B: Did I? Well, I didn't take notice.

مواظب باش. از چراغ قرمز رد شدی.

واقعا. خوب متوجه شدم.

 

 

۱۰٫ take an interest in sb/sth              علاقه داشتن – علاقمند بودن – علاقه نشان دادن

 

A: Are you satisfied with John's progress?

B: Not really. I wish he took more interest in his studies.

از پیشرفت جان راضی هستید؟

راستش نه. ای کاش علاقه بیشتری به درس هایش نشان می داد.

 

 

۱۱٫ take one's time            کاری را سر فرصت انجام دادن – عجله نکردن

(to use as much time as you need without hurrying)

 

A: If you're in a hurry, I'll have my breakfast later so we can go now.

B: No. There's no hurry. Take your time.

اگر عجله داری صبحانه ام را بعد می خورم تا الان بتوانیم برویم.

نه عجله ندارم. عجله نکن.

 

 

۱۲٫ be on the right track            در مسیر درست بودن – در جهت صحیح قرار داشتن

(کنایه از حالتی است که شخص هنوز به هدف نرسیده و یا پاسخ صحیح را نیافته ولی فکر یا عمل وی در جهت صحیح است)

 

A: Was my answer correct?

B: Not exactly but you're on the right track. If you think a little more, you'll surely find the answer.

جواب من درست بود؟

دقیقا نه ولی در مسیر درست هستی. اگر کمی بیشتر فکر کنی، حتما جواب را پیدا می کنی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات رایج زبان انگلیسی به فارسی – درس نوزدهم

توسط | اردیبهشت ۹, ۱۳۹۷

اکنون درس نوزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس نوزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۹        احساسات مطلوب  (Pleasant feelings)

۹٫ cheer sb up            خوشحال کردن – دلداری دادن – دلگرم کردن

(to make a sad person happy)

 

A: Sarah lost her job last month. She feels depressed these days.

B: I really pity her. Let's give a party to cheer her up.

سارا ماه گذشته کارش را از دست داد. این روزها خیلی غمگین است.

خیلی دلم برایش می سوزد. بیا یک مهمانی بدهیم تا او را خوشحال کنیم.

 

 

۱۰٫ burst out laughing            زیر خنده زدن (ناگهان با صدای بلند خندیدن)

 

A: Why was your teacher so angry?

B: One of the students told a joke and then the whole class burst out laughing.

چرا معلم تان آنقدر عصبانی بود؟

یکی از شاگردان جوک گفت و بعد همه کلاس زدند زیر خنده.

 

 

۱۱٫ get goose bumps             سیخ شدن مو بر تن آدم در اثر ترس، هیجان و …

 

A: Do you think Robert is a good singer?

B: I love his voice. When he sings, I get goose bumps.

به نظرت رابرت خواننده خوبی است؟

من عاشق صدای او هستم. هنگامی که آواز می خواند مو بر تنم سیخ می شود.

 

 

۱۲٫ be in the mood for sth/to do sth             حال (چیزی یا انجام کاری را) داشتن

 

A: Shall we go to the movies tonight?

B: Actually, I'm not in the mood for going out today. I'd rather stay home and watch TV.

امشب برویم سینما؟

راستش امروز حال بیرون رفتن را ندارم. ترجیح می دهم در خانه بمانم و تلویزیون تماشا کنم.

 

 

۱۳٫ have a feeling / hunch            احساس (خاصی) داشتن – گمان کردن – حدس زدن

 

A: How did you know she was lying?

B: I just had a hunch.

A: I saw Lisa in David's car yesterday. What do you think?

B: My hunch is that / I have a feeling that they're getting married.

از کجا فهمیدی او دروغ می گوید؟

فقط احساس خاصی داشتم.

دیروز لیزا را در اتومبیل دیوید دیدم. نظرت چیست؟

حدس می زنم / احساس خاصی دارم که آنها دارند با هم ازدواج می کنند.

 

 

۱۴٫ feel at home              احساس راحتی و آرامش کردن – راحت بودن – خودمانی بودن

(to feel comfortable and relaxed)

 

A: Are you having a good time?

B: Yes, I am. I always feel at home in your house.

A: Hi, Alice. Can I have a word with you?

B: Hi. Come in. Sit down and make yourself at home.

به تو خوش می گذرد؟

بله. من همیشه در خانه تو احساس راحتی می کنم.

سلام آلیس. می توانم چند کلمه با تو صحبت کنم؟

سلام. بیا تو. بنشین و راحت باش.

 

 

۱۵٫ have one's heart set on sth            وعده چیزی را به خود دادن – در آرزو و منتظر چیزی بودن

 

A: Ok, Jason. Let's go to the movies.

B: But Dad, you promised to take me to the amusement park. I had my heart set on it.

خوب، جیسون. برویم سینما.

ولی پدر، تو قول دادی مرا ببری شهربازی. من به خودم وعده شهربازی دادم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *