Tag Archives: اصطلاحات آمریکایی با ترجمه فارسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی همراه با ترجمه فارسی – درس بیست و پنجم

توسط | خرداد ۱۹, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و پنجم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و پنجم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۵        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۱۹٫ kiss and make up          بوسیدن و آشتی کردن

 

A: Do you ever argue with your wife?

B: We hardly ever argue and if we do, we try to kiss and make up as soon as possible.

هیچ وقت با زنت بگو مگو می کنی؟

خیلی به ندرت بگو مگو می کنیم ولی اگر هم این کار را بکنیم در اولین فرصت همدیگر را می بوسیم و آشتی می کنیم.

 

 

۲۰٫ save one's face          آبروی خود را حفظ کردن

 

A: Why did your coach resign?

B: Well, we were losing our matches. He did it to save his face.

چرا مربی تان استعفا کرد؟

خوب، داشتیم مسابقاتمان را می باختیم. این کار را کرد تا آبرویش را حفظ کند.

 

 

۲۱٫ save one's skin/neck            جان خود را نجات دادن – نجات دادن (از شرمساری یا مجازات)

 

A: Watch out! There's a truck coming your way.

B: Thanks a lot. I didn't notice the truck at all. You saved my skin.

مواظب باش. یک کامیون به طرفت می آید.

خیلی ممنونم. اصلا متوجه کامیون نشدم. تو جانم را نجات دادی.

 

 

۲۲٫ take it on the chin            زیر سبیلی رد کردن – به روی خود نیاوردن

 

A: Your husband is a very nice person.

B: He really is. Sometimes I shout at him or insult him but he often takes it on the chin.

شوهرت خیلی آدم خوبی است.

واقعا همینطور است. گاهی اوقات سرش داد می زنم یا به او توهین می کنم ولی اغلب به روی خودش نمی آورد.

 

 

۲۳٫ pull strings            پارتی بازی کردن – اعمال نفوذ کردن

(to use influence)

 

A: How can I get what I want?

B: I have a connection in that company. He can pull strings for you.

چطور می توانم به خواسته ام برسم؟

من در آن شرکت یک آشنا دارم. او می تواند برایت پارتی بازی کند.

 

 

۲۴٫ meet the requirements            واجد شرایط بودن

 

A: What do you think of Mr. Williams?

B: He has a good degree and a lot of useful experience. He meets the requirements.

نظرت راجع به آقای ویلیامز چیست؟

او مدرک خوب و تجربه مفید فراوانی دارد. او واجد شرایط است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربردی ترین اصطلاحات انگلیسی به فارسی – درس بیست و یکم

توسط | اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و یکم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و یکم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۱        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱۰٫ like a fish out of water              ناراحت و معذب بودن – احساس غربت کردن

(awkward, in a foreign or unfamiliar environment)     

 

A: How do you like your new workplace?

B: To be frank with you, I feel out of place. I don't know anybody and everything is new to me. I feel like a fish out of water.

نظرت راجع به محل کار جدیدت چیست؟

راستش را بگویم احساس غربت می کنم. هیچکس را نمی شناسم. و همه چیز برایم جدید است. ناراحت و معذبم.

 

۱۱٫ to eat one's heart out          حسادت کردن – سوختن دل

(to be envious of sb/sth)

 

A: I like your new watch. It's really nice.

B: Well, eat your heart out. It was the last one in the store.

A: Look at your new computer. It's great. I envy you.

B: Don't eat your heart out about it. Go get one of your own.

از ساعت جدیدت خوشم می آید. خیلی قشنگ است.

خوب، دلت بسوزه. این آخرین ساعتی بود که در فروشگاه داشتند.

کامپیوتر جدیدش را ببین. حرف نداره. بهت حسودیم میشه.

لازم نیست حسادت کنی. برو یکی برای خودت بخر.

نکته: این اصطلاح همچنین به معنای (to be sad about sb/sth = غصه خوردن – غمگین بودن) نیز بکار می رود.

 

 

۱۲٫ be green with envy           از حسادت ترکیدن – حسودی کردن

(to be envious / to be jealous)

 

A: What do you think of Jim?

B: He's very jealous. Whenever he sees me in my new car, he turns green with envy.

نظرت راجع به جیم چیست؟

خیلی حسود است. هروقت مرا در اتومبیل جدیدم می بیند از حسادت می خواهد بترکد.

 

 

۱۳٫ get carried away           خیلی هیجان زده شدن – دیوانه شدن (قادر به کنترل احساسات خود نبودن)

(to get very excited or lose control of your feeling)

 

A: How was the football match last night?

B: Oh, it was terrific. When my favorite team scored the first goal, I got carried away and started shouting and jumping up and down.

مسابقه فوتبال دیشب چطور بود؟

فوق العاده بود. وقتی تیم مورد علاقه من اولین گل را زد خیلی هیجان زده شدم و شروع کردم داد زدن و بالا و پایین پریدن.

 

 

۱۴٫ to bottle up your emotions/feelings/problems…            در دل خود نگه داشتن – توی خود ریختن

(کنایه از هنگامی است که شخص احساسات، عواطف و مشکلاتش را بروز نمی دهد و در دل خود نگه می دارد.)

A: I feel terrible. My problems are getting on top of me.

B: Don't bottle up your problems. It's better to talk them out.

خیلی حالم بد است. مشکلاتم دارند مرا از پا در می آورند.

مشکلاتت را توی دلت نگه ندار. راجع به آنها حرف بزن و آنها را بیرون بریز.

 

 

۱۵٫ What's gotten into you/sb?            چِت شده – چِته (چرا اینطوری رفتار می کنی؟)

 

A: You're acting strangely today. What's gotten into you?

B: I don't know. I feel tense and nervous. I can't relax.

امروز رفتارت عجیب است. چته؟

نمی دانم. عصبی هستم. آرامش ندارم.

 

 

۱۶٫ I can't take it anymore                 دیگر تحملش را ندارم – دیگر طاقتم طاق شده

 

A: Why do you want to quit?

B: It's my boss. He keeps nagging me. I can't take it anymore.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

به خاطر رئیسم. مرتب به من نق می زند. دیگر تحملش را ندارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربردی ترین اصطلاحات زبان انگلیسی با ترجمه فارسی – درس هفدهم

توسط | فروردین ۳۰, ۱۳۹۷

اکنون درس هفدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس هفدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۷        ضعف های آدم ها۲  (People's weaknesses2)

۸٫ be wet behind the ears          خام بودن – جوان و بی تجربه بودن

(to be young and inexperienced)

 

A: Bob is going to start his own business.

B: I'm sure he'll go broke in a month. He's still wet behind the ears.

باب قصد دارد کار خودش را شروع کند.

مطمئنم طی یک ماه ورشکست خواهد شد. او هنوز خام و بی تجربه است.

 

 

۹٫ have too many irons in the fire        داشتن یک سر و هزار سودا

(to be doing too many things at the same time)      کنایه از حالتی است که شخصی می خواهد چندین کار یا امر مهم را باهم انجام دهد

 

A: Do you think Tom will graduate this semester?

B: I don't think so. He's studying and he's working in two places at the same time. He has too many irons in the fire.

فکر می کنی تام این ترم فارغ التحصیل خواهد شد؟

گمان نمی کنم. او هم درس می خواند و هم همزمان در دو جا کار میکند. یک سر دارد و هزار سودا.

 

 

۱۰٫ penny wise and pound foolish          صرفه جو یا دقیق در چیزهای کوچک ولی بی دقت و ولخرج در چیزهای بزرگ

(It is foolish to lose a lot of money to save a little money)

(کنایه از کسی که پول اندکی را صرفه جویی می کند ولی در مقابل پول فراوانی را از دست می دهد و یا کسی که منفعت ناچیزی را بدست می آورد و در ازا آن ضرر هنگفتی را متحمل می شود.)

A: I'm saving every penny I can and I'm economizing on food and clothes.

B: But you're living in a very expensive apartment. You're being penny wise and pound foolish.

من هر یک پنی را که بتوانم پس انداز می کنم و در مورد غذا و لباس نیز صرفه جویی می کنم.

اما تو داری در یک آپارتمان بسیار گران زندگی می کنی. تو پول اندکی صرفه جویی می کنی و در مقابل پول هنگفتی را خرج می کنی.

 

 

۱۱٫ be tied up to one's mother's / wife's … apron strings         زیر نفوذ و کنترل مادر / همسر … بودن

(be too much under the influence and control of …)

 

A: Does your mother – in – law interfere in your private life?

B: She does, but I don't really mind it. What really bothers me is that my husband is tied up to his mother's apron strings.

مادر شوهرت در زندگی خصوصی تو دخالت می کند؟

بله، ولی خیلی برایم مهم نیست. آنچه که واقعا مرا زجر می دهد آن است که شوهرم سخت زیر نفوذ مادرش است.

 

 

۱۲٫ be the black sheep of the family         عضو خلاف / بدنام / بد خانواده بودن

(to be the worst member of the family)

 

A: Jason is very different from his father.

B: Yes, he's rude and violent and he's often in trouble with the police. He's the black sheep of the family.

جیسون خیلی با پدرش فرق دارد.

بله، او بی ادب و خشن است و همیشه با پلیس سر و کار دارد. او عضو خلاف خانواده است.

 

 

۱۳٫ not have a leg to stand on        نداشتن دلیل برای عقاید خود – نداشتن توجیه برای اعمال خود

(to have nothing to support one's opinion or justify one's actions)

 

A: I'm awfully sorry. I wrecked your car in an accident but let me explain.

B: What do you want to explain? You took my car without my permission and wrecked it in an accident. You sure don't have a leg to stand on.

بی نهایت متاسفم. اتومبیلت را در تصادف داغون کردم اما اجازه بده توضیح بدهم.

چه توضیحی داری بدهی؟ اتومبیلم را بدون اجازه من بردی و در تصادف داغونش کردی. برای کارت هیچ توجیهی نداری.

 

 

۱۴٫ be / ffel under the weather           حال ندار بودن، مریض بودن

(be ill)

 

A: You don't look well. What's the matter?

B: My head's aching and I feel a little under the weather.

سر حال به نظر نمی رسی. چه شده؟

سرم درد می کند و حالم خوب نیست.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *