Tag Archives: اشعار فارسی با ترجمه انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

شعری از سهراب سپهری به نام از روی پلک شب – فارسی به انگلیسی

توسط | فروردین ۲۷, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت شانزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " از روی پلک شب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Over The Eyelids of Night

It was a flowing night.

From beneath the spruce trees, the stream was flowing to far beyond.

The moonlight was illuminating the valley and the mountain so bright that God could be seen.

 

We were on the heights.

Far beyond, invisible, surfaces, washed, and glance, more amorous than ever before.

You handed me the green stalk of a message

And your breath quietly cracked the Terracotta of Familiarity.

Our heartbeats pouring down the rocks

From an old wine, the summer's sands flowing in veins

And the moonlight enamelling your behavior

You were wonderful, free, and down-to-earth.

 

The Green Fortune of Life mingled with the cool mountain air.

Shadows returned

And pennyroyals danced

With the breeze

And ecstasies mingled together.

 

" ترجمه فارسی "

 

از روی پلک شب

شب سرشاری بود.

رود از پای صنوبرها، تا فراترها می رفت.

دره مهتاب اندود، و چنان روشن کوه، که خدا پیدا بود.

 

در بلندی ها ما

دورها گم، سطح ها شسته، و نگاه از همه شب نازک تر.

دست هایت، ساقه ی سبز پیامی را می داد به من.

و سفالینه ی انس، با نفس هایت آهسته ترک می خورد.

و تپش هامان می ریخت به سنگ.

از شرابی دیرین، شن تابستان در رگ ها

و لعاب مهتاب، روی رفتارت.

تو شگرف، تو رها، و برازنده ی خاک.

 

فرصت سبز حیات، به هوای خنک کوهستان می پیوست.

سایه ها بر می گشت.

و هنوز، در سر راه نسیم،

پونه هایی که تکان می خورد

جذبه هایی که به هم می ریخت.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب

توسط | اسفند ۱۰, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار خودآموز زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت نهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

I hear the garden breathing

Darkness falling down a leaf

And Light coughing from behind the tree.

I hear Water sneezing through the cracks of the rock.

Swallows dripping down through the ceiling of spring

Clear sounds: Window of Solitude opening and closing

Pure sounds: Love vaguely sloughig off its skin

The passion for flight gathering in the wings,

And the soul resisting to crack.

I hear the Footfall of Desire

And the lawful tread of blood in veins.

The Pulse of the Dawn of the Pigeons' well

The Heartbeats of Thursday Nights

The flow of carnation in the mind

The Pure Neighing of Truth from afar.

I hear Matter blowing

Faith walking in the Alleyway of Longing

The rain pattering on the wet eyelids of love

Over the Mournful Music of Maturity

Over the song of pomegranate orchards

The Glass of Gladness crashing at night

The paper of Beauty tearing into pieces

And the Bowl of Nostalgia filling and emptying with wind.

 

I am close to the beginning of the earth.

I take the pulse of flowers

I know the Wet Fate of Water, the Green Habit of Trees.

 

My soul flows in the new direction of objects.

My soul is young.

 

" ترجمه فارسی "

من صدای نفس باغچه را می شنوم

و صدای ظلمت را، وقتی از برگی می ریزد

و صدای، سرفه ی روشنی از پشت درخت،

عطسه ی آب از هر رخنه ی سنگ،

چکچک چلچله از سقف بهار

و صدای صاف، باز و بسته شدن پنجره تنهایی

و صدای پاک، پوست انداختن مبهم عشق

متراکم شدن ذوق پریدن در بال

و ترک خوردن خودداری روح

من صدای قدم خواهش را می شنوم

و صدای پای قانونی خون را در رگ،

ضربان سحر چاه کبوترها،

تپش قلب شب آدینه،

جریان گل میخک در فکر

شیهه ی پاک حقیقت از دور

من صدای وزش ماده را می شنوم

و صدای کفش ایمان را در کوچه ی شوق.

صدای باران را، روی پلک تر عشق،

صدای موسیقی غمناک بلوغ،

روی آواز انارستان ها

و صدای متلاشی شدن شیشه ی شادی در شب،

پاره پاره شدن کاغذ زیبایی،

پر و خالی شدن کاسه ی غربت از باد.

 

من به آغاز زمین نزدیکم.

نبض گل ها را می گیرم.

آشنا هستم با، سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت.

 

روح من در جهت تازه ی اشیا جاری ست.

روح من کم سال است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب

توسط | اسفند ۶, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج آموزش زبان انگلیسی برای کودکان، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار آموزش مکالمه های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هشتم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

A rattle box murdered on the siesta mattress

A tale murdered at the mouth of Alleyway of Sleep

A sorrow murdered at the command of a song

The moonlight murdered at the command of neon light

A willow tree murdered by government

A desperate poet murdered  by a snowdrop.

 

The entire face of the earth was visible.

Order reigned in Greek alleyways.

An owl hooted in the Hanging Gardens.

The wind blew scraps of history at Khybar Pass.

A boat carried flowers on the tranquil Lake Negueen.

In each lane in Benaras, a lamp burned perpetually.

 

I saw people.

I saw towns.

I saw mountains and plains.

I saw water, and earth.

I saw light and darkness.

I saw plants in light and plants in darkness.

I saw animals in light and animals in darkness.

I saw man in light and man in darkness.

 

I'm a native of Kashan, but

My hometown is not Kashan.

My hometown is lost.

With endurance and stamina

I have built a house on the other side of night.

 

In this house, I live close to the Moist Obscurity of Grass.

 

" ترجمه فارسی "

قتل یک جغجغه روی تشک بعد از ظهر

قتل یک قصه سر کوچه ی خواب

قتل یک غصه به دستور سرود

قتل مهتاب به فرمان نئون

قتل یک بید به دست "دولت"

قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ.

 

همه ی روی زمین پیدا بود:

نظم در کوچه ی یونان می رفت.

جغد در "باغ معلق" می خواند.

باد در گردنه ی خیبر، بافه ای از خس تاریخ به خاور می راند.

روی دریاچه ی آرام "نگین" قایقی گل می برد.

در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود.

 

مردمان را دیدم.

شهرها را دیدم.

دشت ها را، کوه ها را دیدم.

آب را دیدم، خاک را دیدم.

نور و ظلمت را دیدم.

و گیاهان را در نور، و گیاهان را در ظلمت دیدم.

جانور را در نور، جانور را در ظلمت دیدم.

و بشر را در نور، و بشر را در ظلمت دیدم.

 

اهل کاشانم، اما

شهر من کاشان نیست.

شهر من گم شده است.

من با تاب، من با تب

خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام.

 

من در این خانه به گم نامی نمناک علف نزدیکم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *