Tag Archives: اشعار سپهری به انگلیسی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

شعری از سهراب سپهری به نام آب – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیستم از شعر سهراب سپهری، به نام " آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Water

Let's not soil the water:

Perhaps a pigeon is drinking down there

Or a thrush dipping its wing by a far thicket

Or a pitcher being filled in a village.

 

Let's not soil the water.

This stream is perhaps running to a white aspen to sooth a lonely heart.

A dervish may have dipped his dry bread there.

 

A lovely lady has come by the stream.

Let's not soil the water.

Beauty is doubled.

 

Sweet water!

Clear stream!

People are so affable there!

May their streams bubble! And their cows produce abundant milk!

Never have I visited their village.

Their hedges must bear God's footprints.

There, moonshine illuminates the expanse of eloquence.

No doubt, the fences are low in yonder village.

And its inhabitants know what a flower the peony is.

No doubt, blue is blue there.

 

A bud blossoms! People know it

 

What a glorious village it must be!

May its alleyways overflow with music!

The people living by the stream understand water.

They did not soil it

Nor should we.

 

" ترجمه فارسی "

 

آب

آب را گل نکنیم:

در فرودست انگار، کفتری می خورد آب.

یا که در بیشه ی دور، سیره ای پر می شوید.

یا در آبادی، کوزه ای پر می گردد.

 

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان می رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

 

زن زیبایی آمد لب رود.

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دوبرابر شده است.

 

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالا دست، چه صفایی دارند!

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بی گمان پای چپرهاشان جای پای خداست.

ماهتاب آن جا، می کند روشن پهنای کلام.

بی گمان در ده بالا دست، چینه ها کوتاه است.

مردمش می دانند، که شقایق چه گلی است.

بی گمان آن جا آبی، آبی است.

 

غنچه ای می شکفد، اهل ده باخبرند.

 

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می فهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام و پیامی در راه – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۵, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هجدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " و پیامی در راه " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

And A Message On the Way

some day

I will come and bring a message.

Into veins I will cast light,

And call out, "O you whose baskets are full of dreams!"

I have brought you an apple, the red apple of the Sun.

 

I will come to offer the beggar a lilac flower.

I will give the lovely leprous woman a pair of earrings.

To a blind man I will say, "How enchanting the garden is!"

I will become a peddler, roam the alleyways

And cry out, "Dews, dews, dews."

A passer-by will say, "It is indeed a dark night."

To him I will give a galaxy.

On the bridge there is a little legless girl.

Round her neck I will hang the Great Bear.

 

All lips I will purge of obscenities.

All walls I will tear down.

I will inform the bandits,

"A caravan is arriving with a load of smile."

I will tear up the clouds

Great the eyes onto the sun, the hearts onto love

The shadows onto water, and the branches onto wind.

I will graft infantile dreams to the murmuring crickets.

 

I will fly kites

Water flowerpots,

Go to horses and cows, And put the green grass of love before them.

 

For a thirsty mare, I will bring a bucket of dews.

There is a decrepit donkey on the way, I will scare the flies off its body.

 

I will come to plant a carnation on each wall.

I will sing a verse to every window.

I will give each crow a pine tree.

I will tell the snake: "The frog is so glorious!"

I will reconcile.

I will familiarise.

I will walk on.

I will eat light.

I will love.

 

" ترجمه فارسی "

 

و پیامی در راه

روزی

خواهد آمد، و پیامی خواهم آورد.

در رگ ها نور خواهم ریخت.

و صدا خواهم در داد: "ای سبدهاتان پر خواب!

سیب آوردم، سیب سرخ خورشید."

 

خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد.

زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید.

کور را خواهم گفت: "چه تماشا دارد باغ!"

دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت،

جار خواهم زد: "آی شبنم، شبنم، شبنم."

رهگذاری خواهد گفت: "راستی را شب تاریکی است."

کهکشانی خواهم دادش.

روی پل دخترکی بی پاست،

دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت.

 

هر چه دشنام، از لب ها خواهم برچید.

هرچه دیوار، از جا خواهم برکند.

رهزنان را خواهم گفت: "کاروانی آمد، بارش لبخند!"

ابر را پاره خواهم کرد.

من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با عشق،

سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.

و به هم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه ی زنجره ها.

 

بادبادک ها به هوا خواهم برد.

گلدان ها، آب خواهم داد.

خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهم ریخت.

 

مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهم آورد.

خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد.

 

خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.

پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.

هر کلاغی را، کاجی خواهم داد.

مار را خواهم گفت: "چه شکوهی دارد غوک!"

آشتی خواهم داد.

آشنا خواهم کرد.

راه خواهم رفت.

نور خواهم خورد.

دوست خواهم داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | بهمن ۲۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار داستان های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت ششم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Far below me

My mother was washing cups in the Memory of River.

 

The town was visible:

The growing geometry of cement, iron and stone

The pigeon-free rooftops of hundreds of buses.

 

A flower lady slashed her prices.

A poet suspended a swing of rope between two lilac trees.

Aboy pelted stones at the school wall.

A child spat apricot seeds on his father's faded prayer-rug.

on a map, a goat drank water from the Caspian Sea.

 

A clothes-line was visible, a frantic bra.

 

A cart wheel pined for the horse to halt

The horse for the driver to fall asleep

The driver on the cart longed for death.

 

Love was visible, waves were visible,

Snow was visible, friendship was visible,

Word was visible.

Water was visible, the reflection of objects in water

The Cool Shade of Cells in the Heat of Blood

The Moist Side of Life

The Eastern Sorrow of Human Soul

Season of roaming in the Alleyway of Woman

Scent of Solitude in the Alleyway of Seasons.

 

Summer held a fan in hand.

 

" ترجمه فارسی "

مادرم آن پایین

استکان ها را در خاطره ی شط می شست.

 

شهر پیدا بود:

رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ

سقف بی کفتر صدها اتوبوس

 

گل فروشی گل هایش را می کرد حراج

در میان دو درخت گل یاس، شاعری تابی می بست.

پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.

کودکی هسته ی زردآلو را، روی سجاده ی بی رنگ پدر تف می کرد.

و بزی از "خزر" نقشه ی جغرافی، آب می خورد.

 

بند رختی پیدا بود: سینه بندی بی تاب.

 

چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابیدن گاری چی

مرد گاری چی در حسرت مرگ.

 

عشق پیدا بود، موج پیدا بود.

برف پیدا بود، دوستی پیدا بود.

کلمه پیدا بود.

آب پیدا بود، عکس اشیا در آب.

سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون.

سمت مرطوب حیات.

شرق اندوه نهاد بشری.

فصل ول گردی در کوچه ی زن.

بوی تنهایی در کوچه ی فصل.

 

دست تابستان یک بادبزن پیدا بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری انگلیسی (همراه با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۱۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت چهارم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

I went as far as the alleyway of doubt

As far as the cool air of contentment

As far as the wet night of affection.

I went to meet someone at the other end of love.

I went on and on as far as Woman

As far as the lamp of pleasure

As far as the silence of desire

As far as the fluttering sound of solitude.

 

I saw many things on earth:

A child sniffed the moon.

Light fluttered in a doorless cage.

Love ascended to the heaven by a ladder.

A woman pounded light in a mortar.

For lunch they had bread, vegetables, a plate of dew and a warm Bowl of Affection.

 

I saw a begger

Going from one door to another, asking for a lark's song

And a street cleaner praying in front of a melon skin.

 

I saw a lamb munching kites

An ass appreciating fodder

And a cow surfeited with Advice.

 

I saw a poet addressing a lily "Your Excellency!".

 

I saw a book  with crystal words.

A sheet of paper made from Spring.

A museum remote from verdure.

A mosque remote from water.

 

"ترجمه فارسی"

تا ته کوچه ی شک

تا هوای خنک اسغنا

تا شب خیس محبت رفتم.

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

رفتم، رفتم تا زن

تا چراغ لذت

تا سکوت خواهش

تا صدای پر تنهایی

 

چیزها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم، ماه را بو می کرد.

قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پَرپَر می زد.

نردبانی که از آن، عشق می رفت به بام ملکوت.

من زنی را دیدم، نور در هاون می کوبید.

ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.

 

من گدایی دیدم، 

در به در می رفت آواز چکاوک می خواست.

و سپوری (رفتگری) که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز.

 

بره ای را دیدم، بادبادک می خورد.

من الاغی دیدم، یونجه را می فهمید.

در چراگاه "نصیحت" گاوی دیدم سیر.

 

شاعری دیدم هنگام خطاب، به گل سوسن می گفت: "شما!"

 

من کتابی دیدم، واژه هایش همه از جنس بلور.

کاغذی دیدم، از جنس بهار.

موزه ای دیدم دور از سبزه.

مسجدی دور از آب.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *