Tag Archives: اشعار زیبا از شاعران بزرگ

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

شعری ازسهراب سپهری به نام در گلستانه – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیست و یکم از شعر سهراب سپهری، به نام " در گلستانه " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

At Gulestaneh

Plains so vast!

Mountains so high!

What a scent of grass lay over Gulestaneh!

In that village I was searching for something:

Perhaps for some sleep,

Light, pebble, smile.

 

Behind the poplar trees

Innocent negligence keeps calling me.

 

At a rush bed I stopped. The wind was blowing: I listened:

Who was talking to me?

A lizard plopped.

I walked on.

A hayfield on the way

Then contours of cucumbers, rosy bushes And the oblivion of earth.

 

At a stream

I took off my cotton slippers, and sat down with my feet in water.

"How green I am today!

And how alert my body!

What id sorrow creeps down the mountain?!

Who is behind the trees?

Nothing. Only a cow is grazing.

It is summer noon.

The shades know what a summer it is.

 

Pure shades.

A pure bright spot.

Babes of feeling! This is the corner for playing.

Life is not empty:

Kindness, apples, faith.

Aye,

While there are peonies one can live on.

 

In my heart there is something like a blaze of light, like a morning dream.

And so restless am I that I feel like running

To the far end of the plains, up to the mountaintop.

A voice keeps calling me from afar."

 

" ترجمه فارسی "

 

در گلستانه

دشت هایی چه فراخ!

کوه هایی چه بلند!

در گلستانه چه بوی علفی می آمد!

من در این آبادی، پی چیزی می گشتم:

پی خوابی شاید

پی نوری، ریگی، لبخندی.

 

پشت تبریزی ها

غفلت پاکی بود، که صدایم می زد.

 

پای نی زاری ماندم، باد می آمد، گوش دادم:

چه کسی با من حرف می زد؟

سوسماری لغزید.

راه افتادم.

یونجه زاری سر راه

بعد جالیز خیار، بوته های گل رنگ و فراموشی خاک.

 

لب آبی

گیوه ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:

"من چه سبزم امروز!

و چه اندازه تنم هوشیار است!

نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه؟!

چه کسی پشت درختان است؟

هیچ، می چرد گاوی در کرد.

ظهر تابستان است.

سایه ها می دانند، که چه تابستانی است.

 

سایه هایی بی لک.

گوشه ای روشن و پاک.

کودکان احساس! جای بازی اینجاست.

زندگی خالی نیست:

مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.

آری

تا شقایق هست، زندگی باید کرد.

 

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح.

و چنان بی تابم، که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است، که مرا می خواند."

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی به انگلیسی – بقال و طوطی (قسمت سوم)

توسط | اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

 

اکنون قسمت سوم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

ادامه داستان:

It was for this reason that all the world were misled,

 

and very few came to know the truly pious ones.

They adopted an equality with the prophets,

and regarded the saints to be like themselves.

They said: "We are human beings like them,

both of us depending on food and sleep.

Owing to blindness they did not realise,

 

that there is an infinite difference between them.

Both kinds of insects eat from the same field,

 

but a wasp shows sting, while the bee produces honey.

Both kinds of deer consume water and greens,

 

but one kind makes dung, while the other produces pure musk.

 

Both kinds of rush consume the same water, but one kind,

 

becomes hollow like reed, and the other is sugar-cane.

You see hundreds of thousands such similarities,

with a difference of seventy years between them

 

"ترجمه فارسی"

جمله عالم زین سبب گمراه شد

 

کم کسی ز ابدال حق آگاه شد

همسری با انبیا برداشتند

اولیا را همچو خود پنداشتند

گفته اینک ما بشر ایشان بشر

ما و ایشان بسته ی خوابیم و خور

این ندانستند ایشان از عمی

 

هست فرقی در میان بی منتها

هر دو گون زنبور خوردند از محل

 

لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل

هردو گون آهوگیا خوردند و آب

 

زین یکی سرگین شد و زان مشگ ناب

 

هر دو نی خوردند از یک آبخور

 

این یکی خالی و آن دیگر شکر

صد هزاران این چنین اشتباه بین

فرقشان هفتاد ساله راه بین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام آب – همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت بیستم از شعر سهراب سپهری، به نام " آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Water

Let's not soil the water:

Perhaps a pigeon is drinking down there

Or a thrush dipping its wing by a far thicket

Or a pitcher being filled in a village.

 

Let's not soil the water.

This stream is perhaps running to a white aspen to sooth a lonely heart.

A dervish may have dipped his dry bread there.

 

A lovely lady has come by the stream.

Let's not soil the water.

Beauty is doubled.

 

Sweet water!

Clear stream!

People are so affable there!

May their streams bubble! And their cows produce abundant milk!

Never have I visited their village.

Their hedges must bear God's footprints.

There, moonshine illuminates the expanse of eloquence.

No doubt, the fences are low in yonder village.

And its inhabitants know what a flower the peony is.

No doubt, blue is blue there.

 

A bud blossoms! People know it

 

What a glorious village it must be!

May its alleyways overflow with music!

The people living by the stream understand water.

They did not soil it

Nor should we.

 

" ترجمه فارسی "

 

آب

آب را گل نکنیم:

در فرودست انگار، کفتری می خورد آب.

یا که در بیشه ی دور، سیره ای پر می شوید.

یا در آبادی، کوزه ای پر می گردد.

 

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان می رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

 

زن زیبایی آمد لب رود.

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دوبرابر شده است.

 

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالا دست، چه صفایی دارند!

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بی گمان پای چپرهاشان جای پای خداست.

ماهتاب آن جا، می کند روشن پهنای کلام.

بی گمان در ده بالا دست، چینه ها کوتاه است.

مردمش می دانند، که شقایق چه گلی است.

بی گمان آن جا آبی، آبی است.

 

غنچه ای می شکفد، اهل ده باخبرند.

 

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می فهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام و پیامی در راه – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۵, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هجدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " و پیامی در راه " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

And A Message On the Way

some day

I will come and bring a message.

Into veins I will cast light,

And call out, "O you whose baskets are full of dreams!"

I have brought you an apple, the red apple of the Sun.

 

I will come to offer the beggar a lilac flower.

I will give the lovely leprous woman a pair of earrings.

To a blind man I will say, "How enchanting the garden is!"

I will become a peddler, roam the alleyways

And cry out, "Dews, dews, dews."

A passer-by will say, "It is indeed a dark night."

To him I will give a galaxy.

On the bridge there is a little legless girl.

Round her neck I will hang the Great Bear.

 

All lips I will purge of obscenities.

All walls I will tear down.

I will inform the bandits,

"A caravan is arriving with a load of smile."

I will tear up the clouds

Great the eyes onto the sun, the hearts onto love

The shadows onto water, and the branches onto wind.

I will graft infantile dreams to the murmuring crickets.

 

I will fly kites

Water flowerpots,

Go to horses and cows, And put the green grass of love before them.

 

For a thirsty mare, I will bring a bucket of dews.

There is a decrepit donkey on the way, I will scare the flies off its body.

 

I will come to plant a carnation on each wall.

I will sing a verse to every window.

I will give each crow a pine tree.

I will tell the snake: "The frog is so glorious!"

I will reconcile.

I will familiarise.

I will walk on.

I will eat light.

I will love.

 

" ترجمه فارسی "

 

و پیامی در راه

روزی

خواهد آمد، و پیامی خواهم آورد.

در رگ ها نور خواهم ریخت.

و صدا خواهم در داد: "ای سبدهاتان پر خواب!

سیب آوردم، سیب سرخ خورشید."

 

خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد.

زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید.

کور را خواهم گفت: "چه تماشا دارد باغ!"

دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت،

جار خواهم زد: "آی شبنم، شبنم، شبنم."

رهگذاری خواهد گفت: "راستی را شب تاریکی است."

کهکشانی خواهم دادش.

روی پل دخترکی بی پاست،

دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت.

 

هر چه دشنام، از لب ها خواهم برچید.

هرچه دیوار، از جا خواهم برکند.

رهزنان را خواهم گفت: "کاروانی آمد، بارش لبخند!"

ابر را پاره خواهم کرد.

من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با عشق،

سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.

و به هم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه ی زنجره ها.

 

بادبادک ها به هوا خواهم برد.

گلدان ها، آب خواهم داد.

خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهم ریخت.

 

مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهم آورد.

خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد.

 

خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.

پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.

هر کلاغی را، کاجی خواهم داد.

مار را خواهم گفت: "چه شکوهی دارد غوک!"

آشتی خواهم داد.

آشنا خواهم کرد.

راه خواهم رفت.

نور خواهم خورد.

دوست خواهم داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام روشنی، من، گل، آب – فارسی به انگلیسی

توسط | اردیبهشت ۱, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هفدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " روشنی، من، گل، آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

 

Light, I, Flower, Water

There is no cloud.

There is no wind.

I perch by the pond.

The fish swimming about, light, I, flower, and water.

The pure grapes of life.

 

Mother is picking basils.

Bread, basils and cheese, a cloudless sky some wet petunias.

Salvation is nearby, amidst the courtyard flowers.

 

Such caresses light pours into the copper bowl!

From up the high wall, the ladder brings Dawn down to earth.

Everything is hidden behind a smile.

There is a crevice in the wall of Time through which my visage is visible.

There is a lot that I don't know.

I know if I pick a plant I will die.

I fly up to the peak, I am full of wings.

I can find my way out in the dark, I am full of lanterns.

I am full of light, of sands

And of shrubs and trees.

I am full of paths, of bridges, of rivers, and of waves.

I am full of a leaf's reflection in water.

How infinite my loneliness is!

 

" ترجمه فارسی "

 

روشنی، من، گل، آب

ابری نیست.

بادی نیست.

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آب.

پاکی خوشه ی زیست.

 

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر، آسمان بی ابر، اطلسی هایی تر.

رستگاری نزدیک: لای گل های حیاط.

 

نور در کاسه مس، چه نوازش ها می ریزد!

نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد.

پشت لبخندی پنهان هر چیز.

روزنی دارد دیوار زمان، که از آن، چهره ی من پیداست.

چیزهایی هست، که نمی دانم.

می دانم، سبزه ای را بکنم خواهم مرد.

می روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم.

راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم.

من پر از نورم و شن.

و پر از دار و درخت.

پرم از راه، از پل، از رود، از موج.

پرم از سایه ی برگی در آب:

چه درونم تنهاست!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعری از سهراب سپهری به نام از روی پلک شب – فارسی به انگلیسی

توسط | فروردین ۲۷, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت شانزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " از روی پلک شب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Over The Eyelids of Night

It was a flowing night.

From beneath the spruce trees, the stream was flowing to far beyond.

The moonlight was illuminating the valley and the mountain so bright that God could be seen.

 

We were on the heights.

Far beyond, invisible, surfaces, washed, and glance, more amorous than ever before.

You handed me the green stalk of a message

And your breath quietly cracked the Terracotta of Familiarity.

Our heartbeats pouring down the rocks

From an old wine, the summer's sands flowing in veins

And the moonlight enamelling your behavior

You were wonderful, free, and down-to-earth.

 

The Green Fortune of Life mingled with the cool mountain air.

Shadows returned

And pennyroyals danced

With the breeze

And ecstasies mingled together.

 

" ترجمه فارسی "

 

از روی پلک شب

شب سرشاری بود.

رود از پای صنوبرها، تا فراترها می رفت.

دره مهتاب اندود، و چنان روشن کوه، که خدا پیدا بود.

 

در بلندی ها ما

دورها گم، سطح ها شسته، و نگاه از همه شب نازک تر.

دست هایت، ساقه ی سبز پیامی را می داد به من.

و سفالینه ی انس، با نفس هایت آهسته ترک می خورد.

و تپش هامان می ریخت به سنگ.

از شرابی دیرین، شن تابستان در رگ ها

و لعاب مهتاب، روی رفتارت.

تو شگرف، تو رها، و برازنده ی خاک.

 

فرصت سبز حیات، به هوای خنک کوهستان می پیوست.

سایه ها بر می گشت.

و هنوز، در سر راه نسیم،

پونه هایی که تکان می خورد

جذبه هایی که به هم می ریخت.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | بهمن ۲۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار داستان های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت ششم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Far below me

My mother was washing cups in the Memory of River.

 

The town was visible:

The growing geometry of cement, iron and stone

The pigeon-free rooftops of hundreds of buses.

 

A flower lady slashed her prices.

A poet suspended a swing of rope between two lilac trees.

Aboy pelted stones at the school wall.

A child spat apricot seeds on his father's faded prayer-rug.

on a map, a goat drank water from the Caspian Sea.

 

A clothes-line was visible, a frantic bra.

 

A cart wheel pined for the horse to halt

The horse for the driver to fall asleep

The driver on the cart longed for death.

 

Love was visible, waves were visible,

Snow was visible, friendship was visible,

Word was visible.

Water was visible, the reflection of objects in water

The Cool Shade of Cells in the Heat of Blood

The Moist Side of Life

The Eastern Sorrow of Human Soul

Season of roaming in the Alleyway of Woman

Scent of Solitude in the Alleyway of Seasons.

 

Summer held a fan in hand.

 

" ترجمه فارسی "

مادرم آن پایین

استکان ها را در خاطره ی شط می شست.

 

شهر پیدا بود:

رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ

سقف بی کفتر صدها اتوبوس

 

گل فروشی گل هایش را می کرد حراج

در میان دو درخت گل یاس، شاعری تابی می بست.

پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.

کودکی هسته ی زردآلو را، روی سجاده ی بی رنگ پدر تف می کرد.

و بزی از "خزر" نقشه ی جغرافی، آب می خورد.

 

بند رختی پیدا بود: سینه بندی بی تاب.

 

چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابیدن گاری چی

مرد گاری چی در حسرت مرگ.

 

عشق پیدا بود، موج پیدا بود.

برف پیدا بود، دوستی پیدا بود.

کلمه پیدا بود.

آب پیدا بود، عکس اشیا در آب.

سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون.

سمت مرطوب حیات.

شرق اندوه نهاد بشری.

فصل ول گردی در کوچه ی زن.

بوی تنهایی در کوچه ی فصل.

 

دست تابستان یک بادبزن پیدا بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *