Tag Archives: اشعار زیبای معاصر

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل)
امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف.
با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.
 پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد
همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر
نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه
و امکانات بی شمار دیگر…
برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید :
هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel
pack-film
آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts
telegram-german telegram-story

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | بهمن ۲۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار داستان های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت ششم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Far below me

My mother was washing cups in the Memory of River.

 

The town was visible:

The growing geometry of cement, iron and stone

The pigeon-free rooftops of hundreds of buses.

 

A flower lady slashed her prices.

A poet suspended a swing of rope between two lilac trees.

Aboy pelted stones at the school wall.

A child spat apricot seeds on his father's faded prayer-rug.

on a map, a goat drank water from the Caspian Sea.

 

A clothes-line was visible, a frantic bra.

 

A cart wheel pined for the horse to halt

The horse for the driver to fall asleep

The driver on the cart longed for death.

 

Love was visible, waves were visible,

Snow was visible, friendship was visible,

Word was visible.

Water was visible, the reflection of objects in water

The Cool Shade of Cells in the Heat of Blood

The Moist Side of Life

The Eastern Sorrow of Human Soul

Season of roaming in the Alleyway of Woman

Scent of Solitude in the Alleyway of Seasons.

 

Summer held a fan in hand.

 

" ترجمه فارسی "

مادرم آن پایین

استکان ها را در خاطره ی شط می شست.

 

شهر پیدا بود:

رویش هندسی سیمان، آهن، سنگ

سقف بی کفتر صدها اتوبوس

 

گل فروشی گل هایش را می کرد حراج

در میان دو درخت گل یاس، شاعری تابی می بست.

پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.

کودکی هسته ی زردآلو را، روی سجاده ی بی رنگ پدر تف می کرد.

و بزی از "خزر" نقشه ی جغرافی، آب می خورد.

 

بند رختی پیدا بود: سینه بندی بی تاب.

 

چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابیدن گاری چی

مرد گاری چی در حسرت مرگ.

 

عشق پیدا بود، موج پیدا بود.

برف پیدا بود، دوستی پیدا بود.

کلمه پیدا بود.

آب پیدا بود، عکس اشیا در آب.

سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون.

سمت مرطوب حیات.

شرق اندوه نهاد بشری.

فصل ول گردی در کوچه ی زن.

بوی تنهایی در کوچه ی فصل.

 

دست تابستان یک بادبزن پیدا بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده از اشعار سهراب سپهری همراه با متن انگلیسی

توسط | بهمن ۱۹, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار داستان های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت پنجم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

By the bed of desperate theologian stood a jugful of questions.

 

I saw a mule laden with proses.

A camel laden with empty baskets of questions.

 

And a mystic laden with tanana-ha-yahu

 

I saw a trian carrying light:

A train carried theology, and how heavy it was.

A train carried politics, and how empty it was.

A train carried lotus seeds and the songs of canaries.

And a plane flew at thousands of feet

Yet, in its windows the earth could be seen:

The hoopoe's crest

The markings on the butterfly's wings

 A frog's reflection in the pond

The flight of a fly through the street of solitude

And a sparrow's bright desire to descend

from a plane tree to the ground.

 

The sun's maturity

And the lovely love-making of the doll with dawn.

 

A flight of stairs led to the Hotbed of Lust

To the Cellar of Alcohol

To the Law of Rose Decay

To the Arithmetic Perception of Aliveness

To the Rooftops of Revelation

To the Platform of Epiphany

 

" ترجمه فارسی "

سر بالین فقیهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سوال.

 

قاطری دیدم بارش "انشا".

اشتری دیدم بارش سبد خالی "پند و امثال".

 

عارفی دیدم بارش "تنناها یاهو".

 

من قطاری دیدم، روشنایی می برد.

من قطاری دیدم، فقه می برد و چه سنگین می رفت.

من قطاری دیدم، که سیاست می برد (و چه خالی می رفت).

من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می بزد.

و هواپیمایی، که در آن اوج هزاران پایی

خاک از شیشه ی آن پیدا بود:

کاکل پوپک،

خال های پر پروانه

عکس غوکی در حوض

و عبور مگس از کوچه ی تنهایی

خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می آید.

 

و بلوغ خورشید

و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح.

 

پله هایی که به گلخانه ی شهوت می رفت.

پله هایی که به سردابه ی الکل می رفت.

پله هایی که به قانون فساد گل سرخ

و به ادراک ریاضی حیات

پله هایی که به بام اشراق

پله هایی که به سکوی تجلی می رفت.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری انگلیسی (همراه با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۱۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت چهارم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

I went as far as the alleyway of doubt

As far as the cool air of contentment

As far as the wet night of affection.

I went to meet someone at the other end of love.

I went on and on as far as Woman

As far as the lamp of pleasure

As far as the silence of desire

As far as the fluttering sound of solitude.

 

I saw many things on earth:

A child sniffed the moon.

Light fluttered in a doorless cage.

Love ascended to the heaven by a ladder.

A woman pounded light in a mortar.

For lunch they had bread, vegetables, a plate of dew and a warm Bowl of Affection.

 

I saw a begger

Going from one door to another, asking for a lark's song

And a street cleaner praying in front of a melon skin.

 

I saw a lamb munching kites

An ass appreciating fodder

And a cow surfeited with Advice.

 

I saw a poet addressing a lily "Your Excellency!".

 

I saw a book  with crystal words.

A sheet of paper made from Spring.

A museum remote from verdure.

A mosque remote from water.

 

"ترجمه فارسی"

تا ته کوچه ی شک

تا هوای خنک اسغنا

تا شب خیس محبت رفتم.

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

رفتم، رفتم تا زن

تا چراغ لذت

تا سکوت خواهش

تا صدای پر تنهایی

 

چیزها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم، ماه را بو می کرد.

قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پَرپَر می زد.

نردبانی که از آن، عشق می رفت به بام ملکوت.

من زنی را دیدم، نور در هاون می کوبید.

ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.

 

من گدایی دیدم، 

در به در می رفت آواز چکاوک می خواست.

و سپوری (رفتگری) که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز.

 

بره ای را دیدم، بادبادک می خورد.

من الاغی دیدم، یونجه را می فهمید.

در چراگاه "نصیحت" گاوی دیدم سیر.

 

شاعری دیدم هنگام خطاب، به گل سوسن می گفت: "شما!"

 

من کتابی دیدم، واژه هایش همه از جنس بلور.

کاغذی دیدم، از جنس بهار.

موزه ای دیدم دور از سبزه.

مسجدی دور از آب.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *