Tag Archives: اشعار انگیزشی

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

شعری از سهراب سپهری به نام سوره ی تماشا همراه با ترجمه انگلیسی

توسط | تیر ۲۸, ۱۳۹۷

در این پست، شعری از سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت سی ام از شعر سهراب سپهری، به نام " شب تنهایی خوب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

The Surah of Observation

I swear by observation!

And by the beginning of word!

And by the flight of pigeon from the mind!

A word is encaged.

 

My words were clear as a patch of meadow.

I told them:

"There is a sun at your threshold

Which will shine over your behaviour if you open the door."

 

And I told them:

"Rocks are not the mountain's ornaments

Nor is metal an adornment on the body of a pickaxe.

In the palm of the earth lies an invisible gem,

Dazzling all prophets with its shining.

Set off in quest of the gem.

Carry Moments to the Pasture of Prophecy.

 

I gave them the glad tidings of the coming messenger

Of the approaching day, of the increasing colours

And of the echo of the Red Rose beyond the Hedge of Harsh Words."

 

And I told them:

"He who sees a garden in the memory of wood

His face will forever be caressed by eternal love.

He who befriends the birds in the sky

His will be the most peaceful sleep in the world.

 

He who plucks light from the fingertips of Time

Can open the windows with a sigh.

 

We were under a willow tree.

Plucking a leaf from the branch above my head, I said:

"Open your eyes. What better sign do you seek than this?"

I heard them whisper to each other:

"Magic he know, magic!"

 

on each mountaintop, they met a prophet.

Shouldering Clouds of Denial.

To take their hats off.

Their houses overflowed with chrysanthemums,

We shut their eyes.

We did not let their arms reach the twig of talent.

We filled their pockets with habit.

And disturbed their sleep with the sound of mirrors' journey.

 

"ترجمه فارسی"

 

سوره ی تماشا

به تماشا سوگند!

و به آغاز کلام!

و به پرواز کبوتر از ذهن!

واژه ای در قفس است.

 

حرف هایم، مثل یک تکه چمن روشن بود.

من به آنان گفتم:

"آفتابی لب درگاه شماست،

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد."

 

و به آنان گفتم:

"سنگ آرایش کوهستان نیست.

هم چنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ.

در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است،

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

پی گوهر باشید!

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید."

 

و من آنان را، به صدای قدم پیک بشارت دادم.

و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ

به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن های درشت.

 

و به آنان گفتم:

"هرکه در حافظه ی چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه ی شور ابدی خواهد ماند.

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

 

آن که نور از سرانگشت زمان برچیند

می گشاید گره ی پنجره ها را با آه."

 

زیر بیدی بودیم.

برگی از شاخه ی بالای سرم چیدم، گفتم:

"چشم را باز کنید! آیتی بهتر از این می خواهید؟"

می شنیدم که به هم می گفتند:

"سِحر می داند، سِحر!"

 

سر هر کوه رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند.

باد را ناز کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد.

خانه هاشان پر داوودی بود.

چشمشان را بستیم.

دستشان را نرساندیم به سر شاخه ی هوش.

جیبشان را پُر عادت کردیم.

خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب

توسط | اسفند ۶, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج آموزش زبان انگلیسی برای کودکان، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار آموزش مکالمه های انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت هشتم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

A rattle box murdered on the siesta mattress

A tale murdered at the mouth of Alleyway of Sleep

A sorrow murdered at the command of a song

The moonlight murdered at the command of neon light

A willow tree murdered by government

A desperate poet murdered  by a snowdrop.

 

The entire face of the earth was visible.

Order reigned in Greek alleyways.

An owl hooted in the Hanging Gardens.

The wind blew scraps of history at Khybar Pass.

A boat carried flowers on the tranquil Lake Negueen.

In each lane in Benaras, a lamp burned perpetually.

 

I saw people.

I saw towns.

I saw mountains and plains.

I saw water, and earth.

I saw light and darkness.

I saw plants in light and plants in darkness.

I saw animals in light and animals in darkness.

I saw man in light and man in darkness.

 

I'm a native of Kashan, but

My hometown is not Kashan.

My hometown is lost.

With endurance and stamina

I have built a house on the other side of night.

 

In this house, I live close to the Moist Obscurity of Grass.

 

" ترجمه فارسی "

قتل یک جغجغه روی تشک بعد از ظهر

قتل یک قصه سر کوچه ی خواب

قتل یک غصه به دستور سرود

قتل مهتاب به فرمان نئون

قتل یک بید به دست "دولت"

قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ.

 

همه ی روی زمین پیدا بود:

نظم در کوچه ی یونان می رفت.

جغد در "باغ معلق" می خواند.

باد در گردنه ی خیبر، بافه ای از خس تاریخ به خاور می راند.

روی دریاچه ی آرام "نگین" قایقی گل می برد.

در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود.

 

مردمان را دیدم.

شهرها را دیدم.

دشت ها را، کوه ها را دیدم.

آب را دیدم، خاک را دیدم.

نور و ظلمت را دیدم.

و گیاهان را در نور، و گیاهان را در ظلمت دیدم.

جانور را در نور، جانور را در ظلمت دیدم.

و بشر را در نور، و بشر را در ظلمت دیدم.

 

اهل کاشانم، اما

شهر من کاشان نیست.

شهر من گم شده است.

من با تاب، من با تب

خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام.

 

من در این خانه به گم نامی نمناک علف نزدیکم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری انگلیسی (همراه با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۱۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت چهارم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

I went as far as the alleyway of doubt

As far as the cool air of contentment

As far as the wet night of affection.

I went to meet someone at the other end of love.

I went on and on as far as Woman

As far as the lamp of pleasure

As far as the silence of desire

As far as the fluttering sound of solitude.

 

I saw many things on earth:

A child sniffed the moon.

Light fluttered in a doorless cage.

Love ascended to the heaven by a ladder.

A woman pounded light in a mortar.

For lunch they had bread, vegetables, a plate of dew and a warm Bowl of Affection.

 

I saw a begger

Going from one door to another, asking for a lark's song

And a street cleaner praying in front of a melon skin.

 

I saw a lamb munching kites

An ass appreciating fodder

And a cow surfeited with Advice.

 

I saw a poet addressing a lily "Your Excellency!".

 

I saw a book  with crystal words.

A sheet of paper made from Spring.

A museum remote from verdure.

A mosque remote from water.

 

"ترجمه فارسی"

تا ته کوچه ی شک

تا هوای خنک اسغنا

تا شب خیس محبت رفتم.

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

رفتم، رفتم تا زن

تا چراغ لذت

تا سکوت خواهش

تا صدای پر تنهایی

 

چیزها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم، ماه را بو می کرد.

قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پَرپَر می زد.

نردبانی که از آن، عشق می رفت به بام ملکوت.

من زنی را دیدم، نور در هاون می کوبید.

ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.

 

من گدایی دیدم، 

در به در می رفت آواز چکاوک می خواست.

و سپوری (رفتگری) که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز.

 

بره ای را دیدم، بادبادک می خورد.

من الاغی دیدم، یونجه را می فهمید.

در چراگاه "نصیحت" گاوی دیدم سیر.

 

شاعری دیدم هنگام خطاب، به گل سوسن می گفت: "شما!"

 

من کتابی دیدم، واژه هایش همه از جنس بلور.

کاغذی دیدم، از جنس بهار.

موزه ای دیدم دور از سبزه.

مسجدی دور از آب.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *