Tag Archives: اشعار انگلیسی با ترجمه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

قطعه ای از شعر سهراب سپهری به نام صدای پای آب – فارسی به انگلیسی

توسط | فروردین ۲۱, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج ویدیویی آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت پانزدهم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

 

Death sometimes picks basils

Drinks vodka

Sits in the shade, and watches us.

We all know

The Lungs of pleasure are filled with the oxygen of death.

 

Let's not shut the door to the Living Words of Fate which we hear from behind the Hedges of Sound.

 

Let's pull the curtains

And allow Feeling to have fresh air.

Let's allow Maturity to dwell under any bush whatsoever.

Let's allow Instinct to go and cavort

Take off its shoes and leap over the flowers after the seasons.

Let's allow Solitude to sing a song.

To write something

to go out in the street.

 

Let's be simple.

Let's be simple whether at the bank till or under a tree.

 

Our mission is not to fathom the secret of the Rose.

Our mission is perhaps

To float in the beauty of the rose.

Let's pitch our tents beyond Wisdom

Wash our hands in the ecstasy of a leaf and sit to eat

And be born again when the sun rises at dawn.

Let's unleash our joys

Sprinkle over the perception of space, colour, sound, window and flower.

 

Set heaven between the two syllables of Being

Fill and refill our lungs with eternity

And unburden Knowledge from the swallow's shoulders.

Let's remove the names from the cloud

The plane tree, the mosquito, and the summer.

Let's climb as high as Love on the Wet Feet of Rain.

Let's open doors to man, to light, to plants and to insects.

 

Our mission is perhaps

To run between the Lotus flower and the Century

After the Echo of Truth.

 

Kashan, Chenar Village, Summer 1964

 

" ترجمه فارسی "

مرگ گاهی ریحان می چیند.

مرگ گاهی ودکا می نوشد.

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد.

و همه می دانیم

ریه های لذت، پر اکسیژن مرگ است.

 

در نبندیم به روی سخن زنده ی تقدیر که از پشت چپرهای صدا می شنویم.

 

پرده را برداریم:

بگذاریم که احساس هوایی بخورد.

بگذاریم بلوغ، زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند.

بگذاریم غریزه پی بازی برود.

کفش ها را بکند، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد.

بگذاریم که تنهایی آواز بخواند

چیز بنویسد

به خیابان برود.

 

ساده باشیم.

ساده باشیم چه در باجه ی یک بانک، چه در زیر درخت.

 

کار ما نیست شناسایی "راز" گل سرخ

کار ما شاید این است

که در "افسون" گل سرخ شناور باشیم.

پشت دانایی اردو بزنیم

دست در جذبه ی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم

صبح ها وقتی خورشید، در می آید متولد بشویم.

هیجان ها را پرواز دهیم

روی ادراک فضا، رنگ، صدا، پنجره گل نم بزنیم.

 

آسمان را بنشانیم میان دو هجای "هستی".

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.

نام را باز ستانیم از ابر

از چنار، از پشه، از تابستان.

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.

در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.

 

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن

پی آواز حقیقت بدویم.

 

کاشان، قریه ی چنار، تابستان ۱۳۴۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گزیده ای از اشعار سهراب سپهری انگلیسی (همراه با ترجمه فارسی)

توسط | بهمن ۱۵, ۱۳۹۶

در این پست، بخشی از شعر سهراب سپهری را همراه با ترجمه در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال اشعار انگلیسی و یا شعرهای فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از اشعار بزرگان به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت مشاهده و تهیه جامع ترین پکیج آموزش زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– کامل ترین نرم افزار مکالمه زبان انگلیسی به فارسی اندروید

 

قسمت چهارم از شعر سهراب سپهری، به نام " صدای پای آب " را بر روی سایت قرار داده ایم: (برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید)

I went as far as the alleyway of doubt

As far as the cool air of contentment

As far as the wet night of affection.

I went to meet someone at the other end of love.

I went on and on as far as Woman

As far as the lamp of pleasure

As far as the silence of desire

As far as the fluttering sound of solitude.

 

I saw many things on earth:

A child sniffed the moon.

Light fluttered in a doorless cage.

Love ascended to the heaven by a ladder.

A woman pounded light in a mortar.

For lunch they had bread, vegetables, a plate of dew and a warm Bowl of Affection.

 

I saw a begger

Going from one door to another, asking for a lark's song

And a street cleaner praying in front of a melon skin.

 

I saw a lamb munching kites

An ass appreciating fodder

And a cow surfeited with Advice.

 

I saw a poet addressing a lily "Your Excellency!".

 

I saw a book  with crystal words.

A sheet of paper made from Spring.

A museum remote from verdure.

A mosque remote from water.

 

"ترجمه فارسی"

تا ته کوچه ی شک

تا هوای خنک اسغنا

تا شب خیس محبت رفتم.

من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.

رفتم، رفتم تا زن

تا چراغ لذت

تا سکوت خواهش

تا صدای پر تنهایی

 

چیزها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم، ماه را بو می کرد.

قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پَرپَر می زد.

نردبانی که از آن، عشق می رفت به بام ملکوت.

من زنی را دیدم، نور در هاون می کوبید.

ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود، کاسه داغ محبت بود.

 

من گدایی دیدم، 

در به در می رفت آواز چکاوک می خواست.

و سپوری (رفتگری) که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز.

 

بره ای را دیدم، بادبادک می خورد.

من الاغی دیدم، یونجه را می فهمید.

در چراگاه "نصیحت" گاوی دیدم سیر.

 

شاعری دیدم هنگام خطاب، به گل سوسن می گفت: "شما!"

 

من کتابی دیدم، واژه هایش همه از جنس بلور.

کاغذی دیدم، از جنس بهار.

موزه ای دیدم دور از سبزه.

مسجدی دور از آب.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *