Tag Archives: آموزش زبان انگلیسی داستان کوتاه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های خواندنی زبان انگلیسی به فارسی – داغ ننگ (قسمت سیزدهم)

توسط | مرداد ۲۵, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت سیزدهم از داستان “داغ ننگ” را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Governor’s House – Chapter 4

The Governor turned to John Wilson. “Mr. Wilson, what does the child know? Ask her some question”

فرماندار به جان ویلسون رو کرد “آقای ویلسون، این بچه چه می داند؟ سوالاتی از او بپرسید.”

The old minister sat down in an armchair. He looked at Pearl in her little red dress and said, “Come here.”

کشیش پیر روی یک صندلی دسته دار نشست. به پرل نگاه کرد که پیراهن قرمز کوچکی پوشیده بود و گفت: “بیا اینجا.”

But Pearl ran to a window and stood there – a little red bird, ready to fly away.

ولی پرل به سمت پنجره دوید و آنجا ایستاد – مانند پرنده قرمز کوچکی آماده ی پرواز.

“Pearl,” the old minister said. “Can you tell me the answer to this question? Who made you?

کشیش پیر گفت: “پرل، می توانی پاسخ این سوال را به من بگویی؟ چه کسی تو را درست کرده است؟”

Pearl put her finger in her mouth and thought for a minute then she said, “Nobody made me. My mother found me in some wild flowers outside the prison door.”

پرل انگشت بر دهانش گذاشت و یک دقیقه فکر کرد. سپس گفت: “هیچ کس مرا درست نکرده است، مادرم مرا در میان گل های وحشی پشت در زندان پیدا کرد.”

“Now do you understand?” Governor Bellingham turned angrily to Hester. “Your child knows nothing about God you are teaching her nothing!”

فرماندار بلینگهام با خشم رو به هستر کرد “حالا می فهمی؟ بچه ی تو چیزی درباره ی خدا نمی داند. تو چیزی به او یاد نمی دهی!

But Hester took Pearl and held her. “God gave me the child!” she cried. “He took everything from me but he gave me little Pearl!

ولی هستر پرل را گرفت و نگه داشت. او فریاد زد: “خداوند بچه را به من داد. همه چیز را از من گرفت ولی پرل کوچولو را به من داد!

Don’t you understand? Pearl is my life. I love her and I will die without her. You will not take her.”

نمی فهمید؟ پرل زندگی من است. او را دوست دارم و بدون او میمیرم. او را از من نگیرید!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از شعر مثنوی مولوی همراه با ترجمه انگلیسی – (قسمت سیزدهم)

توسط | تیر ۳۱, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت سیزدهم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (بازرگان و پیام طوطی او) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

Hide your grain to become a trap as a whole, and

hide your bloom pretending to be a blade of grass on the roof.

He who exhibits his goodness too much,

will be faced with a hundred evil fates.

All kinds of tricks, envies and jealousies

will pour on his head like water from skins.

Enemies tear him up in their ardour,

and friends rob him of every chance.

One who shows negligence about sowing in spring

cannot realize the value of this life.

 

One should flee to seek refuge in God's compassion,

for, He bestows thousands of favours on human beings.

 

The parrot gave him one or two counsels sincerely

and then said farewell on departure.

The merchant said: "Go and good luck to you.

Now you have shown me a new way to live."

He said to himself: "This is my advice,

to follow his way which is very bright."

"My soul cannot be inferior to the parrot's.

A spirit should have such a fine consequence!"

 

"ترجمه فارسی"

دانه پنهان کن بکلی دام شو

غنچه پنهان کن گیاه بام شو

هر که داد او حُسن خود را درمَزاد

صد قضای بد سوی او رو نهاد

حیله ها و خشمها و رشکها

بر سرش ریزد چو آب از مَشکها

دشمنان او را ز غیرت می درند

دوستان هم روزگارش می برند

آنکه غافل بود از کشت و بهار

او چه داند قیمت این روزگار

 

در پناه لطف حق باید گریخت

کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت

 

یک دو پندش داد طوطی بی نفاق

بعد از آن گفتش سلام الفراق

خواجه گفتش فی امان الله برو

مر مرا اکنون نمودی راه نو

خواجه با خود گفت کاین پند من است

راه او گیرم که این ره روشن است

جان من کمتر ز طوطی کی بود؟

جان چنین باید که نیکو پی بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داستان های کوتاه زبان انگلیسی – داغ ننگ (قسمت چهارم)

توسط | خرداد ۲۷, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت چهارم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Hester Prynne – Chapter 1

First he took her to Europe, to Amsterdam. Then he wanted to start a new life in New England. He sent Hester before him.

او ابتدا او را به اروپا، به آمستردام برد. سپس می خواست زندگی جدیدی در نیواینگلند (آمریکا) آغاز کند. هستر را پیشاپیش فرستاد.

She arrived in the small town of Boston and waited for him. But he never came.

او به شهر کوچک بوستون رسید و منتظرش ماند. ولی او هرگز نیامد.

Now, two years later, she stood on a platform in the middle of town with a scarlet letter on her breast and with a baby in her arms. A thousand eyes watched her, full of hate.

حالا، دو سال می گذرد و او بر سکویی در میان شهر با حرف قرمزی بر سینه اش و بچه ای در آغوشش ایستاده است. هزار چشم مملو از نفرت او را تماشا می کنند.

 

Suddenly, somebody spoke above the noise of the crowd: "Listen to me, Hester Prynne." Hester looked up. There was a large house near the platform. John Wilson, he oldest church minister in Boston, stood at an upstairs window.

ناگهان صدای کسی بلندتر از سروصدای جمعیت برخاست: "به من گوش کن، هستر پرین." هستر به طرف بالا نگاه کرد. خانه ای بزرگ نزدیک سکو بود. جان ویلسون، پیرترین کشیش کلیسای بوستون، در پنجره طبقه بالا ایستاده بود.

He looked down at her with cold, gray eyes and said, "Hester Prynne. Your minister wants to talk to you. Listen to him, please."

او به هستر که چشمانش تیره و بی روح بود نگاه کرد و گفت: "هستر پرین. کشیش تو می خواهد با تو حرف بزند. لطفا به او گوش بده."

The people in the square and Hester looked up at the young man next to Wilson. It was Arthur Dimmesdale, one of the youngest ministers in the town.

مردم میان میدان و هستر به مرد جوان کنار ویلسون نگاه کردند. این آرتور دیمزدیل، یکی از جوان ترین کشیش های شهر بود.

he looked at Hester for a minute with sad eyes and then started to speak.

او کمی با چشمان غم انگیز به هستر نگاه کرد و سپس سخن آغاز نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از داستان مثنوی معنوی با ترجمه انگلیسی – (قسمت هشتم)

توسط | خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت هشتم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (بازرگان و پیام طوطی او) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

ادامه داستان:

"Is it right that I be badly fettered,

while you enjoy flying about trees?"

"Is this the right devotion of friends that

 

I remain in jail, and you be free in the garden?"

"Think of this poor bird, O, sweet ones, when

you get your morning drink in the meadows."

"It is a blessing when friends remember a friend,

 

especially when they resemble Leyli, and he is Majnoon."

"O rivals who enjoy the sight of your elegant idols,

I drink many bowls filled with my blood."

The merchant agreed to deliver the message and

the greetings to its fellow-creatures.

When he reached a remote part of India,

he noticed several parrots in the fields.

He halted his horse and called to them,

greeting and delivering his trust.

 

One parrot amongst them began to tremble badly,

and dropped down breathless and dead.

The merchant regretted delivering the message

 

"ترجمه فارسی"

این روا باشد که من در بند سخت

گه شما بر سبزه، گاهی درخت؟

این چنین باشد وفای دوستان

 

من درین حبس و شما در گلستان؟

یاد آرید ای مهان زین مرغِ زار

یک صبوحی در میان مرغزار

یاد یاران یار را میمون بود

 

خاصه کان لیلی و این مجنون بود

ای حریفانِ بت موزون خود

من قدح ها می خورم پُر خون خود

مرد بازرگان پذیرفت این پیام

کاو رساند سوی جنس از وی سلام

چونکه تا اقصای هندستان رسید

در بیابان طوطی ای چندی بدید

مرکب استانید پس آواز داد

آن سلام و آن امانت باز داد

 

طوطی ای زان طوطیا لرزید بس

اوفتاد و مرد و بگسستش نفس

شد پشیمان خواجه از گفت خبر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *