Tag Archives: آموزش زبان انگلیسی داستان کوتاه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

داستان های کوتاه زبان انگلیسی – داغ ننگ (قسمت چهارم)

توسط | خرداد ۲۷, ۱۳۹۷

خواندن داستان های انگلیسی به فارسی به زبان آموزان کمک می کند به راحتی بتوانند جمله بندی کنند و در مکالمات استفاده کنند. و یا حتی می توانند درک کنند که از کلمات کجا و چه موقع استفاده کنند. خواندن داستان مهارت reading شما را تقویت می کند و علاوه بر آن لغات و اصطلاحات زیادی را فرا خواهید گرفت. سایت languagedownload.ir تمامی این مطالب را به صورت رایگان برای شما عزیزان قرار می دهد تا در جهت پیشرفت و پیشروی زبان آموزان کمکی کرده باشد. لینک هایی که در زیر مشاهده می کنید، پکیج و نرم افزار فوق العاده کاربردی آموزش زبان انگلیسی به فارسی است که با تهیه آنها به راحتی می توانید زبان انگلیسی را همراه با نکات کاربردی فرا بگیرید.

 

– فوق العاده ترین نرم افزار اندروید مکالمه انگلیسی به فارسی همراه با نکات و لغات مهم

– کامل ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی به فارسی

 

اکنون قسمت چهارم از داستان "داغ ننگ" را همراه با ترجمه فارسی در این پست قرار می دهیم:

Hester Prynne – Chapter 1

First he took her to Europe, to Amsterdam. Then he wanted to start a new life in New England. He sent Hester before him.

او ابتدا او را به اروپا، به آمستردام برد. سپس می خواست زندگی جدیدی در نیواینگلند (آمریکا) آغاز کند. هستر را پیشاپیش فرستاد.

She arrived in the small town of Boston and waited for him. But he never came.

او به شهر کوچک بوستون رسید و منتظرش ماند. ولی او هرگز نیامد.

Now, two years later, she stood on a platform in the middle of town with a scarlet letter on her breast and with a baby in her arms. A thousand eyes watched her, full of hate.

حالا، دو سال می گذرد و او بر سکویی در میان شهر با حرف قرمزی بر سینه اش و بچه ای در آغوشش ایستاده است. هزار چشم مملو از نفرت او را تماشا می کنند.

 

Suddenly, somebody spoke above the noise of the crowd: "Listen to me, Hester Prynne." Hester looked up. There was a large house near the platform. John Wilson, he oldest church minister in Boston, stood at an upstairs window.

ناگهان صدای کسی بلندتر از سروصدای جمعیت برخاست: "به من گوش کن، هستر پرین." هستر به طرف بالا نگاه کرد. خانه ای بزرگ نزدیک سکو بود. جان ویلسون، پیرترین کشیش کلیسای بوستون، در پنجره طبقه بالا ایستاده بود.

He looked down at her with cold, gray eyes and said, "Hester Prynne. Your minister wants to talk to you. Listen to him, please."

او به هستر که چشمانش تیره و بی روح بود نگاه کرد و گفت: "هستر پرین. کشیش تو می خواهد با تو حرف بزند. لطفا به او گوش بده."

The people in the square and Hester looked up at the young man next to Wilson. It was Arthur Dimmesdale, one of the youngest ministers in the town.

مردم میان میدان و هستر به مرد جوان کنار ویلسون نگاه کردند. این آرتور دیمزدیل، یکی از جوان ترین کشیش های شهر بود.

he looked at Hester for a minute with sad eyes and then started to speak.

او کمی با چشمان غم انگیز به هستر نگاه کرد و سپس سخن آغاز نمود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قطعه ای از داستان مثنوی معنوی با ترجمه انگلیسی – (قسمت هشتم)

توسط | خرداد ۲۲, ۱۳۹۷

در این پست، بخشی از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی در اختیار علاقه مندان به زبان انگلیسی قرار می دهیم. همچنین این پست برای علاقه مندان به شعر و ادبیات فارسی نیز مورد استفاده می باشد. بسیاری از کاربران دنبال داستان و اشعار انگلیسی فارسی به انگلیسی هستند که به سختی می توانند آنها را پیدا کنند. سایت Languagedownload با قرار دادن گزیده ای از داستان و اشعار مثنوی مولوی به صورت رایگان برای شما عزیزان، قصد دارد رضایت زبان آموزان و کاربران عزیز را نسبت به سایت بی نظیر لنگوئیج دانلود جذب کند.

 

– جهت تهیه پکیج کامل کتاب های داستان انگلیسی همراه با فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

– مجموعه داستان های کوتاه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی اندروید

 

اکنون قسمت هشتم گزیده ای از داستان های مثنوی مولوی را همراه با ترجمه انگلیسی که نام داستان (بازرگان و پیام طوطی او) است را برای شما آماده کرده ایم که بخشی از آن را در اختیار شما زبان آموزان عزیز قرار می دهیم. با کلیک بر روی دکمه "ادامه مطلب" می توانید این بخش را مشاهده کنید:

 

ادامه داستان:

"Is it right that I be badly fettered,

while you enjoy flying about trees?"

"Is this the right devotion of friends that

 

I remain in jail, and you be free in the garden?"

"Think of this poor bird, O, sweet ones, when

you get your morning drink in the meadows."

"It is a blessing when friends remember a friend,

 

especially when they resemble Leyli, and he is Majnoon."

"O rivals who enjoy the sight of your elegant idols,

I drink many bowls filled with my blood."

The merchant agreed to deliver the message and

the greetings to its fellow-creatures.

When he reached a remote part of India,

he noticed several parrots in the fields.

He halted his horse and called to them,

greeting and delivering his trust.

 

One parrot amongst them began to tremble badly,

and dropped down breathless and dead.

The merchant regretted delivering the message

 

"ترجمه فارسی"

این روا باشد که من در بند سخت

گه شما بر سبزه، گاهی درخت؟

این چنین باشد وفای دوستان

 

من درین حبس و شما در گلستان؟

یاد آرید ای مهان زین مرغِ زار

یک صبوحی در میان مرغزار

یاد یاران یار را میمون بود

 

خاصه کان لیلی و این مجنون بود

ای حریفانِ بت موزون خود

من قدح ها می خورم پُر خون خود

مرد بازرگان پذیرفت این پیام

کاو رساند سوی جنس از وی سلام

چونکه تا اقصای هندستان رسید

در بیابان طوطی ای چندی بدید

مرکب استانید پس آواز داد

آن سلام و آن امانت باز داد

 

طوطی ای زان طوطیا لرزید بس

اوفتاد و مرد و بگسستش نفس

شد پشیمان خواجه از گفت خبر

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *