Tag Archives: آموزش اصطلاحات انگلیسی در منزل

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

اصطلاحات روزمره و عامیانه انگلیسی به فارسی – درس سی و ششم

توسط | مرداد ۲۸, ۱۳۹۷

اکنون درس سی و ششم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

– جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس سی و ششم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۳۶        روابط مطلوب  (Pleasant relationships)

۶٫ play ball with sb           همکاری کردن – بده بستان داشتن

(to cooperate with sb)

A: I’m a little worried because I’m new in this job.

B: Don’t worry. If you play ball with me, everything will work out well.

کمی نگرانم چونکه در این شغل تازه کارم.

نگران نباش. اگر با من همکاری کنی، همه کارها به خوبی پیش خواهد رفت.

 

۷٫ speak the same language           همفکر و هم سلیقه بودن

A: Are you happy with your husband?

B: I am. We speak the same language about almost everything.

از شوهرت راضی هستی؟

راضیم. تقریبا در همه موارد با هم همفکر و هم سلیقه ایم.

 

 

۸٫ look up to sb          ستودن و احترام قائل شدن – به دیده تحسین و احترام نگریستن

A: What’s your new professor like?

B: He’s very well read and respectable. We all look up to him.

استاد جدیدتان چطور آدمی است؟

خیلی با معلومات و قابل احترام است. همه ما به او به دیده تحسین نگاه می کنیم.

 

 

۹٫ think highly of sb            ستودن – احترام قائل شدن – ارادت داشتن

A: Mr Roberts is a very successful manager.

B: He sure is. All his staff members think highly of him.

آقای رابرتز مدیر بسیار موفقی است.

واقعا. تمام کارمندانش او را می ستایند.

 

 

۱۰٫ be at sb’s service             در خدمت کسی بودن

A: Can I count on your help?

B: Sure. I’m always at your service.

می توانم روی کمکت حساب کنم؟

حتما. من همیشه در خدمت شما هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات رایج و عامیانه زبان انگلیسی به فارسی – درس سی ام

توسط | تیر ۲۷, ۱۳۹۷

اکنون درس سی ام از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس سی ام از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۳۰        رفتارهای نامطلوب  (Unpleasant behavior)

۱۶٫ get up on the wrong side of the bed            از دنده چپ بلند شدن

(to wake up in a bad mood)

 

A: What's wrong with the boss today? I just said good morning and he jumped all over me.

B: Yes, he's in a terrible mood. I think he got up on the wrong side of the bed today.

رئیس امروز چرا ناراحت است؟ من فقط گفتم صبح بخیر و او پرید به من.

بله. امروز خلقش تنگ است. فکر می کنم امروز از دنده چپ بلند شده.

 

 

۱۷٫ make a face / faces (at sb)           دهن کجی کردن

 

A: Why was our teacher so mad at Joe.

B: Well, he asked him to hand in his homework but he made a face at him.

چرا معلم مان آنقدر از دست جو عصبانی بود؟

خوب معلم مان از جو خواست که تکالیفش را تحویل بدهد ولی او به معلم دهن کجی کرد.

 

 

۱۸٫ be on the wrong track           از مرحله پرت بودن

(to be off track, going the wrong way)

 

A: I don't know how to find the right answer.

B: You'll never get the right answer because you're on the wrong track.

نمی دانم چطور جواب صحیح را پیدا کنم.

تو هرگز نخواهی توانست جواب صحیح را پیدا کنی زیرا از مرحله پرتی.

 

 

۱۹٫ blow it          از دست دادن فرصت

 

A: Will you give me a second chance, please?

B: I'm sorry. You had your chance and you blew it.

خواهش می کنم یک فرصت دیگر به من بده.

متاسفم. تو فرصت داشتی ولی آن را از دست دادی.

 

 

۲۰٫ be taken in            گول خوردن – فریب خوردن

(to be deceived)

 

A: Why did you give Tom all your money.

B: I was taken in by what he said.

چرا همه پولت را به تام دادی؟

گول حرف هایش را خوردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی همراه با ترجمه فارسی – درس بیست و پنجم

توسط | خرداد ۱۹, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و پنجم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و پنجم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۵        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۱۹٫ kiss and make up          بوسیدن و آشتی کردن

 

A: Do you ever argue with your wife?

B: We hardly ever argue and if we do, we try to kiss and make up as soon as possible.

هیچ وقت با زنت بگو مگو می کنی؟

خیلی به ندرت بگو مگو می کنیم ولی اگر هم این کار را بکنیم در اولین فرصت همدیگر را می بوسیم و آشتی می کنیم.

 

 

۲۰٫ save one's face          آبروی خود را حفظ کردن

 

A: Why did your coach resign?

B: Well, we were losing our matches. He did it to save his face.

چرا مربی تان استعفا کرد؟

خوب، داشتیم مسابقاتمان را می باختیم. این کار را کرد تا آبرویش را حفظ کند.

 

 

۲۱٫ save one's skin/neck            جان خود را نجات دادن – نجات دادن (از شرمساری یا مجازات)

 

A: Watch out! There's a truck coming your way.

B: Thanks a lot. I didn't notice the truck at all. You saved my skin.

مواظب باش. یک کامیون به طرفت می آید.

خیلی ممنونم. اصلا متوجه کامیون نشدم. تو جانم را نجات دادی.

 

 

۲۲٫ take it on the chin            زیر سبیلی رد کردن – به روی خود نیاوردن

 

A: Your husband is a very nice person.

B: He really is. Sometimes I shout at him or insult him but he often takes it on the chin.

شوهرت خیلی آدم خوبی است.

واقعا همینطور است. گاهی اوقات سرش داد می زنم یا به او توهین می کنم ولی اغلب به روی خودش نمی آورد.

 

 

۲۳٫ pull strings            پارتی بازی کردن – اعمال نفوذ کردن

(to use influence)

 

A: How can I get what I want?

B: I have a connection in that company. He can pull strings for you.

چطور می توانم به خواسته ام برسم؟

من در آن شرکت یک آشنا دارم. او می تواند برایت پارتی بازی کند.

 

 

۲۴٫ meet the requirements            واجد شرایط بودن

 

A: What do you think of Mr. Williams?

B: He has a good degree and a lot of useful experience. He meets the requirements.

نظرت راجع به آقای ویلیامز چیست؟

او مدرک خوب و تجربه مفید فراوانی دارد. او واجد شرایط است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اصطلاحات ضروری انگلیسی با معنی فارسی – درس بیست و چهارم

توسط | خرداد ۹, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و چهارم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

 

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و چهارم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۴        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۱۳٫ live for the moment            دم را غنیمت دانستن – در لحظه زندگی کردن

(to live without planning for the future)

 

A: What's your new friend like?

B: He's a cool guy. He never worries about the future. He just lives for the moment.

دوست جدیدت چطور آدمی است؟

آدم باحالی است. هیچوقت نگران آینده نیست. فقط در لحظه زندگی می کند.

 

 

۱۴٫ take the bull by the horns         مستقیما با مشکل درگیر شدن

(to meet a challenge directly)

 

A: We still have a serious problem.

B: This problem won't go away by itself. We have to take the bull by the horns and settle this matter once and for all.

هنوز مشکل جدی داریم.

این مشکل به خودی خودبرطرف نمی شود. ما باید مستقیم با مشکل درگیر شویم و یکبار و برای همیشه قضیه را فیصله دهیم.

 

 

۱۵٫ to one's heart's content          یک دل سیر (کاری را انجام دادن) – دلی از عزای … درآوردن

 

A: Was the new restaurant good?

B: It was fantastic. I ate seafood to my heart's content.

رستوران جدید خوب بود؟

عالی بود. دلی از عزای غذاهای دریایی درآوردم.

 

 

۱۶٫ take pride in            افتخار کردن – بالیدن

 

A: All your family members are highly educated people. You must be proud of them.

B: I am. I take pride in my family.

همه اعضای خانواده ات افراد با تحصیلات بالا هستند. تو باید به آنها افتخار کنی.

بله، من به خانواده ام افتخار می کنم.

 

 

۱۷٫ lend an ear (to sb)          گوش دادن – گوش فرا دادن

 

A: How was the meeting?

B: Awful! I made some practical suggestions but nobody was willing to lend an ear.

جلسه چطور بود؟

افتضاح! من چند پیشنهاد عملی دادم ولی هیچکس نخواست به حرف هایم گوش بدهد.

 

 

۱۸٫ be all ears             سراپا گوش بودن

 

A: Do you want me to tell you about my trip to New York?

B: Yes, go ahead. I'm all ears.

می خواهی راجع به مسافرتم به نیویورک برایت بگویم؟

بله، بگو. سراپا گوشم.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربردی ترین اصطلاحات انگلیسی به فارسی – درس بیست و یکم

توسط | اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و یکم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و یکم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۱        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱۰٫ like a fish out of water              ناراحت و معذب بودن – احساس غربت کردن

(awkward, in a foreign or unfamiliar environment)     

 

A: How do you like your new workplace?

B: To be frank with you, I feel out of place. I don't know anybody and everything is new to me. I feel like a fish out of water.

نظرت راجع به محل کار جدیدت چیست؟

راستش را بگویم احساس غربت می کنم. هیچکس را نمی شناسم. و همه چیز برایم جدید است. ناراحت و معذبم.

 

۱۱٫ to eat one's heart out          حسادت کردن – سوختن دل

(to be envious of sb/sth)

 

A: I like your new watch. It's really nice.

B: Well, eat your heart out. It was the last one in the store.

A: Look at your new computer. It's great. I envy you.

B: Don't eat your heart out about it. Go get one of your own.

از ساعت جدیدت خوشم می آید. خیلی قشنگ است.

خوب، دلت بسوزه. این آخرین ساعتی بود که در فروشگاه داشتند.

کامپیوتر جدیدش را ببین. حرف نداره. بهت حسودیم میشه.

لازم نیست حسادت کنی. برو یکی برای خودت بخر.

نکته: این اصطلاح همچنین به معنای (to be sad about sb/sth = غصه خوردن – غمگین بودن) نیز بکار می رود.

 

 

۱۲٫ be green with envy           از حسادت ترکیدن – حسودی کردن

(to be envious / to be jealous)

 

A: What do you think of Jim?

B: He's very jealous. Whenever he sees me in my new car, he turns green with envy.

نظرت راجع به جیم چیست؟

خیلی حسود است. هروقت مرا در اتومبیل جدیدم می بیند از حسادت می خواهد بترکد.

 

 

۱۳٫ get carried away           خیلی هیجان زده شدن – دیوانه شدن (قادر به کنترل احساسات خود نبودن)

(to get very excited or lose control of your feeling)

 

A: How was the football match last night?

B: Oh, it was terrific. When my favorite team scored the first goal, I got carried away and started shouting and jumping up and down.

مسابقه فوتبال دیشب چطور بود؟

فوق العاده بود. وقتی تیم مورد علاقه من اولین گل را زد خیلی هیجان زده شدم و شروع کردم داد زدن و بالا و پایین پریدن.

 

 

۱۴٫ to bottle up your emotions/feelings/problems…            در دل خود نگه داشتن – توی خود ریختن

(کنایه از هنگامی است که شخص احساسات، عواطف و مشکلاتش را بروز نمی دهد و در دل خود نگه می دارد.)

A: I feel terrible. My problems are getting on top of me.

B: Don't bottle up your problems. It's better to talk them out.

خیلی حالم بد است. مشکلاتم دارند مرا از پا در می آورند.

مشکلاتت را توی دلت نگه ندار. راجع به آنها حرف بزن و آنها را بیرون بریز.

 

 

۱۵٫ What's gotten into you/sb?            چِت شده – چِته (چرا اینطوری رفتار می کنی؟)

 

A: You're acting strangely today. What's gotten into you?

B: I don't know. I feel tense and nervous. I can't relax.

امروز رفتارت عجیب است. چته؟

نمی دانم. عصبی هستم. آرامش ندارم.

 

 

۱۶٫ I can't take it anymore                 دیگر تحملش را ندارم – دیگر طاقتم طاق شده

 

A: Why do you want to quit?

B: It's my boss. He keeps nagging me. I can't take it anymore.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

به خاطر رئیسم. مرتب به من نق می زند. دیگر تحملش را ندارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج و کاربردی زبان انگلیسی به فارسی – درس شانزدهم

توسط | فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

اکنون درس شانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس شانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۶        ضعف های آدم ها  (People's weaknesses)

۱٫ have a finger in every pie            نخود هر آش بودن

(be involved in everything)

 

A: Are you going to ask Barbara for help?

B: No, I'm not. She's very helpful but she's a busybody. She has a finger in every pie.

قصد داری از باربارا کمک بخواهی؟

نه. او به همه کمک می کند ولی فضول است. او نخود هر آش است.

 

 

۲٫ be full of hot air        چرند گفتن – چرت و پرت گفتن

(full of nonesense, talking none-sense)

 

A: Alice keeps talking behind your back.

B: Pay no attention. She's full of hot air.

آلیس تمام مدت پشت سرت حرف می زند.

اهمیت نده. زیاد چرت و پرت می گوید.

 

 

۳٫ can't take a joke          تحمل یا جنبه شوخی نداشتن

 

A: I was only joking about Sue's dress but she was badly hurt.

B: Don't worry. The trouble with Sue is she can't take a joke.

من فقط داشتم راجع به لباس سو شوخی می کردم، اما خیلی به او برخورد.

نگران نباش. مشکل سو این است که جنبه شوخی ندارد.

 

 

۴٫ can't see beyond the end of one's nose            جلوتر از نوک بینی خود را ندیدن

(not to be farsighted, to be self – centered)            آینده نگر نبودن – خود محور بودن

 

A: I don't approve of Mary. she lives from day to day.

B: You said it! She never plans ahead because she can't see beyond the end of her nose.

من مری را قبول ندارم. او از امروز به فردا زندگی می کند.

آی گفتی! او هیچ وقت برنامه ریزی نمی کند چون که جلوتر از بینی خود را نمی بیند.

 

 

۵٫ a babe in the woods             آدم خام – کسی که دهانش بوی شیر می دهد

(a innocent person, an inexperienced)          آدم هالو و ساده – آدم خام و بی تجربه

 

A: Do you think Joe Williams can run the company?

B: I doubt it. He might be a good engineer but he's a babe in the woods as a manager.

فکر می کنی جو ویلیامز بتواند شرکت را اداره کند؟

شک دارم. او شاید مهندس خوبی باشد ولی به عنوان مدیر یک شرکت آدم خام و بی تجربه ای است.

 

 

۶٫ a hard nut to crack         آدم سر سخت

(a difficult person or thing to deal with, a person who is difficult to persuade or influence)

(کنایه از کسی که قانع کردن یا تحت تاثیر قرار دادن او دشوار است.)

A: I'm trying to persuade George to stop smoking. It's really ruining his health.

B: You're wasting your time. He's a hard nut to crack.

دارم سعی می کنم جرج را قانع کنم که سیگار را ترک کند. سیگار دارد سلامتی اش را از بین می برد.

داری وقتت را تلف می کنی. او آدم سرسختی است.

 

 

۷٫ live in a fool's paradise            الکی خوش بودن – به چیز واهی دل خوش کردن

(feeling happy not knowing that your happiness is a false idea)

 

A: I'm planning to quit my job and start my own business.

B: How did you get this idea into your head. You have neither the money nor the expertise. You must stop living in a fool's paradise and get real.

قصد دارم کارها را رها کنم و برای خودم کار کنم.

این فکر از کجا به سرت افتاده؟ تو نه پولش را داری و نه تخصص اش را. تو باید دست از الکی خوش بودن برداری و با واقعیت روبرو شوی.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی – درس یازدهم

توسط | اسفند ۸, ۱۳۹۶

اکنون درس یازدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

 

اکنون درس یازدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۱         آدم ها با ویژگی های منفی (People with negative qualities)

۱٫ a windbag          وراج – پرچانه

(a talkative, boring person)

 

A: Why don't you visit Alice anymore?

B: I can't stand her anymore. She's a windbag. She talks too much but says nothing important.

الف: چرا دیگر به دیدن آلیس نمی روی؟

ب: دیگر تحمل او را ندارم. پرچانه است. خیلی حرف می زند ولی هیچ چیز مهمی برای گفتن ندارد.

 

۲٫ a wet blanket            آدم حال گیر – دشمن شادی دیگران – آیینه دق

(a person who spoils other people's fun)

 

A: Don't you want to invite Lisa to your birthday party?

B: No. She spoils our fun. She's a wet blanket.

الف: نمی خواهی لیزا را به جشن تولدت دعوت کنی؟

ب: نه حالمان را می گیرد. آدم حال گیری است.

 

 

۳٫ a busybody (a nosy parker)           آدم فضول – کسی که در امور دیگران دخالت می کند.

(a person who interferes in other people's affairs)

 

A: Do you want to go to Jon's house on Saturday?

B: No, I don't. She's a busy-body. She keeps asking you questions about your private life.

الف: دلت می خواهد روز شنبه به خانه جان بروی؟

ب: نه، دلم نمی خواهد. او فضول است. مرتبا راجع به زندگی خصوصی آدم سوال می کند.

 

 

۴٫ a yes-person (a yes-man or a yes-woman)               آدم بله قربان گو

(a person who always agrees with their boss or superior)

 

A: I can't stand Joe. He always agrees with the boss.

B: He's a yes-person. He has no will of his own.

الف: تحمل جو را ندارم. همیشه با رئیس موافقت می کند.

ب: آدم بله قربان گویی است. هیچ  اراده ای از خودش ندارد.

 

۵٫ a pain in the neck           مایه دردسر – مایه ملال خاطر

(an annoying or boring person)

 

A: I'm sick and tired of Jason.

B: Me, too. Whenever he gets himself into trouble, he asks me for help. He's a pain in the neck.

الف: از جیسون بیزارم.

ب: من هم همینطور. هر وقت دچار مشکل می شود از من کمک می خواهد. او مایه ی دردسر است.

 

 

۶٫ a scatterbrain         آدم حواس پرت – گیج

(a person who forgets things or who cannot concentrate)

 

A: Did Sara pick you up at the airport?

B: No, she never showed up. She'd promised to meet me but she clean forgot. She's a scatterbrain.

الف: سارا در فرودگاه دنبالت آمد؟

ب: نه هرگز نیامد. قول داده بود می آید دنبالم ولی پاک یادش رفت. آدم گیجی است.

 

 

۷٫ a mama's boy         بچه ننه

 

A: I heard Tom has decided to join the army.

B: I doubt it. He can't adapt himself to life in the army. He's only a mama's boy.

الف: شنیدم تام تصمیم گرفته وارد ارتش شود.

ب: شک دارم. او نمی تواند خودش را با زندگی در ارتش وفق دهد. او فقط یک بچه ننه است.

 

 

۸٫ a pushover          آدم ضعیف و هالو – آدم دهن بین

(a person who is easily persuaded or influenced)

 

A: Do you think you can persuade Alice to join our company?

B: I don't think she'll agree. She's no pushover.

الف:  فکر می کنی بتوانی آلیس را راضی کنی که به شرکت ما ملحق شود؟

ب: گمان نمی کنم قبول کند. او آدم ضعیف و دهن بینی نیست.

 

 

۹٫ a troublemaker           دردسر درست کن – آدم مسئله ساز

(a person who often causes trouble)

 

A: Do you think Robert can be a good friend for me?

B: If I were you, I wouldn't make friends with him. He's a troublemaker.

الف: به نظرت رابرت می تواند دوست خوبی برای من باشد؟

ب: اگر به جای تو بودم، با او دوست نمی شدم. دردسر درست کن است.

 

 

۱۰٫ a social climber            آدم جویای نام – جویای جاه و مقام

(a person who tried to elevate their social status)

 

A: Martha comes from a middle class family.

B: But she tries to socialize with high class people. She's a social climber.

الف: خانواده مارتا از طبقه متوسط است.

ب: ولی او سعی می کند با آدم های کلاس بالا معاشرت کند. او جویای جاه و مقام است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب آموزش اصطلاحات انگلیسی ۱۰۱American English Idioms

توسط | شهریور ۲۱, ۱۳۹۴

اصطلاحات محاوره ای آمریکایی

کتاب ۱۰۱American English Idioms، یکی از کتاب های آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی می باشد که ۱۰۱ اصطلاح رایج و پرکاربرد زبان انگلیسی را به شما زبان آموزان آموزش می دهد. همیشه برای یادگیری زبان دوم، ابتدا زبان آموزان به دنبال یادگیری لغات هستند و بر این باورند که اگر دایره لغات خود را تقویت کنند و در کنار آن گرامر را بیاموزند، به راحتی می توانند زبان انگلیسی را فرابگیرند. اما اینگونه که فکر می کنند، نیست. زیرا همانطور که ما در زبان فارسی عبارات و اصطلاحاتی داریم، دیگر زبان ها نیز به این صورت می باشند. زبان انگلیسی هم دارای عبارات و اصطلاحاتی است که باید از طریق مجموعه ای، نظیر این مجموعه ای که هم اکنون در اختیار دارید، آن را فراگرفت. انگلیسی زبانان معمولا در صحبت های خود از اصطلاحات استفاده می کنند، همانطور که ما استفاده می کنیم. پس اگر می خواهید همانند یک انگلیسی زبان صحبت کنید، حتما اصطلاحات انگلیسی را یاد بگیرید. این مجموعه به شما کمک می کند که اصطلاحات محاوره ای انگلیسی را فرابگیرید.

پیشنهادات ویژه  

top-table

pack-estelahat

این مجموعه تمامی اصطلاحات را همراه با تصاویر و یک داستان کوتاه به شما آموزش می دهد که این امر باعث می شود زبان آموز به مجموعه علاقه مند شده و اصطلاحات را به خوبی یاد گرفته و به حافظه بسپارد. بکار بردن اصطلاح در جمله (داستان) و به عنوان مثالی برای آموزش، به شما کمک می کند که متوجه شوید، چه موقع و چه زمانی از آنها در صحبت ها و یا حتی نوشته های خود استفاده کنید. آموزش اصطلاحات معمولا برای افرادی که در سطح متوسط و پیشرفته هستند، کاربرد دارد که بعد از یادگیری اولیه زبان، از دیگر مهارت ها کمک بگیرند و از آنها استفاده کنند. تمامی اصطلاحاتی که در این مجموعه هستند، پرکاربرد بوده و در مکالمات روزمره از آنها استفاده خواهید کرد. این مجموعه دارای فایل های PDF و MP3 می باشد و همچنین از انتشارات McGrawHill است.

۱۰۱ American English Idioms takes the mystery out of these common U.S. expressions and explains their meanings in context. On the audio CD, native speakers read each of the 101 idioms, so you can hear how American English sounds and practice what you have learned.

American English Idioms is designed to help bridge the gap between "meaning" and "thrust" of American colloquialisms by providing a situation and a graphic illustration of that situation, so that the imagery created by the expression can be felt, rather than simply learned as a stock definition.

 

دانلود

رمز عبور برای تمام فایلها languagedownload.ir می باشد.

تصاویری از مجموعه: 

آموزش اصطلاحات انگلیسی در منزل

آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی از پایه

آموزش صوتی اصطلاحات انگلیسی

اصطلاحات امریکایی انگلیسی

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی

One thought on “دانلود کتاب آموزش اصطلاحات انگلیسی ۱۰۱American English Idioms

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *