Tag Archives: آموزش اصطلاحات انگلیسی با ترجمه

برترین و پرفروش ترین محصولات

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل) امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف. با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.  پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه و امکانات بی شمار دیگر… برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : هم اکنون رایگان نصب کنید

آموزش مقدماتی انگلیسی


 

 

آموزش انگلیسی اندرویدpack-kamel pack-film آموزش مکالمه انگلیسی به فارسی

 

text
sticky-head-tests sticky-head-kudakan
teofl pack-kudakan
ielts  
telegram-german telegram-story

آموزش اصطلاحات رایج و عامیانه در زبان انگلیسی – درس بیست و دوم

توسط | اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و دوم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و دوم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۲        رفتارهای مطلوب  (Pleasant behavior)

۱٫ go out of one's way           مایه گذاشتن – به خود زحمت دادن

(to make an effort to do sth)

 

A: I'll try to help you as much as I can.

B: I appreciate anything you can do for me but don't go out of your way.

هر قدر بتوانم به تو کمک خواهم کرد.

هر کاری که بتوانی برایم انجام دهی ممنون می شوم ولی به خودت خیلی زحمت نده.

 

 

۲٫ go whole hog           سنگ تمام گذاشتن

(to do everything possible)

 

A: I love Lisa's parties.

B: So do I. When she throwa a party, she goes whole hog.

من عاشق مهمانی های لیزا هستم.

من هم همینطور، وقتی مهمانی می دهد سنگ تمام می گذارد.

 

 

۳٫ give it one's best shot             نهایت سعی خود را کردن

(to do your best)

 

A: Can you fix my car? It wouldn't start.

B: I'm not much of a mechanic but I'll give it my best shot.

می توانی ماشینم را تعمیر کنی؟ روشن نمی شود.

من مکانیک چندان خوبی نیستم ولی نهایت سعی خود را می کنم.

 

 

۴٫ bend over backwards (to do sth)             خود را به زحمت انداختن

(to do everything possible to please sb)

 

A: Why are you so upset with James?

B: I bent over backwards to help him but he didn't even thank me properly. He's so thankless.

چرا اینقدر از جیمز دلخوری؟

خیلی زحمت کشیدم تا کمکش کنم ولی او حتی یک تشکر درست و حسابی هم نکرد. خیلی ناسپاس است.

 

 

۵٫ work like a horse            مثل خر کار کردن

(to work very hard)

 

A: Did you enjoy your weekend?

B: Not at all. I worked like a horse all wekend.

تعطیلات آخر هفته خوش گذشت؟

اصلا. تمام آخر هفته را مثل خر کار کردم.

 

 

۶٫ take action            عمل کردن

 

A: Let's have another meeting and discuss the problem more.

B: We've talked too much about the problem. It's time to stop talking and take action.

یک جلسه دیگر بکذاریم و راجع به مشکل بیشتر بحث کنیم.

راجع به این مشکل خیلی حرف زده ایم. وقت آن رسیده که دست از حرف زدن برداریم و عمل کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کاربردی ترین اصطلاحات انگلیسی به فارسی – درس بیست و یکم

توسط | اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۷

اکنون درس بیست و یکم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس بیست و یکم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۲۱        احساسات نامطلوب  (Unpleasant feelings)

۱۰٫ like a fish out of water              ناراحت و معذب بودن – احساس غربت کردن

(awkward, in a foreign or unfamiliar environment)     

 

A: How do you like your new workplace?

B: To be frank with you, I feel out of place. I don't know anybody and everything is new to me. I feel like a fish out of water.

نظرت راجع به محل کار جدیدت چیست؟

راستش را بگویم احساس غربت می کنم. هیچکس را نمی شناسم. و همه چیز برایم جدید است. ناراحت و معذبم.

 

۱۱٫ to eat one's heart out          حسادت کردن – سوختن دل

(to be envious of sb/sth)

 

A: I like your new watch. It's really nice.

B: Well, eat your heart out. It was the last one in the store.

A: Look at your new computer. It's great. I envy you.

B: Don't eat your heart out about it. Go get one of your own.

از ساعت جدیدت خوشم می آید. خیلی قشنگ است.

خوب، دلت بسوزه. این آخرین ساعتی بود که در فروشگاه داشتند.

کامپیوتر جدیدش را ببین. حرف نداره. بهت حسودیم میشه.

لازم نیست حسادت کنی. برو یکی برای خودت بخر.

نکته: این اصطلاح همچنین به معنای (to be sad about sb/sth = غصه خوردن – غمگین بودن) نیز بکار می رود.

 

 

۱۲٫ be green with envy           از حسادت ترکیدن – حسودی کردن

(to be envious / to be jealous)

 

A: What do you think of Jim?

B: He's very jealous. Whenever he sees me in my new car, he turns green with envy.

نظرت راجع به جیم چیست؟

خیلی حسود است. هروقت مرا در اتومبیل جدیدم می بیند از حسادت می خواهد بترکد.

 

 

۱۳٫ get carried away           خیلی هیجان زده شدن – دیوانه شدن (قادر به کنترل احساسات خود نبودن)

(to get very excited or lose control of your feeling)

 

A: How was the football match last night?

B: Oh, it was terrific. When my favorite team scored the first goal, I got carried away and started shouting and jumping up and down.

مسابقه فوتبال دیشب چطور بود؟

فوق العاده بود. وقتی تیم مورد علاقه من اولین گل را زد خیلی هیجان زده شدم و شروع کردم داد زدن و بالا و پایین پریدن.

 

 

۱۴٫ to bottle up your emotions/feelings/problems…            در دل خود نگه داشتن – توی خود ریختن

(کنایه از هنگامی است که شخص احساسات، عواطف و مشکلاتش را بروز نمی دهد و در دل خود نگه می دارد.)

A: I feel terrible. My problems are getting on top of me.

B: Don't bottle up your problems. It's better to talk them out.

خیلی حالم بد است. مشکلاتم دارند مرا از پا در می آورند.

مشکلاتت را توی دلت نگه ندار. راجع به آنها حرف بزن و آنها را بیرون بریز.

 

 

۱۵٫ What's gotten into you/sb?            چِت شده – چِته (چرا اینطوری رفتار می کنی؟)

 

A: You're acting strangely today. What's gotten into you?

B: I don't know. I feel tense and nervous. I can't relax.

امروز رفتارت عجیب است. چته؟

نمی دانم. عصبی هستم. آرامش ندارم.

 

 

۱۶٫ I can't take it anymore                 دیگر تحملش را ندارم – دیگر طاقتم طاق شده

 

A: Why do you want to quit?

B: It's my boss. He keeps nagging me. I can't take it anymore.

چرا می خواهی کارت را رها کنی؟

به خاطر رئیسم. مرتب به من نق می زند. دیگر تحملش را ندارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش اصطلاحات رایج و کاربردی زبان انگلیسی به فارسی – درس شانزدهم

توسط | فروردین ۲۶, ۱۳۹۷

اکنون درس شانزدهم از آموزش اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی را در اختیار شما قرار می دهیم. آموزش این دروس بسیار کاربردی و ضروری هستند. هر زبان آموزی باید در مکالمات و یا نوشته های خود، اصطلاحات و اسلنگ هایی را به کار برد. این دروس همراه با نکاتی و آموزش هایی که در اختیار شما قرار می دهد، کمک می کند که به راحتی از آنها استفاده کنید. توجه داشته باشید که استفاده از اصطلاحات در مکالمات شما، آنها را زیبا و جذاب جلوه می دهد.

جهت مشاهده و تهیه پکیج کامل آموزش اصطلاحات پرکاربرد و رایج زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

– نرم افزار بی نظیر آموزش ترمیک زبان انگلیسی برای گوشی های اندروید

 

اکنون درس شانزدهم از آموزش پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را برای شما قرار می دهیم:

 

درس ۱۶        ضعف های آدم ها  (People's weaknesses)

۱٫ have a finger in every pie            نخود هر آش بودن

(be involved in everything)

 

A: Are you going to ask Barbara for help?

B: No, I'm not. She's very helpful but she's a busybody. She has a finger in every pie.

قصد داری از باربارا کمک بخواهی؟

نه. او به همه کمک می کند ولی فضول است. او نخود هر آش است.

 

 

۲٫ be full of hot air        چرند گفتن – چرت و پرت گفتن

(full of nonesense, talking none-sense)

 

A: Alice keeps talking behind your back.

B: Pay no attention. She's full of hot air.

آلیس تمام مدت پشت سرت حرف می زند.

اهمیت نده. زیاد چرت و پرت می گوید.

 

 

۳٫ can't take a joke          تحمل یا جنبه شوخی نداشتن

 

A: I was only joking about Sue's dress but she was badly hurt.

B: Don't worry. The trouble with Sue is she can't take a joke.

من فقط داشتم راجع به لباس سو شوخی می کردم، اما خیلی به او برخورد.

نگران نباش. مشکل سو این است که جنبه شوخی ندارد.

 

 

۴٫ can't see beyond the end of one's nose            جلوتر از نوک بینی خود را ندیدن

(not to be farsighted, to be self – centered)            آینده نگر نبودن – خود محور بودن

 

A: I don't approve of Mary. she lives from day to day.

B: You said it! She never plans ahead because she can't see beyond the end of her nose.

من مری را قبول ندارم. او از امروز به فردا زندگی می کند.

آی گفتی! او هیچ وقت برنامه ریزی نمی کند چون که جلوتر از بینی خود را نمی بیند.

 

 

۵٫ a babe in the woods             آدم خام – کسی که دهانش بوی شیر می دهد

(a innocent person, an inexperienced)          آدم هالو و ساده – آدم خام و بی تجربه

 

A: Do you think Joe Williams can run the company?

B: I doubt it. He might be a good engineer but he's a babe in the woods as a manager.

فکر می کنی جو ویلیامز بتواند شرکت را اداره کند؟

شک دارم. او شاید مهندس خوبی باشد ولی به عنوان مدیر یک شرکت آدم خام و بی تجربه ای است.

 

 

۶٫ a hard nut to crack         آدم سر سخت

(a difficult person or thing to deal with, a person who is difficult to persuade or influence)

(کنایه از کسی که قانع کردن یا تحت تاثیر قرار دادن او دشوار است.)

A: I'm trying to persuade George to stop smoking. It's really ruining his health.

B: You're wasting your time. He's a hard nut to crack.

دارم سعی می کنم جرج را قانع کنم که سیگار را ترک کند. سیگار دارد سلامتی اش را از بین می برد.

داری وقتت را تلف می کنی. او آدم سرسختی است.

 

 

۷٫ live in a fool's paradise            الکی خوش بودن – به چیز واهی دل خوش کردن

(feeling happy not knowing that your happiness is a false idea)

 

A: I'm planning to quit my job and start my own business.

B: How did you get this idea into your head. You have neither the money nor the expertise. You must stop living in a fool's paradise and get real.

قصد دارم کارها را رها کنم و برای خودم کار کنم.

این فکر از کجا به سرت افتاده؟ تو نه پولش را داری و نه تخصص اش را. تو باید دست از الکی خوش بودن برداری و با واقعیت روبرو شوی.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *